از طبابت تا مسافرکشی؛ چرا پزشکان ایرانی پشت فرمان تاکسیهای اینترنتی مینشینند؟
بحران اقتصادی در ایران به نقطهای رسیده که حتی پزشکان و متخصصان هم از تامین هزینههای اولیه درمانده شدهاند. روایتی از تغییر مسیر اجباری قشر متخصص کشور که زیر فشار تورم و تحریم رخ داده است.
در جدیدترین نمود بحران اقتصادی، شمار قابلتوجهی از پزشکان عمومی و حتی متخصصان، به دلیل ناتوانی در تامین هزینههای سرسامآور مطبداری مانند اجارهبها، مالیات و ملزومات پزشکی، ناچار به تعطیلی مطبها و رویآوردن به مشاغل موازی و غیرمرتبط از جمله رانندگی در تاکسیهای اینترنتی، تدریس خصوصی یا حتی پرستاری از سالمندان شدهاند.نسترن فرخه در گزارشی میدانی و تحلیلی در روزنامه شرق به بررسی این معضل پرداخته و ابعاد گوناگون افت شدید درآمد جامعه پزشکی را روایت کرده است. بر اساس این گزارش، برخلاف باور عمومی که جامعه پزشکی را جزو اقشار بسیار مرفه میداند، میانگین درآمد ماهانه بخش بزرگی از پزشکان عمومی و رزیدنتها هماکنون بین ۲۵ تا ۳۵ میلیون تومان است؛ رقمی که با توجه به ساعات کاری طولانی (گاهی ۵۰ تا ۷۰ ساعت در هفته) و مسئولیت سنگین این حرفه، بههیچوجه تکافوی هزینههای اولیه زندگی در شرایط فعلی را نمیدهد.رئیس انجمن پزشکان عمومی ایران در گفتوگو با این روزنامه ، با اشاره به اینکه پزشکان شاغل در اورژانسها، درمانگاهها و مراکز دولتی بدنه اصلی این قشر را تشکیل میدهند، اعلام کرد که بر اساس آمارهای موجود، حدود ۳۵ درصد از پزشکان عمومی کشور عملا طبابت را کنار گذاشته و به فعالیتهای اقتصادی دیگری روی آوردهاند.عدم تناسب رشد تعرفههای پزشکی با نرخ تورم و افزایش یکباره هزینههای جاری اداره مطب، ادامه فعالیت مستقل را برای بسیاری از پزشکان باسابقه غیرممکن و برای نیروهای جوانتر دور از دسترس کرده است.سخنگوی سازمان نظام پزشکی میگوید پزشکان عمومی برای امرار معاش به سمت مسافرکشی در پلتفرمهای تاکسیهای اینترنتی کشیده شدهاند. این درحالیست که ویزیت پزشکان عمومی در سال ۱۴۰۵ برای بیمارستان دولتی، غیردولتی و خصوصی، به ترتیب ۱۴۰ هزار، ۲۴۵ هزار و ۳۶۸ هزار تومان است که با کسر درصد مراکز درمانی از ویزیتها، درآمد پزشک تماموقت کمتر از ۴۰ میلیون تومان میشود.علیرضا، یک پزشک عمومی در مقایسه درآمد مسافرکشی با درمانگاه به «شرق» میگوید:«بعد از فارغالتحصیلی پروانه مطب نداشتم و مجبور بودم برای کسب درآمد، قاچاقی در درمانگاهی در کرج شیفت بدهم. یک سال و نیم قبل برای شیفت شب ساعتی ۱۱۰ هزار تومان میپرداختند. همان زمان برای رفت و آمد بین تهران و کرج مسافرکشی هم میکردم که معمولا درآمدم از مسافرکشی دو برابر شیفتهای درمانگاه بود.»مهدیه، یک پزشک عمومی جوان درباره ناچیز بودن سهم پزشک در بیمارستان میگوید: «الان در بیمارستانی مشغولم که بابت هر ویزیت ۶۰ درصد سهم من میشود و در هر ۸ ساعت حدود ۳۰ تا ۴۰ بیمار را ویزیت میکنم؛ یعنی حدودا ساعتی ۳۵۰ هزار تومان. مبلغی که دریافتی آن حتی از دستمزد یک کارگر هم کمتر است و با این حقوقها توان خرید یک خودروی پراید برای مسافرکشی را هم ندارم.»پیامدها: مهاجرت شغلی، جغرافیایی و بحران در نظام سلامتسخنگوی سازمان نظام پزشکی نیز با هشدار نسبت به شیب افزایشی این بحران، تاکید کرد که فاصله میان تعرفههای مصوب و هزینههای واقعی خدمات پزشکی، دو پیامد مستقیم داشته است: «مهاجرت شغلی» به سمت کارهای غیرمرتبط یا فعالیتهای تجاری پر سودتر مانند خدمات زیبایی، و «مهاجرت جغرافیایی» و خروج نیروهای زبده از کشور.تنزيل ارزش تعرفهها و عدم تناسب آن با تورم جاری، انگیزه ادامه کار را حتی در سطوح عالی تحصیلی نابود کرده است؛ تا جایی که به گفته مسئولان، این عدم تعادل مالی نهتنها به خروج پزشکان عمومی، بلکه به خالی ماندن صندلیهای دورههای تخصصی و فوقتخصصی انجامیده است.رضا لاریپور، سخنگوی سازمان نظام پزشکی، با تشریح ابعاد این بحران و فاصله ۴۰۰ تا ۱۰۰۰ درصدی تعرفهها با هزینههای واقعی ارائه خدمت، میگوید: «افراد ممکن است از پزشکی به شغل دیگری بروند؛ از مغازهداری و بسازوبفروشی گرفته تا رانندگی، کارگری و مشاغل دیگر؛ یا دست به مهاجرت به جایی بزنند که ارزش کارشان دانسته شود و تعرفه متناسب با خدمتشان دریافت کنند... یک پزشک تحصیلکرده که مدرک دکتری دارد و در حال انجام کار تخصصی است، عددی بین ۲۵ تا ۳۵ میلیون تومان از دولت دریافت میکند. با این عدد، تقریبا هیچکس انگیزه ندارد وارد برخی از رشتهها شود. به همین دلیل رشتههایی مانند جراحی قلب، جراحی اطفال، بیهوشی، عفونی و برخی رشتههای داخلی همچنان با ظرفیتهای خالی مواجه هستند.»به گفته مسئولان نظام پزشکی، خروج سرمایههای انسانی که سالها منابع کشور صرف تربیت آنها شده، زنگ خطری جدی برای نظام سلامت کشور است. افت درآمدی پزشکان و تعطیلی مراکز درمانی در کلانشهرها و مناطق محروم، علاوه بر خوارکردن جایگاه این حرفه، در نهایت به کاهش دسترسی عموم مردم به خدمات درمانی پایه و بروز بحرانهای کمبود پزشک در سالهای آینده خواهد انجامید.هر چند مشکلات و معضلات اقتصادی در ایران طی ۴۷ سال گذشته همواره وجود داشته و پدیده جدیدی نیستند، اما در یکی دو سال اخیر—بهویژه پس از آغاز دور دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ و بهطور خاص در پی حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران طی یک سال و نیم گذشته—سیر صعودی شدیدتری به خود گرفته است.این وضعیت با توجه به اعمال تحریمهای مضاعف از سوی ایالات متحده و محاصره دریایی ایران، اکنون بیش از هر زمان دیگری در تمام لایههای جامعه، از اقشار کمدرآمد تا بدنه تخصصی و درمانی کشور، مشهود و ملموس شده است.