به تعویق انداختن آینده: جنگ و تورم شرایط ازدواج را در ایران دوباره ترسیم می کند
بحران هزینه زندگی در ایران بر رویاها و انتخاب های زندگی روزمره جوانان ایرانی تاثیر می گذارد.
سبحان دشتی قبلا تاریخ عروسی خود را انتخاب کرده بود. او و نامزدش نادیا سبزی از سال 1395 با هم در نوروز 1405 که از 29 تا 21 مارس است، مستقر شده بودند. آنها از قبل شروع به خرید اقلام برای خانه آینده خود کرده بودند، اما سال گذشته قیمت ها شروع به افزایش کرد. ناآرامی های سیاسی و اجتماعی به دنبال داشت و سپس ایالات متحده و اسرائیل در 28 فوریه جنگ علیه ایران را آغاز کردند. خانواده دشتی از تهران به شمال کشور گریختند و مقدمات ازدواج آنها به بن بست خورد.
دشتی، 35 ساله، گفت: «ما تصمیم گرفتیم عروسی را حداقل برای چند ماه دیگر به تعویق بیندازیم.
برای سبزی 34 ساله، ریاضیات تنها بخشی از ترس است. او با یک مراسم کوچکتر صلح کرده است - یک لباس ساده تر، یک سالن ساده. چیزی که او نمی تواند با آن صلح کند امنیت است.
حمله آمریکا در اوایل سپتامبر به خانهای در کوهستک، در شهرستان سیریک در جنوب ایران که جشن عروسی در آن برگزار میشد، اصابت کرد. مقامات ایرانی گفتند چندین نفر از جمله زنان و کودکان کشته و ده ها زخمی شدند.
«در دو هفته گذشته، شبانه از سبحان میپرسیدم: اگر وقتی ازدواج میکنیم، جنگ دوباره شروع شود چه؟ سبزی گفت.
عروسی متوقف شده آنها نشانه کوچکی از یک بحران بزرگتر در ایران برای جوانان است. در سرتاسر ایران، جنگ، تحریمها، تورم و کمبود، تصمیمات ازدواج زوجهای جوان را شکل میدهند، در میان تمرکز بر هزینههای عروسی، آنچه که یک خانواده به آن نیاز دارد و تا چه حد برای آینده کسی جرات برنامهریزی را دارد.
سیمین نوری، هنرمند میکاپ عروس در تهرانپارس، می گوید که در فصل اوج عروسی تابستان، سالن او روزی دو یا سه عروس می دید. الان فقط دو یا سه در هفته می بیند.
او گفت: «آنها هنوز هم میخواهند این کارها را انجام دهند، اما آنها به سراغ گزینه ارزانتر میروند.» او خاطرنشان کرد که دو تن از دوستان خود عروسی خود را به تعویق انداختند. یکی پیشنهاد نوری را برای آرایش رایگان بعدا رد کرد. او گفت: "زیرا آرایش هرگز مانع واقعی نبود - خود عروسی بود."
امیرحسین محدث، اقتصاددان، بحران را به دو مشکل تقسیم میکند: هزینه ایجاد یک خانوار و هزینه نگهداری.
محدث گفت: "یک زوج می توانند عروسی را کوچکتر کنند. می توانند بخش هایی از مراسم را بردارند. اما نمی توانند مسکن را بردارند."
او استدلال میکند که آسیب جدیتر، خود غیرقابلپیشبینیبودن است – زوجها به دلیل افزایش سریع قیمتها نمیتوانند برای چند ماه آینده برنامهریزی کنند. او هشدار میدهد که حتی یک آتشبس یا توقف کامل جنگ، این روند را معکوس نمیکند: یخچالی که قیمت آن دو برابر شده است، به خودی خود باز نمیگردد. مالکانی که اجاره بها را افزایش می دهند به ندرت دوباره آن را کاهش می دهند.
برای عباس درافشی، 30 ساله، کارمند بانکی که قصد ازدواج با نامزدش، پرستو را داشت، حتی وام ازدواج دولتی برای پر کردن این شکاف کافی نبود.
درافشی گفت که در دولت ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور، به کارمندان بانک دستور داده شده بود که با زوج های جوان متقاضی وام ازدواج از نزدیک همکاری کنند و درخواست ها را با حداقل ضمانت بررسی کنند - اغلب فقط به یک ضامن نیاز دارند.
او گفت: «زمانی که در دولت [مسعود] پزشکیان برای دریافت وام درخواست دادم، با وجود اینکه خودم در بانک کار میکنم، با موانع زیادی – از واگذاری شعبه و بررسی اعتبار گرفته تا الزامات ضامن و مدارک اضافی – مواجه شدم که در نهایت منصرف شدم.»
او خاطرنشان می کند که حساب او منعکس کننده تجربه خودش است نه شرایطی که در هر بانک ایرانی برای هر جوان تعیین شده است. اما نتیجه برای او مشخص بود: با افزایش هزینه های مسکن و عروسی، او و پرستو دیگر از شرایط مالی برای شروع زندگی زناشویی مطابق برنامه ریزی برخوردار نیستند.
درافشی گفت: برنامه هایی که برای شروع زندگی مشترکمان داشتیم اساسا تا اطلاع ثانوی به تعویق افتاده است.
جلیل دارا، استاد علوم سیاسی، که روندهای اجتماعی و آینده نگر را نیز مطالعه می کند، توضیح داد که تورم و عدم اطمینان طولانی مدت «به اضطراب، کاهش خوش بینی و تأخیر در تشکیل خانواده در میان جوانان ایرانی کمک می کند». این در کنار افزایش همبستگی ملی است که با فشار اقتصادی همراه است. اما مشکلات اقتصادی ایران با جنگ کنونی آغاز نشد.
وی گفت: سالها تحریم، تورم مزمن، کاهش ارزش پول، سرمایهگذاری ضعیف و شکستهای سیاست داخلی ازدواج و مسکن را برای جوانان سختتر کرده بود.
جنگ به عنوان یک شوک تسریع کننده عمل کرد، نه تنها علت.
محدث گفت، برای بهبود قدرت خرید خانوارها، ایران به چیزی بیش از صلح نیاز دارد. آنچه برای پایان دادن به بحران هزینه زندگی ضروری است، ثبات ارز، رشد دستمزد واقعی، اشتغال مولد، سرمایه گذاری قوی تر و عدم اطمینان اقتصادی کمتر است.
وی در پایان گفت: «به همین دلیل است که پیامدهای جنگ می تواند از صدای انفجارها بیشتر شود.
پژمان و ساناز با توجه به هزینه هایی که دیگر نمی توانند جذب کنند، اکنون به فکر ترک ایران برای تحصیل در خارج از کشور هستند.
ساناز گفت: "ما هر دوی ما ایران را دوست داریم. دوست داریم پس از اتمام دکترا برگردیم و برای کشورمان کار کنیم." "امیدوارم تا آن زمان وضعیت بهتر شود."
این مقاله با همکاری Egab منتشر شد، پلتفرمی که به خبرنگاران از سراسر جنوب جهانی قدرت میدهد تا داستانهایی را در رسانههای بینالمللی منتشر کنند.
متن اصلی (انگلیسی)
Postponing the future: War and inflation redraw marriage terms in Iran
Iran's cost of living crisis is affecting the dreams and everyday life choices of young Iranians.