پرش به محتوای اصلی

اسرائیل می‌تواند بدون نادیده گرفتن رنج غزه، ادعاهای نازا را رد کند

جروزالم‌پست۱۴۰۵ شهریور ۲۷, جمعه، ساعت ۱۰:۰۸حدود 9 دقیقه مطالعه

بنابراین زخم 7 اکتبر باز است و وقتی زخم خود شما هنوز باز است، نگاه کردن به زخم دیگری دشوار است.

چند نفر در اسرائیل یا حتی در سراسر جهان می توانند برنده جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره فیلم ونیز در سال گذشته را نام ببرند؟ احتمالا تقریبا هیچ‌کس. ونیز یکی از معتبرترین جشنواره‌های فیلم جهان است، اما یک رویداد صنعتی است – جایی که فیلمسازان، کارگردانان و تهیه‌کنندگان آخرین پروژه‌های خود را به نمایش می‌گذارند، سر و صدا ایجاد می‌کنند و امیدوارند که توزیع‌کنندگان و منتقدان توجه کنند.

بیشتر آنچه در آنجا اتفاق می‌افتد هرگز به عموم مردم نمی‌رسد. سپس نازا، مستند روزنامه‌نگاران اسرائیلی یووال آبراهام و راشل زور آمد که برنده جایزه ویژه هیئت داوران در ونیز شد و تقریبا بلافاصله به کانون یک طوفان سیاسی و عمومی در اسرائیل تبدیل شد. این فیلم به بررسی ادعاهای مربوط به هدف قرار دادن ارتش اسرائیل در غزه می‌پردازد، از جمله شهادت سربازان ناشناس از طرف سازمان‌های اطلاعاتی. کشتن» با ابزارهای مجهز به هوش مصنوعی. و اگر هدف مقامات اسرائیلی از حمله به فیلم جلوگیری از دیدن فیلم بود.

آنها دقیقا برعکس این کار را انجام دادند. اعلام میکی زوهر وزیر فرهنگ و ورزش مبنی بر اینکه او به دنبال لغو تابعیت فیلمسازان خواهد بود، توجه جهانیان را به این فیلم افزایش داد. او می تواند مطمئن باشد که اکنون تعداد بینندگان به صورت تصاعدی افزایش می یابد. چیزی که زوهار از درک آن ناتوان است این است که این راهی برای مقابله با ادعاهای نادرست مطرح شده در فیلم نیست.

مانند زوهر، و تقریبا هر کس دیگری که به فیلم حمله می‌کند، آن را ندیده‌ام (هنوز در اسرائیل در دسترس نیست)، و بنابراین شروع به کالبدشکافی جزئیات دشوار است. تحریف شده، ناعادلانه یا حتی افتراآمیز. شما می توانید هر ادعایی را به چالش بکشید و حتی فیلمسازان را به دادگاه بکشانید و از آنها به خاطر افترا شکایت کنید.

اما تهدید به سلب تابعیت اسرائیلی‌ها به دلیل ساختن فیلمی در انتقاد از کشورشان چیز دیگری است. چنین اقدامی نه تنها اسرائیل را قوی‌تر نشان نمی‌دهد، بلکه این تصور را ایجاد می‌کند که ما چیزی برای پنهان کردن داریم و از انتقاد می‌ترسیم. به نظر می رسد که ما می ترسیم برای حقیقت خود و آنچه به آن اعتقاد داریم بایستیم. انجام این کار یکی از ارزش های اساسی را تضعیف می کند که اسرائیل همیشه بر آن تاکید داشته است و آن را از دشمنانش متمایز می کند: اینکه به عنوان یک دموکراسی پویا، به مردم اجازه می دهیم چیزهایی بگویند که ممکن است دولت - و بسیاری از شهروندان - آنها را ظالمانه بدانند.

طرفی که به پرونده خود مطمئن است چگونه باید رفتار کند. کسی می خواهد فیلمی بسازد که ارتش اسرائیل را به جنایات جنگی متهم کند؟ سپس مبارزه کنید. دلیل اشتباه بودن ادعاها را توضیح دهید. نشان دهید که چگونه نسبت رزمندگان به غیرنظامیان از نظر تاریخی در مقایسه با هر درگیری جنگ شهری با شرایط مشابه از راه دور پایین است. فیلمی تهیه کنید که حقیقت شما و طرف دیگر اتفاقات غزه را نشان دهد. پرونده را مطرح کنید. اما سعی نکنید انتقاد را ساکت کنید. با آن روبرو شوید. اما واکنش سیاسی تنها بخشی از مشکل بود. سپس پاسخ ارتش اسرائیل آمد. رئیس ستاد سپه.

عیال ضمیر دستور ایجاد یک تیم چند رشته ای و بین سازمانی به رهبری رئیس اداره برنامه ریزی ارتش اسرائیل را داد تا راه هایی برای مقابله با آنچه که ارتش به عنوان ادعاهای نادرست علیه ارتش اسرائیل و سربازانش توصیف می کند، ایجاد کند. آیا هیچ کس CNN یا BBC را تماشا نکرد؟ آیا هیچ کس نحوه نمایش اسرائیل و ارتش اسرائیل در سراسر جهان را ندید؟

با استفاده از یک فیلم، ارتش اسرائیل یک تیم چند رشته ای ایجاد می کند؟ این باید سال ها پیش انجام می شد. اسرائیل به یک تلاش هماهنگ برای جمع آوری حقایق، انتشار اطلاعات، بررسی سریع اتهامات و به چالش کشیدن ادعاهای نادرست در زمان واقعی نیاز داشت. یک کشور مسئول منتظر نمی ماند تا فیلمی اکران شود تا متوجه شود مشکل اطلاعاتی دارد.

مشکل را زود تشخیص می‌دهد (تظاهرات گسترده در سراسر جهان باید به بیدار شدن آنها کمک می‌کرد) و ابزارهای مورد نیاز برای رویارویی با آن را می‌سازد. اما حتی اگر اسرائیل دیپلماسی عمومی پیرامون جنگ را به خوبی مدیریت می‌کرد، نازا همچنان یک سوال عمیق‌تر و بسیار ناراحت‌کننده‌تر را مطرح می‌کرد – سوالی که اسرائیلی‌ها باید با آن مقابله کنند. چند ماه پس از جنگ، در ملاقاتی با یکی از مدیران ارشد در یکی از ایستگاه های تلویزیونی برجسته اسرائیل، از او یک سوال ساده پرسیدم.

ن: چرا ما در اخبار عصر نمی بینیم که در داخل غزه چه می گذرد؟ او پاسخ داد که ما این کار را انجام دادیم، زیرا تقریبا هر شب فیلمی از عملیات ارتش اسرائیل در آنجا پخش می شد. من توضیح دادم که منظورم کاری نیست که ارتش اسرائیل در غزه انجام می دهد، بلکه آنچه در غزه رخ می دهد، بوده است. به احترام او، قبل از پاسخ دادن مکث کرد. او گفت: "زمان محدودی برای اخبار داریم." ما گروگان‌ها، سربازان کشته شده، تخلیه‌شدگان از شمال و جنوب و تظاهرات در سراسر کشور داریم. ما نمی‌توانیم همه چیز را نشان دهیم.

منظور من ساده‌تر بود: اسرائیلی‌ها مجبور به جنگی شدند که نمی‌خواستند و اکنون در یکی از عادلانه‌ترین جنگ‌های تاریخ این کشور می‌جنگند. علاوه بر این، آنچه در غزه رخ می داد، تقصیر حماس بود. آنها خود را در زیرساخت‌های غیرنظامی جاسازی کردند، زیرا می‌خواستند اسرائیل تا حد امکان به غیرنظامیان حمله کند و آنها را بکشد.

به همین دلیل بود که اسرائیل تقریبا 20 سال از آغاز چنین عملیاتی با وجود جنگیدن تقریبا هر دو سال یک بار از زمان خروج از نوار غزه در سال 2005، از انجام چنین عملیاتی خودداری کرد. ما می‌توانیم باور کنیم که اسرائیل در واکنش به 7 اکتبر و مبارزه با حماس با هدف از بین بردن آن و همچنین تشخیص پیامدهای آن جنگ، 100 درصد موجه بود. برای درک درگیری که در حال مبارزه با آن هستیم، همچنین باید بفهمیم که این درگیری با مردمی که در طرف مقابل زندگی می کنند چه کرده است

. جنگ وحشتناک است. که ما می دانیم. به همین دلیل است که ما برای مدت طولانی سعی کردیم از آن اجتناب کنیم. اما درک یک جنگ نه تنها به معنای نگاه کردن به این است که چرا جنگید و از سربازانمان چه خواسته شد، بلکه به آنچه در نتیجه آن اتفاق افتاد نیز توجه داشت. این راهی است که باید باشد. اما این بدان معنا نیست که ما باید آنچه را که در طرف مقابل اتفاق می افتد نادیده بگیریم، از جمله درد و رنج در آنجا نیز.

این نیز بخشی از ماجراست. تشخیص این امر به معنای پذیرش اتهامات علیه اسرائیل نیست. این به معنای موافقت با ادعاهایی نیست که اسرائیل مرتکب نسل کشی یا هدف قرار دادن عمدی غیرنظامیان شده است. من بارها توضیح داده ام که چرا معتقدم این اتهامات بی اساس و نادرست هستند. اما رد این اتهامات مستلزم انکار آنچه در غزه رخ داده است، نیست.

این صرفا به معنای شناخت آنچه اتفاق افتاده است. می‌توانیم باور کنیم که جنگ توسط حماس به اسرائیل تحمیل شده است و حماس مسئولیت این ویرانی را به‌خاطر شیوه‌ای که می‌جنگد و خود را در زیرساخت‌های غیرنظامی جاسازی می‌کند، بر عهده دارد. ما می‌توانیم باور کنیم که پس از 7 اکتبر، اسرائیل دیگر نمی‌توانست ارتش تروریستی نسل‌کشی را در مرز خود با تمایلی اعلام شده برای انجام یک قتل عام دیگر تحمل کند.

o افکار می توانند با هم وجود داشته باشند. از بسیاری جهات، این تنش به توضیح اینکه چرا نازا به چنین عصب خام دست زده است کمک می کند. هر چیزی که در مورد خود فیلم فکر کنیم، اسرائیلی‌ها را مجبور می‌کند مستقیما به چیزی نگاه کنند که به عنوان یک جامعه، تقریبا سه سال است که تا حد زیادی موفق شده‌ایم به آن نگاه نکنیم. رنج خودمان به‌طور قابل‌توجهی بر آگاهی ما از 7 اکتبر غالب شده است. ما از بدترین قتل عام یهودیان از زمان هولوکاست متحمل شدیم، شاهد نابودی کل جوامع، کشته شدن انسان‌ها به بدترین شکل‌ها و میزبانی کامل از انسان‌ها به بدترین شکل‌ها. تروما واقعی است

اما به رسمیت شناختن آنچه که متعاقبا برای غیرنظامیان غزه رخ داد، آن را کم نمی کند. بین 7 اکتبر و جنگی که پس از آن به وجود آمد، معادل اخلاقی ایجاد نمی کند. به سادگی ما را ملزم می کند که به تصویر کامل نگاه کنیم. بخشی از دلیلی که بسیار دشوار بوده رهبری است. رهبران سیاسی اسرائیل علنا در مورد رنج فلسطینیان در طول جنگ صحبت نمی کنند. حتی اعتراف به آن به‌عنوان پذیرش گناه تلقی می‌شود تا به رسمیت شناختن پیامدهای انسانی جنگ. اما رهبری تنها بخشی از توضیح است.

دلیل دیگری نیز وجود دارد که اسرائیلی‌ها برای نگاه کردن به غزه تلاش کرده‌اند: برای بسیاری از مردم، جنگ احساس نمی‌شود تمام شده است. همه گروگان‌ها، زنده و مرده، به خانه‌های خود بازگشته‌اند، اما سربازان اسرائیلی همچنان در غزه مستقر هستند و حملات اسرائیل ادامه دارد. حماس هنوز خلع سلاح نشده است و بخش های قابل توجهی از طرح 20 ماده ای رئیس جمهور دونالد ترامپ برای غزه ناتمام مانده است.

هدف جنگ - ویرانی حماس - هنوز محقق نشده است. در نتیجه، زخم 7 اکتبر باز است و وقتی زخم خود شما هنوز باز است، نگاه کردن به زخم دیگری دشوار است. اما در نهایت اسرائیل مجبور خواهد شد. بخشی از بهبودی از 7 اکتبر به معنای رویارویی با آنچه با ما انجام شد است: شکست هایی که باعث شد حمله اتفاق بیفتد، آسیب های روحی پس از آن، زندگی هایی که از دست رفتند، و آسیبی که این جنگ به جامعه اسرائیل وارد کرد. بهبودی همچنین مستلزم چیز دیگری است: اعتماد به نفس برای نگاه صادقانه به آنچه در طرف مقابل اتفاق افتاده است، بدون هیچ اعتقادی.

اگر این کار به نحوی داستان خود ما را تضعیف می کند. معنی آن درک این است که یک کشور می تواند عمیقا به عدالت آرمان خود اعتقاد داشته باشد و همچنان عواقب جنگی را که مجبور به جنگیدن شده است بشناسد. اسرائیل به اندازه کافی قوی است که هر دو را انجام دهد. نویسنده یکی از بنیانگذاران انجمن MEAD، یکی از همکاران ارشد در مؤسسه سیاست مردم یهودی Jeruschief و یک عضو سابق موسسه سیاست مردم یهودی Jeruschief است. آخرین کتاب او (با امیر بوهبات)، در حالی که اسرائیل خواب بود، در ایالات متحده پرفروش است.

خواندن متن کامل در جروزالم‌پستبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شود
متن اصلی (انگلیسی)

Israel can reject NAZA’s claims without ignoring Gaza’s suffering - opinion

The wound of October 7 therefore remains open, and when your own wound is still open, it is difficult to look at somebody else’s.

همه‌ی اخبار خاورمیانه