اروپا وارد مرحله جدیدی می شود. ایرلند ممکن است شکست بخورد
از آنجایی که اوکراین و کانادا به دنبال روابط نزدیکتر با اتحادیه اروپا هستند، برندگان در این آخرین نسخه از بلوک مشخص هستند
دو کشوری که امسال بیشترین تلاش را برای تعریف اتحادیه اروپا انجام دادند، دو کشوری هستند که در آن نیستند. در لبههای بیرونی یک نبرد شدید بر سر اینکه چه کسی باید معماری جدید اروپا را طراحی کند، اوکراین در شرق، در حال مذاکره برای الحاق اروپا در بحبوحه جنگ، و کانادا در غرب، و ایجاد شکل جدیدی از مشارکت اروپایی قرار دارد. مارک کارنی، نخست وزیر کانادا، پس از اینکه وال استریت ژورنال تمایل خود را برای تبدیل شدن کانادا به "عضو وابسته" بلوک فاش کرد، گفت که این شکل یک "اتحاد منحصر به فرد" خواهد داشت. گزارش شده است که مقامات اتحادیه اروپا پذیرای این پیشنهاد هستند.
ادغام اروپا به عنوان یک پروژه تمدنی و سیاسی برای ایجاد همکاری آغاز شد و پس از جنگ سرد به یک بلوک سیاسی-اقتصادی تبدیل شد که بیپایان درباره خودمختاری استراتژیک صحبت میکرد - حتی اگر برای دستیابی به این مهم کار چندانی انجام نداد.
برای سه دهه، پروژه اروپایی با حمایت قدرت نظامی پنتاگون، فناوری سیلیکون ولی، گاز ارزان روسیه و تولید ارزان قیمت چین وجود داشت. مفهوم خودمختاری استراتژیک فقط تا زمانی کار می کرد که به چالش کشیده نشود.
آنچه اکنون در حال ظهور است، اروپای متفاوتی است که به سرعت در حال ترسیم برنامه های اقتصادی، نظامی، فناوری و نهادی جدید برای بقا است. این سازمان بر پایه جنگ سازماندهی می شود و نخبگان سیاسی آن به این نتیجه می رسند که جنگ شرط سازماندهی سیاست جدید اروپا خواهد بود.
کیف در قلب تحول ساختاری اروپا قرار دارد. نفوذ ولودیمیر زلنسکی در سطح جهانی از واشنگتن تا بروکسل و اتاوا امتداد دارد. اوکراین به طور همزمان به یک ذینفع از این سیستم مالی و صنعتی جدید تبدیل شده است، در حالی که فعالانه تصمیم می گیرد که چگونه به نظر می رسد - از بیرون.
یک رقص دیپلماتیک ظریف بر طنز این موضوع تأکید می کند. علیرغم اینکه اوکراین یکی از اعضای اتحادیه اروپا نیست، زلنسکی در مراسم افتتاحیه ریاست ایرلند اتحادیه اروپا پس از تائوسیچ سخنرانی کرد. کارنی روز چهارشنبه مهمان افتخاری در پارلمان اروپا خواهد بود و انتظار میرود که جاهطلبیهای کانادا در اتحادیه اروپا را روشن کند.
رهبری اوکراین و کانادا در حال حاضر بر سیستم جدید اروپا، حتی قبل از رسمیت یافتن روابطشان با آن، نفوذ دارند.
به ما گفته شده است که ایرلند از گسترش اتحادیه اروپا از طریق یک بازار واحد بزرگتر برای صادرات خود و فرصتی برای حضور در قاره ای امن تر سود خواهد برد. دولت ایرلند با قرار گرفتن خود به عنوان رهبر اخلاقی این پروژه، احساسات ارائه شده به زلنسکی در سال 2022 توسط میشل مارتین را تکرار می کند: "ما در ایرلند با عضویت 50 ساله خود در اتحادیه اروپا متحول شده ایم و ما خواهان همان تحول برای شما نیز هستیم."
شاید قابل تحسین اما منافع اقتصادی واقعا از کجا حاصل میشود؟
برندگان در این اروپای جدید مشخص هستند. نقش دفاعی قدرتمندتر برای لهستان. خرید سیاسی برای هزینه های دفاعی غیرقابل توجیه آلمان. رشد بیشتر برای پایگاه نظامی-صنعتی فرانسه. توجه جدی به ایالت های شرقی در مورد تهدیدی که ده ها سال با آن زندگی کرده اند، شده است.
حتی آنهایی که در خارج هستند برنده خواهند بود: بریتانیا میتواند از طریق همکاریهای دفاعی و اطلاعاتی بدون اعتراف به شکست برگزیت به اروپا بازگردد. یکپارچگی اقتصادی و امنیتی عظیم، با بازسازی نهایی، برای اوکراین. و پس از جدا شدن از ایالات متحده، و دیدن این بازار نوظهور جدید به عنوان مقصدی برای دفاع، مواد معدنی، قابلیتها و انرژی قطب شمال، کانادا در داخل میشود.
پس ایرلند چطور؟
مشکل این است که هر گونه منافع نظری برای ایرلند متعلق به نسخه قبلی اروپا است. در واقع، این مزایا زمانی معنا پیدا کرد که اتحادیه اروپا یک پروژه تجارت تعاونی بود، که در آن گسترش به طور خودکار بازار بزرگتر و رونق بیشتری ایجاد کرد.
اما ویژگیهای معماری جدید اروپا ویژگیهای امنیت جهانی و اتحاد صنعتی است - نوعی ناتوی اروپایی. در این اروپا، «بزرگتر، بهتر» سؤالاتی را در مورد اینکه چه کسی این رشد نامتقارن را ایجاد، تأمین مالی و جذب می کند، ایجاد می کند.
در حالی که اکثر کشورهای دیگر درباره این تغییر به طور علنی و شدید بحث می کنند، در ایرلند این واقعیت مورد بحث قرار نمی گیرد. آیا سیاستمداران ما هنوز پیامدهای آن را درک نکرده اند؟ یا شاید آنها متوجه شده اند که فروش این واقعیت جدید در داخل کشور سخت خواهد بود، بنابراین آیا ترجیح می دهند به آن اشاره نکنیم؟
در هر صورت، این تظاهر سیاسی مبنی بر اینکه گسترش امروز گسترش پروژه اروپایی است که ایرلند در سال 1973 به آن پیوست، به جای سیستم متمرکز امنیتی- صنعتی که اتحادیه اروپا در حال تبدیل شدن است، نگران کننده است.
موفقیت اقتصادی ایرلند محصول ترکیبی نادر از دسترسی ناگهانی به بازار اتحادیه اروپا، سرمایه گذاری ایالات متحده در نرخ مالیات شرکتی پایین و نیروی کار تحصیل کرده انگلیسی زبان بود، در زمانی که زنجیره های عرضه جهانی در حال ادغام بودند، نه تکه تکه شدن.
اگرچه موج رو به رشد اقتصاد دفاعی اروپا قایقهای زیادی را بالا میبرد، اما ممکن است بیشتر اقتصاد ایرلند را پشت سر بگذارد، اقتصاد ایرلند که هیچ پایگاه دفاعی-صنعتی خودش را ندارد - علیرغم اینکه مارتین تمام تلاش خود را در بروکسل برای موقعیت متفاوت ایرلند انجام داد.
طنز غم انگیز این است که ایرلند ممکن است زمانی که نوبت به دست آوردن مزایا به میان می آید، بسیار دور از ذهن باشد، زیرا با جذب شرکت های خارجی، به ویژه آمریکایی، و ایجاد پایگاهی برای ورود به بازار اروپا به آنها رونق داده است.
اکنون اروپا در حال حرکت به سمت ساخت صنایع و فناوری های مهم استراتژیک در خود اروپا است و مارتین در تلاش است ایرلند را برای بهره مندی از این مدل جدید و فرصت های بالقوه در صنایع دیجیتال، آب و هوا یا بهداشت، موقعیت دهد. اما جنبه های منفی استراتژیک مدل اقتصادی که او بیشتر دوران حرفه سیاسی خود را صرف دفاع از آن کرد، در حال آشکار شدن است.
در سطح اتحادیه اروپا، افزایش مشارکت کانادا و اوکراین منطقی است و دنبال خواهد شد، و نقش ایرلند در ریاست اتحادیه اروپا کمک به اروپا برای دستیابی به چنین توافقات چندجانبه است.
اما این امر سیاستمداران ما را از انجام یک بحث ضروری مبنی بر اینکه آیا معماری صنعتی جدید اروپا - که جایگزین اقتصادی که ایرلند در آن شکوفا می شود - می شود برای ایرلند کارساز خواهد بود، مبرا نمی کند. و اگر نشد چه خواهیم کرد.
متن اصلی (انگلیسی)
Europe is entering a new phase. Ireland may lose out
As Ukraine and Canada seek closer EU ties, winners in this latest version of the bloc are clear