پرش به محتوای اصلی

آسیب خانوادگی که یک مهاجر جزیره آشیل را به خانه آورد

آیریش‌تایمز۱۴۰۵ شهریور ۲۷, جمعه، ساعت ۰۹:۲۱حدود 5 دقیقه مطالعه

اورلا کافرکی پس از سال‌ها زندگی در اوهایو پس از مرگ برادرش در میدان نبرد در اوکراین، به خانه برگشت و به کو مایو بازگشت.

مانند درد بسیاری از مهاجران، اورلا کافرکی، ساکن جزیره آشیل، همیشه یک کشش احشایی و مغناطیسی به محل زادگاهش احساس می‌کرد.

اما این خبر وحشتناک مرگ برادرش فینبار در یک میدان نبرد در اوکراین در آوریل 2023 بود که در نهایت او را مجبور به بازگشت به خانه کرد.

کافرکی که فارغ‌التحصیل دانشگاه گالوی و مدرسه اقتصاد لندن است، در یک دوراهی در زندگی‌اش قرار داشت که در 32 سالگی در سال 2017 به یک سفر انفرادی در امتداد مسیر آپالاچیان رفت.

در سومین روز پیاده روی خود، بر بالای کوهی در جورجیا، با برندان سدلاک، دستیار جراحی از کلیولند ملاقات کرد.

این جفت سفر 2200 مایلی را با هم به پایان رساندند و در عرض چند ماه ازدواج کردند و در حومه سرسبز شهر اوهایو که در آن سدلاک بزرگ شده بود، ساکن شدند.

به مرور زمان دو پسرشان به دنیا آمدند. فینبار اکنون هشت ساله و لوان شش ساله است.

با ارتباطات عمیق تاریخی آشیل با کلیولند - بیش از 80 درصد از جمعیت ایرلندی شهر اوهایوایی می توانند منشأ خود را در جزیره کو مایو و اطراف آن ردیابی کنند - می توان استدلال کرد که کافرکی در خانه ای دور از خانه زندگی می کرد. او می‌گوید: «در آخر شب روی میز آشپزخانه، لیست‌هایی را تهیه می‌کردم، موافقان و مخالفان، موافق و مخالف، هزینه‌های زندگی مقایسه‌ای، اما اعداد روی آن دفترچه یادداشت هرگز به نفع آشیل جمع نمی‌شدند.

ما در مکانی عالی برای بزرگ کردن دو فرزند کوچکمان زندگی می‌کردیم، اما من نتوانستم جلوی آن را بگیرم و جرأت کردم بیشتر بخواهم.»

همه چیز در 19 آوریل 2023 تغییر کرد، زمانی که او یک تماس تلفنی از خانه دریافت کرد. بزرگ ترین برادر بسیار دوست داشتنی او فینبار در اوکراین ناپدید شد و گمان می رود مرده باشد.

او که یک فعال مادام العمر به دلایل مختلف بود، در کنار دو داوطلب بین المللی دیگر با یک واحد اوکراینی در تلاش برای باز نگه داشتن یک مسیر حیاتی به شهر باخموت با غلبه نیروهای روس بود.

او می‌گوید: "وقتی فینبار کشته شد، ابتدا به ما گفتند که جسد او در یک مزرعه است. به ما یک نقشه دقیق در گوگل داده شد. در آن زمان چیزی وجود نداشت."

می‌خواستم بیشتر از رفتن به آن میدان و با او باشم، روی آن نقطه زوم می‌کردم و در رویاهایم به بدن قوی، زیبا و اکنون آسیب‌پذیر او توجه می‌کردم، چشمانش را می‌بستم، چکمه‌هایش را در می‌آورم.

بعد از یک ماه به ما گفتند که جسد او به سردخانه منتقل شده است. نمونه های DNA و پرونده های دندانپزشکی ارسال شد. شش ماه برای شناسایی رسمی منتظر ماندیم. سپس به ما گفتند که در واقع جسد او هرگز پیدا نشد.

فینبار کافرکی: زندگی و مرگ یک جنگجوی ایرلندی «که پولش را در دهانش می گذارد» در اوکراین

تا به امروز، به نظر می رسد هیچ کس نمی داند بقایای او کجاست.

این فاجعه باعث شد که کافرکی بیشتر مشتاق خانه شود.

او می‌گوید: «من خیلی خوش شانس بودم که برندن هم آن را احساس کرد و به‌نظر می‌رسید که جمع‌آوری ارقام و متعادل کردن مزایا و معایب در دفترچه یادداشت آشپزخانه دیگر اهمیتی نداشته باشد».

او که به‌عنوان گیلگه بزرگ شده بود و اغلب تکالیفش را در میخانه‌ای که پدر و مادرش اداره می‌کردند انجام می‌داد، می‌خواست فرزندانش «خودانگیختگی، شعر و وحشی بودن» جزیره کو مایو را تجربه کنند.

در حالی که آنها قبلا دوزبانه بزرگ می شدند و به طور منظم به خانه آورده می شدند، کافرکی از دو پسرش می خواست که "هنگام پیاده شدن به جزیره ای فراساحلی، آن احساس سفر در زمان" را تجربه کنند.

او می‌گوید: «می‌خواستم آن‌ها در ماه سپتامبر برای چیدن sméara dubha بیایند و خشک شدن دولیسک را روی یک صفحه صاف که روی چمن‌های تابستانی گذاشته‌اند ببینند.

مهم‌تر از همه، کافرکی می‌خواست دو پسرش «به زبان ایرلندی تسلط کامل داشته باشند». او می گوید: "با این کار، آنها همیشه به مکان مرتبط خواهند بود و احساس تعلق خواهند داشت. داشتن زبان به خودی خود یک بازگشت به خانه است."

فراتر از برخورد با آسیب های ناشی از مرگ فینبار، تدارکات خانه انتقالی نسبتا یکپارچه بود.

کافرکی می‌گوید: «خوشبخت بودیم که خانه‌ای در روستای آسکیل، چند مایلی دورتر از محل بزرگ شدن من، پیدا کردیم، زیرا یکی از اقوام در حال کوچک کردن بود.

پسرها در Scoil Naomh Pádraig در نزدیکی Sáile شرکت می کنند و من خوش شانس هستم که شغل من که مطابق با قوانین مالی دولت است، به من اجازه می دهد 80 درصد از اوقات از راه دور کار کنم.

برندن با صرف زمان بیشتر برای پدر و مادر شدن، در حالی که از نجاری، باغبانی، یادگیری ایرلندی و نواختن گیتار با چهار نفر دیگر در گروهی به نام The Pisreogs لذت می برد، کاملا تغییر کرده است.

او می‌گوید: «انتقال به خانه بسیار عالی بوده است و ما در اینجا احساس آرامش می‌کنیم.

کافرکی معتقد است برخی از مسائل وجود دارد که به نظر او دولت باید به آنها رسیدگی کند.

در حالی که او این واقعیت را ستایش می کند که تنها مدرسه متوسطه در جزیره، Coláiste Pobail Acla در مورد برنامه ریزی رویدادها و فعالیت ها از طریق ایرلندی بسیار فعال است، اما یک جریان کاملا ایرلندی ندارد.

او می‌گوید: «من احساس می‌کنم این یک حق قانون اساسی است که هر کودک در کشور، به‌ویژه در گیل‌تاخت، باید این فرصت را داشته باشد که کاملا از طریق ایرلندی آموزش ببیند.

ما به خانه نقل مکان کردیم تا در Gaeltacht زندگی کنیم، اما هیچ گزینه مدرسه متوسطه تمام ایرلندی برای آنها وجود ندارد.

اما این یک مسئله برای آینده است.

حالا، او چیزی را دوست ندارد جز اینکه ببیند دو پسر جوانش ماجراهای پرت و پلا را در کنار انبوه سنگ های مچاله شده ای که پدربزرگ و مادربزرگشان زمانی زندگی می کردند، تجربه می کنند.

خواندن متن کامل در آیریش‌تایمزبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شود
متن اصلی (انگلیسی)

The family trauma that brought an Achill Island emigrant home

Orla Cafferkey returned home to Co Mayo after years living in Ohio following death of her brother fighting on a battlefield in Ukraine

همه‌ی اخبار جهان