بازنگری در انگل معروف گربه؛ آیا توکسوپلاسما گوندی واقعا رفتار میزبانش را تغییر میدهد؟
ارتباط توکسوپلاسما گوندی با رفتارهای پرخطر میزبانانش ممکن است مانند معمای «مرغ و تخممرغ» باشد؛ یعنی این انگل لزوماً عامل تغییر رفتار حیوانات نیست.
ارتباط توکسوپلاسما گوندی با رفتارهای پرخطر میزبانانش ممکن است مانند معمای «مرغ و تخممرغ» باشد؛ یعنی این انگل لزوماً عامل تغییر رفتار حیوانات نیست.
انگل تکسلولی توکسوپلاسما گوندی ( Toxoplasma gondii ) که عامل بروز توکسوپلاسموز است، عمدتاً بهدلیل توانایی احتمالی در دستکاری رفتار میزبانانش شناخته میشود. گمان میرود این انگل با دگرگونکردن رفتار جانوران، شانس رسیدن آنها به گربهها را بالا میبرد؛ چراکه برای تکمیل چرخه زیستی خود ناگزیر است به بدن گربهسانان راه یابد.
اما اندرو داوینک، جانورشناس در کالج ویتون در ماساچوست، در مقالهای تحلیلی میگوید شاید بخشی از این تصویر حاصل اشتباهگرفتن علت و معلول باشد. به گفتهی او، ممکن است حیواناتی که ذاتاً رفتارهای پرخطرتر و جسورانهتری دارند، از ابتدا بیشتر در معرض توکسوپلاسما گوندی قرار بگیرند؛ نه اینکه عفونت باعث چنین رفتارهایی شود.
داوینک در مقالهی خود مینویسد: «همبستگی میان عفونت و رفتار، بهتنهایی نمیتواند دستکاری رفتاری را اثبات کند.»
توکسوپلاسما گوندی تقریباً میتواند در همهی مهرهداران خونگرم زندگی کند، اما برای جفتگیری و تولیدمثل باید سرانجام به گربهها برسد. همین موضوع باعث شده پژوهشگران افزایش رفتارهای پرخطر در حیوانات آلوده را بهعنوان سازوکاری احتمالی برای افزایش احتمال مواجهه با گربهها بررسی کنند.
موشهای آلوده ممکن است بیزاری معمول از بوی گربه را از دست بدهند و جذب بوی ادرار گربه شوند
برای مثال، موشهای آلوده ممکن است بیزاری معمول خود از بوی گربه را از دست بدهند و حتی جذب بوی ادرار گربه شوند. در حیوانات بزرگتر نیز ارتباطهایی میان عفونت و رفتارهای پرخطر گزارش شده است. عفونت در شامپانزهها با افزایش احتمال مواجهه با پلنگ، در کفتارها با احتمال بیشتر کشتهشدن بهدست شیرها و در گرگها با پرسهزنی بیشتر و تبدیلشدن به رهبر گله ارتباط داشته است. اما وجود این ارتباطها الزاماً به معنای آن نیست که انگل رفتار حیوان را تغییر داده است.
گرگهای یلوستون نمونهای برای توضیح این موضوع به شمار میروند. نتایج پژوهشی در سال ۲۰۲۲ نشان داد گرگهای دارای زیستگاه مشترک بیشتر با کوگارها (شیر کوهی)، شانس بالاتری برای ابتلا به توکسوپلاسما گوندی دارند. از طرف دیگر، گرگهای آلوده تمایل بیشتری به خروج از قلمرو خود نشان میدادند و احتمال رهبری آنها در گله نیز بیشتر بود؛ این رفتار میتوانست میزان رویارویی آنها با کوگارها را افزایش دهد.
در نتیجه، میتوان چرخهای از اثرگذاری متقابل را میان انگل و رفتار گرگها متصور شد؛ هرچند نقطهی آغاز هنوز مشخص نیست. در واقع معلوم نیست آیا ابتلا به عفونت سبب پرسهزنی بیشتر گرگها در قلمرو کوگارها شده است، یا گرگهایی که از ابتدا تمایل بیشتری به گشتوگذار داشتند، بیشتر با این انگل مواجه شدهاند؟
مطالعه عواملی مانند جنسیت، سن، جایگاه اجتماعی و میزان همپوشانی قلمرو را در نظر گرفته بود؛ اما از نظر داوینک، دادههای مشاهدهای نمیتوانند بهطور کامل هردو احتمال را از یکدیگر جدا کنند.
همین مسئله دربارهی ویژگیهایی مانند جسارت، سلطهجویی، پراکندهشدن از قلمرو و کاوشگری نیز مطرح است. این رفتارها ممکن است تحتتأثیر انگل قرار گرفته باشند، اما از طرف دیگر میتوانند احتمال مواجهه حیوان با انگل را از ابتدا افزایش دهند. داوینک این پدیده را «تفکیک بومشناختی» مینامد.
بااینحال، یافتهها به معنای بیتأثیر بودن کامل توکسوپلاسما گوندی بر رفتار نیست. آزمایشهای کنترلشده شواهد قابلتوجهی ارائه کردهاند که نشان میدهد عفونت میتواند رفتار را تغییر دهد. توکسوپلاسما گوندی میتواند عفونت مزمنی در دستگاه عصبی مرکزی ایجاد کند و پژوهشگران چند مسیر احتمالی را شناسایی کردهاند که اثرگذاری احتمالی انگل بر عملکرد عصبی را نشان میدهند؛ از جمله پیامرسانی ایمنی و مسیرهای عصبی درونریز.
از سوی دیگر، باید میان رفتارهای عمومی مانند گشتزنی و کاوشگری با دگرگونی رفتاری مشخص در مواجهه با شکارچی تمایز قائل شد. برای مثال، اگر عفونت فقط به افزایش کلی رفتارهای پرخطر بینجامد، میتوان گفت حیوان در پی این رفتارها بیشتر در معرض انگل قرار میگیرد؛ اما تغییر مشخص در نحوهی واکنش حیوان به یک گربهسان، نیازمند توضیحی متفاوت است.
نمیتوان از روی مشاهدهی همبستگی میان عفونت و رفتار، نتیجه گرفت که یکی علت دیگری است
بنابراین، آزمایشهای مربوط به جوندگان اهمیت ویژهای دارند. جوندگان آلوده علاوهبر رفتار بیمحابا، تغییر مشخصی در واکنش به بوی گربه نشان دادند؛ یعنی همان شکارچی که توکسوپلاسما گوندی برای تکمیل چرخهی زندگی به آن نیاز دارد.
برخی مشاهدات در طبیعت نیز چنین الگویی را نشان میدهند. شامپانزههای آلوده بیزاری کمتری از ادرار پلنگ، شکارچی طبیعی خود، نشان دادهاند؛ درحالیکه واکنش آنها به بوی دیگر گربهسانان بزرگ چنین الگوی مشخصی نداشته است. تولهکفتارهای آلوده نیز به شیرها نزدیکتر میشوند و درنتیجه بیشتر در معرض کشتهشدن قرار میگیرند. بااینحال، مطالعات مشاهدهای هستند، بنابراین نمیتوان رابطهی علت و معلولی را بهطور کامل مشخص کرد.
داوینک پیشنهاد میکند پژوهشهای آینده بهجای مقایسهی حیوانات آلوده و غیرآلوده، همان حیوانات را در طول زمان دنبال کنند. اگر حیوانی که پیش از عفونت محتاط بوده، پس از ابتلا بهطور محسوسی جسورتر شود، شواهد بسیار قویتری برای اثر مستقیم انگل بر رفتار به دست خواهد آمد. ردیابی GPS و دیگر دادههای مربوط به جابهجایی نیز میتواند نشان دهد حیوان پیش از ابتلا کجا رفته و تا چه اندازه در معرض انگل قرار داشته است.
به باور داوینک، مسئله فقط به توکسوپلاسما گوندی محدود نمیشود. هرچه پژوهشهای بومشناسی رفتاری بیشتر به بیماریها، زیستشناسی تهاجم و میکروبیوم بپردازند، نمونههای مشابهی از ارتباط پیچیده میان رفتار و میزان مواجهه با عوامل بیماریزا نیز پدیدار خواهد شد. به همین دلیل، نمیتوان از روی مشاهدهی همبستگی میان عفونت و رفتار، نتیجه گرفت که یکی علت دیگری است.
پژوهش در مجله Animal Behaviour منتشر شده است.