احسان خرسندی در گفتوگو با «فوتبال 360»؛ بازی دادن به تمامشدهها، خیانت به تیم ملی است
سرمربی تیم جوانان پرسپولیس در خصوص شرایط تیم ملی، تیم امید و فوتبال پایه صحبت کرد.
به گزارش فوتبال ۳۶۰، فوتبال ملی کشور در فاصله دو روز با دو نتیجه بسیار تلخ مواجه شد. ابتدا شکست ۴ بر یک مقابل کرهشمالی در بازیهای آسیایی ناگویا ۲۰۲۶ که منجر به حذف تیم امید شد و سپس باخت 3 بر یک تیم ملی مقابل ازبکستان در نخستین دیدار دوستانه پس از جام جهانی و در مسیر آمادهسازی برای جام ملتها.
جدالهای اخیر مقابل ازبکستان با نتایج خوبی برای تیم ملی همراه نبوده و سِیر نتایج در سالهای اخیر، در کنار شرایط متفاوت فوتبال دو کشور، بحثهای زیادی را به وجود آورده است. ازبکستان روزبهروز جوانتر میشود، در حالی که تیم ملی ایران همچنان به برخی از بازیکنان باتجربه خود وابسته است. در همین راستا، خبرنگار «فوتبال ۳۶۰» گفتوگویی با احسان خرسندی، بازیکن سابق و سرمربی فعلی جوانان پرسپولیس، داشته که در ادامه میخوانید.
*بازی تیم ملی مقابل ازبکستان چطور بود؟ این نتیجه برای شما قابل باور بود؟
خوب نبودیم و باختیم. تفکر حاکم در تیم ملی باید عوض شود. به تیمی باختیم که بخشی از ستارههایش را در اختیار نداشت. این همه سال ما از تغییر نسل صحبت کردیم، اما الان ازبکستان زودتر از ما این کار را انجام میدهد. دیدیم که آقای کاناوارو از کنار چند نام بزرگ تیمش گذشت و به بازیکنان جدید فرصت داد. این خودش میتواند شروع یک نسلسازی باشد. شاید برای برخی بازیکنان یک شوک بوده و شاید هم فرصتی برای مقایسه نفرات جدید با بازیکنان قبلی. به نظرم از نظر فردی و کیفی بهتر از ما بودند و این برتری آنقدر محسوس بود که نتیجه سه بر یک هم برای ما ناباورانه به نظر میرسید.
ما هنوز روی تفکرات قدیمی خودمان ایستادهایم و تیم ملی وجهه جدیدی پیدا نکرده است. انرژی جدیدی در تیم وجود ندارد. بازی دادن به برخی از اسامی تمامشده خیانت به فوتبال کشور است. البته ما هنوز آلترناتیو مشخصی هم پیدا نکردهایم و با این شرایط، جام ملتها هم محل خوبی برای ایجاد تغییر نیست.
*جالب است که ما و ازبکستان در دو مسیر متفاوت قرار گرفتهایم؛ میانگین سنی و ارزش ترکیب ما هر بازی شرایطش بدتر شده و ازبکها جوانتر و گرانتر شدند.
من یک نکته درباره فوتبال ازبکستان بگویم. به هر حال در فوتبال پایه با بازیکنانم صحبت میکنم و وقتی درباره مسابقات ملی صحبت میکنیم، اکثرشان میگویند همیشه دعا میکنیم با ازبکستان همگروه نشویم. این موضوع حتی به سطوح پایه هم رسیده است. آنها از نفرات درست استفاده میکنند، برنامهریزی دارند و با یک نظم مشخص فوتبالشان را جلو بردهاند. به نظرم همین برنامهریزی باعث شده فوتبال ازبکستان در سالهای اخیر تغییر کند و در سطح آسیا هم خودش را بیشتر نشان بدهد.
*با این شرایط، به قهرمانی در جام ملتهای آسیا میتوان امید داشت؟
وقتی تیم نوجوانان ما در دوره قبلی آنطور حذف شد، این زنگ خطر بلندتر از همیشه به صدا درآمد. بزرگسالان ما مدت زیادی است که موفقیتهایشان مقطعی است، چون زیربنای مشخصی وجود ندارد. در نوجوانان، جوانان، امید و بزرگسالان، سطح به سطح ناکامی دیدهایم. وقتی در ردههای مختلف با مشکل مواجه هستیم، باید به جای نگاه کردن صرف به تیم بزرگسالان، به ریشههای این مشکلات توجه کنیم.
*بعضیها میگویند این نفرات جوان را در بازیهای آسیایی دیدیم و نتیجهاش هم دیدیم. بنابراین حضورشان در تیم اصلی هم هیچ سودی ندارد.
با برنامهریزی دو هفتهای مگر میشود انتظار موفقیت داشت؟ اگر این تفکر وجود داشته باشد، کاملاً غلط است. تیم امید یک تیم سرراهی است. هنوز مشخص نیست این تیم برای کمیته ملی المپیک است یا فدراسیون فوتبال. با کلی درگیری ذهنی، بازیکنان اصلی لیگمان را به تیم امید میدهیم و حتی خود بازیکن تا پای پرواز نمیداند قرار است سفر کند یا نه. اصلاً سرمربی تیم در ۵۰ ساعت پرواز میتوانست به ۱۱ نفر اصلی تیمش فکر کند؟ میدانست چه کسی آماده است و چه کسی در اختیارش نیست؟
با این شرایط و فضا نمیشود تیم امید را به رقابتها برد. به نظرم مصاحبه آقای عبدی هم اشتباه بود. اینکه به شکل غیرمستقیم بازیکنان را خائن خطاب کنیم، درست نیست و البته باید صبر کنیم و ببینیم دقیقاً چه اتفاقی افتاده است. در کل نباید نتایج تیم امید را به پای تیم ملی بزرگسالان بزنیم، چون نتایج، کادر فنی و شرایط آمادهسازی این دو تیم زمین تا آسمان با هم فرق میکند. تیم امید در ناگویا فقط یک هفته کنار هم بود و حتی تا روز پایانی اردو هم تیم کامل نشد.
*در سطوح نوجوانان، جوانان و امید چند تورنمنت حساس در پیش داریم؛ از مقدماتی گرفته تا خود مسابقات جام ملتهای آسیا. شرایط این تیمها را چطور ارزیابی میکنید؟
تیم نوجوانان خیلی خوب برنامهریزی کرده و ارمغان احمدی مدتهاست که بازیکنان را در اختیار دارد. در پرسپولیس هم چون چند ملیپوش داریم، شرایط لیگ به سمتی رفت که رقابتهای لیگ جابهجا شود و این فرصت برای تیم نوجوانان فراهم شود.
آقای حدادیفر هم در جوانان، در زمان کمی تیم را به جام ملتها رسانده و حالا تا فروردین ماه این فرصت را دارد که تیمش را آماده کند. این تیمها به برنامهریزی و اردوهای بزرگ نیاز دارند. بازیکنان ما اردوهای بینالمللی کافی ندارند، در حالی که رقبای ما با تیمهای سطح بالا بازی میکنند.
دیگر باید این شرایط را منطقی دید و فدراسیون فوتبال برنامه آمادهسازی تیمهایش را به شکل مناسبی انجام دهد. در تیم امید هم مقدماتی المپیک را داریم که انتخاب سرمربی یک مسئله است. جنگ قدرت باشگاهها، کمیته ملی المپیک و فدراسیون فوتبال بر سر اعزام بازیکنان برای اردوها و بازیهای دوستانه هم یک مسئله دیگر است. اگر قرار است از این نسلها بازیکن به تیم ملی بزرگسالان برسد، باید از همین حالا برای آمادهسازی آنها برنامه مشخص و منظم داشته باشیم.