ابهام درباره سرمربیگری قلعهنویی در تیم ملی؛ منطق را قربانی نکنید!
با تعویق جام ملتهای آسیا، سرنوشت حضور امیر قلعهنویی در تیم ملی، در هالهای از ابهام قرار میگیرد.
به گزارش فوتبال 360، جام ملتهای آسیا به طور رسمی، یک سال به تعویق افتاد تا دیگر خبری از برنامههای فوری و اجباری فدراسیون فوتبال برای تیم ملی نباشد. این رقابتها که قرار بود دیماه به میزبانی ریاض برگزار شود، به دلیل مشکلات موجود در خاورمیانه، یک سال به تعویق افتاد تا سال 2028 میلادی برگزار شود. این اتفاق اثر مستقیمی روی سرنوشت امیر قلعهنویی به عنوان سرمربی تیم ملی خواهد داشت؛ آیا قرار است مدتزمان حضور او روی نیمکت تیم ملی بیشتر شود؟
قرارداد امیر قلعهنویی با فدراسیون فوتبال پس از جام جهانی 2026 به اتمام رسید؛ فدراسیون به دلیل آنکه زمان زیادی تا شروع جام ملتهای آسیا باقی نمانده، قرارداد امیر قلعهنویی را بدون درنظر گرفتن نتایجی که به همراه تیم ملی به دست آورده، تا پایان جام ملتها تمدید کرد. مسئله اما اینجاست که قرار نیست جام ملتها در این سال برگزار شود و به سال آینده موکول شد. به این ترتیب، قرارداد قلعهنویی با تیم ملی محل سوال است. اگرچه رسانههای نزدیک به او تلاش کردهاند این مورد را القا کنند که در قرارداد او قید شده تا پایان جام ملتها و تا زمانی که این جام برگزار نشود، او سکاندار تیم ملی خواهد بود؛ ولی چنین موردی به طور قانونی ایراد دارد. همانطور که پیشتر عنوان شده، یک قرارداد برای آنکه قانونی تلقی شود نیاز به طرفین، مدتزمان و مبلغ دارد. از آنجا که قرارداد امیر تا پایان جام ملتها بوده، بدیهی است زمان قید شده در آن تا اسفند همین سال 1405 خواهد بود. پس، به لحاظ قانونی، قید نشدن زمان پایان قراداد، ایراد بزرگی است و اصلا قرارداد را قانونی جلوه نمیدهد. از آنجا که فدراسیون مدعی است قرارداد بین طرفین امضا شده، پس قطعا تاریخِ پایان دارد و از آنجا که ماهها قبل منعقد شده، اعتبار پایانش انتهای همین سال خواهد بود.
پرسش اصلی که بعد از اعلام رسمی تعویق یک ساله جام ملتها مطرح شده این است که با چنین شرایطی آیا همچنان امیر قلعهنویی باید سرمربی تیم ملی بماند؟ پاسخ به این سوال، مهمترین موضوعی است که مسئولان فدراسیون فوتبال با آن مواجه خواهند بود؛ چون پیش از این، به طور مشخصی با تمدید قرارداد بلندمدت امیر قلعهنویی تا پایان جام جهانی 2030 مخالفت کرده بودند. مسئله اینجاست که اگر قرار باشد قلعهنویی تا یک سال دیگر هم روی نیمکت تیم ملی بنشیند، آن وقت با توجه به فاصله اندک پایان جام ملتها و آغاز بازیهای انتخابی جام جهانی 2030 عملا فرصت انتخاب سرمربی جدید از کف خواهد رفت و فدراسیون، دوباره به بهانه نداشتن زمان کافی، مجبور است با امیر قلعهنویی ادامه دهد.
امیر قلعهنویی قرار بود تا پایان جام ملتهای 2027 روی نیمکت تیم ملی بنشیند و پس از آن، اگر تیم را به فینال این رقابتها برساند، قراردادش تمدید شود. مشکل اما تعویق یک ساله این جام است. همانطور که عنوان شد اگر قرار باشد قلعهنویی همچنان سرمربی بماند، بعدها زمان برای تغییر از دست خواهد رفت؛ ضرر و زیان چنین تصمیمی وقتی بیشتر میشود که قلعهنویی نتواند انتظاراتی که از او میرود یا وعدههایی که داده را برآورده و عملی کند.
مسئله اما فقط زمان نیست؛ قلعهنویی 4 سال است هدایت تیم ملی ایران را در دست داشته و در این مدت به لحاظ فنی، تیم ملی پیشرفتی نداشته هیچ، پسرفت هم کرده است. این اتفاق در شرایطی رخ داده که امیر در ماههای اول حضورش روی نیمکت تیم ملی، وعده انجام بازیهای تماشاگرپسند و زیبا را داده بود که نیازی به تشریح بیشتر این بخش حس نمیشود.
پروژه دومی که عملا قلعهنویی از انجامش ناتوان نشان داده و مقاومت عجیبی هم مقابلش داشته، جوانگرایی است. او فقط به پیرمردهای فوتبال ایران دل بسته و هربار وعده جوانگرایی را به زمانی دیگر موکول کرده. به لحاظ دستاورد هم که عایدی خاصی نداشته؛ تکرار مکررات با این تفاوت که این بار تیم ملی حتی از گروه جام جهانی 48 تیمی صعود نکرده است.
به این موارد باید دستمزدی که فدراسیون قرار است به قلعهنویی بپردازد و اصلا هم کم نیست اضافه شود.
ماجرای اصلی اما مربوط به تداخل برنامههای احتمالی با یحیی گلمحمدی به عنوان سرمربی امید است؛ اگر قلعهنویی قرار باشد با توجه به تعویق جام ملتها، در تیم ملی پوستاندازی کرده و واقعا از سر اجبار، تیم ملی را برخلاف میلش جوان کند، یک تداخل وظایف عجیب با یحیی گلمحمدی خواهد داشت. در واقع، در این صورت، 2 نفر در قامت سرمربی با 2 دستمزد بسیار زیاد که جمعش میتواند هزینه زیادی روی دست فدراسیون بگذارد، کاری مشابه را به طور همزمان پیش خواهند برد. اینجا دقیقا همان موضوعی است که انتظار میرود منطق قربانی نشود؛ یعنی با تعیین تکلیف سریعتر نیمکت بزرگسالان، فدراسیون از فرصت پیشآمده نهایت بهره را ببرد و یک بار برای همیشه شایعه دخالت بیرونی برای نیمکت تیم ملی بزرگسالان را از بین ببرد. هرچند انتظار انجام کارهای منطقی از این فدراسیون، خودش غیرمنطقی است!