پرش به محتوای اصلی

با تماشای The Gentlemen، من یک اصرار دارم که ابتدا کلاهم را بردارم، سپس به رهبری یک اوباش عصبانی

آیریش‌تایمز۱۴۰۵ شهریور ۲۶, پنجشنبه، ساعت ۰۷:۴۵حدود 6 دقیقه مطالعه

پوشو با لباس یک پادشاه مروارید، گای ریچ، نخ های کارتونی بیشتری عرضه می کند

"واچا، رفیق. این من هستم، گای ریچی، گیزر واقعی و دیگ قدیمی ماج [و ماهی تابه: مرد، شوهر سابق مدونا]. من دارم لمبث واک از جلوی من اول' بادبادک [و قرقره: مدرسه خصوصی] را با چیزی جز بشکه زنبورهایم [و عسل: پول تو] انجام می دهم. [Lear: Ear] روی لیزا [Minnelli: Tely] آیا آنها همان زنگوله های کمانی هستند که من می شنوم.

The Gentlemen (نتفلیکس) داستانی درباره یک خانواده اشرافی است که با خانواده ای جنایتکار وارد یک شرکت جنایی می شوند (انصافا همه خانواده های اشرافی به عنوان خانواده های جنایتکار شروع به کار کردند) تا املاک آنها بتواند به شکوه فئودالی سابق خود بازگردد. خلاصه داستان یک بار دیگر این است: «ما آنقدرها با هم تفاوت نداریم، من و شما... آیا هر دو به یک معنا دست به دزدی از مردم بریتانیا نمی زنیم؟»

نویسندگانی مانند گای ریچی با مفهومی از «اصالت» پیوند خورده‌اند که هم از اشراف و هم از نوع‌های نمک‌زمین به دلیل شناخت جایگاهشان تجلیل می‌کند (با محدودیت تحرک طبقاتی برای عنصر جنایتکار کارآفرین) و آرزو و تحرک اجتماعی را توهمی می‌دانند.

البته همه اینها از یک پوشو است که لباس پادشاه مروارید پوشیده است. در نهایت همان ایدئولوژی داونتون ابی را می فروشد، که هدف آن جمعیتی متفاوت است اما توسط جولیان فلوز، همزاد معنوی گای ریچی نوشته شده است. و آن ایدئولوژی چیست؟ مال دزدی است (و چه چیزی؟)

طبقه متوسط ​​به سختی در Ritchieverse ثبت نام می کند. این به این دلیل است که طبقه متوسط ​​که ممکن است در عجله خود برای کاهش مالیات از وجود خود آزاردهنده باشد (نویسنده با ناراحتی به خوانندگان ایرلندی تایمز نگاه می کند)، فقط در کشورهایی با تحرک اجتماعی و شبکه امنیتی اجتماعی فعال وجود دارد.

بریتانیا آن چیزها را با گرفتن مالیات از اشراف پس از جنگ تامین کرد، چیزی که در افتتاحیه قسمت دوم سری دوم به عنوان یک شرم وحشتناک به تصویر کشیده شده است.

در این مرحله، ادی ضد قهرمان ما، دوک هالستد (تئو جیمز)، سخنرانی می کند که در آن از دوران گناه اشرافی گریه می کند و عهد می کند که سرزمین های اجدادی خود را پس بگیرد. من در این مرحله میل دارم که کلاهم را بردارم، و به دنبال آن میل دارم که سر یک اوباش عصبانی باشم. در چه کاری هستی فرین؟ این یک سرگرمی خالص است، نه یک بحث سیاسی. شما در حال شکستن پروانه ای روی چرخ هستید (یا به تعبیری که ریچی می فهمد، یک پروانه شیک را روی حلقه می کوبید).

گای ریچی تنها تکس اوری زمان خود است. این مانند تحلیل مارکسیستی کوئیک دراو مک گرو است. نقد پساساختارگرایانه از پپه لو پیو. پایان نامه لاکانی درباره آلوین و سنجاب ها.

بله، خوب، من اصلا سرگرم کننده نیستم، و من هم خوشحالم که آنها را انجام می دهم: Quick Draw McGraw دزدی به سمت غرب در قاره آمریکا را مشروعیت می بخشد. پپه لو پیو باید من را برای چندین دهه آزار و اذیت جنسی بدون عواقب مورد حمایت قرار دهد. و آلوین و سنجاب ها به وضوح نارس هستند.

Continuity Top Gear: سه مرد در نقش سه نفر اوایل دهه 2000 بازی می کنند که سهمیه بندی، پول قدیمی و هدف بنزین را به یاد می آورند.

من نمی گویم آقایان سرگرم کننده نیستند. در سری جدید ادی و فویل جنایتکارش، سوزی گلس (کایا اسکودلاریو بسیار مرده)، با کمک برخی از انواع مافیوهای ایتالیایی قاتل و در یک مقطع، یک قاتل آسیایی ساکت و مستعد شکنجه، از تجارت بزرگ ماری جوانا خود به چیزی بزرگتر استفاده می کنند. (به نظر می رسد ریچی هرگز کلیشه ای را ندیده است که احساس نمی کند کاملا خوب است.)

در اپیزودهای اول، آن‌ها مشاهده می‌کنند که یک همکار به یک ببر غذا می‌دهد، یک باند موتور سواری را در تعقیب نقاشی بوتیچلی تعقیب می‌کنند و یکی از همکاران خود را به یکی از اعضای بداخلاق مجلس اعیان با بازی هیو بونویل از داونتون ابی می‌کشند. (او احتمالا در این مرحله فکر می کند که یک اشراف زاده واقعی است.)

در اپیزود اول، جان فرانسیس فلین، موسیقی‌دان برجسته ایرلندی را نیز می‌توان یافت که در انباری پر از خادمان کلاه‌پوش‌پوش می‌نوازد، همان‌طور که بسیاری از نوازندگان ایرلندی در حال سفر تحت استعمار هستند.

وینی جونز نقش یک نگهدارنده وفادار را بازی می کند که جملاتی مانند "هر چیزی برای شما و این خانواده" می گوید. ری وینستون خودش را بازی می‌کند (فکر می‌کنم) و به ندرت سونایی را که از آنجا یک امپراتوری جنایی را اداره می‌کند، ترک می‌کند، دیدگاه‌های عرفانی دارد و چیزهایی مانند «من آن پول شیک و شیک دیگری نمی‌پردازم» می‌گوید، که من را کمی به یاد مذاکرات پرداخت در اینجا در The Irish Times می‌اندازد. در اینجا برخی از پروژه‌های گای ریچی که برای فصل‌های تلویزیونی آینده ارائه می‌کنم آورده شده است (از تهیه‌کنندگی اجرایی خوشحالم):

من یک دسته نارگیل لوورلی دارم: همه در مجلس اعیان از ناحیه سر آسیب می بینند و اکنون فکر می کنند که یک دلقک هستند.

Top Geezer: جرمی کلارکسون، جیمز می و ریچارد هاموند مانند اسب‌ها با هم مسابقه می‌دهند.

Mumsy’s Gone Kray Kray: رجی کری و ملکه مامان به جنایتی با کوکائین می روند (به ترتیب وینی جونز و ری وینستون در نقش کری و ملکه مادر).

بوش! نمایشی که در آن بوشینگ رخ می دهد. کل فرضیه مفهومی بالای ماده تاریک (تلویزیون اپل) در اواخر سری اول منفجر شد. نمایشی که در آن شخصیت‌های اصلی بین ابعاد سفر می‌کردند، با ده‌ها نسخه مشابه از فیزیک‌دانی به نام جیسون (جوئل ادگرتون) به پایان رسید که سعی می‌کرد به همسرش، دانیلا (جنیفر کانلی) در بعد خانه‌شان بازگردد.

چندگانه ها به دلایل علمی رخ می دهند که متعاقبا نشان داده می شود که حداقل ناسازگار هستند. در یک نقطه خاص فقط باید آن را بپذیرید.

سوال این است که آیا می توانید جوئل ادگرتون های زیادی داشته باشید؟ برادرم می‌گوید: «نه» و احتمالا نماینده جوئل ادگرتون می‌گوید «نه». من می گویم: "بله"، زیرا آن را بسیار بسیار گیج کننده می دانم.

تلویزیون و رادیو با نماینده من تماس بگیرید! بازیگر کامیل کاتین در مورد طنز ستاره‌دار مشهور: «همه داستان‌ها واقعی بودند»

نه تنها سخت است بدانیم که جوئل ادگرتون کدام است، و نه تنها علم ساختگی به سرعت از هم می پاشد، بلکه منطق اخلاقی نیز از بین می رود، زیرا دانیلا «جیسون» را که ما همیشه دنبال می کردیم، به جای دیگران انتخاب می کند، ظاهرا بر اساس اولویت اول.

متعاقبا خانواده نسبتا از مرگ‌های خشونت‌آمیز بسیاری از جیسون‌های دیگر ناراحت می‌شوند، قبل از اینکه بار دیگر برای ماجراجویی‌های بیشتر بگردند.

ثبات اخلاقی قهرمان ما نیز زیر سوال است، با توجه به اینکه چقدر آسان به نظر می‌رسد که برخی از این دوپلنگ‌ها، تروپل‌ها و چهار پلنگ‌های تقریبا یکسان به «شیطان» تبدیل شوند.

پس از قتل دانیلا در قسمت اول سری جدید، جیسون شماره یک به یک پلیس می‌گوید: «ما آدم‌های بدی نیستیم».

اگر توضیح می دهید در حال باخت هستید. اگر روزی دیدید که من به یک پلیس بسته گفتم "ما آدم بدی نیستیم" لطفا وارد شوید و چیزی بگویید.

من همچنین کاملا مطمئن هستم که اگر دوازده جسد جوئل ادگرتون در یکی از شهرهای آمریکا پیدا شود، از تحقیقات بزرگ چشم پوشی می کنند و می گویند: "بهتر است آن را رها کنید."

و سپس، در عوض، آن‌ها تصمیم می‌گیرند در مورد جنایات بسیار جالب‌تر و کم‌تر نگران‌کننده‌تر توسط شخصیت‌های گای ریچی که با قافیه‌های عامیانه و/یا شیک صحبت می‌کنند، تحقیق کنند.

خواندن متن کامل در آیریش‌تایمزبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شود
متن اصلی (انگلیسی)

Watching The Gentlemen, I have an urge first to doff my cap, then to head an angry mob

Posho dressed as a pearly king Guy Ritche offers up more cartoon geezer yarns

همه‌ی اخبار جهان