برنامه نویسی Vibe همه را پیش بینی می کند که پایان SaaS باشد. در اینجا قسمتی است که آنها از دست داده اند.
Entrepreneur Media LLC و Yahoo Finance LLC ممکن است از طریق پیوندهای زیر در مورد برخی محصولات و خدمات کمیسیون یا درآمد کسب کنند.
تز "SaaSpocalypse" واقعیت سازمانی را اشتباه درک می کند. شرکتهای بزرگ نمیتوانند فقط برای چیزهایی مانند CRM، ERP و پلتفرمهای لجستیک جایگزین کدهای vibe شوند.
نرمافزار سازمانی باید از بررسیهای امنیتی، انطباق، امضای قانونی، تدارکات و ممیزیها جان سالم به در ببرد - هیچ یک از این موارد یک عامل هوش مصنوعی نمیتواند ایجاد یا امضا کند.
مدیران فروشندگان را به ابزارهای داخلی انتخاب میکنند، زیرا فروشنده SLA، پشتیبانی و کسی را که در صورت خراب شدن ابزار مقصر است ارائه میکند – در حالی که یک ابزار خانگی به یک کارمند وابسته است و در صورت شکست هیچ پوششی ارائه نمیدهد.
احتمالا تا به حال این روایت را شنیده اید. آنها آن را SaaSpocalypse می نامند. چیزی که به عنوان فروش بازار آغاز شد، به یک نظریه کامل تبدیل شده است که SaaS در شرف فروپاشی است زیرا شرکتها ابزارهای خود را میسازند و خود میزبانی میکنند. وقتی تیم شما فقط می تواند از یک نماینده بخواهد ابزار را به صورت داخلی ایجاد کند، چرا برای یک صندلی پرداخت کنید؟
این یک داستان عالی است. همچنین، در بخش هایی که بیشتر اهمیت دارد، اشتباه است.
بیشتر «پایان SaaS» در X/Twitter از افرادی است که هرگز در یک شرکت بزرگ چندملیتی کار نکرده اند – یا در آن فروخته اند. آنها از دنیایی که به خوبی می شناسند (یک استارتاپ 10 نفره که یک داشبورد داخلی را در یک آخر هفته می چرخاند) به دنیایی که هرگز پا در آن نگذاشته اند تعمیم می دهند. و این دو دنیا بر اساس یک فیزیک عمل نمی کنند.
آیا واقعا فکر میکنیم شرکتی مانند BP - تقریبا 95000 کارمند در سرتاسر جهان - قصد دارد نرمافزار حفاری خود را کدگذاری vibe-code کند؟ خوب، ممکن است حفاری خیلی تخصصی باشد. اما یک CRM؟ پلت فرم لجستیک؟ یک برنامه ردیابی دارایی برای ده ها هزار قطعه تجهیزات در ده ها کشور؟
آیا واقعا فکر میکنیم که فرودگاه فرانکفورت راه خود را برای جایگزینی ERP - سیستمی که تدارکات، امور مالی، کارکنان و عملیات را برای یکی از شلوغترین فرودگاههای روی کره زمین انجام میدهد، آغاز میکند؟
حالا تصور کنید که سیستم تولید شده توسط هوش مصنوعی را وارد بخش infosec کنید. سپس انطباق. بعد قانونی سپس حسابرسان. موفق باشید.
من یک پرسشنامه امنیتی را تماشا کردهام که یک معامله را به طور کامل انجام میدهد، و یک بررسی infosec سه ماهه را پشت سر گذاشتهام که با آزمایشکنندگان قلم خود مشتری قبل از پرداخت یک صندلی، محصول ما را چکش میکنند. این قیمت واقعی پذیرش است، و در چیزهایی پرداخت می شود که یک نماینده نمی تواند ایجاد کند.
در یک استارتاپ، «این کار می کند» خط پایان است. در یک شرکت، "این کار می کند" به سختی شروع کننده است. این نرمافزار باید از مجموعه بازبینی امنیتی، امضای نظارتی، خطمشی تدارکات، ارزیابی ریسک فروشنده، الزامات اقامت دادهها و یک مسیر حسابرسی که سالها بعد باید ادامه پیدا کند، جان سالم به در ببرد. نماینده ای که یک برنامه قابل قبول در یک تعطیلات آخر هفته تولید کرده است، نمی تواند قراردادی را با بند مسئولیت امضا کند، وقتی مشکلی پیش می آید نمی توان از او شکایت کرد و نمی تواند در مقابل یک تنظیم کننده بایستد.
تیم های کوچک تحت رهبری بنیانگذاران به دو دلیل نرم افزار خریداری می کنند:
در سازمان های بزرگ، افراد به ندرت این کار را انجام می دهند. الزامات هزینه، مطمئنا واقعی هستند - اما آنها توجیهی هستند که در فرم درخواست نوشته شده است. در شرکت های بزرگ، مردم به دو دلیل دیگر نرم افزار می خرند:
اگر کار کند، من از عرضهای دفاع کردم که اکنون همه به آن وابسته هستند. و اگر خراب شود، باید بتوانم به یک فروشنده اشاره کنم - یک SLA، یک قرارداد پشتیبانی، یک گلو برای خفه کردن.
توجه کنید که چه چیزی از هر دو کم است: خودتان آن را بسازید. هیچ کس پاداشی برای کدگذاری vibe یک ابزار داخلی دریافت نمی کند. اگر کار کند، «فقط یک فیلمنامه» بود. اگر خراب شد، نام شما روی آن است. هک آخر هفته شما به تازگی عملیات را از بین برده است، بدون فروشنده ای که سرزنش شود و هیچ خط پشتیبانی برای تماس در ساعت 3 صبح وجود ندارد. پاداش ریسک وارونه است.
ابزار کدگذاری شده با vibe فقط خطر فنی را به همراه ندارد. یک کارمند را حمل می کند.
روزی که کسی ابزار داخلی را که اکنون دپارتمان از آن استفاده می کند به مدیر خود می دهد، آن مدیر گروگان یک انسان خاص می شود. وقتی آنها درخواست افزایش حقوق می کنند چه اتفاقی می افتد؟ وقتی ترک می کنند چه اتفاقی می افتد؟ چه اتفاقی می افتد زمانی که شما نیاز به مدیریت عملکرد دارید و ناگهان نمی توانید، زیرا آنها تنها فرد زنده هستند که چیزی را که تدارکات را اجرا می کند، درک می کنند؟
یک فروشنده هرگز شما را دوست ندارد. می توانید یک فروشنده را اخراج کنید. می توانید از فروشنده شکایت کنید. شما می توانید یک فروشنده را برای مناقصه قرار دهید و از سه رقیب بخواهید که آن را کاهش دهند.
اوه، و برنامه فروشنده چیزی است که استخدام شده جدید شما قبلا در آخرین شغل خود از آن استفاده کرده است. حافظه عضلانی نه "سارا شما را از طریق راه حل خانگی ما راهنمایی می کند، اوه صبر کنید، دوباره خراب است"
یک رابطه فروشنده ریسک شخصی را به فرآیند نهادی تبدیل می کند. گزارش های حسابرسی به جای قهرمانی های فردی - نه به این دلیل که نمی توان به کارمندان برای نوشتن کد خوب اعتماد کرد، بلکه به این دلیل که هیچ مدیری نمی خواهد از نظر ساختاری به هیچ یک از آنها وابسته باشد.
در اینجا چیزی است که تز عذاب دقیقا معکوس می کند. به جای اینکه ماموران SaaS را بکشند، آن را احیا می کنند.
یک نماینده شرکتی بدون وجود جایی قابل اعتماد برای خواندن و نوشتن بی فایده است - یک سیستم ثبت کنترل شده، یک مدل مجوز، یک دنباله حسابرسی تمیز از آنچه که نماینده از طرف او انجام داده است. بنابراین، شرکتها با استفاده از MCP، عوامل خود را به دیتا استورهای SaaS که قبلا دارند، متصل میکنند.
به همین دلیل است که Salesforce، HubSpot، Atlassian، GitLab و حتی بازیکنان کوچکتری مانند شرکت خودم، Jitbit، همگی برای ارسال MCP و APIهای آماده برای عامل رقابت میکنند - نه به دلیل تبلیغات زیاد، بلکه به دلیل تقاضای زیاد. برخی حتی مدل های قیمت گذاری خود را تغییر می دهند تا آن را منعکس کنند (از "در هر صندلی" به "در هر مکالمه/رزولوشن").
پلت فرم SaaS با ورود نماینده منسوخ نمی شود. تبدیل به چیزی می شود که عامل به آن متصل است - دنباله رکوردی که عامل در آن می نویسد. هر اقدام مستقلی که یک شرکت به کار میگیرد، چیز دیگری است که به یک گزارش قابل دفاع نیاز دارد. خندق عمیق تر می شود.
همچنین توجه داشته باشید که کدام عوامل. شرکت ها با ابزارهای خام و نامحدود کارمندان را رها نمی کنند. آنها در حال استقرار هوش مصنوعی تایید شده، بررسی شده و جعبه شنی هستند. Microsoft 365 Copilot، نه Pi یا Hermes. همان منطق پاسخگویی که بر نرم افزار حاکم است بر خود هوش مصنوعی نیز حاکم است.
نمودارهای سهام را با داستان اشتباه نگیرید. ارزش گذاری های آسیب دیده SaaS نشان دهنده ترس از روایت است، نه آسیب رساندن به مشاغل. تقریبا یک تریلیون دلار ارزش بازار نرم افزار از بین رفته است و نام هایی مانند Adobe و Salesforce در حدود نیمی از سطح اولیه خود در سال 2025 معامله می شوند.
اما این در اعداد زیر است. کسب و کارها به ضرب و شتم ادامه دادند. در تقویم سه ماهه اول 2026، Salesforce بر درآمد غلبه کرد و راهنمای کل سال خود را افزایش داد. در سراسر بخش، گروه های نرم افزاری دوباره جلوتر از برآوردهای اجماع درآمد، با Palantir، Snowflake و Datadog همگی با 4-6٪ شکست خوردند. درآمد SaaS نسبت به سال قبل حدود 17 درصد رشد کرد - سریع ترین رشد در سه سال اخیر. در همین حال، مولتیهای SaaS بزرگ به تقریبا 9.5 برابر EV/Sales سقوط کردند که یک انحراف استاندارد کامل کمتر از میانگین تاریخی آنها بود.
آن را دو بار بخوانید: تسریع رشد، فشرده شدن چندگانه. این دو چیز به یک چهارم تعلق ندارند. دن رومانوف، از مورنینگ استار، بخش آرام را به صراحت می گوید: بخش نرم افزار توسط پایه های محکم پشتیبانی می شود، و اقدام اخیر قیمت مبتنی بر احساسات است. بازار در حال قیمت گذاری در یک فروپاشی است که عوامل بنیادی نشان نمی دهند.
هیچ کدام از اینها به این معنی نیست که هوش مصنوعی به SaaS بی ربط است. کاملا آن را دوباره شکل می دهد. انقلاب کدگذاری vibe واقعی است - در انتهای بازار. ابزارهای طولانی، ابزارهای داخلی دور ریختنی، گردش کار در شرکت های کوچکی که به هر حال هرگز قصد خرید نرم افزار را نداشتند: این لایه قطعا مختل می شود.
اما این لایه ای است که کمترین قابلیت دفاع، کم سود و کمترین چسبندگی را داشت. هسته سازمانی - سیستمهایی که در انطباق، مسئولیت و سیاستهای سازمانی پیچیده شدهاند - دقیقا جایی است که توانایی هوش مصنوعی برای تولید کد در همه چیزهایی که کد نمیتواند انجام دهد، در ابتدا اجرا میشود.
به یک سیستم ثبت تبدیل شوید. منبع حقیقت برای ماموران بخشی از زیرساختی که به کسب و کار اصلی قدرت می دهد. به مهارتی تبدیل شوید که افراد در رزومه خود از آن یاد می کنند.
SaaSpocalypse برای شرکت نمی آید. این برای پروژه های آخر هفته است که به هر حال هرگز ارزش زیادی نداشتند.
متن اصلی (انگلیسی)
Vibe Coding Has Everyone Predicting the End of SaaS. Here’s the Part They’re Missing.