این یک معجزه است - میلروی قربانی سقوط گلوله آتشین، نجات دهنده هارتوگ را ستایش می کند
پس از اینکه لوک هارتوگ، راننده همکارش، لوک هارتوگ، وقتی او را از شر ماشین شعله ورش نجات داد، «همه کارها را درست انجام داد»، اولی میلروی، راننده مسابقهای بریتانیایی میگوید: «من زندهام معجزهای است».
پس از اینکه لوک هارتوگ، راننده همکارش، لوک هارتوگ، او را از دست ماشینش نجات داد، اولی میلروی، راننده مسابقهای بریتانیایی میگوید: «من زندهام معجزهای است».
میلروی 36 ساله 11 روز پیش در جریان مسابقه قهرمانی GT چین در پیست بین المللی شانگهای با دو خودروی دیگر برخورد کرد و فراری او بلافاصله قبل از برخورد به موانع ایمنی آتش گرفت.
یک میلروی که به سختی هوشیار بود، بیش از یک دقیقه در ماشینش گیر کرده بود، قبل از اینکه هارتوگ هلندی او را از لاشه در حال سوختن بیرون آورد، پس از اینکه بلافاصله ماشینش را برای کمک به او متوقف کرد.
میلروی در حال بهبودی از تخت بیمارستانش در چین به بی بی سی اسپورت گفت: «او فورا عمل کرد و همه چیز را درست انجام داد.
«با تماشای ویدیو به نظر می رسد که در حال تماشای یک فیلم هستید و همه چیز تمرین شده است.
او به اطراف دوید تا مرا بررسی کند و متوجه شد که آتش بسیار بد است، و به سمت مسافر رفت و متوجه شد که قصد ندارد مرا از آنجا بیرون بیاورد. یک خاموش کننده گرفتم، آنقدر آتش را از من دور نگه داشت تا وارد ماشین شوم و من را از آن خارج کنم.
"هر مرحله به خوبی اجرا شد. اگر به عکسها و فیلمهای ماشین نگاه کنید، این حقیقت که من بدون سوختگی که زندگی را تغییر دهد از آن خارج شدهام یا حتی زنده بودنم، یک معجزه است.
میلروی افزود: «انگار قرار بود که باشد. من به هیچ وجه مذهبی نیستم، اما انگار یک نفر از قبل برنامه ریزی کرده بود که مرا از آن ماشین پیاده کند.
"این واقعا پیوند محکمی را بین ما ایجاد کرده است. من هیچ خاطره ای از تصادف نداشتم، اولین باری که کسی در مورد آن صحبت کرد، لوک در بیمارستان بود و وقتی به من می گفتی چه اتفاقی افتاده و او چه کرده است و نتیجه چقدر می تواند برای من متفاوت باشد، ما دو نفر فقط در سیل اشک بودیم."
میلروی که در اثر ضربه دچار چند شکستگی و سوراخ شدن ریه شده است، میگوید که از قبل و حدود یک ساعت پس از تصادف هیچ خاطرهای ندارد، که از نظر روانی او را تحت تأثیر قرار میدهد، زیرا او سعی میکند اتفاقی را که روی داده است را جمعآوری کند.
"این احساس عجیبی است - من هنوز با آن کنار نمی آیم زیرا هیچ کدام از آن ها را به خاطر نمی آورم. من به نوعی هوشیار بودم؛ داشتم با لوک صحبت می کردم و کلاه خود را از سرم برداشتم زیرا اکسیژنم تمام شده بود و نفس کشیدنم به سختی می کشید.
"اما من خودم را از ماشین پیاده نمی کردم. بدن من به دلیل صدماتی که متحمل شده بودم به نوعی حالت زنده ماندن در آمده بود.
"مشاهده ویدئو مانند این است که دارم چیز دیگری را تماشا میکنم. شبها از خواب بیدار میشوم، جایی که مغزم سعی میکند آنچه را که برای بدنم رخ داده است کنار هم بگذارد - به نظر میرسد که این ناامیدی بیشتر و بیشتر میشود."
هارتوگ می گوید که همان کار را «هزار بار دیگر» انجام خواهد داد.
میلروی در نهایت قصد دارد به مسابقه ادامه دهد، اما ابتدا قرار است با هارتوگ 23 ساله دوباره متحد شود، زیرا هلندی این هفته به چین برمی گردد تا این زوج بتوانند برای اولین بار از روز تصادف با هم ملاقات کنند.
هارتوگ که با پورشه برای تیم های مختلف در مسابقات GT مسابقه می دهد، می گوید: «به یاد می آورم که خیلی کوتاه ترسیده بودم.
سعی کردم به سمت ماشین بدوم و میدیدم که آیا خودش تلاش میکند یا نه و به سرعت متوجه شدم که این یک جستوجو یک طرفه است. دیدم باید فضای اطراف او را آزاد کنم تا [از ماشین] خارج شود.»
زمانی که او این صحنه را دید، ماشین میلروی از قبل ثابت بود، و هارتگ به یاد آورد که 59 ثانیه دیگر از زمانی که ماشینش را متوقف کرد تا میلروی در حال خروج از وسیله نقلیه در حال سوختن خود بود، فاصله داشت.
هارتوگ گفت: "کاش زودتر بود." یک عنصر انسانی در آن وجود دارد. نمیدانم چرا به آنجا رفتم؛ چرا [به او کمک کنم] را انتخاب کردم. هیچ دلیلی وجود نداشت، و به خودم توضیح میدهم که اینگونه به من آموختهاند - چگونه به نوعی بزرگ شدهام.»
فرن همسر میلروی از ساعاتی پس از تصادف در کنار شوهرش بوده و سه فرزند این زوج توسط خواهر فرن نگهداری میشوند.
او گفت: "این خیلی احساسی است. احساس می کنم به این بسته شدن نیاز دارم تا [هارتوگ] را بزرگ در آغوش بگیرم."
باورنکردنی است که چگونه میتوانید فورا کسی را دوست داشته باشید که قبلا هرگز آن را ندیدهاید - احتمالا در طول سالها در اطراف همان پادوکها بودهایم، اما دوست داشتن کسی که به تازگی از همسر و پدر سه فرزندمان مراقبت کرده است، بسیار مهم است.
اولی به شوخی گفت: "من فقط متاسفم که نمی توانم او را برای شام به جای بهتری ببرم [هنگامی که آنها ملاقات می کنند] اما من به دستگاه های روی تخت بیمارستان بسته ام.
ما با پدر و مادر لوک آشنا شدیم و میتوانید ببینید که چگونه او از شگفتانگیزترین و شگفتانگیزترین خانواده آمده است، و اینکه برای اینکه یک ورزشکار عالی باشید، لازم نیست آدم بدی باشید؛ شما میتوانید یک مرد واقعا خوب و یک ورزشکار واقعا خوب باشید.
او آن روز تصمیم گرفت که چیز دیگری غیر از ورزش را در اولویت قرار دهد و این چیزی بود که زندگی من را نجات داد.
هارتوگ قبل از اینکه بتواند میلروی را نجات دهد باید یک کپسول آتش نشانی پیدا می کرد
در حالی که هارتوگ می خواهد با بازدید مجدد از Millroy در چین "فصل خود را ببندد"، این زوج انتظار دارند در آینده با یکدیگر همکاری نزدیک داشته باشند - به ویژه در مورد مسائل ایمنی.
میلروی می گوید: «همیشه یک عنصر ریسک وجود خواهد داشت. "اما ما همیشه این را بدیهی می دانیم.
من هرگز در آن روز سوار آن ماشین نشدم و فکر کردم: "من واقعا امیدوارم که یک خدمه آتش نشانی بسیار آموزش دیده و متخصص در آن گوشه وجود داشته باشد تا اگر اتفاقی بیفتد."
من نمیخواهم تا زمانی که به طور رسمی مورد بررسی قرار گیرد، اظهار نظر کنم.
هارتوگ میافزاید: "این لحظه خاص چیزی است که میتوانیم برای ایمنتر کردن ورزش از آن استفاده کنیم - چیزهای زیادی اشتباه شد: من نباید کسی بودم که کمک میکردم، اما اگر من نبودم، نتیجه میتوانست بسیار متفاوت باشد."
اولی افزود: "به محض اینکه احساس آمادگی کردم، می خواهم به ماشین برگردم، اما هنوز به خانه نرسیده ام، بچه ها را ندیده ام - چیزهای زیادی وجود دارد که می خواهم ابتدا در ذهنم مرور کنم.
"باید هزار بار "متشکرم" را گفته باشم و هزار بار دیگر بگویم که بسیار سپاسگزارم. همه احساسات تا زمانی که با بچهها به خانه برگردم معنا پیدا نمیکنند و سپس اینگونه خواهد بود: "خوب، من در واقع هنوز زنده هستم و زندگیام را انجام میدهم."
شانس بسیار خوبی وجود داشت که اگر لوک نبود، این اتفاق نمی افتاد.
متن اصلی (انگلیسی)
It's a miracle - fireball crash victim Millroy praises rescuer Hartog
British racing driver Ollie Millroy says it a "miracle I'm alive" after fellow driver Loek Hartog "did everything right" when saving him from his blazing car.