پرش به محتوای اصلی

انتخابات میان‌دوره‌‌ای آمریکا؛ هشت عامل تشدید یا کاهش تنش با ایران

دویچه‌وله فارسی۱۴۰۵ آبان ۱۲, سه‌شنبه، ساعت ۱۰:۳۶حدود 11 دقیقه مطالعه

در حالی که جنگ ایران وارد نهمین‌ماه شده، همه نگاه‌ها به نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا دوخته شده است. نگاهی به هشت عاملی که نشان خواهد داد سوم نوامبر آغاز دیپلماسی است یا دور تازه‌ای از جنگ. گفتگو با سه کارشناس.

در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا ، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران وارد نهمین ماه خود شده و تلاش‌های دیپلماتیک برای پایان دادن به آن بار دیگر شدت گرفته است. با این حال، اختلاف بر سر برنامه هسته‌ای ایران، تحریم‌های آمریکا و امنیت تردد در تنگه هرمز همچنان مانع دستیابی به توافق است. ابتکار میانجی‌گران نیز تا کنون نتیجه نداده است.

گره اصلی ترتیب تعهدات طرفین است. واشنگتن می‌خواهد موضوع برنامه هسته‌ای از همان آغاز مذاکرات روی میز باشد، تهران رفع محدودیت صادرات نفت و محاصره بنادرش را مقدم می‌داند.

در این میان، سرنوشت جنگ فقط به تصمیم این دو پایتخت بسته نیست. هشت عاملی که در ادامه می‌آید، به روایت امید معماریان، تحلیلگر ارشد ایران در موسسه "داون"، اندیشکده‌ای در واشنگتن که بر اصلاح سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه متمرکز است، لیلا مروتی، تحلیلگر سیاسی ساکن فنلاند و بابک رضایی دریاکناری، دانشیار روابط بین‌الملل در دانشگاه لایدن هلند، می‌توانند یکی از کفه‌های ترازو را سنگین‌تر کنند.

انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا در سوم نوامبر (۱۲ آبان) بر محاسبات سیاسی واشنگتن سایه انداخته است. نتیجه این انتخابات، گرچه الزاما تعیین‌کننده سیاست آمریکا در قبال ایران نیست، اما می‌تواند بر توان دولت ترامپ برای پیشبرد سیاست‌هایش تأثیر بگذارد. هنوز مشخص نیست ترامپ در نهایت اقدام نظامی شدیدتر، توافق سیاسی یا ادامه فشار اقتصادی بر ایران را انتخاب خواهد کرد.

امید معماریان به دویچه وله فارسی می‌گوید پیروزی دموکرات‌ها باعث خواهد شد که ترامپ تمرکز بیشتری روی موضوعات داخلی داشته باشد. همچنین به گفته او، هزینه‌های جنگ و تصمیمات ترامپ زیر ذره‌بین کمیته‌های تحقیقاتی متعدد کنگره آمریکا قرار خواهد گرفت، اما از نظر تصمیم‌گیری، ترامپ همچنان می‌تواند در چارچوبی که جنگ با ایران را در قالب حملات محدود پیش برده، ادامه دهد و اسم "جنگ" هم روی آن نگذارد.

معماریان توضیح می‌دهد که ترامپ همچنین بعد از انتخابات، هیچ محدودیتی برای استفاده از "گزینه‌های پرهزینه" نخواهد داشت، چون انتخابات دیگری در کار نیست و "او تلاش خواهد کرد برای حفظ آبروی خود مسیری برای خروج از جنگ پیدا کند".

این تحلیلگر ارشد موسسه "داون" می‌افزاید: «اینکه این مسیر از طریق امتحان دوباره حملات نظامی برای رسیدن به یک توافق است یا مستقیم به سمت توافق رفتن، بسیار به رفتار و سیاست‌های مقامات ایران بستگی خواهد داشت. مقامات ایرانی باید بپذیرند که در هر مذاکره‌ای بده بستان وجود دارد و اگر قرار باشد همچنان بر روشی که پیش گرفته‌اند پافشاری کنند، قمار بزرگی با فردی است که رفتارهای متعارف سیاسی ندارد و همین احتمال جنگ و یا حمله نظامی مجدد را بسیار بیشتر می کند.»

بابک رضایی‌ دریاکناری به نکته مشابهی اشاره می‌کند: «رئیس‌جمهور آمریکا، به‌ویژه در سیاست خارجی و هدایت عملیات نظامی، اختیار و آزادی عمل گسترده‌ای دارد؛ بنابراین شکست جمهوری‌خواهان، حتی با افزایش فشار کنگره، لزوما مانع حملات تازه نمی‌شود.»

تغییر دولت در اسرائیل از عوامل تاثیرگذار بر سرنوشت جنگ ایران است. بلوک بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، از کسب اکثریت لازم بازمانده و نتیجه انتخابات ۲۷ اکتبر به یک بن‌بست سیاسی منجر شده است.

امید معماریان می‌گوید بلاتکلیفی در تشکیل دولت آینده اسرائیل، می‌تواند نتانیاهو را برای اقدامی جدید و جدی‌تر در زمانی که همچنان نخست‌وزیر است، مجاب کند.

او برهه کنونی تا زمان تشکیل دولت جدید را "شکننده‌ترین و پرخطرترین" بازه زمانی برای انجام اقداماتی می‌داند که ممکن است به بازگشت جنگ منجر شود.

معماریان توضیح می‌دهد: «تغییر دولت، باعث تغییر جدی سیاست اسرائیل در مورد ایران نخواهد شد، اما فردی مثل آیزنکوت، ممکن است فرمانبری بیشتری از آمریکا داشته باشد و برای هماهنگی بیشتر با واشنگتن تلاش کند. در عین حال، برای ترامپ روابط بسیار شخصی است و قطعا آیزنکوت مثل نتانیاهو نخواهد بود که هر برنامه و سناریویی را بتواند به ترامپ بفروشد.»

رضایی‌ دریاکناری می‌گوید نگرانی‌های امنیتی اسرائیل در مورد ایران ۲محدود به شخص نتانیاهو نیست". به گفته او، تغییر دولت ممکن است شیوه و زمان‌بندی رویارویی و میزان هماهنگی با واشنگتن را تغییر دهد. او می‌افزاید: «برای ارزیابی احتمال حمله، باید در کنار نام نخست‌وزیر، ترکیب ائتلاف حاکم، ارزیابی نهادهای امنیتی و موضع آمریکا را دید.»

این تحلیلگر سیاسی، اختلاف بسیار بزرگ آمریکا و ایران را بر سر موضوعات و همچنین زمان‌بندی و ترتیب بررسی آنها برای مذاکره و امتیازگیری می‌داند و معتقد است تا زمانی که دو طرف بر سر این موارد به تفاهم نرسند، "بالا رفتن از نردبان تنش" محتمل است.

معماریان وضعیت را این‌گونه تشریح می‌کند: «تحلیل آمریکا این است که با حمله مجدد یا ایجاد یک تهدید معتبر نظامی می‌تواند مقامات جمهوری اسلامی را مجاب کند که در محاسبات خود تجدید نظر کند. آمریکا می‌خواهد مذاکرات نه تنها با تمرکز بر برنامه هسته‌ای ایران آغاز شود، بلکه در همان ابتدا امتیازاتی بگیرد.»

در مقابل به گفته او، خواست ایران برداشتن محاصره اقتصادی و آزاد کردن دارایی‌های بلوکه‌شده و سپس شروع مذاکرات هسته‌ای است: «این موضوعی است که اگر دو کشور به هم نزدیک نشوند احتمال جنگ دوباره را بالا می‌برد. هر چند که چند دوره حمله نظامی تضمین نکرده که ایران روش خود را عوض کند.»

معماریان معتقد است دست یافتن دو طرف به چارچوبی که بر اساس آن بتوانند بر ترتیب موضوعات، زمان بندی و مرحله‌بندی توافق کنند، گام بزرگی در جهت رسیدگی به مسائل خواهد بود.

به باور او، چارچوب مذاکرات مشخص می‌کند که دو طرف فقط برای پایان ‌دادن به جنگ کنونی تلاش می‌کنند یا برای رسیدن به ترتیبات جدیدی که سایه جنگ را از ایران بردارد قدم بر می‌دارند؛ اینها دو مسیر مختلف هستند.

لیلا مروتی، تحلیلگر سیاسی ساکن فنلاند، نیز می‌گوید برنامه هسته‌ای "گره اصلی" است. او توضیح می‌دهد که "جمهوری اسلامی برنامه اتمی را راه نجات خود و یک ابزار چانه‌زنی می‌بیند".

در مقابل به گفته او، "واشنگتن نگران است که یک ایران هسته‌ای محاسبات امنیتی و استراتژی بلندمدت آمریکا برای خاورمیانه و فراتر از آن را برهم بزند"، به همین دلیل است که اصرار دارد این موضوع را در اولویت قرار دهد.

تنگه هرمز ماه‌هاست صحنه رویارویی نظامی ایران و آمریکاست. حدود ۲۰ درصد از نفت مورد نیاز جهان تا پیش از جنگ از این آبراه مهم بین‌المللی عبور می‌کرد، که در این میان به شدت کاهش یافته است. این در حالی است که ترامپ بارها بر باز بودن تنگه هرمز تاکید کرده است.

معماریان معتقد است محدودیت در تنگه هرمز به‌تنهایی عامل تشدید جنگ نیست. او توضیح می‌دهد که اگر کاخ سفید به این جمع‌بندی رسیده باشد که باید برای تغییر در محاسبات مقامات ایرانی حتما حمله‌ای گسترده صورت گیرد، هر موضوعی می‌تواند به عنوان بهانه استفاده شود و حتی بدون درگیری نظامی در تنگه هرمز هم احتمال ورود به جنگ وجود دارد.

معماریان با این حال می‌افزاید: «اگر تحلیل آمریکا این باشد که به دلیل پیش‌بینی‌ناپذیر بودن اقدامات تلافی‌جویانه ایران و احتمال گسترش جنگ به منطقه و هزینه‌های غیرقابل پیش‌بینی، بهتر است فعلا کانال‌های دیگری از جمله محاصره اقتصادی همزمان با نشان دادن در باغ سبز مذاکره امتحان شود، آن‌موقع اگر تنش‌های گاه‌به‌گاهی هم در تنگه هرمز اتفاق بیفتد باعث نخواهد شد آمریکا وارد جنگ شود.»

امید معماریان اثرگذاری حوثی‌ها به عنوان عامل تشدید تنش در بحران ایران را تنها در صورتی محتمل می‌داند که آمریکا بخواهد از عملکرد آنها به عنوان بهانه‌ای برای حمله مجدد به ایران استفاده کند.

این تحلیلگر ساکن واشنگتن می‌گوید حوثی‌ها درست است که از نظر ایدئولوژیک همراهی و نزدیکی با حکومت ایران دارند، اما ریشه‌های ظهور و مبارزه آنها موضوعی "کاملا داخلی و ارگانیک" است.

به گفته معماریان، حوثی‌ها مثل برخی گروه‌های دیگر در منطقه نیستند که در حوزه عملیاتی، برنامه‌ریزی و نظامی از ایران تبعیت کنند. ایران این را به خوبی می‌داند و سعی می‌کند که این دو حوزه منازعه از هم جدا بماند. او اضافه می‌کند: «برای همین در حمله اخیر حوثی‌ها به عربستان، مقامات ایرانی خواستار میانجی‌گری شدند تا نشان دهند نمی‌خواهند این درگیری‌ها به نام ایران نوشته شود.»

از نگاه این تحلیلگر ارشد، حوثی‌ها "محاسبات عملگرایانه‌ای" دارند و این‌طور نیست که صرفا برای نجات حکومت ایران دست به هر کاری بزنند و این موضوعی است که عربستان و آمریکا متوجه آن هستند. به همین دلیل حتی تشدید درگیری‌ها بین عربستان و حوثی‌ها که از سال ۲۰۱۵ آغاز شده، الزاما منجر به تشدید تنش ایران و آمریکا نخواهد شد.

ارزیابی رضایی ‌دریاکناری اندکی متفاوت است. به گفته او، حملات حوثی‌ها به کشتی‌رانی و کشورهای منطقه "می‌تواند هم جنگ را گسترش دهد و هم ائتلاف‌سازی علیه جمهوری اسلامی را شتاب دهد".

به باور او، کشورهایی که خواهان جنگ با تهران نیستند، «"ممکن است برای حفاظت از تجارت و امنیت خود، به همکاری‌های نظامی نزدیک‌تری روی آورند". او می‌افزاید که این لزوما به معنای ورود مستقیم به جنگ نیست، "اما می‌تواند فضای مانور جمهوری اسلامی را محدود کند".

با بن‌بست مذاکرات، اکنون نگاه‌ها به قطر، عمان، پاکستان و عربستان سعودی دوخته شده است؛ چهار کشوری که هر یک نقشی متفاوت و منافعی مستقیم در پایان جنگ دارند.

از دید معماریان، سال‌ها سرمایه‌گذاری و میلیاردها دلار منابع مالی که در مسیر توسعه اقتصادی این کشورها خرج شده، با تهدید جدی مواجه است؛ آنها نه تنها می‌خواهند جنگ خاتمه پیدا کند، بلکه می‌خواهند نقش موثری در پایان دادن به آن و همچنین نقش موثری در ترتیبات منطقه‌ای در آینده داشته باشند: «درست است که این کشورها به آمریکا نزدیک هستند، اما می‌خواهند نزدیکی خود به ایران را نیز حفظ کرده و با ایجاد ائتلاف‌های منطقه‌ای تضمین‌های لازم را برای جلوگیری از چنین منازعاتی ایجاد کنند.»

لیلا مروتی معتقد است: «تلقی آمریکا این است که برنامه اتمی ایران می‌تواند خطرات امنیتی اساسی هم برای این کشور و هم برای متحدانش ایجاد کند. درست است که در جنگ ایران دولت آمریکا به معنای واقعی از متحدان عربی‌اش حمایت نکرد اما می‌داند که در دراز مدت چنین انفعالی می‌تواند باعث تغییر سیاست‌های کشورهای عربی شود و در نهایت رقبای آمریکا جایگزین آمریکا در منطقه شوند.»

تهران و واشنگتن هر دو از "پس از انتخابات" سخن می‌گویند؛ ترامپ گفته است پیش از انتخابات دوباره به ایران حمله نمی‌کند و انتظار دارد ایران بلافاصله پس از آن با آمریکا توافق برسد. در مقابل، به گزارش رویترز ، سه مقام ارشد ایرانی و یک منبع آگاه، می‌گویند تهران عمدا مذاکرات را طولانی کرده تا ترامپ را پیش از انتخابات از نظر سیاسی تضعیف کند.

معماریان به این نکته اشاره می‌کند که مقامات جمهوری اسلامی گمان می‌کنند اگر جمهوری‌خواهان در انتخابات شکست بخورند ممکن است فشار برای پایان جنگ افزایش یابد. اما به گفته او، ترامپ نفر اصلی سیاست خارجی خواهد بود و می تواند همچنان به جنگ به شکلی که تعریف می‌کند ادامه بدهد. البته این به معنی تحت فشار نبودن از سوی کنگره نخواهد بود، اما عنصر تعیین کننده‌ای نیز محسوب نمی‌شود.

این تحلیلگر سیاسی به پایان دوران ریاست جمهوری ترامپ در ژانویه ۲۰۲۹ اشاره می‌کند و می‌گوید "بهترین فرصت" برای پایان دادن به چنین وضعیتی زمان کنونی است: «مقامات جمهوری اسلامی آن موقع باید به این فکر کنند که بازی نهایی‌شان چیست، چون ترامپ ممکن است پیش از اینکه از این جنگ خارج شود، حمله گسترده‌ای را به ایران تحمیل کند و خساراتی بسیار جدی بزند و بعد از آن اعلام پیروزی کند. در این صورت ممکن است وضعیتی شکل بگیرد که سال‌ها سایه جنگ و تهدید روی ایران باقی بماند.»

رضایی دریاکناری می‌گوید که در سه ماه آینده، "عوامل تشدیدکننده تنش" دست بالا را خواهند داشت و "تنها راه واقع‌بینانه جلوگیری از دور تازه جنگ، چرخشی اساسی در سیاست جمهوری اسلامی و پذیرش امتیازهایی است که در منطق سیاسی خود حکومت، نزدیک به تسلیم کامل تلقی می‌شود".

او توضیح می‌دهد که عقب‌نشینی‌ این‌چنینی همچنین می‌تواند با تضعیف توجیه ایدئولوژیک حکومت، شکاف در هسته قدرت و فرسایش اعتبار آن نزد حامیانش، خطرهای مربوط به بقای نظام را افزایش دهد.

رضایی دریاکناری تاکید می‌کند: «جمهوری اسلامی در نتیجه با انتخابی روبه‌روست که هم ادامه رویارویی و هم عقب‌نشینی بنیادی، برای بقایش پرهزینه است.»

در نهمین ماه جنگ ایران، نفت گران‌تر، دریاها ناامن‌تر و اقتصادها فرسوده‌تر شده‌اند. پرسش این است که آیا این هزینه‌ها می‌تواند تهران، واشنگتن و پایتخت‌های منطقه را به مصالحه برساند.

لیلا مروتی می‌گوید: «اقتصاد، پاشنه آشیل تمام طرف‌های درگیر در این جنگ است و این موضوع حتی شامل کشورهایی فراتر از منطقه نیز می‌شود.»

به گفته مروتی، قیمت‌های انرژی به عاملی برای فشار بر دولت ایالات متحده تبدیل شده‌اند.

او اضافه می‌کند: «دیدیم که مسئله تامین انرژی و انتظارات مردم آمریکا در تصمیم‌گیری تاثیرگذار بوده و این یکی از مشکلات دولت ترامپ است.»

مروتی همچنین به کشورهای عربی اشاره می‌کند که به باور او، نگاه مشترکی در مورد ایران ندارند.

او می‌افزاید: «اگر این کشورها تحت فشارهای شدید امنیتی و اقتصادی قرار بگیرند، ممکن است دست به اقدامات مشترک بزنند؛ اما تا به امروز، در عمل چنین اتفاقی رخ نداده است.»

از دیدگاه امید معماریان، قطعا هزینه‌های جنگ یکی از موضوعاتی است که طرفین را به سمت مصالحه سوق می‌دهد. به گفته او، در عین حال هر طرف اکنون گمان می‌کند که با تحمیل هزینه بیشتر به طرف مقابل می‌تواند قدرت چانه‌زنی خود را در مذاکرات احتمالی آینده بیشتر کند.

او می‌گوید: «این مسئله‌ای است که به راحتی می‌تواند به فرسایشی شدن جنگ منجر شود کما اینکه در ماه‌های گذشته چنین رویکردی وجود داشته است. ولی الآن حداقل در نقطه‌ای قرار نگرفتیم که دو طرف گمان کنند دیگر امکان پرداخت هزینه ندارند و مصالحه اجتناب‌ناپذیر است. علی‌رغم همه هزینه‌های سیاسی و اقتصادی برای دو طرف، همچنان از اینکه با قدرت می‌توانند مسیر خود را ادامه دهند صحبت می‌کنند.»

سوم نوامبر پایان یک رقابت انتخاباتی است؛ اما اینکه این تاریخ آغاز مذاکره باشد یا دور تازه‌ای از جنگ، هنوز مشخص نیست.

خواندن متن کامل در دویچه‌وله فارسیبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شودهمه‌ی اخبار سیاست