اگنس اوبل: "با این همه هوش مصنوعی، مردم به سمت یک تجربه صوتی تر جذب می شوند. من امیدوار هستم
موسیقیدان دانمارکی ساکن برلین در مورد شادی دوران بارداری، دور شدن موسیقی او از فناوری در دوران کووید و افسردگی
وقتی اگنس اوبل متوجه شد که در دوران قرنطینه کووید در آلمان باردار است، پشت پیانوی خود نشست و احساسات خود را در موسیقی جاری کرد.
او در مورد ماه های منتهی به تولد دخترش، لانا، که اکنون تقریبا 5 سال دارد، می گوید: «فورا می توانستم احساس کنم ذهنم متفاوت است. آلبومی که من روی آن کار میکردم، روی فناوری متمرکز بود. فقط مضحک و بیربط به نظر میرسید.»
تجربه بارداری اوبل در طول همهگیری همهگیر، هم نشاطآور و هم وهمآور بود، ویژگیهایی که او در LP جدید و عجیب و غریب خود، یعنی معنی گلها، القا میکند.
اوبل که در دانمارک بزرگ شد و اکنون با همسرش، هنرمند و انیماتور آلمانی الکس برول فلگستاد، در برلین زندگی میکند، میگوید: «میتوانستم احساس کنم دارم تغییر میکنم، و در واقع احساس میکردم این چیزی است که باید تقریبا با موسیقی مستند کنم. من بلافاصله شروع به کار در استودیوی خود کردم و به معنای گل تبدیل شد.
بارداری در بهترین شرایط می تواند یک تجربه دراماتیک باشد – و یک بیماری همه گیر بهترین شرایط نبود. به گفته این خواننده، در آلمان برای نوزادانی که در دوران قرنطینه به دنیا می آیند اصطلاحی دارند: نوزادان کرونا.
اوبل میگوید: «عجیب بود،» اگرچه او اضافه میکند که به عنوان کسی که بهترین کارش را در خلوت رحم مانند استودیوی خانهاش، در حومه برلین انجام میدهد، تنها بودن چالشی نیست. صادقانه بگویم، انزوای واقعی برای من خیلی سخت نبود. من تمام زندگی ام را برای آن تمرین کرده ام.
تغییرات آشکاری در بدن او وجود داشت، اما او به همان اندازه تحت تأثیر این بود که چگونه بارداری ماده خاکستری او را دوباره سیم کشی کرد. او میگوید: «میتوانستم تغییر مغزم را احساس کنم.
اگنس اوبل: معمار موسیقی مخوف و ماورایی
با بررسی آن، او به نظریه ای رسید که حاملگی شبکه های عصبی را تغییر می دهد. اما خواندن در مورد آن صرفا چیزی را تأیید کرد که او قبلا میتوانست احساس کند در سرش اتفاق میافتد.
"این مرحله ای است که در آن مغز مانند دوران نوجوانی پلاستیکی می شود. تئوری هایی وجود دارد که می توانید دوباره مطالب را به راحتی یاد بگیرید. من سعی می کردم نواختن گیتار خود را بهبود بخشم.
نکته اصلی این بود که احساس میکردم هوشیاری متفاوت است. من احساس میکنم مغز چیزی است که آگاهی را فیلتر میکند. و وقتی احساس میکنید این فیلتر در حال تغییر است... به نظرم بسیار جالب است و میخواستم آن را از درون مستند کنم.»
ترانه سرا در روشنایی روز با آلبومی که مانند یک فیلم ترسناک بدنی به صورت معکوس باز میشود، در نور روز چشمک میزند، جایی که فرم بدنی بازسازیشدهاش او را به سمت مرحلهی شادیبخش جدیدی در زندگی سوق میدهد.
همانطور که مناسب موضوع موضوع است، لحن هم گمراه کننده و هم آرامش بخش است: در آهنگ تیتراژ، ریتمی تند تند تپش شکننده ضربان قلب یک نوزاد را تقلید می کند. در تکآهنگ لایملی، صدای اوبل از طریق یک افکت زیر و بمی فیلتر میشود، به طوری که شکل میگیرد و میپیچد و از طبیعت در حال تکامل زندگی در دنیای طبیعی تقلید میکند.
غریزه وقایع آنچه در زیر سطح اتفاق می افتد برای اوبل چیز جدیدی نیست. میل به کنار زدن حجاب و دیدن چیزها آنطور که واقعا هستند، مدتهاست که کیفیت تعیین کننده کار این ترانه سرای اثیری بوده است، که برچسب او، Deutsche Grammophon، آن را به افسانه های تاریک "زیبا ناراحت کننده" آنجلا کارتر تشبیه کرده است. این دیدگاه منحصربهفرد او را به هنرمندی عالی تبدیل میکند تا تجربه بارداری را در طول سکوت فریادآور قرنطینه در قالب موسیقی ثبت کند. تمام آن بازدیدها از بیمارستان های خالی، پروتکل های کووید.
و سپس، زمانی که نوزاد آمد، چالش تبدیل شدن به یک واحد خانواده جدید در انزوای کامل.
اما اگر هالهای از موسیقی خارقالعاده از زمان فیلارمونیک، اولین حضورش در سال 2010، حول و حوش موسیقی پاپ مجلسی خاطرهانگیز او آویزان شده باشد، موسیقی نیز با تاریکی موج میزند و میپیچد.
این به ویژه در مورد شهروند شیشه ای، مربوط به سال 2016 بود، که او پس از مرگ پدرش نوشت. او در حالی که او در تور بود، در حالی که سالها با افسردگی زندگی میکرد و پشیمانی دائمی از دست کشیدن از فعالیت اولیه خود به عنوان نوازنده جاز برای حمایت از خانوادهاش را تجربه میکرد، درگذشت.
اگنس اوبل: "ترانه سرایی من واقعا با ورود Pro Tools شروع شد"
اوبل همچنین افسردگی را تجربه کرده است، که او آن را به عنوان "نفرین خانواده من برای چندین نسل" توصیف می کند. او می گوید: «این فقط چیزی است که بخشی از وجود من است. "این همیشه وجود خواهد داشت."
او این را با لحن واقعی می گوید، گویی حال و هوای دیروز را به یاد می آورد. "طبق تجربه من، و همچنین از پدرم می دانم، بدترین کاری که می توانید انجام دهید این است که فقط خود را بگذارید - به دانمارکی می گویید "سرت در سوراخ است" - و وانمود کنی که آنجا نیست. بیشتر شبیه این است که باید این چیز را در خود بشناسی.
آیا او نگران افسردگی پس از زایمان بود که تخمین زده می شود 10 تا 15 درصد مادران را تحت تاثیر قرار دهد؟ او میگوید: «در واقع نه، زیرا در تمام دوران بارداری خیلی خوشحال بودم. من داشتم این داستانها را میخواندم و میدانم اینها چیزهای بسیار قویای هستند که میتوانند اتفاق بیفتند، اما من آن ترس را نداشتم.»
او می افزاید که اوبل ترس های دیگری نیز داشت. او با اشاره به لویی تروکس: عشق شدید - اوتیسم در سال 2012 میگوید: «من یک مستند لویی ترو در مورد بچههای مبتلا به اوتیسم تماشا کردم. بنابراین شاید کمی نگران این موضوع بودم. احساس میکنم که جنبه افسردگی من در دهه 20م قویترین حالتش را نشان میداد. در واقع سرم را بالا میبرد، اما از زمانی که حالم بهتر شده بود.»
او میگوید یکی از چیزهایی که کمک میکند این است که در حرکت دائمی باشیم - تور کردن، آهنگنویسی یا به سادگی بیرون رفتن در دنیا.
"من خیلی آدم پرهیجان و فضایی هستم. من بدنی دارم، و در واقع فقط بدنم را حرکت میدهم، و در طبیعت هستم، و همچنین با مردم ارتباط برقرار میکنم، این نوع ارتباط واقعی برای من بهتر از داروهای ضد افسردگی است. و این چیزی است که طی سالها آموختهام. و همچنین به جای تلاش برای انکار آن، روبهرو شدن با آن روبهرو شوم."
او بهعنوان یک پدر و مادر شاغل میخواهد دخترش بخشی از زندگی او باشد، اما متوجه شده است که صنعت موسیقی همیشه مادرانی را که میخواهند فرزندانشان را به جاده بیاورند، نمیپذیرد. او می گوید که در نظر دارد یک گروه حمایتی در برلین برای والدین در صنعت موسیقی راه اندازی کند.
اوبل میگوید: «برای والدینی که تور میروند – نه فقط مادران، بلکه هر کسی که این مسئولیت را بر عهده دارد – انجام آن بسیار پیچیده است.
"چیزی که من از آن متعجبم این است که تعداد کمی از بچه های خود را به تور می آورند. یادم می آید که در سال 2022، زمانی که دخترم یک ساله بود، با دخترم تور می رفتم. مکان هایی در قاره اروپا وجود داشت که به دلیل بیمه و مواردی از این دست به ما اجازه ورود با بچه ها را نمی دادند. و بعد متوجه شدم که آنها قبلا هرگز بچه ای در آن مکان نداشتند."
اوبل از آن دسته از هنرمندان کالتی است که موسیقی او شایسته توجه بینظیر شنوندگان است. مانند رکوردهای قبلی او، The Meaning of Flowers آلبومی است که باید با آن بنشینید: جالب و مرموز است، پازلی است که باید قفل آن را باز کرد، شعری که باید جذب شود، و کاملا برعکس خوراک لیست پخش. او میگوید: «افراد شرکتهای ضبط به من میگویند که اعداد [استریمینگ] بسیار خوبی دارم، اما نمیدانم آن را با کجا مقایسه کنم.
در خانه، دور از اتوبوس تور، او ترجیح می دهد به وینیل گوش دهد. او میگوید از معرفی این رسانه به دخترش که به ضبطهای قدیمی کتابهای صوتی گوش میدهد، لذت بخش بوده است. او به یک معنا به دایره کامل رسیده است، او با یک پروژه "مضحک و بی ربط" در مورد فناوری شروع کرده و به یک رکورد جدید ختم شده است که در مورد لذت های مراقبه ای موسیقی آنالوگ بحث می کند. در دنیایی که هوش مصنوعی آن را تهدید می کند، او امیدوار است که آلبوم جدیدش بتواند به عنوان یک پادزهر، به عنوان نوری در تاریکی عمل کند.
"وقتی به کامل بودن این وینیل فکر می کنید چیز بسیار عجیبی وجود دارد. زمانی که یک وینیل را روی آن قرار می دهید چیزی کاملا جادویی است. من امید زیادی به این رسانه دارم. دوپامین در مغز، با وینیل و امواج صوتی بسیار بهتر است. اکنون، با این همه هوش مصنوعی، مردم به طور طبیعی احساس بسیار تندتری نسبت به این چیزها دارند. امیدوار.»
The Meaning of Flowers اثر اگنس اوبل توسط Deutsche Grammophon منتشر شده است
متن اصلی (انگلیسی)
Agnes Obel: ‘With all this AI, people are gravitating towards a more acoustic experience. I’m hopeful’
The Berlin-based Danish musician on the elation of pregnancy, her music taking a turn away from technology during Covid, and depression