پرش به محتوای اصلی

«امیر» مملو از گزند؛ قلعه‌ات تخریب شده سرمربی!

فوتبال ۳۶۰۱۴۰۵ مهر ۸, چهارشنبه، ساعت ۱۷:۰۰حدود 7 دقیقه مطالعه

در فاصله کم‌تر از 100 روز تا آغاز جام ملت‌های آسیا، تیم ملی فوتبال ایران با هدایت امیر قلعه‌نویی سیاه‌ترین روزهای ممکن را سپری می‌کند.

به گزارش فوتبال 360، شاید همان چهره مایوس، درهم، کلافه و ناامید نیمه دوم امیر قلعه‌نویی در دیدار برابر روسیه روایت‌کننده وضعیت تیم تحت هدایت او باشد. تیمی که به انتهای استیصال رسیده و راهکار و ایده‌ای برای خروج از بحران ندارد. آن لب‌های وارفته‌ای که روزگاری رقبا برای دیدنش باید صبر زیادی خرج می‌کردند، مدت‌هاست تبدیل به آشناترین و دمِ دستی‌ترین میمیک سرمربی 62 ساله شده است. چهره همیشه‌برنده دهه 80 حالا طی حداقل یک دهه اخیر شکست‌های متعددی را تجربه کرده و با «باخت» پیوند خویشاوندی برقرار کرده و پیغامی بزرگ در درون خود دارد: «قلعه از همه‌طرف تخریب شده و او امیرِ یک ویرانه است».

دست‌پخت قلعه‌نویی، فدراسیونِ مهدی تاج و اطرافیان به شکستی همه‌جانبه منجر شده است. بیایید نقاط قوت یک پروژه را با یکدیگر مرور کنیم و گزاره قبلی را به چالش بکشیم. شاید اشتباهی رخ داده باشد! اصلی‌ترین نشانه یک مجموعه موفق، کسب نتیجه است. ما با یک تیم باشگاهی طرف نیستیم که در معرض تورنمنت‌های متعددی باشد و به همین خاطر کسب نتیجه را محدود به جام‌آوری نخواهیم کرد. بر همین اساس صعود به فینال جام ملت‌های آسیا و راهیابی به دور حذفی جام جهانی در اولین دوره‌ای که 48 تیمی شده را موفقیت و کسب نتیجه مورد نظر لحاظ می‌کنیم. آیا تیم امیر موفق به انجام این مهم‌ها شد؟ آن‌ها همانند سال 2019 در مرحله نیمه‌نهایی جام ملت‌های آسیا 2023 مغلوب قطر شدند. با یک تورنمنت، آن هم چند ماه پس از جلوس قلعه‌نویی روی نیمکت، قضاوت او و کادرش بی‌رحمانه و غیر منطقی نیست؟ قطعا همین‌طور است! در سال 2026 و پس از حدود سه سال، تیم به جام جهانی رفت و علی‌رغم تمام محدودیت‌های موجود و مشکلات غیرفنی و غیرمعمولی که با آن مواجه بود، می‌توانست در گروهی که بلژیک، نیوزیلند و مصر درش حضور داشتند جزو یکی از 32 تیم راه یافته به دور حذفی باشد اما این ماموریت به شکست منجر شد. از کف رفتن قهرمانی در تونمنت من‌درآوردی و کم‌کیفیت کافا را هم باید به باخت‌های قلعه‌نویی افزود. او و شاگردانش دیگر از پس ازبکستان هم برنیامدند و مرعوب‌شده، تحت تاثیر پیشرفت گرگ‌های سفید قرار گرفتند.

بازهم باید تکرار کرد که قضاوت پروژه‌های ملی با سنگ محک کسب عنوان قهرمانی منصفانه نیست. شما وقتی در یک باشگاه حضور دارید، هر فصل با جام‌های متعددی روبرو هستید و مهم‌تر از آن در پروسه‌ای به نام «لیگ» شرکت دارید که تاثیر اتفاق‌های غیرمترقبه در نتیجه نهایی آن بسیار اندک است و تیم‌ها صرفا به واسطه چند روز بد و با یک یا 2 بدشانسی و خوش‌شانسی به جام نمی‌رسند و یا از آن محروم نمی‌شوند. ماجرای مسابقات ملی به کلی متفاوت است و جام‌های معتبرش معمولا هر چهار سال یک بار از راه می‌رسند و ممکن است همه تلاش‌ها با یک اخراج زودهنگام و یا تغییر مسیر یک توپ کاملا تحت‌الشعاع قرار بگیرد. پس بیاییم کیفیت آن مجموعه را در طول زمان ملاک قرار دهیم. تیم ملی با هدایت قلعه‌نویی به نتیجه نرسید اما از نظر کیفی طی نزدیک به چهار سال پیشرفتی داشت؟ یکی از بلندترین پاسخ‌های منفی را می‌توان همین‌جا خرج کرد. ما با تیمی روبرو هستیم که در بخش قابل توجهی از دقایق هر مسابقه‌اش در بلاتکلیفی محض به سر می‌برد و در خوش‌بینانه‌ترین شرایط توانایی اجرایی کردن تاکتیک‌ها را ندارد و همه‌ برنامه‌ها روی تخته وایت‌بُرد یا درون حافظه لپ‌تاپ‌ها باقی می‌ماند و به مستطیل سبز راه نمی‌یابد. تیم امیر همیشه پرنوسان بوده و نتوانسته چند بازی امیدوارکننده متوالی داشته باشد. آن‌ها نه در فاز تدافعی و نه در بخش تهاجمی به ثبات نرسیدند و ایده‌های‌شان به بدخط‌ترین و با ضعیف‌ترین بسته‌بندی نوشته و ارائه شدند. آیا شما بین بازی ایران - روسیه سال 2023 که اولین حضور قلعه‌نویی بود و دوئل اخیر تفاوتی حس کردید؟ تیم منضبط‌‌‌‌تری دیدید؟ این میزان شلختگی، عادی است؟

دریچه‌های قبلی را بسته و پنجره دیگری باز کنیم. امیر نتیجه نگرفت و کیفیت بازی‌ تیمش چنگی به دل نزد ولی آیا در این میان موفق شد خون جدیدی را از نظر نفری به رگ مجموعه‌اش تزریق و پمپاژ کند؟ اگر این اتفاق رخ می‌داد خیلی از مخالفان قلعه‌نویی، موضع خود را نسبت به او تغییر می‌دادند ولی یکی از اصلی‌ترین زشتی‌های این تیم، دقیقا همین‌جاست. زمانی که برای نگاه به ترکیب ایران و رقیبانش به اَپلیکیشن‌ها مختلف سر زدیم و در بخش میانگین سنی، همیشه دستِ بالاتر برای تیم امیر بود. هنگامی که لیست‌های نفرات دعوتی او در اردوهای مختلف منتشر شد و چشمان‌مان با نام‌های قدیمی و از رده خارج شده برخوردی سرد و کسل‌کننده داشت و برای یافتن اسمی جدید می‌بایست به ریزترین ورژن خود درمی‌آمد و سرِ آخر با دیدن بازیکنی جوان از خود سوال می‌کردیم که چرا؟ به چه دلیل این بازیکن؟ با چه کیفیتی؟ با چه متر و معیاری؟ همان‌جا بود که تردیدها، سوء ظن‌ها و سوالات بی‌جواب قد علم کردند و به قول عباس معروفی سر را تبدیل به بازار مسگرها کردند. چه جوان‌هایی که در تورنمنت‌های مختلف با اسم‌شان بازی شد و صرفا مبدل به میهمانان ویژه دیدارهای تیم ملی شدند و سن‌شان به گروگان گرفته شد تا میانگین سنی لیست‌ها کاهش پیدا کنند و نیروی جوانی‌شان برای بازی با واژه «تغییر نسل» لگدمال شود و خودشان در ویترین این مغازه جادویی، خاک بخورند و پژمرده شوند.

رویکرد محافظه‌کارانه و واکنش‌گرایانه، خیلی از تیم‌های معمولی و پرایراد را در مسابقات مختلف داخلی و خارجی به نتایج آبرومندانه رسانده است. خیلی اوقات به تیم‌هایی برخورده‌ایم که از نظر کیفی حرف خاصی برای گفتن نداشته‌اند و حتی در کسب نتیجه هم ناکام بوده‌اند ولی یک‌پارچگی، اتحاد و اشتیاق‌شان مخاطبان را به سمتی برده که حداقل برای‌شان احترام قائل شوند. پس از این مدت طولانی سپری شده آیا شما در تیم امیر اشتیاق، اتحاد و یک‌پارچگی دیده‌اید؟ نگاهی به چهره‌ها بیندازید! زبان بدن این‌جا گوی سبقت را از زبان‌بازی می‌‎رباید. این‌جا نمی‌توان کلمات را سلاخی کرد و با مجیزگویی و دروغ‌های سریالیِ مشمئزکننده، مخاطب را فریب داد. تعریف و تمجیدهای دروغین، رنگ می‌بازند. و درست در همین نقطه واقعیت، تلخیِ تمام‌نشدنی‌اش را می‌چشاند. قلعه‌نویی نتوانست مجموعه‌ای یک‌دل بسازد که جامانده‌هایش هم از آن به نیکی یاد کنند و حاضرینش در پس پرده با عشق از آن حرف بزنند. عمق رابطه بین کادر فنی و بازیکنان تیره‌وتار است. برخورد آن‌ها به دور از نورها و لنزها سرد است. نتیجه این دوریِ دلی را در نحوه بازیِ بازیکنان می‌توان به وضوح مشاهده کرد. آن‌ها تا آخرین لحظه نمی‌جنگند و پالس مثبتی از سوی کادر خود دریافت نمی‌کنند. بی‌اعتمادی موج می‌زند و این‌ها از نشانه‌های یک پروژه شکست‌خورده است.

عدم نتیجه‌گیری، کیفیت پایین، وعده‌های پوشالی، صحبت‌های نخ‌نما، سابقه نه‌چندان درخشان و ... وقتی با یکدیگر واکنش دهند، محصول مقبولی برای عرضه وجود نخواهد داشت. افکار عمومی با گروهی که عذرخواهی‌اش پس از شکست نیز با اما و اگرها و بهانه‌های مختلفی همراه است و از روی اجبار به زبان می‌آید کنار نمی‌آید. وارونه کردن حقایق و بزک‌کردن زشتی‌ها و نقایص، از قاب بیرون می‌زند و به چشم می‌آید. منزوی کردن رسانه‌های منتقد و برچسب زدن به آن‌ها و امتیاز دادن به مجیزگوها در این عصر و زمانه پنهان نمی‌ماند و ماحصل این سوء رفتارها و برخوردهای دیکتاتورمآبانه در کنار نمایش ضعیف در درون و کنار زمین، معجونی نخواستنی را تولید خواهد کرد که مشتری‌ای ندارد. و حالا با یک شکاف بزرگ روبرو هستیم که امیر قلعه‌نویی و همراهانش آن را وسیع‌تر و پرنشدنی‌تر کردند.

و در پایان یک سوال از حامی‌های امیر قلعه‌نویی و تیمی که دست در دست فدراسیون فوتبالِ مهدی تاج ساخته است. نقطه قوت این تیم و این پروژه چیست؟ در کدام پارامتر، موفق بوده‌اید؟ از خود چه باقی گذاشته‌اید؟ فوتبال ایران در زمان حضور شما در چه جایگاهی بود و حالا به کجا رسیده است؟ قبول کنید که با منظره‌‎ای مملو از ویرانی روبرو هستیم. پروژه امیر به تیم ملی گزندها و آسیب‌های زیادی وارد کرده است. و آقای سرمربی! پرافتخارترین سرمربی تاریخ لیگ برتر! قلعه‌ات از همه‌طرف تخریب شده و شما امیرِ یک ویرانه هستی.

خواندن متن کامل در فوتبال ۳۶۰به زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شودهمه‌ی اخبار ورزش