پرش به محتوای اصلی

"این شغل رویایی من بود - و اکنون احساس می کنم یک شکست مطلق هستم"

آیریش‌تایمز۱۴۰۵ شهریور ۲۵, چهارشنبه، ساعت ۰۸:۳۰حدود 5 دقیقه مطالعه

درباره آن به من بگویید: موقعیت جدید من در کار شغل رویایی من بود - و اکنون احساس می کنم یک شکست مطلق هستم

سوال

چند ماه پیش، من احساس خود را در مورد غرق شدن، خستگی و "ذهن میمون" با پزشک عمومی خود در میان گذاشتم، او پیشنهاد کرد از نظر ADHD ارزیابی شوم.

ذهنم را به هم ریخت؛ این چیزی نبود که قبلا به آن فکر کرده بودم. من به اشتباه ADHD = بی قراری فیزیکی آشکار را فرض کردم. من خصوصی رفتم و تشخیص داده شد که ADHD ترکیبی متوسط ​​تا شدید (بی توجهی و بیش فعالی) دارم.

در همین حین، مصاحبه‌هایی را با افراد ADHD تماشا کردم و خواندم و برای اولین بار احساس کردم که تجربه‌ام از جهان برایم شرح داده می‌شود. همه چیز کلیک کرد.

ای کاش مثل برخی دیگر از افرادی که دیر تشخیص داده بودند، احساس آرامش می کردم. خود تشخیص و نگاه کردن به تمام موقعیت‌های دیوانه‌کننده و چالش‌برانگیز که در طول زندگی‌ام در آن‌ها قرار گرفتم - همه اینها به شدت به من ضربه زد. من اخیرا از یک منطقه از شرکتی که در آن سخت کار کرده بودم و نامی برای خودم دست و پا کرده بودم ارتقاء یافتم، به منطقه دیگری که همه چیز جدید بود.

مردم دوست داشتنی هستند، اما من احساس می کردم که در تلاش هستم تا حتی با ابتدایی ترین وظایف و ایده ها همراه شوم. چند هفته ای به خاطر اضطراب مرخصی گرفته ام و چند هفته دیگر برمی گردم. مدیران من در مورد تشخیص من و تأثیر آن بر من می دانند. آنها در تمام طول این مدت فوق العاده صبور و فهمیده بوده اند. اما روند بهبود وضعیت من بسیار کند و دشوار است. من یک دارو را امتحان کردم، اما من را بسیار وحشت زده کرد. من کم کم دارم روی داروی دیگری می روم. ذهن من کمی آرام‌تر است، اما نمی‌دانم که آیا این به داروها مربوط می‌شود یا نیازی به کار در طول روز ندارم.

من با موسسه خیریه ADHD Ireland در تماس بوده ام و در دوره فوق العاده UMAAP (درک و مدیریت برنامه ADHD بزرگسالان) شرکت می کنم. من یک مشاور ADHD را امتحان کردم و قرار است به زودی برای مسائل تاریخی در یک مشاور ترومای HSE شرکت کنم. آنها تشخیص من را می دانند، شاید بتوانند به من کمک کنند.

من حتی مطمئن نیستم از شما چه بپرسم. حدس می‌زنم به عنوان فردی با وام مسکن جدید، دو فرزند و محدودیت‌های زیاد، نگران آینده‌ام هستم.

کارفرمای من از نظر قانونی موظف به ایجاد تسهیلات معقول است، اما آنها هیچ آزادی عملی برای سه روز در هفته اجباری خود در دفتر ندارند. و این کار خود شامل ابهامات و بداهه‌پردازی‌های فراوانی است - اینها گاهی به موانع ذهنی منجر می‌شوند. این شغل رویایی من بود - و اکنون احساس می کنم یک شکست مطلق هستم.

"در 28 سالگی زندگی من عالی به نظر می رسد اما اضطراب درونی بر من حاکم است"

من احساس می کنم قبل از اینکه آنها به آرامی توصیه کنند که باید اتفاق بیفتد، به من بستگی دارد که درخواست انتقال کنم. احساس می کنم یک ترسو و در عین حال یک شانس هستم.

حدس می‌زنم می‌پرسم آیا پیشنهاد/توصیه دیگری از منظر سلامتی و شغلی دارید؟

پاسخ دهید

به نظر می رسد که شما هنوز در شوک هستید و این تعجب آور نیست، زیرا تشخیص شما بسیار جدید است و بدون شک سازگاری شما با آن زمان قابل توجهی خواهد داشت.

به نظر می رسد که شما در موارد زیادی عمل کرده اید، از مصرف دارو گرفته تا انجام دوره UMAAP و راه اندازی مشاوره، و این عالی است – اما باید به خودتان فرصت دهید تا همه چیز را از بین ببرید و تاثیری داشته باشید که این چیزها برای آن طراحی شده اند.

البته، شما فکر فاجعه‌باری دارید، زیرا این پاسخی به بحران و منفی‌گرایی است، اما حقایق سختی نیز دارید که می‌توانید به آنها تکیه کنید. شما در محل کار ارتقای واقعی و شایسته دریافت کردید و این ایده که باید از آنچه فکر می کنید ممکن است اتفاق بیفتد جلوتر باشید (کار شما می خواهد شما را منتقل کند) فقط بر اساس ترس و وحشت شما از برخورد با تشخیص است.

فشاری که احساس می‌کنید نیاز دارید تا بتوانید خانواده‌تان را تأمین کنید، یک فشار کاملا انسانی است، و این به دلیل سردرگمی و وحشت شما از آنچه فکر می‌کنید ممکن است ناتوانی شما در انجام دادن باشد، اکنون باعث آشفتگی می‌شود. این ترس‌ها و نگرانی‌ها با گذشت زمان برای فکر کردن و نگرانی‌ها رشد می‌کنند و بزرگ‌تر می‌شوند و شاید بازگشت شما به محل کار به شما نشان دهد که ذهن شما پیش‌بینی‌های نادرستی را در مقابل شما قرار داده است.

افرادی که این کار را به شما پیشنهاد کردند این کار را بر اساس تحقیقات و منابع در نظر گرفته شده انجام دادند تا بتوانید به قضاوت آنها اعتماد کنید.

شما با کارفرمایان خود صادق بوده اید و تا کنون آنها مهربان و فهمیده بوده اند (واقعیت). موقعیت جدید خود را به شما داده شد که روسایتان اطلاعات کاملی از سابقه کاری شما دارند (واقعیت) و در نهایت به شما تسهیلات معقولی برای در نظر گرفتن نیازهای شما در محیط کار ارائه می شود (واقعیت). همه اینها نویدهای خوبی برای آینده شما دارد، اما این بحران شما را در چرخشی قرار داده است که حل آن مدتی طول می کشد.

شما می‌گویید که نقش شما نیازمند نبوغ و انعطاف‌پذیری است، و به احتمال زیاد اینها همان ویژگی‌هایی هستند که در محل کار شما به وفور یافت می‌شوند، بنابراین می‌توانید به آن‌ها متمایل شوید و امیدواریم به موقع آنها را جذب کنید. این ابهام ممکن است چالش برانگیز باشد، اما مجددا در اینجا فرصتی وجود دارد که همکاران شما از نیازهای شما آگاه شوند و به نفع همه آنها را با شما برطرف کنند. تصمیم گیری در این مرحله اولیه که نیاز به انتقال دارید برای شما یا بخش شما منصفانه نیست.

با صداقت و با رویکرد حمایت‌طلبی، بهترین موقعیت خود را به موقعیت جدید خود بدهید، و اگر (حداقل پس از سه ماه) مشخص شد که این برای شما مناسب نیست، به هر طریقی به دنبال انتقال به جایی باشید که مهارت‌های شما مناسب‌تر است.

«من در تمام زندگی‌ام، عمدتا از نظر اجتماعی و به خاطر اینکه یک بزرگسال کارآمد هستم، دست و پنجه نرم کرده‌ام»

افرادی که این کار را به شما پیشنهاد کردند این کار را بر اساس تحقیقات و منابع در نظر گرفته شده انجام دادند، بنابراین می توانید به قضاوت آنها اعتماد کنید و به خود اجازه دهید این موقعیت را آزمایش کنید. مهمترین چیز این است که در این زمان مقداری دلسوزی به خود اعمال کنید و از انتقاد و قضاوت خود دست بردارید.

شما بهترین تمرین را برای فردی مبتلا به ADHD آغاز کرده اید، و اکنون باید اجازه دهید تا کار کند. برای ارسال سوال خود به تریش مورفی، فرم زیر را پر کنید یا به tellmeaboutit@irishtimes.com ایمیل بزنید.

خواندن متن کامل در آیریش‌تایمزبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شود
متن اصلی (انگلیسی)

‘It was my dream job – and now I feel like an utter failure’

Tell Me About It: My new position at work was my dream job – and now I feel like an utter failure

همه‌ی اخبار فناوری