از نمادگرایی تا استراتژی: نقش عملیاتی رو به گسترش زنان در ستیزه جویی بلوچ
انگیزه های تک تک زنانی که به سازمان های مبارز می پیوندند را نمی توان به یک توضیح خلاصه کرد. شناسایی مشوق های سازمانی آسان تر است.
در 22 می، ارتش آزادیبخش بلوچ (BLA)، یکی از گروه های مسلح اصلی در شورش بلوچ پاکستان، تشکیل یک شاخه اختصاصی زنان را اعلام کرد و شیناز بلوچ را به عنوان فرمانده آن معرفی کرد. این اعلامیه نه تنها به این دلیل که یک زن را در موقعیت قابل مشاهده تری در سازمان قرار می داد، بلکه به این دلیل که به نظر می رسید روندی را رسمیت می بخشد که از سال 2022 در حال توسعه است: گسترش مشارکت زنان در ستیزه جوی بلوچ از نقش های عمدتا نمادین و حمایتی به فعالیت های عملیاتی مستقیم.
این تحول یک سوال گستردهتر را مطرح میکند: چرا سازمانهای مبارز بلوچ اکنون نقش زنان را گسترش میدهند، و این برای شورشی که از لحاظ تاریخی تحت سلطه مردان است، چه معنایی دارد؟ به وضوح می توان این تغییر را در آوریل 2022 دنبال کرد، زمانی که شری بلوچ یک حمله انتحاری در موسسه کنفوسیوس در دانشگاه کراچی انجام داد و سه معلم چینی و راننده پاکستانی آنها را کشت. BLA مسئولیت را بر عهده گرفت و او را به عنوان اولین عامل انتحاری زن معرفی کرد. از آن زمان، چندین زن دیگر با عملیات انتحاری منتسب به جناح های BLA مرتبط بوده اند.
در ژوئن 2023، سمیه قلندرانی بلوچ یک حمله انتحاری را با هدف قرار دادن یک کاروان نظامی در تربت انجام داد. در آگوست 2024، زنی که توسط BLA به عنوان محل بلوچ شناسایی شد، یک حمله با وسیله نقلیه را علیه تأسیسات سپاه مرزی در بلا انجام داد. ماهیخان بلوچ در مارس 2025 حمله انتحاری دیگری را علیه یک کاروان شبه نظامی در کلات انجام داد. در نوامبر 2025، زمانی که زارینا رفیق یک حمله با خودرو را علیه تأسیسات سپاه مرزی در نوکندی انجام داد، این روند به یکی دیگر از گروههای مسلح مهم بلوچ، جبهه آزادیبخش بلوچ (BLF) گسترش یافت.
این الگو نشان میدهد که استفاده از زنان دیگر محدود به یک شکل منزوی از تبلیغات ستیزهجو نیست. این در حال تبدیل شدن به بخشی از نحوه عضوگیری، فعالیت و معرفی برخی از گروه های مسلح بلوچ است. این توسعه در طول حمله ژانویه تا فوریه 2026 BLA که سازمان آن را عملیات Herof 2.0 نامید، آشکارتر شد. BLA مشارکت چند زن را در حملات هماهنگ شده، از جمله عوامل انتحاری زن، علنی کرد.
بلوچستان، بزرگترین استان پاکستان از نظر مساحت و یکی از کم تراکمترین استانهای پاکستان، موجهای متوالی شورش ملیگرایان بلوچ را تجربه کرده است که درگیری کنونی در اوایل دهه 2000 ظاهر شده است. BLA و BLF از جمله سازمان های اصلی جدایی طلب درگیر هستند. آنها کمپین های خود را حول نارضایتی هایی از جمله به حاشیه راندن سیاسی، توزیع منابع و سوء استفاده های ادعایی توسط دولت پاکستان تنظیم می کنند. مقامات پاکستانی این گروه ها را به عنوان سازمان های تروریستی طبقه بندی می کنند و جنبه هایی از شورش را به حمایت خارجی نسبت می دهند.
این درگیری ابعاد بین المللی مهمی نیز پیدا کرده است. بلوچستان میزبان بندر گوادر و سایر زیرساختهای مهم مرتبط با کریدور اقتصادی چین و پاکستان (CPEC) است که اتباع و پروژههای چینی را به اهداف تکراری شبهنظامیان بلوچ تبدیل میکند. با این حال، در بسیاری از شورشهای کنونی، زنان مرتبط با ناسیونالیسم بلوچ در فعالیتهای سیاسی، حمایتگری و بسیج جامعه بیشتر از عملیاتهای مسلحانه قابل مشاهده بودند.
سازمان هایی مانند سازمان دانشجویان بلوچ-آزاد (BSO-A) و کمیته بلوچ یاکجهتی بسترهایی را برای کمپین هایی در مورد ناپدید شدن اجباری، قتل های غیرقانونی ادعایی، و سایر شکایات مربوط به دولت پاکستان فراهم کرده اند. زنانی مانند مهرنگ بلوچ و سامی دین بلوچ متعاقبا به مدافعان برجسته این موضوعات تبدیل شدند. کریمه محراب بلوچ، که اولین زنی بود که ریاست BSO-A را بر عهده گرفت، یکی دیگر از چهرههای برجسته در فعالیتهای ملیگرایانه بلوچ قبل از مرگش در تورنتو در دسامبر 2020 بود.
این نقش عمدتا سیاسی را برای زنان در جنبش ناسیونالیستی بلوچ ایجاد کرد. اما ظهور زنان در عملیات های شبه نظامی از سال 2022 نشان دهنده انحراف از این الگو است. اعلان یک شاخه اختصاصی زنان در BLA نشاندهنده یک گام بالقوه بیشتر در این تکامل است، از مشارکت فردی زنان در عملیاتهای ستیزهجو به سمت نقش سازمانی رسمیتر. انگیزه های تک تک زنانی که به سازمان های مبارز می پیوندند را نمی توان به یک توضیح خلاصه کرد.
نارضایتیهای سیاسی، تجربیات شخصی، شبکههای خانوادگی یا اجتماعی، تعهد ایدئولوژیک، آسیبهای روحی و جستجوی هدف همگی میتوانند بر استخدام تأثیر بگذارند. این عوامل از فردی به فرد دیگر متفاوت است. شناسایی مشوق های سازمانی آسان تر است. زنان میتوانند به گروههای شبهنظامی انعطافپذیری عملیاتی بیشتری ارائه دهند. مفروضات جنسیتی در مورد اینکه چه کسی یک تهدید امنیتی را تشکیل می دهد می تواند بر نحوه بررسی، نظارت یا نزدیک شدن افراد توسط پرسنل امنیتی تأثیر بگذارد. این باعث نمی شود که زنان ذاتا عملگرهای بهتری باشند.
بلکه به سازمان ها دسته دیگری از پرسنل می دهد که از طریق آن می توانند از شکاف های موجود در شیوه های امنیتی سوء استفاده کنند. مشارکت زنان همچنین میتواند فضایی را که سازمانهای ستیزهجو از آن جذب میکنند، گسترش دهد. این به گروه ها اجازه می دهد تا مبارزه خود را فراتر از مبارزان مرد جوان و در خانواده ها و جوامع به تصویر بکشند. ارزش تبلیغاتی ممکن است حتی مهمتر باشد. یک زن مبارز تصویر متعارف یک شورشی را به عنوان یک مرد جوان که سلاح حمل می کند به چالش می کشد.
گروههای شبهنظامی بلوچ از عکسها، فیلمها و زندگینامههای عاملان زن استفاده کردهاند تا مشارکت خود را به عنوان مدرکی نشان دهند که درگیریها از مرزهای جنسیتی و اجتماعی فراتر رفته است. با این حال، تقلیل ستیزه جویان زن به قربانیان منفعل دستکاری، عاملیت آنها و این احتمال را که برخی انتخاب های عمدی ایدئولوژیک یا سیاسی انجام دهند، پنهان می کند. در عین حال، تمرکز انحصاری بر عاملیت میتواند ساختارهای سازمانی را که آنها را جذب، آموزش، تلقین و مستقر میکنند، پنهان کند. چالش تحلیلی در نظر گرفتن هر دو است.
پرونده بلوچ بخشی از تاریخچه بسیار گسترده تری از مشارکت زنان در خشونت سیاسی است. تحقیقات در مورد بمب گذاران انتحاری زن مشارکت قابل توجه زنان در درگیری ها از خاورمیانه گرفته تا جنوب آسیا و آسیای جنوب شرقی را مستند کرده است. سازمانهای جداییطلب سکولار مانند ببرهای آزادیبخش تامیل ایلام (LTTE) و حزب کارگران کردستان (PKK) از جمله گروههایی بودند که نقش مهمی برای زنان در ساختارهای نظامی خود ایجاد کردند. LTTE زنان را در یگان های رزمی گنجاند و به ویژه با عملیات انتحاری زنان مرتبط شد.
پکک نیز ساختارهای سازمانی و نظامی گستردهای را برای زنان ایجاد کرد. بعدها، سازمانهای جهادی از جمله بوکوحرام، الشباب و دولت اسلامی نقشهای زنان را به طرق مختلف از جمله استخدام، تبلیغات، تدارکات و در برخی موارد مشارکت مستقیم در حملات گسترش دادند. با این حال، در مقایسه نباید اغراق کرد. این سازمان ها از نظر ایدئولوژی، ساختار، محیط اجتماعی و اهداف استراتژیک تفاوت اساسی دارند. گروه های مسلح بلوچ در درجه اول سازمان های قومی ناسیونالیست و جدایی طلب هستند تا جنبش های جهادی فراملی.
گسترش مشارکت زنان در بحبوحه وخامت گسترده تر در محیط امنیتی پاکستان صورت می گیرد. شورش بلوچ تنها یکی از اجزای این وخامت است. احیای تحریک طالبان پاکستان (TTP) به ویژه در امتداد مرز افغانستان نیز به شدت به بار تروریسم این کشور کمک کرده است. شاخص جهانی تروریسم در سال 2026، پاکستان را به عنوان کشوری که در سال 2025 تحت تأثیر تروریسم قرار گرفته است، با ثبت 1139 مرگ مرتبط با تروریسم و 1045 حادثه رتبه بندی کرد.
بلوچستان و خیبر پختونخوا با هم بیش از 74 درصد از حملات تروریستی و 67 درصد از مرگ و میرهای مرتبط با تروریسم را که در آن سال در پاکستان ثبت شد، تشکیل می دهند. این زمینه گستردهتر اهمیت دارد زیرا ظهور ستیزهجویان زن میتواند نهادهای امنیتی را به سمت یک واکنش بسیار گسترده وسوسه کند. پاسخ فقط افزایش نظارت بر زنان نیست. یک واکنش ضعیف طراحی شده میتواند زنانی را که در فعالیتهای سیاسی مشروع شرکت میکنند، انگ کند و تمایز بین فعالیتهای صلحآمیز و ستیزهجویی را بیشتر از بین ببرد.
در عوض، ارزیابیهای اطلاعاتی باید زنان را بهعنوان شرکتکنندگان بالقوه در سراسر طیف فعالیتهای ستیزهجویانه، از جمله استخدام، تبلیغات، تأمین مالی، تدارکات، و عملیات مستقیم در نظر بگیرد. در عین حال، بازرسان باید شاخصهای واقعی دخالت ستیزهجویان را از مخالفتهای سیاسی، فعالیتهای حقوق بشری و فعالیتهای مدنی عادی متمایز کنند. این تمایز به ویژه در بلوچستان، جایی که یک جنبش سیاسی و حقوق بشری قابل توجه در کنار یک شورش مسلحانه وجود دارد، اهمیت دارد.
تلفیق این دو نه تنها آزادی های مدنی را تهدید می کند. همچنین میتواند با گسترش مجموعه افرادی که از دولت احساس بیگانگی میکنند، اثربخشی ضد تروریسم را کاهش دهد. بنابراین، چالش استراتژیک دوگانه است: جلوگیری از تبدیل سازمانهای ستیزه جو از تبدیل دیده شدن زنان به یک مزیت عملیاتی، در حالی که اطمینان حاصل شود که واکنش دولت به خودی خود بیگانگی را که آن سازمانها به دنبال سرمایهگذاری بر آن هستند، عمیقتر نمیکند.
این به معنای ترکیب ضدتروریسم مبتنی بر اطلاعات با مشارکت جامعه، ارتباطات استراتژیک و تلاش برای رسیدگی به نارضایتیهایی است که سازمانهای شبهنظامی به دنبال بهرهبرداری از آن هستند. تغییر از مشارکت نمادین زنان به نقش عملیاتی ساختارمندتر هنوز در حال توسعه است، اما نادیده گرفتن این جهت به طور فزاینده ای دشوار است.
متن اصلی (انگلیسی)
From Symbolism to Strategy: The Expanding Operational Role of Women in Baloch Militancy
The motivations of individual women who join militant organizations cannot be reduced to a single explanation. The organizational incentives are easier to identify.