بررسی مجدد The Transformers: The Movie: هنوز بهترین است (و نزدیک نیست)
به افتخار چهلمین سالگرد آن، بزرگترین فیلم Transformers ساخته شده را جشن می گیریم.
به افتخار چهلمین سالگرد آن، در اینجا جشنی از بزرگترین فیلم Transformers ساخته شده است.
این هفته The Transformers: The Movie به مناسبت 40 سالگی خود به سینماها بازمی گردد. بهعنوان فیلمی که احتمالا بیش از هر فیلم دیگری دوران کودکیام را تعریف کرد، میخواستم برای جشن گرفتن این شاهکار از سال 1986 کمی وقت بگذارم. در سالهای بعد، علیرغم موفقیت مالی، کارگردانهایی مانند مایکل بی تلاش کردهاند تا جادوی سریال را در اکشن زنده بازسازی کنند تا جایی که میترسم نسلهای جوانتر با تغییراتی که در پسزمینههای متحولکننده روز ایجاد شده است، عجین شده باشند.
و در حالی که تعداد انگشت شماری از فیلم های بزرگ مانند Bumblebee و Transformers One وجود داشته اند که به قلب، روح و سبک اصلی نزدیک شده اند، حتی پس از چهار دهه، فیلم اول هنوز بی بدیل است.
توجه: من مطمئن نیستم که واقعا لازم باشد که در بررسی یک فیلم 40 ساله هشدارهای اسپویلر قرار دهیم، اما اینجا به این دلیل است که من در مورد صحنه های خاص و نکات داستانی صحبت خواهم کرد.
قبل از اینکه به صدا و داستان فیلم بپردازیم، فکر میکنم مهم است که برخی از صداگذاری باورنکردنی فیلم Transformers را برجسته کنیم (که من آن را در آینده میخوانم). اگر تهیهکنندگان صرفا بازیگران کارتون نسل اول اصلی را حفظ میکردند - که شامل افسانههایی مانند پیتر کالن (Optimus Prime)، فرانک ولکر (Megatron، Soundwave) و دیگران است - و سپس در صورت لزوم هر شکافی را در آن قرار میدادند، کاملا خوب بود.
درعوض، تهیهکنندهها از اوج گرفتند و نامهای باورنکردنی را به فهرست اضافه کردند که فیلم را به اوج رساند.
فیلم ترانسفورمرز آخرین اجرای اورسون ولز است، زیرا او تنها پنج روز پس از ضبط خطوطش برای Unicron درگذشت. و 40 سال بعد، غیرممکن است که شخص دیگری را در آن نقش تصور کنید. عملکرد او باعث شد تهدیدی از دنیای ماورایی برای تهدید سیاره خوار به ارمغان بیاورد و در عین حال یونیکرون را به عنوان یکی از به یاد ماندنی ترین بدهای بزرگ در تاریخ فرنچایز ثابت کند. در همین حال، انتخاب لئونارد نیموی به عنوان گالواترون در اوج موفقیت Star Trek یک نبوغ بود، زیرا او موفق شد تناسخ مگاترون را بهنوعی حتی تهدیدکنندهتر کند.
سپس رابرت استک وجود دارد که به Ultra Magnus جان بخشید و به او این امکان را داد که بیشتر از نفر دوم Optimus باشد. وقتی او گفت "اما نخست، من فقط یک سرباز هستم"، می توانید در صدای او تضاد بین دانستن آنچه باید انجام شود و باری که از او خواسته می شود تا ماتریکس رهبری را به دوش بکشد، بشنوید، لحظه ای که لحن را برای ادامه فیلم تعیین می کند.
اما در میان همه این اجراها، جاد نلسون که از بازی در کلوپ صبحانه بینظیر بود، احساس میکرد بهترین گزینه برای صداپیشگی هات راد تازهوارد است. بیش از هر شخصیت دیگری در فیلم، میتوانید رشد را در طول مسیر بشنوید، از یک ربات جوان وحشی که تلاش میکند خود را ثابت کند تا تبدیل شدن به رهبر مورد نیاز Autobots. حتی بیشتر از تنها دو نفر واقعی فیلم، نلسون به نقش انرژی و انسانیت لازم را برای حمل کل فیلم داد.
حتی اگر به تغییر روباتها اهمیتی نمیدهید، احساس میکنم تقریبا همه هنوز میتوانند از موسیقی متن این فیلم قدردانی کنند. برخلاف مجموعه کارتونی که بیشتر بر قطعات ارکسترال با اجراهای بزرگ برنجی، بادی چوبی و زهی تکیه داشت، موسیقی وینس دیکولا بیشتر به سنتز و متال متکی است و صداهای دهه 80 را به شیوه ای غیرقابل انکار در بر می گیرد. آهنگهای دیگری مانند «ابزار نابودی» از NRG، یک هدباز کاملا است، در حالی که آهنگ «جرات کن احمق» از ویرد آل، لحظهای شادی را قبل از نبرد نهایی فراهم میکند.
با این حال، از بین همه اینها، دو قطعه از استن بوش از بقیه متمایز است: "جرات" و "لمس". این تصنیفها نه تنها جذاب هستند، بلکه شما را وادار میکنند که در پشت سر هم آواز بخوانید و به عنوان همراهی ایدهآل برای سفر قهرمانان ما و نبرد برای نجات نه یک بلکه دو جهان عمل میکنند. برخی ممکن است بگویند موسیقی متن فیلم Transformers بهترین چیز در مورد آن است. فکر نمی کنم بتوانم غیر از این بحث کنم.
مانند بسیاری از داستانها، فیلم Transformers بر ساختار سه پرده تکیه دارد، اگرچه برخی از آرکها موفقتر از دیگران هستند. با این حال، من با خوشحالی روی تپه ای خواهم مرد که یک سوم اول فیلم (معروف به تنظیمات) تقریبا بی عیب و نقص است. این فیلم صحنه را درست در خارج از شهر Autobot و در حالی که دانیل و هات راد را معرفی می کند قبل از شروع بلافاصله وارد جنگ می شود. از آنجا 25 دقیقه سینمای استادانه است.
شما یک حمله هولناک دزدکی توسط مگاترون دارید، هات راد که فریب را تشخیص می دهد، سازه ها با هم ادغام می شوند تا Devastator، Optimus Prime و Dinobots را تشکیل دهند که در آخرین لحظه وارد می شوند و در نهایت رویارویی نهایی بین رهبران دو جناح متخاصم Cybertronian. حتی یک لحظه کسل کننده وجود ندارد و با این حال فیلم هنوز موفق می شود در سکانس های کوچکی جا بیفتد مانند کوپ که حکمت یک کهنه کار را به اشتراک می گذارد و بلستر در یک صحنه نسبت به اکثر شخصیت های اصلی یک مجموعه، هاله بیشتری را پرورش می دهد.
ما همچنین آنچه را که ممکن است بدترین سکانس اکشن در تاریخ Transformers باشد دریافت کردیم. وقتی اپتیموس میگوید «مگاترون باید متوقف شود»، میدانید که یک قتل عام جدی در شرف نابودی است. رهبر Autobots به معنای واقعی کلمه نیمی از ارتش Decepticon را سوار میکند، قبل از اینکه بقیه را یک شلیک کند و با یک ژست مشخص به ما ضربه بزند که بعدا در اقتباسهای بیشماری دوباره نمایش داده شد. فیلم های مدرن می توانند از طراحی رقص در این صحنه چیزی یاد بگیرند. و سپس این عمل با مرگ Optimus Prime به پایان می رسد، لحظه ای به قدری آسیب زا که هاسبرو 40 سال بعد همچنان برای آن عذرخواهی می کند.
با این اوصاف، شاید بزرگترین شکست یک سوم اول فیلم چیزی است که آن را پوشش نداده است. در برخی از نسخههای فیلمنامه، Metroplex به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از Autobot City ظاهر میشود، که میتوانست در بالای نقش فیلم به عنوان نمایشگاه نهایی کارتون G1 ظاهر شود. با این حال، به نظر میرسد که به دلیل برخی ارتباطات نادرست (و احتمالا ملاحظات بودجه)، آن بخش از داستان به برش نرسید. واقعا مایه شرمساری است زیرا می توانست تأثیر بیشتری بر ایده تلاش برای تغییر شهر Autobot در هنگام حمله Decepticons داشته باشد.
از سوی دیگر، با توجه به تعداد زیاد خطاهای پیوستگی، رباتهای گمشده و فیزیک غیرممکن در فیلم Transformers (و کارتون G1 برای آن موضوع)، اشتباهی مانند این احتمالا برای طرفداران قدیمی تعجبآور نخواهد بود.
از آنجا، من اولین کسی خواهم بود که اعتراف می کنم که اوضاع کمی گیج کننده است. اتوباتها مجبور به فرار از زمین میشوند و هات راد، کوپ و داینوباتها به یک جهت میروند، در حالی که اولترا مگنوس، آرسی، اسپرینگر، دانیل و خدمه به سمت دیگری میروند که توسط گالواترون و دسپتیکونها شکار میشوند. این بخش مهمی است زیرا رشد Hot Rod را نشان می دهد در حالی که Ultra Magnus تلاش می کند کفش های Optimus Prime را پر کند، اما تعداد کمی از مماس ها و ماموریت های جانبی بیش از حد وجود دارد که باعث می شود وسط فیلم کمی از هم گسیخته شود.
Junkions از نظر کمیک کمدی کمی بیش از حد پیش می روند، اگرچه من از تعهد به الگوهای گفتاری الهام گرفته از دهه 1980 آنها قدردانی می کنم. انتخاب اریک آیدل در نقش Wreck-Gar یک انتخاب الهامبخش بود. اما ماهی مرکب ربات غول پیکر و کوئینتسسون ها به نوعی از میدان سمت چپ بیرون می آیند، حتی اگر هات راد و گشت و گذار داینوبات ها به کوئنتسا، مقدمات زمان بندی کمدی روی نقطه اسنارل را فراهم کردند.
در نهایت، عمل سوم با نشان دادن شکل واقعی Unicron آغاز می شود، زیرا Autobots و Decepticons اختلافات خود را برای محافظت از Cybertron کنار می گذارند. حالا به همان اندازه که من از پایان فیلم خوشم میآید، واضح است که فیلم بیش از مقداری عجله دارد. من همیشه می خواستم بیشتر از وحشی گری داینوبات ها و ربات های دیگر مانند Bumblebee و Jazz را ببینم که در ابتدای فیلم در یخچال قرار گرفتند. با این حال، بزرگترین آرزوی من صرفا یک نبرد طولانی تر بین رودیموس و گالواترون است. این فیلم کاملا آن انتقال ماتریکس به هات راد را میخکوب می کند.
اما پس از صعود، در دو ضربه دشمن خود را می فرستد. اگر پلک بزنید، آن را از دست خواهید داد. این باید آخرین پیروزی قبل از انفجار یونیکرون باشد، که نتیجه رشد رهبر جدید ما است. اما من حدس میزنم این فداکاری بود که هاسبرو انجام داد تا مدت زمان فیلم را در یک ساعت و 25 دقیقه بسیار سریع نگه دارد.
بزرگترین ضربه به فیلم Transformers این است که تلاشی آشکار برای فروش اسباب بازی های جدید بود. فقط در 20 دقیقه اول، به نظر می رسد که تقریبا نیمی از فهرست ربات های موجود به طور خلاصه حذف شده است. ما فقط در مورد شخصیتهای فرعی صحبت نمیکنیم، زیرا نامهای مهمی مانند Ironhide، Prowl، Wheeljack و دیگران اساسا با هیاهوی صفر یا حتی بهعنوان یک خداحافظی مناسب کنار گذاشته شدند.
اما هیچکدام از آنها حتی به مرگ Optimus Prime نزدیک نشد، که آنقدر غمانگیز بود که افرادی که در سال 1986 شاهد آن بودند به یاد میآورند که «بچهها در سالنها گریه میکردند». کارتون G1 Transformers تنها دو سال قبل از اکران فیلم شروع به پخش کرده بود و حتی در همین مدت کوتاه، به سرعت به یکی از محبوب ترین برنامه های کودکانه در تلویزیون تبدیل شد. حذف Optimus هرگز یک حرکت محبوب نبود، اما انجام آن به این زودی مانند یک خیانت بود. برای کودکانی که بدون هیچ هشداری آن را به صورت زنده در سینما دیدند، ممکن است معادل تماشای ترور JFK توسط والدینشان باشد.
مسلما، این فیلم با حذف Starscream کار بهتری انجام می دهد، زیرا این یک نقطه محوری داستان فیلم است. اما مرگ پرایم، در کنار نابودی تعداد زیادی ربات آشنا، طنینهای منفی ایجاد کرد که فرنچایز باید در فصلهای بعدی با آنها مبارزه کند. تازه واردانی که در فیلم معرفی شدند - به خصوص هات راد - بلافاصله مورد استقبال طرفداران قرار نگرفتند، زیرا او برای از کار انداختن Optimus سرزنش زیادی می کرد. این پیامد حتی بخشی از شخصیت او شد، زیرا رودیموس پرایم اغلب با تلاش برای حفظ میراث سلف خود تلاش می کرد.
حتی زمانی که Optimus در قسمت های بعدی تلویزیون احیا شد، آسیب از قبل وارد شده بود.
در کنار بازگشت به سینماها، فیلم Transformers یک انیمیشن کوتاه جایزه به نام Optimus Prime: Awakening با 12 دقیقه محتوای جدید دریافت می کند. من هنوز آن را ندیدهام، زیرا قرار نیست فیلم را تا آخر این هفته در سینماها ببینم، اگرچه بیشتر گزارشها آن را بهعنوان نامهای عاشقانه (و احتمالا اشکآور برای طرفداران فداکار) به رهبر Autobots و اجرای پیتر کالن در طول سالها توصیف میکنند.
با این حال، نظرات مخالفی وجود دارد که آن را یک تراژدی میدانند، بنابراین اگر قصد دارید فیلم Transformers را روی پرده بزرگ ببینید، برای واکنش شدید آماده باشید زیرا به نظر میرسد طیف پاسخها عشق یا نفرت است و چیزی بین آنها وجود ندارد.
به راحتی می توان فیلم Transformers را به عنوان یک پول نقد ساده رد کرد، زیرا تا حدی چنین بود. اما حذف آن صرفا به همین دلیل یک اشتباه است، به خصوص برای هر کسی که از طرفداران این فرنچایز است. عناصر زیادی از این فیلم وجود دارد که به شکلگیری و تعریف نمایشها و فیلمهای بزرگی که پس از آن منتشر شد کمک کرد و به نظر من، هنوز هم به راحتی بهترین فیلم تمامقد Transformers تا به امروز است.
اما شاید مهمتر از آن، The Transformers: The Movie فقط یک نمونه عالی از یک فیلم اکشن کلاسیک دهه 80 است. ماشینهای جالب، رباتهای غولپیکر، سفینههای فضایی، کوسههای مکانیکی با چنگالها و یک آدم بد سیارهخوار، بهعلاوه یکی از لولهایترین موسیقیهای این دهه. همچنین صحنه های مبارزه واقعا حماسی دارد، از آن دسته که احساس می شود دیگر ساخته نمی شوند.
بنابراین، در حالی که فیلم اصلی ترانسفورمرز کمی سخت است، به نظر من دقیقا با فیلمهای دیگری مانند مردگان شیطانی یا Bloodsport همخوانی دارد، و یادآور زمانی است که فیلمهای پرفروش اکتان (یا در این مورد پرانرژی) هنوز هم قلب زیادی داشتند. و با درگذشت اخیر پیتر کالن، نمیتوانم زمان بهتری را برای برجسته کردن توصیههای برادرش که الهامبخش اجرای افسانهای کالن در Optimus Prime بود، برجسته کنم: "اگر میخواهید قهرمان شوید، یک قهرمان واقعی باشید... آنقدر قوی باشید که ملایم باشید."
متن اصلی (انگلیسی)
The Transformers: The Movie re-review: Still the best (and it's not close)
In honor of its 40th anniversary, we celebrate the greatest Transformers movie ever made.