اقتصادی زیر ضرب جنگ و تحریم؛ روایتی از روزگار سخت معیشت و بقا در ایران
روزنامه فرانسوی «لو پاریزین» در گزارشی میدانی که شرح آن در زیر آمده به پیامدهای ویرانگر جنگ، تحریمها و محاصره نفتی بر معیشت مردم ایران پرداخته است. این گزارش روایتی است از یک جامعه خسته و فرسوده که زیر بار تورم سهرقمی، فقر فراگیر و ویرانههای اقتصادی رو به سقوط، تنها برای بقای روزمره تقلا میکند.
لو پاریزین در ابتدای گزارش خود به این نکته اشاره دارد که جنگ، تحریمها و محاصره دریاییِ ایالات متحده، نفس اقتصاد جمهوری اسلامی را بریده است؛ اقتصادی که پیشتر بر اثر فساد و معضلات عمیق ساختاری به کلی بیرمق و ناکارآمد شده است.نویسنده سپس یادآور میشود که حکومت هنوز سرپاست اما مردم زیر بار خردکننده هزینههای زندگی کمر خم کردهاند:در سفرههای بسیاری از خانوادههای ایرانی مدتهاست که دیگر اثری از گوشت نیست و به همراه آن، غذاها و خوراکهای نمادینی همچون قورمهسبزی با گوشت گوسفند و لیمو امانی و سبزیجات، یا کباب کوبیده رخت بربستهاند.قفسه سوپرمارکتها یا غرفههای میوهوترهبار خالی از جنس نیستند اما مشتریان، کیسههای برنج سبکتر و ارزانتری میخرند و به جای سنگکهای ضخیم، نان لواشِ نازک و ارزانتر را به خانه میبرند.گلناز، عکاسی که از سال ۲۰۰۹ در پاریس زندگی میکند و با بهت و اندوه صورتحسابها و مخارج پدر ۸۲ سالهاش در تهران را زیر نظر دارد، با حسرت میگوید: «در گذشته وقتی روزگار سخت میشد، حبوبات را جایگزین گوشت میکردیم اما حالا حبوبات هم گران شدهاند و قیمت تخممرغ نیز به سه برابر افزایش یافته است.»در این کشور ۹۳ میلیون نفری، مصیبتها همچون «عروسکهای ماتریوشکای روسی» در دل یکدیگر جا خوش کردهاند: فساد سیستماتیک، بلعیده شدن منابع ملی توسط دستگاههای نظامی و امنیتی، جنگی که زیرساختهای حیاتی را به ویرانی کشانده، تحریمهای اقتصادی غرب که لحظهبهلحظه سختتر میشوند و محاصره دریایی آمریکا که راه صدور نفت و گاز را بهکلی سد کرده است.ر اهبرد خفگی اقتصادی پس ازموج بمبارانهااز تابستان گذشته، مطابق با آنچه دونالد ترامپ خواسته بود، حتی یک قطره نفت هم از بنادر ایران صادر نشده است؛ وعدهای که او اواخر اوت از آن با عنوان «ویرانگرترین عملیات اقتصادی تاریخ علیه یک کشور» یاد کرده بود.واشنگتن روی این فرضیه قمار کرده که اگر بمبارانهای هوایی اواخر فوریه تا اواسط آوریل نتوانست کار حکومت را تمام کند، تسلیم حکومت از طریق خفگی کامل اقتصادی حاصل خواهد شد.کلمان تِرم ، مورخ و پژوهشگر مؤسسه «روابط بینالملل فرانسه» و نویسنده کتاب «ایران فردا» در این باره میگوید: «معضلات ساختاری گذشته، بهواسطه جنگ و فشارهای سنگین اقتصادی بهشدت تشدید شدهاند.»بر پایه دادههای مؤسسه ردیابی کشتیرانی «کپلر»، درآمدهای حاصل از صادرات نفت خام و میعانات گازی ایران تا پیش از کریسمس عملاً به «صفر» خواهد رسید؛ آنهم در شرایطی که صادرات نفت خام هشت ماه پس از آغاز حملات اسرائیل و آمریکا، در حال بازگشت به وضعیت عادی بود.کلمان ترم میافزاید: «این وضعیت بیسابقه است. اگر محاصره دریایی آمریکا ادامه پیدا کند، کشور وارد عرصهای فوقالعاده خطرناک خواهد شد. همین مسئله میتواند علتی بر افزایش اخیر حملات به شناورها در تنگه هرمز باشد (ثبت حدود ۲۵ مورد حمله از ماه اکتبر تاکنون، یعنی تقریباً دو برابر میانگین ماهانه از زمان آغاز جنگ در اواخر فوریه)؛ ایران میخواهد با این کار، مانع از صادرات نفت سایر کشورها شود.»تورم در بالاترین سطح تاریخیجمهوری اسلامی از زمان استقرار در سال ۱۹۷۹ همواره زیر بار تحریم زیسته و یاد گرفته بود با تکیه بر درآمدهای طبیعی خود اقتصادش را سرپا نگه دارد. اما از زمان تشدید تحریمها در سال ۲۰۱۸، همزمان با دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ، شکافها به درزهایی عمیق و سپس به روزنههایی برای جریان سیلابها بدل شدند.کابوس مردم ایران در واژه «تورم» خلاصه میشود که نرخ آن میان اعدادی دو و سهرقمی در نوسان است . خانوارها برای خرید کالاها و خدمات مشابه، در ماه سپتامبر امسال ۹۰ درصد بیشتر از مدت مشابه در سال ۲۰۲۵ هزینه کردهاند.در بخش اقلام خوراکی، جهش قیمتها طی یک سال به حدود ۱۰۹ درصد رسیده است: این جهش برای نان و غلات بیش از ۱۰۰ درصد، برای لبنیات بیش از ۱۴۰ درصد، برای گوشت قرمز و مرغ نزدیک به ۲۰۰ درصد و برای روغن و چربیهای خوراکی ۲۶۰ درصد بوده است.یکی از شهروندان تهرانی که خواست نامش فاش نشود، با دلی پر میگوید: «حتی قیمت ماست هم هر هفته تغییر میکند. همهچیز تابع قیمت دلار است که بهطرز وحشتناکی در حال بالا رفتن است.»شهروند دیگری میگوید: «اوضاع اقتصادی ایران هیچوقت خوب نبوده، اما وضعیتی که الان داریم وحشتناک است. پسانداز کردن دیگر هیچ معنایی ندارد. همه فقط میدوند تا بتوانند خود را به آخر ماه برسانند.»«روزگاری سیاه»به گفته شاهدان، کار به جایی رسیده که برخی نانواییها نان را به صورت نسیه به مردم میدهند. شیرین اردکانی، حقوقدان مقیم پاریس و رئیس انجمن «عدالت برای ایران» میگوید: «مردم دیگر لباس نمیخرند. تمام هزینهها به حداقل ممکن کاهش یافته و هر خرید غیرضروری به آینده موکول میشود. اولویت اول، فقط تأمین غذا و کمک به بستگانی است که کار خود را از دست دادهاند. خطر سوءتغذیه جامعه را تهدید میکند.»تمام شواهد گردآوری شده، از وسواس و اضطراب نسبت به فردایی ناروشن حکایت دارند. به گفته سمیه، زنی ۳۹ ساله و کردتبار که از شمال فرانسه وضعیت خانوادهاش را دنبال میکند: «نوعی اقتصاد همبستگی درون خانوادهها شکل گرفته است. وقتی کسی شغلی ندارد، پرداخت اجارهخانهها غیرممکن است. بسیاری از جوانان ناچار شدهاند به خانه والدینشان برگردند. این یک دوره واقعاً سیاه برای مردم ایران است. تمام منابع مالی برای بقای حکومت بلعیده میشود. تقریباً همه دارند رنج میکشند اما در استانهای مرزی و مناطقی که اقلیتها در آن زندگی میکنند، وضعیت فاجعهبار است.»لوپاریزین در گزارش خود میافزاید که خانواده سمیه اخیراً مجبور شدند برای تأمین مخارج عمل جراحی سرطان یکی از اعضا، خودروی خود را بفروشند.گلناز نیز همانند سمیه، تابستان امسال در آخرین سفرش به تهران از مشاهده چادرخوابی مردم در اطراف بیمارستانها شوکه شده بود: «خانوادههایی همراه با بچههای کوچک که از شهرستان آمده بودند و چون پول کرایه مسافرخانه یا اقامتگاه را نداشتند، در چادر میخوابیدند. دیدن این صحنهها قلبم را مچاله کرد. این برای کشوری که ماهیتاً تا این حد ثروتمند است، مایه شرمساری است.»طی ماههای اخیر، میلیونها ایرانیِ دیگر به زیر خط فقر سقوط کردهاند؛ معیاری که پیش از این نیز حدود ۴۰ درصد جمعیت کشور را در بر میگرفت.«اولویت جمهوری اسلامی بقاست»در میان ویرانیهای ناشی از جنگ و قطعی ۱۰۰ روزه اینترنت، صدها هزار فرصت شغلی در بخشهای صنعت و خدمات نابود شدهاند. شمار زیادی از کارگران و طبقات فرودست ترجیح میدهند برای کسب درآمد راهی کشورهای همسایه نظیر ترکیه یا جمهوری آذربایجان شوند.شهرداری تهران بهتازگی فهرستی از دوازده قلم کالای اساسی منتشر کرده که در میادین میوهوترهبار و چند فروشگاه توزیع میشوند؛ سهمیهای بسیار ناچیز برای کلانشهری که بیش از۱۰ میلیون نفر جمعیت دارد.کلمان ترم خاطرنشان میکند: «اولویت جمهوری اسلامی بهبود قدرت خرید مردم نیست بلکه صرفاً بقای خود است. حکومت تنها به ایجاد ضربهگیرهای همیشگی بسنده میکند؛ یعنی پرداخت یارانه به بنزین، گاز، نان و چند قلم کالای پایه، تا مانع از تبدیل شدن خشم فروخورده به شورش خیابانی شود.»شبیه به همان شورشی که در اواخر دسامبر با پیشگامی بازاریان پایتخت آغاز شد؛ کسانی که ذاتاً اهل عصیان و شورش نبودند. اما ده روز بعد، حکومت فرمان یکی از بزرگترین کشتارهای غیرنظامیان در تاریخ معاصر را صادر کردند.اکنون با گذشت ده ماه از آن فاجعه، اوضاع اقتصادی بسیار وخیمتر شده است؛ اما آنچه بر روح و روان جامعه سنگینی میکند دیگر خشم صرف نیست، بلکه ترکیبی رخوتآور و بیحسکننده از «نگرانی، ترس و فرسودگی مفرط» است.یک دانشجوی ساکن تهران میگوید: «مردم در شوک، عصبی، خسته و غرق در زندگی روزمره خود هستند. فضای جامعه چندان سیاسی نیست.»فرهاد در پایان چنین پیشبینی میکند: «از زمان کشتار ژانویه، بسیاری امید خود را از دست دادهاند. سرکوب چنان وحشیانه بود که برای مدتی هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. مردم دیگر اخبار را دنبال نمیکنند. همهچیز، حتی اعدامها هم تکراری شده است. ما نمیدانیم که چهار ماه دیگر کشورمان در جنگ خواهد بود یا نه، یا دلار روی چه قیمتی میایستد. دیدگاه من نسبت به آینده، شبیه به سقوط در درهای است که انتهای آن پیدا نیست.»یورونیوز فارسی را در ایکس دنبال کنید