آیا تایوان می جنگد؟ ما به شواهد بهتری نیاز داریم
هم آنهایی که پیشبینیهای بدبینانه انجام میدهند و هم آنهایی که با اطمینان آنها را رد میکنند، اغلب بر شواهد کمی تکیه میکنند.
مقاله اخیر سایمون شوستر در آتلانتیک، در مورد اینکه آیا تایوان ممکن است در برابر فشار فزاینده چین به سادگی «تسلیم شود»، توجه قابل توجهی را در تایوان و در میان جامعه گستردهتر ناظران چین و تایوان به خود جلب کرد. برخی این قطعه را به دلیل تحلیل صریح آن و پرسیدن سوالات ناراحت کننده ای که اغلب در بحث های مربوط به امنیت تایوان از آنها اجتناب می شود، ستایش کردند.
دیگران تا حدودی کمتر تحت تأثیر قرار گرفتند. این مقاله به سرعت مورد انتقاد تحلیلگران خارجی تایوانی و (بیشتر) مستقر در تایوان قرار گرفت، آنها به اشتباهات واقعی، تفسیرهای مشکوک از سیاست داخلی و آنچه به عنوان تصویری انتخابی و گمراه کننده از جامعه تایوان می دیدند، اشاره کردند. قانونگذار پوما شن، یکی از کسانی که برای این مقاله مصاحبه شد، بیانیهای عمومی صادر کرد و شوستر را متهم کرد که نظرات خود را از متن خارج کرده است.
تایپه تایمز سرمقاله ای را به رد این مقاله اختصاص داد، و حتی شورای امنیت ملی تایوان نیز به این موضوع پرداخت و جوزف وو، دبیرکل، علنا فرض اصلی آن را رد کرد. اساسا دلایل نسبتا خوبی برای جدی گرفتن این انتقادات وجود دارد. برخی به حقایق و زمینههای اساسی مربوط میشوند، که بدیهی است هنگام ارائه چنین استدلال گستردهای درباره تایوان مهم هستند. گفتنی است، این واکنش مشکل دیگری را نیز آشکار کرد.
بخش قابل توجهی از پاسخ این سوال را مطرح کرده است که یک روزنامه نگار خارجی که زمان محدودی را در تایوان گذرانده و هیچ تخصص قبلی در تایوان یا منطقه ندارد، واقعا می تواند در مورد جامعه تایوان بداند. منتقدان به عدم درک سیاست تایوان، تعامل ناکافی با صداهای تایوانی و نظرسنجیهایی که تمایل قابل توجهی برای دفاع از تایوان نشان میدهد، و تجربه خود تایوان - از دموکراسیسازی و جنبش آفتابگردان تا واکنش قابل توجه آن به COVID-19 - به عنوان شاهدی بر جامعهای که قادر به بسیج در مواقع ضروری است، اشاره کردند.
به همان اندازه که این استدلال ها قانع کننده هستند، هیچ یک از آنها نیز پاسخ قانع کننده ای به ما نمی دهند. پیشبینی اینکه تایوان و مردم آن واقعا چه خواهند کرد اگر چین تصمیم به استفاده از زور بگیرد، فوقالعاده دشوار است. هم آنهایی که پیشبینیهای بدبینانه میکنند و هم آنهایی که با اطمینان آنها را رد میکنند اغلب به شواهدی تکیه میکنند که خیلی کمتر از آنچه فکر میکنیم به ما میگویند. نظرسنجی ها شاید واضح ترین نمونه باشد.
همانطور که قبلا در The Diplomat بحث شد، آنها برای درک نگرش ها مفید هستند، اما گفتن به یک نظرسنجی که از تایوان دفاع می کنید با تصمیم گیری زمانی که موشک ها در حال سقوط هستند، تلفات در حال افزایش است، برق و ارتباطات مختل می شوند، و هیچ کس نمی داند که آیا کمک های خارجی می آید یا خیر، بسیار متفاوت است. این باعث بیهوده شدن نظرسنجی نمی شود. سؤالات مربوط به هزینه های واقعی، مانند خدمت سربازی طولانی تر، مالیات های بیشتر، یا تعهدات شخصی بیشتر، می توانند چیزهای بیشتری را به ما نشان دهند. اما گفتن اینکه شما حاضرید چیزی را قربانی کنید و در واقع آن را قربانی کنید یک چیز نیست.
نمونه های تاریخی فقط ارتباط محدودی دارند. دموکراتیزه شدن تایوان، جنبش آفتابگردان و واکنش آن به کووید-19 همگی به عنوان شواهدی از جامعه ای که قادر به بسیج در مواقع ضروری است ذکر شده است. همچنین می توان با مقاومت فنلاند در برابر اتحاد جماهیر شوروی در طول جنگ زمستانی، پاسخ اوکراین به تهاجم روسیه، یا سایر جوامعی که به مراتب بیشتر از آنچه که خارجی ها انتظار داشتند، مایل به مقاومت بودند، مقایسه کرد. اینها واقعا نمونه های قدرتمندی هستند.
اما آنها دقیقا در مورد چگونگی واکنش جامعه تایوان به حمله چینی امروز به ما چه می گویند؟ اسرائیل مثال مفیدی ارائه می دهد که چرا باید در پیش بینی ها مراقب باشیم. جامعه اسرائیل بارها توانایی فوق العاده ای برای بسیج در برابر تهدیدات نظامی از خود نشان داده است. پس از حملات 7 اکتبر، بیش از 300000 نیروی ذخیره در مدت زمان بسیار کوتاهی بسیج شدند، از جمله اسرائیلی هایی که از خارج برگشته بودند تا برای انجام وظیفه خود گزارش دهند. با این وجود، در طول کووید-19، اسرائیل برای حفظ تبعیت عمومی از محدودیتهای دولتی تلاش کرد.
با ادامه بحران، اعتماد و تمایل به پیروی از مقررات کاهش یافت. همان جامعه دو پاسخ بسیار متفاوت به فراخوان برای اقدام عمومی ایجاد کرد. نوع تهدید، جدیت درک شده آن، اعتماد عمومی، شکاف های سیاسی و هزینه های شخصی همگی می توانند نحوه واکنش جوامع را شکل دهند. تجربه و مقایسه تاریخی می تواند سرنخ های مفیدی به ما بدهد. اما آنها نمی توانند به ما بگویند که تایوانی ها در مواجهه با ارتش آزادیبخش خلق (PLA) چه خواهند کرد. پس شاید لازم باشد جای دیگری را جستجو کنیم.
به جای اینکه بیپایان بپرسیم که آیا تایوانیها میجنگند یا تسلیم میشوند، باید با دقت بیشتری به آنچه جامعه تایوانی، سیاستمداران و ارتش آن انجام میدهند با افزایش تهدید چین نگاه کنیم. و در اینجا تصویر همچنان نگران کننده است. تایوان با استخدام و حفظ نظامی، کمبود پرسنل و نیروی ذخیره که تعداد بسیار کمی از آنها آموزش منظم و معناداری دریافت می کنند، دست و پنجه نرم کرده است.
قطبی شدن سیاسی بارها دفاع را به میدان نبرد دیگری بین حزب پیشرو دموکراتیک (DPP) و کومینتانگ (KMT) تبدیل کرده است، که به وضوح در ادامه دعواها بر سر هزینه های دفاعی به چشم می خورد. همکاری و هماهنگی نهادی همچنان مشکل ساز است، در حالی که فرهنگ های نهادی و نظامی عمیقا ریشه دار می توانند اصلاحات و سازگاری لازم را کند کنند. تایوان همچنین با محدودیت های جدی در گسترش ظرفیت دفاعی-صنعتی خود با سرعت کافی برای رفع نیازهای رو به رشد خود مواجه است.
همه این مشکلات به ما نشان می دهد که چقدر شهروندان، سیاستمداران و نهادهای تایوانی در واقع مایل و قادر به تغییر با افزایش تهدید هستند. با این حال، نشانه هایی وجود دارد که نشان می دهد برخی چیزها در مسیر درست حرکت می کنند. پس از سالها کاهش، استخدام و حفظ ارتش اخیرا بهبود یافته است، اگرچه هنوز خیلی زود است که بدانیم آیا این یک تغییر پایدار است یا خیر.
سازمانهایی مانند آکادمی Kuma و Forward Alliance هزاران نفر را جذب کردهاند که مایلند وقت خود را برای آموزش دفاع غیرنظامی بگذرانند و هزینههای دفاعی به طور قابلتوجهی افزایش یافته است. تمرینهای سالانه هان کوانگ تایوان نیز بهطور قابلتوجهی واقعیتر و جامعتر شده است، با تکرار امسال، Han Kuang 42، که شامل آموزشهای طولانیتر و کمتر، شامل طیف وسیعتری از بازیگران نظامی، دولتی و غیرنظامی است و تاکید بسیار بیشتری بر دفاع از کل جامعه دارد.
این هنوز دلیل قطعی این نیست که تایوانیها میجنگند، و همچنین نشانههای نگرانکنندهتر را نفی نمیکند. اما اینها دقیقا نوعی از تحولات هستند که ما باید نظاره گر آن باشیم. آیا افراد بیشتری به ارتش میپیوندند و میمانند؟ آیا نیروهای ذخیره آموزش جدی تری می بینند؟ آیا شهروندان حاضرند وقت خود را برای دفاع مدنی بگذارند؟ آیا تایوانی ها مایل به پذیرش خدمات طولانی تر، هزینه های دفاعی بیشتر یا سایر هزینه های شخصی هستند؟ آیا رهبران سیاسی حاضرند دفاع را بالاتر از منافع حزبی قرار دهند؟ آیا نهادهای دولتی واقعا با یکدیگر همکاری می کنند و نحوه عملکرد خود را تغییر می دهند؟ یک
آیا ارتش در مورد آماده شدن برای نوع جنگی که واقعا مجبور به جنگیدن است جدی تر می شود؟ مهمتر از آن، ما باید این شاخص ها را در طول زمان دنبال کنیم. یک سال بد استخدام در ارتش می تواند یک انحراف باشد. کاهشی که به مدت پنج یا ده سال با افزایش تهدید ادامه یابد، چیزهای قابل توجهی را به ما می گوید. همین امر در مورد حفظ، آموزش ذخیره، مشارکت دفاع مدنی، هزینه های دفاعی و اصلاحات نظامی صادق است. همچنین باید بررسی کنیم که آیا این شاخص ها در یک جهت حرکت می کنند یا خیر.
اگر آنچه تایوانی ها به نظرسنجی ها می گویند با آنچه شهروندان، سیاستمداران و نهادها واقعا مایل به انجام آن هستند مطابقت داشته باشد، می توانیم به این نگرش ها اعتماد بیشتری داشته باشیم. عارضه دیگری نیز وجود دارد. صحبت در مورد "تاب آوری تایوان" یا "اراده تایوان برای مبارزه" اغلب تایوان را به عنوان یک بازیگر واحد در نظر می گیرد در حالی که به وضوح چنین نیست. تفاوت ها بسیار فراتر از تقسیم DPP-KMT است. ارتش، سازمانهای دولتی، مقامات محلی، جامعه مدنی، مشاغل و بخشهای مختلف مردم ممکن است سطوح بسیار متفاوتی از آمادگی، تعهد و تمایل به تحمل هزینهها داشته باشند.
تقلیل همه اینها به یک ویژگی ملی، بیش از آنچه که آشکار می کند، مخاطره می کند. برای گل آلود کردن بیشتر آب، مقاومت خود دوتایی نیست. "آیا تایوان می جنگد؟" یا "آیا تایوان تسلیم خواهد شد؟" ساده به نظر می رسد، اما ما دقیقا چه چیزی را تصور می کنیم؟ قرنطینه چینی؟ محاصره طولانی مدت؟ تصرف یک جزیره فراساحلی؟ حملات موشکی؟ تهاجم تمام عیار؟ تایوانی ها ممکن است به هر یک واکنش بسیار متفاوتی نشان دهند. حتی پس از شروع جنگ، نگرش ممکن است تغییر کند.
جمعیتی که در ابتدا مصمم به مقاومت بودند، ممکن است پس از هفتهها تلفات، کمبود و ویرانی متفاوت فکر کنند. حمله همچنین می تواند اثر معکوس داشته باشد و عزم قوی تری ایجاد کند. ارتش، رهبران سیاسی و عموم مردم ممکن است واکنش متفاوتی نشان دهند، در حالی که خیلی چیزها می تواند به این بستگی داشته باشد که آیا تایوانی ها معتقدند ایالات متحده یا ژاپن در نهایت مداخله خواهند کرد. در نهایت، هیچ مقدار ثابتی از «اراده برای مبارزه» وجود ندارد که در جایی در جامعه تایوانی منتظر روزنامهنگار، نظرسنجی یا دانشگاهی مناسب برای کشف آن باشد. این ما را به شوستر برمی گرداند.
مقاله او در جایی که حقایق، شواهد و تفسیرهای آن اشتباه است، شایسته انتقاد است. اما همان استاندارد تحلیلی باید در مورد کسانی که نتیجه گیری های او را به چالش می کشند اعمال شود. هیچ کس نمی تواند با اطمینان به ما بگوید که اگر چین از زور استفاده کند، تایوان و مردمش دقیقا چه خواهند کرد. با این حال، ما میتوانیم کار بسیار بهتری در بررسی آنچه که آنها در حال حاضر انجام میدهند و چگونگی تغییر آن در طول زمان انجام دهیم. در واقع، به طور قطع به ما نمی گوید که آیا تایوان می جنگد یا خیر. اما مکان بسیار بهتری برای شروع به ما می دهد.
متن اصلی (انگلیسی)
Will Taiwan Fight? We Need Better Evidence.
Both those making pessimistic predictions and those confidently rejecting them often rely on thin evidence.