پرش به محتوای اصلی

بلوچستان در چرخه خشونت؛ نارضایتی‌های انباشته و گروه‌های مسلح

دویچه‌وله فارسی۱۴۰۵ مهر ۲, پنجشنبه، ساعت ۲۱:۰۲حدود 7 دقیقه مطالعه

درگیری‌های مسلحانه در استان سیستان‌ و بلوچستان در هفته‌های اخیر شدت گرفته است. این گزارش نقش نارضایتی‌ها، جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل و تضعیف توان نظامی ایران را در افزایش حملات گروه‌های مسلح بلوچ بررسی می‌کند.

در هفته‌های اخیر، سیستان‌ و بلوچستان بار دیگر شاهد مجموعه‌ای از حملات، ترورها و درگیری‌های مسلحانه بوده است؛ حوادثی که از زاهدان و ایرانشهر تا راسک و سراوان امتداد یافته و نیروهای سپاه، بسیج، افراد مسلح و یک روحانی اهل سنت در میان قربانیان آنها بوده‌اند.

در سراوان، حسین ظریفی، سرتیپ پاسدار، فرمانده قرارگاه عملیاتی سجاد سپاه، کشته شد. سپاه کشته‌شدن او را تائید کرد و منابع محلی همچنین از کشته‌شدن احمد هراتی زراعتی، مسئول اطلاعات این قرارگاه، نیز خبر دادند. چند روز پیش از آن نیز مولوی یوسف گرگیج، روحانی اهل سنت، در زاهدان کشته شد.

این حوادث در کنار چندین حمله و درگیری دیگر در هفته‌های اخیر نشان می‌دهد که چرخه خشونت در سیستان‌ و بلوچستان ادامه دارد و درگیری‌های مسلحانه نه‌تنها متوقف نشده، بلکه تشدید شده است.

افزایش درگیری‌ها هم‌زمان با جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل، پرسش دیگری را نیز مطرح کرده است؛ آیا آسیب‌دیدن بخشی از توان نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی فرصتی برای افزایش فعالیت گروه‌های مسلح بلوچ فراهم کرده، یا آنچه اکنون در بلوچستان دیده می‌شود، بیش از هر چیز ادامه بحرانی قدیمی است که ریشه در فقر، تبعیض، نارضایتی سیاسی و مذهبی و برخوردهای امنیتی دارد؟

سیستان‌و بلوچستان سال‌هاست با مجموعه‌ای از مشکلات اقتصادی و اجتماعی، کمبود فرصت‌های شغلی، بحران‌های زیست‌محیطی و تنش‌های سیاسی و مذهبی روبرو شده است.

مهدی نخل‌ احمدی، روزنامه‌نگار ایرانی ساکن ایتالیا و پژوهشگر مسائل بلوچ می‌گوید سیستان‌ و بلوچستان از نظر توسعه با برخی استان‌های مرکزی ایران فاصله زیادی دارد و این وضعیت یکی از دلایل نارضایتی در منطقه است.

طبق ارزیابی نخل ‌احمدی "نگاه امنیتی جمهوری اسلامی به مناطق قومی و مذهبی در دهه‌های گذشته نیز بر این شکاف افزوده" است. او معتقد است مشکلاتی مانند کاهش درآمد، بیکاری و کمبود فرصت‌های اقتصادی در استان‌های حاشیه‌ای و مناطقی که جمعیت قابل توجهی از اتنیک‌ها و اهل‌ سنت در آنها زندگی می‌کنند، نمود بیشتری داشته و بر سطح نارضایتی افزوده است.

یک "منبع آگاه" از مسائل بلوچستان و اهل‌ سنت در داخل ایران نیز که به دلیل نگرانی‌های امنیتی خواست هویتش محفوظ بماند در گفت‌وگو با دویچه‌ وله فارسی، ریشه بخشی از خشونت‌های مسلحانه را در نارضایتی‌های سیاسی، اقتصادی و مذهبی و تبعیض در حوزه‌هایی مانند استخدام، آموزش، توسعه و مسائل مذهبی می‌‌داند.

به گفته این منبع مطلع، خشونت مسلحانه را نمی‌توان جدا از این زمینه اجتماعی بررسی کرد. او تاکید می‌کند علما، روحانیون و نخبگان منطقه در سال‌های گذشته بارها بر پیگیری مسالمت‌آمیز مطالبات تاکید کرده‌اند، اما احساس بی‌نتیجه ماندن این مسیر در میان بخشی از جامعه زمینه گرایش برخی افراد به روش‌های خشونت‌آمیز را افزایش داده است.

این شخص همچنین برخوردهای فراقانونی و اعدام‌ها در دهه‌های گذشته را از عوامل انباشت نارضایتی می‌داند و معتقد است پیامد چنین برخوردهایی می‌تواند حتی به نسل‌های بعدی منتقل شود.

در کنار این عوامل، وضعیت اقتصادی نیز از محورهای اصلی انتقاد اوست. کمبود سرمایه‌گذاری، کارخانه و فرصت‌های شغلی در استان، به گفته این فرد، به محرومیت و نابرابری دامن‌زده است.

دو کارشناسی که در این گزارش با آنها گفت‌وگو شده، درباره میزان تاثیر جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل بر افزایش فعالیت گروه‌های مسلح ارزیابی یکسانی ندارند.

نخل‌ احمدی معتقد است تضعیف بخشی از توان نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی می‌تواند فرصت بیشتری برای فعالیت گروه‌های مسلح در بلوچستان ایجاد کرده باشد. او افزایش شمار حملات و تغییر در شیوه، هماهنگی و پشتیبانی عملیات‌های اخیر را از نشانه‌های احتمالی این تحول می‌داند.

بنا بر ارزیابی او، یکی از تغییرات مهم در تاکتیک گروه‌های مسلح، حرکت از الگوی "کمین و فرار" به سوی "ایجاد شبکه و امکان استقرار و پشتیبانی در داخل برخی مناطق" است.

نخل ‌احمدی به درگیری‌های اخیر سراوان اشاره می‌کند که در آنها نیروهای "جبهه مبارزین مردمی" مدعی اعزام خودروهای پشتیبانی به محل درگیری شده‌اند. به گفته این کارشناس، چنین امکانی می‌تواند نشان‌دهنده افزایش توان تشکیلاتی، شبکه‌سازی و پشتیبانی این گروه باشد.

او در عین حال تاکید می‌کند که تشکیل جبهه مبارزین بلوچ پیش از آغاز جنگ صورت گرفته و بنابراین نمی‌توان پیدایش آن را مستقیما نتیجه تضعیف امنیتی جمهوری اسلامی در جنگ دانست. از دید نخل احمدی آنچه ممکن است پس از جنگ تغییر کرده باشد، فضای عملیاتی و امکان بهره‌برداری گروه‌های مسلح از ضعف یا خلاء احتمالی در رصد امنیتی است.

"منبع آگاه داخل ایران" اما تاثیر جنگ را محدودتر ارزیابی می‌کند. او جنگ و تضعیف احتمالی دستگاه نظامی و امنیتی را کاملا بی‌تاثیر نمی‌داند، اما معتقد است عامل اصلی افزایش فعالیت گروه‌های مسلح را باید در انباشت نارضایتی، تبعیض و احساس اجرا نشدن عدالت جست‌وجو کرد. از نگاه او، سرخوردگی از روش‌های مسالمت‌آمیز و بی‌اعتمادی نسبت به امکان رسیدگی به مطالبات می‌تواند برخی افراد را به این نتیجه رسانده باشد که فعالیت مسلحانه راه مؤثرتری است.

به این ترتیب، هرچند نمی‌توان اثر جنگ و تغییر وضعیت امنیتی را کنار گذاشت، اما بر اساس ارزیابی این دو کارشناس، هنوز نمی‌توان آن را به‌عنوان علت اصلی افزایش خشونت در بلوچستان معرفی کرد.

یکی از نکات قابل توجه در تحولات اخیر، ادعای تغییر شیوه فعالیت گروه‌های مسلح بلوچ است. به گفته نخل احمدی، نیروهای "جیش‌العدل" در گذشته عمدتا پس از انجام عملیات، کمین یا هدف قرار دادن نیروهای امنیتی از محل خارج می‌شدند. اما اکنون نیروهای وابسته به گروه‌های مسلح ائتلاف جدید توانسته‌اند در مناطقی مانند سراوان شبکه‌هایی برای استقرار و پشتیبانی ایجاد کنند.

شناخته‌شده‌ترین گروه مسلح بلوچ در سال‌های گذشته جیش‌العدل بوده است؛ گروهی که فعالیت خود را عمدتا با تاکید بر حقوق بلوچ‌ها و اهل سنت تعریف کرده بود.

جیش‌العدل در فهرست سازمان‌های تروریستی خارجی آمریکا قرار دارد، اما نام این گروه در فهرست‌های تحریم شورای امنیت سازمان ملل، از جمله فهرست تحریم‌های داعش و القاعده، دیده نمی‌شود.

در ماه‌های اخیر، شکل‌گیری "جبهه مبارزین مردمی" آرایش گروه‌های مسلح بلوچ را تغییر داده است. این "جبهه" ائتلافی سیاسی و نظامی در بلوچستان است که در دسامبر ۲۰۲۵ اعلام موجودیت کرد.

بر اساس گفته‌های دو منبع این گزارش، جیش‌العدل بخش اصلی این ائتلاف را تشکیل می‌دهد و شماری از گروه‌ها و نیروهای کوچک‌تر بلوچ نیز به آن پیوسته‌اند.

منبع آگاه داخل ایران از "انصارالفرقان" به‌عنوان یکی دیگر از گروه‌های شناخته‌شده مسلح نام می‌برد و می‌گوید این گروه نیز عملیات‌هایی داشته، هرچند میزان فعالیت آن در مقایسه با جیش‌العدل و ائتلاف جدید محدودتر بوده است.

او همچنین از گروه‌های کوچک‌تری مانند "نصر" و "محمد رسول‌الله" نام می‌برد که به گفته او، بخشی از نیروهای آنها به "جبهه مبارزین مردمی" پیوسته‌اند. بر این اساس، این فرد آگاه جبهه جدید را تا حد زیادی ادامه جیش‌العدل در قالب چتری گسترده‌تر برای گردهم آوردن نیروهای مسلح بلوچ می‌داند.

نخل احمدی نیز معتقد است تشکیل این ائتلاف با تغییر در اهداف اعلام‌شده همراه بوده است. به ارزیابی او، در حالی که جیش‌العدل پیش‌تر تمرکز بیشتری بر حقوق بلوچ‌ها و اهل سنت داشت، در مواضع جبهه جدید مفاهیم گسترده‌تری مانند "مردم ایران" و "آزادی در ایران" برجسته شده و این جریان آمادگی خود را برای همکاری با گروه‌های دیگر مخالف جمهوری اسلامی اعلام کرده است.

از نگاه نخل احمدی، این تغییر می‌تواند بیانگر تلاش برای "عبور از چارچوب صرفا قومی و مذهبی و قرار دادن فعالیت گروه در قالب مخالفتی گسترده‌تر با ساختار جمهوری اسلامی" باشد.

افزایش عملیات مسلحانه یا توان تشکیلاتی یک گروه الزاما به معنای افزایش پایگاه اجتماعی آن نیست. داده‌های مشخصی درباره میزان حمایت عمومی از جیش‌العدل یا جبهه مبارزین مردمی در میان جامعه بلوچ ارائه نشده است.

هر دو منبع در گفت‌وگو با دویچه‌وله بر وجود نارضایتی‌هایی تاکید می‌کنند که می‌تواند زمینه جذب نیرو برای گروه‌های مسلح را فراهم کند. با این حال به گفته آنها وجود نارضایتی‌های سیاسی، اقتصادی یا مذهبی لزوما به معنای حمایت از مبارزه مسلحانه نیست.

در عین حال، مسئولیت همه خشونت‌های اخیر نیز روشن نیست. برخی حملات و ترورها بدون پذیرش مسئولیت باقی مانده‌اند و درباره گروه‌های کوچک و تازه‌تشکیل‌شده نیز اطلاعات محدودی وجود دارد.

از مجموع اظهارات این دو کارشناس می‌توان گفت که فضای امنیتی و فعالیت گروه‌های مسلح در بلوچستان تغییر کرده است. با این حال، درباره دلایل این تغییر ارزیابی‌های متفاوتی وجود دارد؛ از تأثیر جنگ و تحولات امنیتی گرفته تا نارضایتی‌های قدیمی، تبعیض و احساس نبود عدالت. در نتیجه، افزایش خشونت در بلوچستان را نمی‌توان تنها با یک عامل توضیح داد. جنگ ممکن است شرایط امنیتی را تغییر داده باشد، اما ریشه‌های بحران به سال‌ها پیش بازمی‌گردد.

خواندن متن کامل در دویچه‌وله فارسیبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شودهمه‌ی اخبار جهان