انتخابات اسرائیل؛ چرا جمهوری اسلامی سیاست کشوری را دنبال میکند که موجودیتش را به رسمیت نمیشناسد؟
جمهوری اسلامی موجودیت اسرائیل را به رسمیت نمیشناسد، اما رسانههای نزدیک به حکومت، انتخابات این کشور و رقابت احزاب آن را دنبال میکنند. این دوگانگی چه چیزی درباره فاصله میان ایدئولوژی رسمی جمهوری اسلامی و واقعیتهای سیاسی و امنیتی منطقه آشکار میکند؟
از زمان انقلاب ۱۳۵۷، مخالفت با اسرائیل یکی از اصول ثابت سیاست خارجی جمهوری اسلامی بوده است. با این حال، در طول نزدیک به نیم قرن، دولتها و نخستوزیران متعددی در اسرائیل روی کار آمدهاند که تصمیمهایشان، فارغ از موضع رسمی تهران، بر مناسبات منطقهای و امنیت ایران تأثیر گذاشته است.انتخاباتی در کشوری که قرار نیست وجود داشته باشدانتخابات پارلمانی اسرائیل در ۲۷ اکتبر، در رسانههای جمهوری اسلامی نیز بازتاب یافت. خبرگزاری تسنیم، نزدیک به سپاه پاسداران، در روز رأیگیری به بررسی رقابت احزاب و احتمال شکست بنیامین نتانیاهو پرداخت و یک روز بعد نیز سناریوهای تشکیل دولت آینده را تحلیل کرد. خبرگزاری مهر نیز تحولات انتخاباتی این کشور را پوشش داد.این توجه رسانهای در حالی است که جمهوری اسلامی طی نزدیک به نیم قرن، از به رسمیت شناختن اسرائیل خودداری کرده و در ادبیات رسمی خود حتی از نام این کشور پرهیز میکند.در واقع، همان حکومتی که مشروعیت اسرائیل را انکار میکند، انتخابات، پارلمان، احزاب و نخستوزیر آن را با دقت دنبال میکند؛ نهادهایی که موجودیتشان در چارچوب همان ساختار سیاسی معنا پیدا میکند که تهران مشروعیتش را نمیپذیرد.به اینستاگرام یورونیوز فارسی بپیوندیدانکار موجودیت، پذیرش واقعیتاز زمان انقلاب ۱۳۵۷، مخالفت با اسرائیل یکی از ارکان سیاست خارجی جمهوری اسلامی بوده است. مقامهای ایرانی نهتنها این کشور را به رسمیت نمیشناسند، بلکه بارها از ضرورت پایان یافتن نظام سیاسی کنونی آن سخن گفتهاند.با این حال، در محاسبات امنیتی تهران، اسرائیل نه یک موجودیت خیالی، بلکه قدرتی نظامی، اطلاعاتی و سیاسی است که تصمیمهایش میتواند پیامدهای مستقیمی برای ایران داشته باشد.این دوگانگی در جریان انتخابات اخیر آشکارتر شده است: رسانههایی که از اصطلاح «رژیم صهیونیستی» استفاده میکنند، همزمان شمار کرسیهای احزاب اسرائیلی، احتمال تشکیل دولت ائتلافی و آینده سیاسی نتانیاهو را بررسی میکنند.به این ترتیب، آنچه در سطح ایدئولوژیک انکار میشود، در سطح سیاسی و امنیتی موضوع محاسبه قرار میگیرد.چرا سرنوشت نتانیاهو برای تهران مهم است؟نتانیاهو طی بیش از دو دهه، مقابله با جمهوری اسلامی را به یکی از محورهای اصلی سیاست امنیتی خود تبدیل کرده است. او پس از انتخابات اخیر نیز از فرصتی تاریخی برای اسرائیل و آمریکا سخن گفت که به ادعای او میتواند تهدید ایران را از میان ببرد.برای تهران، ماندن یا رفتن او میتواند بر احتمال جنگ دوباره، آینده مذاکرات ایران و آمریکا و شدت فشارهای نظامی و اقتصادی تأثیر بگذارد.اما شکست نتانیاهو لزوماً به معنای کاهش تهدید نیست. گادی آیزنکوت، رقیب او و رئیس پیشین ستاد کل ارتش اسرائیل، نیز با دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هستهای مخالف است.بنابراین، حتی اگر نخستوزیر تغییر کند، ممکن است تنها شیوه مقابله اسرائیل با تهران دگرگون شود، نه اهداف راهبردی آن.بهرهبرداری از اختلافات داخلی اسرائیلپوشش انتخابات اسرائیل برای رسانههای نزدیک به جمهوری اسلامی کارکرد دیگری نیز دارد: برجسته کردن اختلافات داخلی این کشور.بحرانهای ائتلافی، رقابتهای انتخاباتی و احتمال شکست نتانیاهو میتوانند در روایت رسانهای حکومت، نشانههایی از ضعف و بیثباتی اسرائیل معرفی شوند.با این حال، رقابت سیاسی و تغییر دولت در یک نظام پارلمانی، بهخودیخود نشانه فروپاشی یا تضعیف توان نظامی آن نیست.در اینجا تناقض دیگری نیز نمایان میشود: رسانههایی که مشروعیت ساختار سیاسی اسرائیل را انکار میکنند، از تحولات همان ساختار برای اثبات آسیبپذیری آن بهره میگیرند.فاصله ایدئولوژی با واقعیت سیاسیتوجه رسانههای حکومتی ایران به انتخابات اسرائیل، فراتر از یک کنجکاوی خبری، نشاندهنده محدودیتهای گفتمان رسمی جمهوری اسلامی در مواجهه با واقعیتهای منطقه است.تهران میتواند در گفتار سیاسی خود مشروعیت اسرائیل را انکار کند، اما نمیتواند قدرت نظامی، نهادهای حکومتی و تأثیر تصمیمهای آن بر امنیت ایران را نادیده بگیرد.در نهایت، جمهوری اسلامی در حالی موجودیت سیاسی اسرائیل را به رسمیت نمیشناسد که ناچار است تحولات همان ساختار سیاسی را در محاسبات خود لحاظ کند. انتخابات اخیر بار دیگر فاصله میان آنچه حکومت ایران در عرصه ایدئولوژیک اعلام میکند و واقعیتی را که در عمل با آن روبهروست، آشکار کرده است.