پرش به محتوای اصلی

استریم رونق دارد، اما صحنه های موسیقی محلی هزینه را پرداخت می کنند | نظر

نیوزویک۱۴۰۵ شهریور ۲۷, جمعه، ساعت ۱۶:۳۷حدود 4 دقیقه مطالعه

رندی دومینگز استدلال می کند که الگوریتم ها ممکن است پیش بینی کنند که در مرحله بعدی چه چیزی پخش شود، اما تنها جوامع می توانند موسیقی هایی را ایجاد کنند که قبلا شنیده نشده است.

موسیقی هرگز دورتر یا سریعتر سفر نکرده است. آهنگی که در اتاق خواب ایجاد می شود می تواند ظرف چند ساعت به شنوندگان در سراسر قاره ها برسد، در حالی که استریم به طور موثر دهه ها موسیقی ضبط شده را در جیب ما قرار داده است.

با این حال، زیر این رشد فوق‌العاده سؤالی است که صنعت باید جدی‌تر به آن بپردازد: با بزرگ‌تر شدن موسیقی، آیا فرهنگ آن کوچک‌تر می‌شود؟

من معتقدم بزرگترین تهدید برای موسیقی هوش مصنوعی نیست. این صنعتی است که به طور فزاینده ای مشروط به ارزش دادن به مقیاس بالاتر از فرهنگ است. استریم‌ها، فالوورها، نرخ تعامل و لحظات ویروسی به معیارهای مناسبی برای موفقیت تبدیل شده‌اند. آنها به ما می گویند که چیزی چقدر مسافت را طی کرده است. آنها نمی توانند به ما بگویند که آیا این جنبش یک جنبش ایجاد کرد، یک جامعه را تقویت کرد، یا نحوه درک یک نسل از خود را تغییر داد.

این تمایز اهمیت دارد زیرا موسیقی از نظر تاریخی از مکان‌هایی رشد کرده است که قبل از اینکه سکوها را فتح کند. جاز جدایی ناپذیر از نیواورلئان بود. موتاون دیترویت را با خود حمل کرد. هیپ هاپ از جوامع برانکس ظهور کرد. گرانج با سیاتل یکی شد. موسیقی هاوس برگرفته از فرهنگ باشگاهی شیکاگو است.

این جنبش‌ها دقیقا به این دلیل جهانی شدند که با چیزی شدیدا محلی آغاز شدند: موسیقی‌دانانی که بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند، مکان‌هایی که مایل به ریسک‌پذیری هستند، تماشاگرانی که دور یک صدا جمع می‌شوند و جوامعی که هویت‌هایی را ایجاد می‌کنند که نمی‌توانست توسط یک بخش بازاریابی ساخته شود.

استریم فرصت غیرقابل انکاری را افزایش داده است. IFPI در سال 2025، 837 میلیون حساب اشتراک پرداخت شده را در سراسر جهان گزارش کرد و هر منطقه جهانی رشد درآمدی را ثبت کرد. آمریکای لاتین 17.1 درصد رشد کرد، در حالی که خاورمیانه و شمال آفریقا و جنوب صحرای آفریقا هر کدام 15.2 درصد رشد کردند. که ارزش جشن گرفتن را دارد. فناوری به هنرمندان این امکان را داده است که از مرزهایی عبور کنند که زمانی برای غلبه بر آنها به شبکه های توزیع عظیمی نیاز بود.

اما دسترسی و کشف یک چیز نیستند. وقتی موفقیت به طور فزاینده ای از طریق معیارهای تعامل فیلتر می شود، انگیزه به طور طبیعی به سمت هر چیزی که می تواند در مقیاس انجام شود تغییر می کند. هنرمندان یاد می گیرند که چه چیزی کلیک ها را جذب می کند. شرکت ها یاد می گیرند که چه چیزی شنوندگان را درگیر می کند. الگوریتم‌ها یاد می‌گیرند که چه چیزی شبیه چیزی است که مخاطبان قبلا از آن لذت می‌برند. هیچ کدام از اینها مستلزم نیت بدخواهانه برای ایجاد مشکل فرهنگی نیست. خود بهینه سازی می تواند به تدریج به آشنایی پاداش دهد.

عواقب آن می تواند قابل توجه باشد. موسیقی ممکن است به یک بازار جهانی عظیم تبدیل شود که انتخاب تقریبا نامحدودی را ارائه می دهد و در عین حال شنوندگان را به طور فزاینده ای به سمت تغییراتی از آنچه قبلا موفق بوده است هدایت می کند. سالن‌های محلی ممکن است ضعیف شوند، نوازندگان نوظهور ممکن است فضاهایی را برای آزمایش از دست بدهند، و صحنه‌های منطقه‌ای ممکن است برای ایجاد حرکت کافی برای تبدیل شدن به جنبش‌های واقعی تلاش کنند.

نادیده گرفتن این تناقض دشوار است: ما می‌توانیم به موسیقی بیشتر از هر نسلی در تاریخ دسترسی داشته باشیم، در حالی که به تدریج جوامعی را از دست می‌دهیم که در آن صداهای متمایز جدید واقعا متولد می‌شوند.

هوش مصنوعی می تواند این فشار را تسریع کند. می تواند موانع تولید را کاهش دهد و ابزار خلاقانه قابل توجهی به نوازندگان بدهد. اما سرزنش هوش مصنوعی مشکل عمیق‌تر را از دست می‌دهد. فناوری از انگیزه هایی پیروی می کند که ما برای آن ایجاد می کنیم. اگر صنعت اساسا از فناوری بخواهد تا تعامل، مقیاس و کارایی را به حداکثر برساند، این همان چیزی است که فناوری بهینه خواهد کرد.

مقیاس بزرگتر نباید به قیمت از دست دادن هویت فرهنگی تمام شود. صنعت موسیقی باید یک اقتصاد دیجیتال بسازد که در آن فناوری به جای اینکه به تدریج آن را مسطح کند، دامنه فرهنگ محلی را گسترش دهد. پلتفرم‌های جهانی باید دروازه‌هایی برای ورود به صحنه‌های نوظهور شوند و شنوندگان را نه صرفا در معرض تغییراتی از آنچه که قبلا از آن لذت می‌برند، بلکه در معرض صداهای متمایزی قرار دهند که در دیترویت، لاگوس، منچستر، سئول، سن خوان یا شهرهایی که صنعت هنوز متوجه آن نشده است.

فناوری نباید با اکوسیستم های موسیقی محلی رقابت کند. باید به آنها صحنه بزرگتری بدهد.

که نیاز به یک تغییر قابل اندازه گیری دارد. پلتفرم‌های اصلی پخش جریانی باید حداقل 10 درصد از اکتشافات سرمقاله خود را در هر بازار به هنرمندان نوظهور با سرپرستی محلی اختصاص دهند و سالانه آن مکان‌ها را به صورت عمومی گزارش دهند. برنامه نویسان محلی، مکان ها و جوامع موسیقی باید به اطلاع رسانی این کشف کمک کنند تا اینکه آن را کاملا به معیارهای متمرکز بسپارند.

درصد می تواند تغییر کند، اما این اصل باید استاندارد شود: توسعه فرهنگی در کنار مشارکت شایسته جایگاه قابل اندازه گیری است.

آینده موسیقی با مقاومت در برابر فناوری تضمین نخواهد شد. با تصمیم گیری در مورد اینکه چه چیزی را می خواهیم فناوری تقویت کند، ایمن خواهد شد. بهترین الگوریتم ممکن است پیش بینی کند که در آینده چه بازی خواهیم کرد. فقط جوامع می توانند چیزی را خلق کنند که جهان قبلا نشنیده است.

رندی دومینگوئز تهیه‌کننده اجرایی The Jersey Sound است، یک پلتفرم رسانه‌ای که تبلیغات را به مکان‌ها، مروجین و کسب‌وکارهای موسیقی می‌فروشد و فرهنگ موسیقی نیوجرسی را از طریق مصاحبه‌های هنرمندان، ویژگی‌های تاریخی، و پوشش نوازندگان نوظهور مستند می‌کند.

نظرات بیان شده در این مقاله متعلق به خود نویسنده است.

خواندن متن کامل در نیوزویکبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شود
متن اصلی (انگلیسی)

Streaming Is Booming, but Local Music Scenes Pay the Price | Opinion

Algorithms may predict what to play next, but only communities can create music never heard before, argues Randy Dominguez.

همه‌ی اخبار فرهنگ و هنر