پرش به محتوای اصلی

بررسی پیکسل ۱۱ پرو XL؛ بهترین گوگل، چند قدم عقب‌تر از رقبا

زومیت۱۴۰۵ شهریور ۲۹, یکشنبه، ساعت ۱۲:۳۰حدود 17 دقیقه مطالعه

پیکسل ۱۱ پرو XL تجربه‌ی خالص و دوست‌داشتنی گوگل را ارائه می‌دهد؛ اما تراشه‌ی ضعیف Tensor G6 کار را برای این پرچم‌دار ۱۳۰۰دلاری سخت می‌کند.

پیکسل ۱۱ پرو XL تجربه‌ی خالص و دوست‌داشتنی گوگل را ارائه می‌دهد؛ اما تراشه‌ی ضعیف Tensor G6 کار را برای این پرچم‌دار ۱۳۰۰دلاری سخت می‌کند.

پیکسل‌ها سال‌هاست که جایی در میان قدرتمندترین گوشی‌های بازار ندارد؛ گوگل بیشتر از آنکه با اعداد بنچمارک رقابت کند، می‌خواهد بهترین تصویر ممکن از اندروید را به نمایش بگذارد؛ ترکیبی از نرم‌افزار تمیز و یکپارچه، دوربینی قابل‌اعتماد و قابلیت‌هایی که هوش مصنوعی را از یک عبارت تبلیغاتی به بخشی از تجربه‌ی روزمره تبدیل می‌کنند. پیکسل ۱۱ پرو XL نیز همین مسیر را ادامه می‌دهد؛ این‌بار با بدنه‌ای خوش‌ساخت‌تر، Qi2 داخلی، دوربین تله‌فوتوی بهتر و نسل تازه‌ای از قابلیت‌های Gemini.

اما در بازاری که رقبای ۱۳۰۰دلاری از قدرتمندترین تراشه‌ها، نمایشگرهای پیشرفته و باتری‌های غول‌آسا استفاده می‌کنند، تجربه‌ی کاربری خوب به‌تنهایی کافی نیست. Tensor G6 باوجود پیشرفت چشم‌گیر نسبت به نسل قبل، همچنان فاصله‌ی بزرگی با تراشه‌های پرچم‌دار اپل و کوالکام دارد؛ فاصله‌ای که در گرافیک و پردازش‌های سنگین حتی بیشتر به‌چشم می‌آید. پیکسل ۱۱ پرو XL یکی از دوست‌داشتنی‌ترین پرچم‌داران اندرویدی سال است؛ اما آیا دوست‌داشتنی‌بودن برای توجیه چنین قیمتی کافی است؟ با بررسی پیکسل ۱۱ پرو همراه زومیت باشید.

پیکسل 11 پرو XL از آن گوشی‌هایی است که پیش از روشن‌شدن نمایشگر، حس محصولی گران‌قیمت را منتقل می‌کنند. پنل پشتیِ Gorilla Glass Victus 2 به‌خوبی روی فریم آلومینیومی دستگاه سوار شده و بدنه‌ای خوش‌ساخت را پدیده آورده است. از سوی دیگر، رنگ‌بندی جذاب مشکی (Obsidian)، خاکستری روشن (Fog)، سبز زیتونی (Olive) و آجری (Canyon) گوشی نیز آن را به‌خوبی از رقبا متمایز می‌کند.

ما مدل خاکستری روشن پیکسل ۱۱ پرو را برای بررسی در اختیار داشتیم که ظاهر آرام و چشم‌نوازی داشت؛ هرچند فریم براق آن برخلاف پنل پشتی ماتش خیلی زود اثر انگشت و چربی را به نمایش می‌گذارد. مدل‌های سبز زیتونی و آجری پیکسل نیز وضعیت مشابهی دارند؛ اما در رنگ مشکی دستگاه، فریم آلومینیومی نیز همانند پنل پشتی، مات است و ظاهر یکنواخت‌تر و مینیمال‌تری دارد.

گوگل فرم آشنای نسل‌های قبلی را تقریبا دست‌نخورده نگه داشته است؛ به‌طوری که به‌سختی می‌توان پیکسل ۱۱ پرو از دو نسل پیشین تشخیص داد. رنگ‌بندی جدید و بازطراحی جزئی نوار دوربین با پوشش شیشه‌ای سراسری و فریم فلزی هم‌رنگ بدنه، اصلی‌ترین تفاوت‌های ظاهری نسل جدید به‌حساب می‌آیند؛ اما زبان طراحی پیکسل هنوز هم منحصربه‌فرد است و امضای خاص خود را دارد.

نوار سرتاسری دوربین پیکسل افزون بر حفظ امضای طراحی گوگل، باعث می‌شود تا گوشی روی میز ثابت بماند و از لق‌زدن آزاردهنده‌‌ای که از گوشی‌های پرچم‌دار سراغ داریم، در پیکسل ۱۱ پرو خبری نباشد. گواهی IP68 نیز همانند نسل گذشته، خیال کاربر را در برابر خیس‌شدن اتفاقی و گردوغبار آسوده‌تر می‌کند، هرچند نباید آن را با ضدآب‌بودن مطلق اشتباه گرفت.

تعادل مناسب بدنه نمی‌تواند وزن ۲۲۶ گرمی پیکسل ۱۱ پرو XL را پنهان کند؛ با اینکه گوشی به‌خوبی در دست می‌نشیند و به‌سمت پایین هم لنگر نمی‌اندازد؛ کارکردن طولانی با آن، فشار محسوسی به انگشت کوچک وارد می‌کند. جای‌گیری کلیدهای فیزیکی دستگاه نیز مطابق روند پیکسل‌های قبلی، برعکسِ دستگاه‌های اندرویدی دیگر است؛ به‌عنوان مثال اگر به‌مدت طولانی کاربر سامسونگ باشید، به‌جای کلیدهای کنترل صدا، تا مدت‌ها، کلید پاور را به‌اشتباه فشار خواهید داد.

هرچه از محل قرارگیری کلیدها ناراضی هستیم، از کیفیت خود کلیدها و نوع بازخوردشان رضایت داریم. بازخورد لامسه‌ای پیکسل نیز در ردیف بهترین پرچم‌داران قرار می‌گیرد و در واکنش به لمس‌شدن المان‌های رابط کاربری، لرزش‌های بسیار خوشایندی ایجاد می‌کند.

چراغ رنگی HiLight که جای حسگر دما را روی برآمدگی دوربین گرفته، یکی دیگر از تفاوت‌های اندک پیکسل ۱۱ پرو با نسل گذشته است. این چراغ روی کاغذ ایده‌ی بامزه‌ای دارد و هنگام تعامل با Gemini یا دریافت تماس از مخاطبان منتخب روشن می‌شود؛ اما محدودیت به تماس، بی‌توجهی به پیام‌ها و نیاز به قراردادن گوشی روی نمایشگر، کاربردش را به یک جلوه‌ی نمایشی تقلیل می‌دهد.

غیر از چند مدل بسیار محدود مثل موتورولا Edge 70 Max، پیکسل مهم‌ترین گوشی دنیای اندروید است که از اتصال مغناطیسی داخلی Qi2 برای اتصال لوازمی مثل پاوربانک بهره می‌برد و از مجموعه‌‌ی لوازم جانبی اختصاصی گوگل موسوم به Pixel Snap و MagSafe اپل نیز پشتیبانی می‌کند. اتصال مغناطیسی داخلی دستگاه می‌تواند داک خودرو یا سه‌پایه را بدون قاب واسط محکم نگه دارد.

نمایشگر پیکسل ۱۱ پرو و ۱۱ پرو ایکس‌ال حداقل از نظر وضوح و ابعاد، تفاوتی با نسل گذشته ندارند؛ اما گوگل می‌گوید روشنایی آن‌ها اندکی افزایش یافته است. پرچم‌داران جدید گوگل از پنل‌های ۶٫۳ و ۶٫۸ اینچی LTPO OLED با وضوح ۲۸۵۶ × ۱۲۸۰ و ۲۹۹۲ × ۱۳۴۴ پیکسل، تراکم بسیار خوبِ ۴۹۷ و ۴۸۲ پیکسل‌براینچی، عمق ۸ بیت با نمایش ۱۶ میلیون رنگ و نرخ نوسازی تطبیقی یک تا ۱۲۰ هرتز بهره می‌برند.

گوگل روشنایی بیشینه‌ی نمایشگر در حالت خودکار و حین پخش محتوای عادی (SDR) را معادل ۲۴۰۰ نیت و حداکثر روشنایی HDR را ۳۶۰۰ نیت اعلام می‌کند؛ ما روشنایی SDR دستگاه را در شرایطی‌که نیمی از تصویر روشن بود، معادل ۲٬۸۵۳ نیت به‌دست آوردیم و هنگام پخش محتوای HDR با نسبت ۱۰ درصد نیز به روشنایی بسیار خوب ۳٬۳۳۶ نیت دست یافتیم؛ بنابراین پیکسل ۱۱ پرو در زیر نور آفتاب نیز تا حد مطلوبی خوانایی خود را حفظ می‌کند؛ البته توجه داشته باشید که از پشتیبانی Dolby Vision خبری نیست و به HDR10 و +HDR10 محدود هستید.

تمام نتایج درج‌شده در جدول از سوی زومیت اندازه‌گیری شده‌‌اند.

حداقل روشنایی پیکسل ۱۱ پرو در اندازه‌گیری‌های ما ۱٫۷۲ نیت به‌دست آمد که برای اتاق کم‌نور مناسب است؛ ولی فلیکر PWM با فرکانس پایینِ ۲۴۰هرتزی در سطوح پایین روشنایی، ممکن است باعث سردرد و فشار آمدن به چشم‌ها در محیط‌های تاریک شود.

دقت رنگ یکی از نقاط قوت پنل پیکسل ۱۱ پرو محسوب می‌شود. پرچم‌دار گوگل با پوشش ۹۸٫۱درصدی فضای رنگی sRGB و ثبت خطای میانگین ۰٫۶ و دمای خنثی، یکی از دقیق‌ترین نمایشگرها را در دل خود دارد؛ اما حالت Adaptive در همان فضای sRGB، رنگ‌ها را اندکی سرزنده‌تر از Natural به‌نمایش می‌گذارد و صرفا حدود ۸۰ درصد از فضای رنگی گسترده‌ی DCI P3 را پوشش می‌دهد؛ برای پرچم‌داری که برچسب قیمتی ۱۳۰۰دلاری دارد، چنین ضعفی پذیرفتنی نیست.

اسپیکرهای استریوی پیکسل ۱۱ پرو XL عملکردی مشابه نسل قبل دارند؛ صدا بسیار حجیم و رسا به گوش می‌رسد و فرکانس‌های میانی بسیار شفاف هستند؛ جایی‌که اغلب آلات موسیقی و صدای هنرمندان در آن جای می‌گیرد؛ البته با افزایش حجم صدا، اندکی از شفافیت از بین می‌رود. گوشی در پوشش صداهای فرکانس‌بالا اندکی زیاده‌روی می‌کند و مانند اغلب دستگاه‌های اندرویدی، در زمینه‌ی تولید بیس و صداهای فرکانس‌پایین، کمی ضعیف‌تر از آیفون ظاهر می‌شود.

گوگل امسال از تراشه‌های اختصاصی و نه‌چندان خوش‌آوازه‌ی تنسور در گوشی‌هایش استفاده می‌کند. سری Pixel 11 از Tensor G6 قدرت می‌گیرند؛ تراشه‌ای که با فرایند ۳نانومتری TSMC تولید می‌شود و به‌گفته‌ی گوگل، بهبود بهره‌وری و افزایش ۵۰درصدی توان پردازش هوش مصنوعی را به‌ارمغان می‌آورد. پردازنده‌ی مرکزی حالا از ترکیب ۷ هسته شامل یک هسته‌‌ی ۴٫۱ گیگاهرتزی C1-Ultra، چهار هسته‌ی۳٫۴ گیگاهرتزی C1-Pro و دو هسته‌ی ۲٫۶۵ گیگاهرتزی C1-Pro بهره می‌برد؛ بنابراین تعداد هسته‌ها کمتر شده، اما فرکانس همه‌ی آن‌ها افزایش محسوسی داشته است.

پردازنده‌ی مرکزی تنسور G6 با پیشرفت ۱۷ و ۳۶درصدی در پردازش تک‌هسته‌ای و چندهسته‌ای، پیشرفت نسلی چشم‌گیری را تجربه می‌کند؛ اما همچنان فرسنگ‌ها با رقبای کلیدی خود فاصله دارد؛ به‌عنوان Snapdragon 8 Elite Gen 5، تراشه‌ی پارسال کوالکام در دل گلکسی S26 اولترا بیش‌از ۴۰ درصد در پردازش تک‌هسته‌ای از تراشه‌ی گوگل سریع‌تر است، اگر تراشه‌ی A20 Pro در آیفون ۱۸ پرو را نیز به معادله اضافه کنیم، به شکاف عملکردی هولناک ۸۰درصدی می‌رسیم.

تمامی بنچمارک‌های ذکرشده در این جدول را زومیت اجرا کرده است.

در دستگاه‌هایی مثل گوشی‌های هوشمند و کامپیوترهای رومیزی، عملکرد سریع تک‌هسته‌ای در استفاده‌های روزمره بیش‌از هر عامل دیگری نمود پیدا می‌کند؛ هرچه عملکرد تک‌هسته‌ای ارتقا یابد، دستگاه در اجرای اپ‌ها و وب‌گردی سریع‌تر و روان‌تر عمل می‌کند و حس‌وحال چابک‌تر و تندوتیزتری به کاربر القا می‌کند؛ همین موضوع را در تست وب‌گردی نیز مشاهده می‌کنیم؛ جایی‌که پیکسل ۱۱ پرو با ثبت امتیاز ۲۵ بیش‌از ۴۰ درصد، کندتر از آیفون ۱۷ پرو ظاهر می‌شود.

گرافیک به‌کاررفته در تنسور G6 وضعیت مأیوس‌کننده‌ای دارد. گوگل از پردازنده‌ی گرافیکی IMG CXTP-48-1536 ساخت Imagination استفاده می‌کند که بر پایه‌ی معماری قدیمی‌تر Series C توسعه یافته و درمقایسه‌با معماریSeries D در Tensor G5 از پشتیبانی ضعیف‌تری در بازی‌ها برخوردار است و Ray Tracing را هم در سطح سخت‌افزار پشتیبانی نمی‌کند.

در تست‌های زومیت، پیکسل ۱۱ پرو حدود ۳۰ درصد در تست شبیه‌ساز بازی و حدود ۶۰ درصد در پردازش تصویر سریع‌تر از نسل قبل ظاهر شد؛ اما با وجود چنین پیشرفتی، عملکرد GPU پیکسل از سطح دستگاه‌های میان‌رده فراتر نمی‌رود؛ به‌عنوان مثال، عملکرد گلکسی S26 اولترا در تست شبیه‌ساز بازی، ۲برابر پیکسل ۱۱ پرو است و در تست پردازش تصویر نیز پیکسل را با اختلاف ۳۶۰درصدی از پیش‌رو برمی‌دارد؛ درحالی‌که آیفون ۱۷ پرو همین تست را با برتری ۷۵۰درصدی به‌پایان می‌رساند.

بحران کمبود حافظه‌ی ناشی از تب‌وتاب هوش مصنوعی باعث شد تا یکی از بازیگران اصلی این عرصه، مقدار رم گوشی‌های جدیدش را کاهش دهد؛ درحالی‌که پیکسل ۱۰ پرو ایکس‌ال در تمامی مدل‌ها با رم ۱۶ گیگابایت عرضه می‌شد تا «هوش مصنوعی به‌صورت آفلاین روی خود دستگاه نیز اجرا شود»، مدل پایه‌ی پیکسل ۱۱ پرو ایکس‌ال ۱۲ گیگابایتی است و برای رسیدن به رم ۱۶ گیگابایت، باید به‌سراغ مدل گران‌قیمت‌تر ۵۱۲ گیگابایت یا یک ترابایت بروید. حافظه‌ی ذخیره‌سازی در همه‌ی مدل‌ها از نوع UFS 4 است و به‌سرعت خواندن و نوشتن نه‌چندان چشم‌گیر ۱۴۶۲ و ۷۷۸ مگابایت‌برثانیه می‌رسد.

پیکسل ۱۱ پرو برای آنکه در پردازش‌های سنگین، بیش‌از حد داغ نشود، عملکرد را خیلی سریع محدود می‌کند. در آزمون استرس ۲۰دقیقه‌ای زومیت که دستگاه زیر بار پردازش گرافیکی سنگینی قرار می‌گیرد، افت عملکرد پیکسل از دور دوم استرس‌تست آغاز شد و اندکی بعد، افت عملکرد با شیب بسیار اندکی تا پایان آزمون ادامه یافت. در این آزمون، افت حدود ۴۴درصدی را تجربه کردیم و دمای فراتر از ۴۴ تا ۴۵ درجه‌ی سانتی‌گراد مشاهده نکردیم. طبعا در بازی‌ها، فشار پردازشی مشابهی به گوشی تحمیل نمی‌شود؛ ولی نتیجه‌ی به‌دست‌آمده، مرز توان دستگاه را روشن می‌کند. گیمرهایی که تنظیمات گرافیکی بالا و نرخ فریم یکنواخت می‌خواهند، عملکرد پایدار پرچم‌داران قدرتمند مجهز به اسنپدراگون را در پیکسل پیدا نخواهند کرد.

محفظه‌ی بخار مسی گرما را از اجزای اصلی دور و در بدنه پخش می‌کند. عملکردش در فشارهای کوتاه رضایت‌بخش است و گوشی طی استفاده‌ی عادی فقط کمی گرم می‌شود. زیر بار طولانی، گرما در نیمه‌ی بالایی بدنه و اطراف نوار دوربین جمع می‌شود و از راه فریم فلزی زیر دست حس خواهد شد؛ البته در این شرایط، کماکان می‌توان گوشی را در دست نگه داشت؛ هرچند بازی زیر آفتاب مستقیم می‌تواند تجربه را ناخوشایند کند.

پیکسل ۱۱ پرو و پیکسل ۱۱ پرو ایکس‌ال به‌ترتیب از باتری‌های ۴۸۵۰ و ۵۱۱۵ میلی‌آمپرساعتی استفاده می‌کنند؛ بنابراین ظرفیت باتری آن‌ها چند‌ده میلی‌آمپرساعت کاهش یافته است. گوگل شارژدهی هر دو گوشی را «بیش‌از ۳۰ ساعت» عنوان می‌کند؛ درحالی‌که این عدد برای نسل قبلی، «بیش‌از ۲۴ ساعت» بود؛ بنابراین احتمالا مهندسان گوگل برای افزایش ۶ساعتی شارژدهی، به بهینه‌سازی نرم‌افزاری و سخت‌افزاری اتکا دارند.

پیکسل ۱۱ پرو ایکس‌ال در تست شبیه‌ساز کاربری روزمره و در شرایطی که روشنایی روی ۲۰۰ نیت تنظیم شده و صدای اسپیکر و اتصالات بی‌سیم قطع بود، به‌مدت ۱۷ ساعت و ۴۰ دقیقه داوم آورد که حدود ۳۰ دقیقه بیشتر از نتیجه‌ی به‌دست‌آمده برای پیکسل ۱۰ پرو ایکس‌ال است و برتری حدود ۵۰دقیقه‌ای به گلکسی S26 اولترا دارد؛ اما رقبایی همچون اوپو فایند X9 اولترا با قریب ۲۳ ساعت شارژدهی، دست بالاتر را در زمینه‌ی شارژدهی دارند.

پیکسل ۱۱ پرو و ۱۱ پرو ایکس‌ال به‌ترتیب از شارژ سیمی با توان بیشینه‌ی ۳۰ و ۴۵واتی با فناوری PPS پشتیبانی می‌کنند؛ اما شارژ بی‌سیم با پدهای شارژ Qi 2.2 به ۲۵ وات می‌رسد. گوگل می‌گوید پرچم‌دارانش ظرف ۳۰ دقیقه به‌ترتیب ۵۵ و ۷۵ درصد شارژ می‌شوند؛ درحالی‌که شارژ کامل دستگاه بزرگ‌تر، حدود یک‌ساعت به‌طول می‌انجامد. توجه داشته باشید که مطابق انتظار، آداپتور باید به‌صورت جداگانه تهیه شود.

تنها تغییر سخت‌افزاری دوربین پیکسل ۱۱ پرو به ارتقای حسگر دوربین تله‌فوتو بازمی‌گردد؛ در باقی بخش‌ها هیچ تفاوتی به‌چشم نمی‌آید. پرچم‌دار جدید گوگل از ترکیب دوربین‌های اولتراواید، واید و تله‌فوتو ۵برابری به‌عنوان مجموعه‌ی دوربین پشتی خود بهره می‌برد و در نمای جلویی دستگاه نیز همان دوربین سلفی به‌کاررفته در نسل قبلی است. در جدول زیر می‌توانید مشخصات هرکدام از دوربین‌ها را مشاهده کنید.

دوربین تله‌فوتوی جدید مانند نسل قبلی، ۴۸مگاپیکسلی است؛ اما اکنون به‌جای حسگر 1/2.51 اینچی نسل قبلی، از نمونه‌ی بزرگ‌تری با ابعاد 1/1.95 اینچی و پیکسل‌های ۰٫۸ میکرومتری استفاده می‌کند. بدین‌ترتیب، مساحت حسگر، رشد ۳۰٫۶درصدی را تجربه می‌کند که به‌معنای دریافت نور بیشتر، بهبود کیفیت عکس‌های ثبت‌شده در تاریکی و کاهش جزئی عمق میدان خواهد بود.

گوگل امسال قابلیتی به‌نام Camera Looks به اپلیکیشن دوربین اضافه کرده است که کارکردی مشابه Photographic Styles دارد و به کاربر اجازه می‌دهد خروجی پیش‌فرض را به سلیقه‌ی خود تغییر دهند و از ظاهر پردازش‌شده‌ی رایج در عکس‌های موبایلی فاصله بگیرند. با Camera Looks می‌توانید استایل عکاسی پیش‌فرض دوربین را از بین حالت‌هایی همچون Classic و Velvet و Shadows و Editorial انتخاب کنید.

Magic Capture یکی از قابلیت‌های جالب دوربین است. پس از فعال‌شدن، گوشی شروع به ضبط ویدئو می‌کند و هم‌زمان چندین عکس از صحنه می‌گیرد. سپس سیستم بهترین فریم‌ها را انتخاب می‌کند و کارهایی مانند برش، صاف‌کردن کادر یا کاهش تاری را به‌صورت خودکار روی آن‌ها انجام می‌دهد.

مهم‌ترین امتیاز دوربین پیکسل ۱۱ پرو XL گوگل نه رنگ‌های اغراق‌شده، بلکه قابل‌اعتمادبودن خروجی آن است. دوربین اصلی در روشنایی روز بافت‌ها و جزئیات ریز را بدون شارپ‌کردن بیش‌ازحد ثبت می‌کند و نویز کمتری نسبت به نسل قبل دارد. رنگ‌ها متعادل‌اند، پوست چهره طبیعی می‌ماند و سایه‌ها و نقاط روشن معمولا جزئیات کافی دارند. شاید در صحنه‌های پرچالش مثل HDR شدید، کنتراست کمی تند شود و بخشی از روشن‌ترین نواحی از دست برود.

عکاسی در شب نیز از نقاط قوت گوشی به‌شمار می‌رود. نوردهی دقیق، کنترل مناسب نویز و حفظ بافت‌ها باعث می‌شوند عکس‌های ثبت‌شده در تاریکی به توده‌ای صاف و مصنوعی تبدیل نشود. Instant Night Sight سریع‌تر عمل می‌کند و همین سرعت، شانس ثبت واضح سوژه‌های متحرک را بالا می‌برد. تاریکی شدید هنوز جزئیات ریز را از بین می‌برد و مقداری نویز باقی می‌گذارد؛ اما فرایند عکاسی شب در مجموع سریع و مطمئن پیش می‌رود.

دوربین اولتراواید از نظر رنگ و تراز سفیدی به دوربین اصلی نزدیک می‌ماند و اصلاح نرم‌افزاری اعوجاج نیز خطوط را خوب مهار می‌کند. با وجود این هماهنگی، جزئیات ریزِ کمتر و کنتراست شدیدتر در بعضی صحنه‌های روشن و HDR تفاوت دو دوربین را آشکار می‌سازد. چهره یا سوژه‌ی نزدیک به گوشه‌های کادر هم کمی کشیده می‌شود. فوکوس خودکار سریع و قابلیت Macro Focus، اولتراواید را برای نماهای نزدیک کاربردی‌تر کرده‌اند.

دوربین تله‌فوتو در بزرگ‌نمایی ۵ تا ۱۰برابر بهترین چهره‌ی خود را نشان می‌دهد. نقطه‌ی آغاز تله‌فوتوی اپتیکال، جزئیات طبیعی و نویز کمی ارائه می‌کند و در نور مناسب می‌توان به خروجی‌‌های ۱۰برابری نیز اتکا کرد. عبور از آن مرز، بافت‌های ظریف را قربانی پردازش می‌کند و افت کیفیت در نور کم زودتر نمایان می‌شود. زوم ۱۲۰برابری بیشتر ابزاری نمایشی و متکی به هوش مصنوعی است و شاید صرفا برای تشخیص نوشته یا سوژه‌ای دور به کار بیاید.

گوگل بالأخره امسال امکان ثبت عکس‌های پرتره با دوربین تله‌فوتو را به گوشی‌هایش اضافه کرد؛ پرتره‌ها با جداسازی تمیز صورت و لباس، رنگ پوست طبیعی و محوشدگی تدریجی پس‌زمینه جلوه‌ی خوشایندی دارند؛ البته موهای پراکنده همچنان الگوریتم را به اشتباه می‌اندازند و نوع پیاده‌سازی بوکه، هم‌پای هیولاهای ویوو و اوپو نیست.

دوربین سلفی پیکسل ۱۱ پرو نیز چهره را پرجزئیات و بدون صاف‌کردن افراطی پوست ثبت می‌کند؛ هرچند نور ضعیف نویز و افت وضوح را آشکارتر می‌سازد.

پیکسل ۱۱ پرو به‌طور کلی حین فیلم‌برداری، فوکوس سریعی دارد، جابه‌جایی بین دوربین‌ها را نرم‌تر از گذشته انجام می‌دهد و لرزش‌گیری مناسب هنگام راه‌رفتن دارد؛ البته حرکت‌های سریع هنوز مقداری لرزش و تغییر وضوح ایجاد می‌کنند و گوشی از نظر تثبیت تصویر کماکان هم‌پای آیفون‌ها نیست.

در مقایسه با گلکسی S26 اولترا، پیکسل ۱۱ پرو در طبیعی‌بودن رنگ، نمایش پوست، گستره‌ی دینامیکی و سرعت ثبت عکس در تاریکی، دست بالاتر را دارد. سامسونگ تنوع بزرگ‌نمایی بیشتر و فیلم‌برداری باثبات‌تری هنگام حرکت ارائه می‌دهد.

پیکسل ۱۱ پرو به‌صورت پیش‌فرض با اندروید ۱۷ عرضه می‌شود و گوگل برای آن هفت نسخه‌ی اصلی اندروید و هفت سال به‌روزرسانی امنیتی را تضمین می‌کند؛ بنابراین اگر سیاست به‌روزرسانی در سال‌های آینده تغییر نکند، این گوشی از نظر پشتیبانی نرم‌افزاری در کنار پرچمداران سامسونگ، جزو بهترین گزینه‌های دنیای اندروید قرار می‌گیرد.

تجربه‌ی نرم‌افزاری پیکسل همچنان به چیزی که از اندروید خالص گوگل انتظار داریم نزدیک است؛ رابط کاربری خلوت، انیمیشن‌های روان و نبود اپلیکیشن‌های تکراری و مزاحم از جمله‌ی ویژگی‌های مهم رابط کاربری هستند. خبری از دو فروشگاه نرم‌افزاری، دو مرورگر یا چند اپ گالری و پیام‌رسان با عملکرد مشابه نیست و تبلیغات سیستمی نیز در تنظیمات یا اعلان‌ها دیده نمی‌شود. محتوای تبلیغاتی سرویس‌هایی مانند Play Store، یوتیوب و Google Discover سر جای خود باقی می‌مانند و به بخش‌های اصلی رابط کاربری راه پیدا نمی‌کنند.

اندروید ۱۷ از نظر ظاهری فاصله‌ی زیادی با نسخه‌ی قبلی ندارد؛ اما چند تغییر کوچک تجربه‌ی روزمره را بهتر می‌کنند. شاید مهم‌ترین نمونه، جداشدن کلیدهای Wi-Fi و دیتای موبایل در بخش تنظیمات سریع باشد؛ تغییری ساده که مدت‌ها انتظارش را داشتیم. ظاهر شیشه‌ای و محوشده‌ی پنل اعلان‌ها و Quick Settings، منوی تنظیم صدا و منوی پاور نیز پررنگ‌تر شده است و انسجام بصری بیشتری دارد. کلیدهای تنظیمات سریع را هم می‌توان از نظر عرض تغییر داد تا چیدمان پنل بیشتر با سلیقه‌ی کاربر هماهنگ شود.

امکانات شخصی‌سازی همچنان درمقایسه‌با رابط‌هایی مانند One UI محدودتر است. می‌توان رنگ غالب رابط کاربری را تغییر داد و برای داشتن صفحه‌ی اصلی خلوت‌تر، نام اپ‌ها را زیر آیکون‌ها مخفی کرد؛ اما محدودیت‌های قدیمی Pixel Launcher باقی مانده‌اند. نوار جست‌وجوی ثابت پایین صفحه را نمی‌توان حذف کرد، امکان کنارگذاشتن App Drawer و قراردادن همه‌ی اپ‌ها روی هوم‌اسکرین وجود ندارد و نمی‌توان چند آیکون را هم‌زمان انتخاب کرد و به صفحه‌ی دیگری انتقال داد. حتی حذف سریع یک اپ از آیکون هوم‌اسکرین هم به‌سادگی برخی لانچرهای رقیب نیست.

در نتیجه، سادگی رابط کاربری همیشه به‌معنای آزادی بیشتر نیست. پیکسل از نظر نظم و یکدستی عملکرد بسیار خوبی دارد؛ اما اگر به شخصی‌سازی گسترده‌ی ظاهر، چیدمان صفحه‌ی اصلی یا رفتار لانچر عادت داشته باشید، خیلی زود به محدودیت‌هایش می‌رسید. اپ دوربین نیز کمی از این نظم فاصله دارد و تعدد گزینه‌ها و منوهای آن در بعضی بخش‌ها با سادگی باقی سیستم هم‌خوانی ندارد.

اندروید ۱۷ قابلیت Bubbles را نیز گسترده‌تر کرده است. با نگه‌داشتن انگشت روی آیکون برنامه‌های پشتیبانی‌شده می‌توان آن‌ها را به‌صورت حباب شناور روی صفحه نگه داشت. چند حباب نیز می‌توانند روی هم قرار بگیرند و در گوشه‌ی نمایشگر منتظر بمانند تا سریع به آن‌ها برگردید؛ اما Bubbles همچنان با سیستم پنجره‌بندی آزاد در رابط‌هایی که امکان تغییر اندازه‌ی کامل برنامه‌ها را می‌دهند فاصله دارد.

یکی از تغییرات کاربردی اندروید ۱۷ به راه‌اندازی گوشی جدید مربوط می‌شود. گوگل فرایند انتقال اطلاعات را گسترش داده است و به‌خصوص برای کاربری که از آیفون به پیکسل مهاجرت می‌کند، داده‌های بیشتری قابل انتقال هستند. علاوه‌بر عکس و ویدئو، در شرایط سازگار می‌توان پیام‌ها، رمزهای ذخیره‌شده، داده‌ی برخی اپلیکیشن‌ها و حتی eSIM را نیز منتقل کرد. قابلیت کاربردیِ Quick Share هم امکان تبادل مستقیم فایل با AirDrop روی آیفون و آیپد را فراهم می‌کند.

قابلیت تازه‌ی Screen Reaction نسخه‌ی پیشرفته‌تری از ضبط صفحه محسوب می‌شود. گوشی می‌تواند هم‌زمان محتوای نمایشگر و تصویر دوربین سلفی را ثبت کند تا واکنش کاربر به ویدئو، عکس، بازی یا هر محتوای دیگری نیز در فیلم دیده شود. امکان ضبط صدای داخلی گوشی، صدای محیط و نمایش لمس‌های کاربر روی صفحه هم وجود دارد و پیش از شروع می‌توان مشخص کرد کدام‌یک ثبت شوند.

بخش بزرگی از تجربه‌ی نرم‌افزاری پیکسل ۱۱ پرو XL به هوش مصنوعی گره خورده است. تفاوت اصلی نسل جدید فقط اضافه‌شدن چند ابزار مستقل نیست؛ گوگل تلاش می‌کند Gemini را به لایه‌ای مشترک میان اپلیکیشن‌های مختلف تبدیل کند.

برنامه‌هایی مانند Messages، Calendar و Contacts می‌توانند در چارچوب مجوزهایی که کاربر در اختیارشان قرار می‌دهد، اطلاعات مرتبط را در اختیار Gemini بگذارند؛ بدین‌ترتیب دستیار می‌تواند ارتباط میان پیام‌ها، افراد و قرارهای تقویم را بهتر درک کند و درخواست‌های چندمرحله‌ای‌تری را انجام دهد؛ برای مثال از روی یک مکالمه، رویدادی را به تقویم اضافه کند یا برای انجام کاری از اطلاعات چند اپ به‌صورت هم‌زمان استفاده کند.

Gemini Intelligence می‌تواند براساس محتوای فعلی گوشی پیشنهادهایی برای اقدام بعدی نمایش دهد؛ ایده‌ای شبیه قابلیت‌های پیش‌بینانه‌ی سامسونگ. بااین‌حال، این پیشنهادها هنوز همیشه به‌موقع ظاهر نمی‌شوند و فعلا نمی‌توان آن‌ها را بخشی کاملا قابل‌اتکا از جریان روزانه‌ی کار با گوشی دانست.

قابلیت Rambler می‌تواند گفتار طولانی را به متن مرتب و خلاصه تبدیل کند و در کار با زبان فارسی نیز عملکرد قابل‌توجهی دارد. ابزارهای ویرایش تصویر مانند Best Take، Photo Unblur و Magic Eraser نیز از آن قابلیت‌هایی هستند که در استفاده‌ی روزمره واقعا به‌کار می‌آیند.

پیکسل ۱۱ پرو XL گوگل برای دوستداران اندروید خالص، دوربین قابل‌اعتماد و تجربه‌ی کاربری یکپارچه، پرچم‌داری دوست‌داشتنی و جذاب است. مواردی همچون کیفیت ساخت ممتاز و پشتیبانی از Qi2.2 جذابیتش پرچم‌دار گوگل را بیشتر هم می‌کنند؛ اما عملکرد ناامیدکننده‌ی تراشه‌ی تنسور و توان پردازشی بسیار محدود آن درمقایسه‌با رقبای هم‌قیمت اجازه نمی‌دهد گوشی را انتخابی بی‌چون‌وچرا بدانیم.

با قیمت فعلی و عرضه‌ی محدود در ایران، خرید پیکسل ۱۱ پرو XL گوگل منطقی نیست. گلکسی S26 اولترا و آیفون ۱۷ پرو مکس با توان پردازشی بیشتر، حضور گسترده‌تر در بازار و وضعیت خدمات روشن‌تر، ارزش خرید بالاتری دارند.

خواندن متن کامل در زومیتبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شودهمه‌ی اخبار فناوری