آنچه سکوت طبیعت به آنی دیلارد گفت
آنی دیلارد در مقاله ای در سال 1981 در آتلانتیک نوشت: «سکوت طبیعت یکی از نکات آن است. دیلارد که دیروز در سن 81 سالگی درگذشت، زندگی خود را صرف گوش دادن کرد. او آن مقاله را با عنوان «آموزش یک سنگ برای صحبت کردن» - که بعدا در مجموعهای با همین عنوان اقتباس شد - با داستان مردی به نام لری باز میکند که سعی میکند سنگی به دست آورد تا با او صحبت کند. او مینویسد: «او آن را در یک قفسه نگه میدارد، که توسط مربعی از دباغی نشده محافظت میشود…
آنی دیلارد در مقاله ای در سال 1981 در آتلانتیک نوشت: «سکوت طبیعت یکی از نکات آن است. دیلارد که دیروز در سن 81 سالگی درگذشت، زندگی خود را صرف گوش دادن کرد.
او آن مقاله را با عنوان «آموزش یک سنگ برای صحبت کردن» - که بعدا در مجموعهای با همین عنوان اقتباس شد - با داستان مردی به نام لری باز میکند که سعی میکند سنگی به دست آورد تا با او صحبت کند. او مینویسد: «او آن را در قفسهای نگه میدارد، که با مربعی از چرم دباغی محافظت شده است، مانند قناری که زیر پارچهاش خوابیده است. لری پوشش درسهای سنگ را برمیدارد.» دیلار مطمئن نیست که دقیقا در این درسها چه اتفاقی میافتد، اما او به این روند احترام میگذارد: «این یک کار نجیب است و از هر زاویهای به فروش کفش میخورد». برای دیلارد، تلاش برای شنیدن دنیای طبیعی نیز کار مقدسی بود.
«ما در تمام این قرنها چه کار کردهایم، جز اینکه سعی کردهایم خدا را به کوه بخوانیم، یا در صورت شکست، از هر چیزی که ما نیستیم یک نگاهی بیاندازیم؟» او می پرسد. او در سال 1945 در پیتسبورگ متولد شد و در برخی از مکانهایی که زندگی میکرد الهام گرفت. در 28 سالگی، او Pilgrim at Tinker Creek را منتشر کرد، کتابی غیرداستانی برنده جایزه پولیتزر که از پیادهرویهای او در کوههای بلو ریج در ویرجینیا در دهه 70 استخراج میشود. تفکرات او در مورد این تجربیات انفرادی در طبیعت باعث مقایسه با هنری دیوید ثورو شد که به شدت بر کار او تأثیر گذاشت.
او همچنین یکی از اولین زنانی بود که جایگاهی در ژانر نویسندگی مردسالار پیدا کرد. دایانا ساورین، نویسنده ای که مدتی را صرف بررسی آرشیو نوشته ها و مکاتبات شخصی دیلارد در ییل کرده بود، یک بار در The Atlantic Dillard ترس از استقبال او را چنین توضیح داد: «قبل از اینکه کتابش را منتشر کند، در مجله خود خط می زد و به این فکر می کرد که اگر نویسنده آن یک زن خانه دار بود، چه کسی کتابش را جدی می گرفت.
او با کنار گذاشتن زندگی روزمره حومه شهر از کارش با این مشکل برخورد کرد، به طوری که برخی از منتقدان احساس کردند که او درباره اینکه چقدر در طبیعت وحشی بوده اغراق می کند. همانطور که ساورین اشاره کرد، دیلارد اذعان کرد که "او گاهی اوقات حقیقت تحت اللفظی را تحریف می کند تا به حقیقتی هنری دست یابد." اما برای دیلارد، حقایق نهایی خود را در زمانی که او در خارج از خانه سپری کرد آشکار شد. او در مجلات خود به حساسیت «الهیاتی» در کتابهایش اذعان داشت و این حساسیت در هر صفحه وجود دارد.
"تفاوت بین کلیسای جامع و آزمایشگاه فیزیک چیست؟" او در آتلانتیک نوشت. "آیا آنها هر دو سلام نمی کنند" به جهان فراتر؟
دیلارد در طول زندگی خود به نوبه خود با پروتستانیسم، کاتولیک و اصلا هیچ چیز شناخته نشد. من برای اولین بار با کار او در یک کلاس علوم دینی در دانشگاه وسلیان روبرو شدم، جایی که او از سال 1979 تا 2001، قبل از زمان من در آنجا تدریس می کرد. دیلارد برای سیستم من یک شوک بود: وقتی به عنوان یک یهودی دیدهبان اما از نظر الهیات سردرگم بزرگ شدم، سالهای نوجوانیام را در کنیسه با خارش احساس گناه گذراندم، هر شنبه همان کلمات را در کتاب دعا میخواندم و میخواستم باور کنم.
فقط بعدا فهمیدم که ایمان - و شاید مهمتر، خود عمل زندگی - را میتوان در آنچه میبینیم، لمس میکنیم و میشنویم نیز یافت: حتی در خشخش باد. دیلارد این را به من آموخت. او در سال 1981 نوشت: "در نقطه ای خاص به جنگل، به دریا، به کوه، جهان، حالا من آماده ام."
گاهی طبیعت رعد و برق می کند و چاره ای جز گوش دادن به ما نمی دهد. دیلارد در توصیف یک خسوف کامل، ترسیده است و حتی میترسد: «انگار خدای عظیم الجثهای در آسمان پایین آمده بود و به زمین سیلی زده بود.» در مواقع دیگر، نگاه کردن به طبیعت می تواند ضد آب و هوا باشد، اما حتی این سکوت نیز باعث احترام می شود. سنگ هرگز با لری صحبت نمی کند و دیلارد با تسلیم شدن در برابر ایمانش به نیستی، این داستان را به پایان می رساند. او می نویسد: "شما برای دعا برای این سکوت قدمی در مسیر درست بردارید." بی وقفه دعا کنید.
متن اصلی (انگلیسی)
What Nature’s Silence Said to Annie Dillard
“Nature’s silence is its one remark,” Annie Dillard wrote in a 1981 Atlantic essay. Dillard, who died yesterday at age 81, spent her life listening. She opens that essay, “Teaching a Stone to Talk”—which was later adapted into a collection by the same title—with the story of a man named Larry who is trying to get a rock to speak to him. “He keeps it on a shelf,” she writes, protected “by a square of untanned…