به ما گفته شده است که ژنرال Z در حال تعریف مجدد بزرگسالی است. گاهی اوقات فکر میکنم ما نمیتوانیم تعریف قدیمی را بپذیریم.
نویسنده نگران است که بزرگسالی هرگز برای او نیاید. با حسن نیت نویسنده من تقریبا 26 ساله هستم و شغلی را ایجاد کرده ام که به عنوان روزنامه نگار مسافرتی به آن افتخار می کنم. بسیاری از دوستان من شغل خوبی دارند اما نمی توانند خانه، عروسی یا بچه را بپردازند. من نگرانم که نسل من قبل از رسیدن به بزرگسالی که انتظارش را داشتیم بزرگتر شود. در هفتههای پس از فارغالتحصیلی از دبیرستان، وحشت جمعی را در میان برخی از افراد…
نویسنده نگران است که بزرگسالی هرگز برای او نیاید. با حسن نیت از نویسنده من تقریبا 26 ساله هستم و شغلی ایجاد کرده ام که به عنوان روزنامه نگار مسافرتی به آن افتخار می کنم.
بسیاری از دوستان من شغل خوبی دارند اما نمی توانند خانه، عروسی یا بچه را بپردازند.
من نگرانم که نسل من قبل از رسیدن به بزرگسالی که انتظارش را داشتیم بزرگتر شود. در هفتههای پس از فارغالتحصیلی از دبیرستان، وحشت جمعی را در میان برخی از دوستان دخترم به یاد میآورم که قبلا نگران این بودند که وقتشان تمام شود - زیرا در ذهن آنها، تایمر تازه شروع شده بود.
آنها رسما شروع به شمارش ماههای باقیمانده برای تکمیل دورههای کارآموزی کافی برای واجد شرایط شدن برای یک موقعیت ابتدایی در شرکتی کردند که میتوانست آنها را آماده کند تا در حرفهشان تا زمانی که آماده بچهدار شدن با شوهری هستند که با موفقیت ملاقات کردهاند و به اندازه کافی برای ازدواج، خرید خانه و تشکیل خانواده با او بچهدار شوند.
اون من نبودم
احساس می کنم عقبم
حتی در دوران نوجوانی، فهمیده بودم که 30، 20 جدید است و هیچ یک از فارغ التحصیلانی که قبل از من آن مرحله را طی کرده بودند، برای بزرگ شدن موقعیت بهتری نسبت به من نداشتند. اما اکنون که به سرعت از مجموعه دوستیابی لئوناردو دی کاپریو خارج می شوم، بیش از هر زمان دیگری عقب مانده ام. نویسنده احساس می کند از نظر نقاط عطف بزرگسالی عقب مانده است. با حسن نیت از نویسنده منظورم این است که ژیزل بوندشن در 25 سالگی به اوج مطلق حرفه مدلینگ خود رسیده بود، بلیک لایولی در اواسط 20 سالگی سرنا ون در وودسن بود و - برای فرار از نمونه هایی که محدود به علایق عاشقانه لئو بود - اگر من جای والن بودم.
تینا ترشکووا، من در حال حاضر برای شلیک به فضا آماده می شدم.
درعوض، من کسی را نمی شناسم که هم سن و سال من به خرید خانه نزدیک شده باشد. در واقع، من افراد کمی را در 30 سالگی می شناسم که توانسته اند املاک و مستغلات به دست آورند، چه رسد به ازدواج و بچه دار شدن. و من فکر می کنم به همین دلیل است که بزرگ شدن ناگهان بسیار وحشتناک است. نه به این دلیل که برای بزرگ شدن، باید خانه بخریم، ازدواج کنیم و بچه دار شویم – مردم باید آزاد باشند که نقاط عطف سنتی را رد کنند، اما این با یک نسل متفاوت است که احساس می کنند به سادگی دور از دسترس هستند.
من احساس می کنم نسل من نمی تواند به نقاط عطف بزرگسالی برسد
وقتی فرهنگ از تعریف موفقیت با عکسی از خانواده هستهای به رهبری یک پدرسالار 26 ساله تغییر کرد، چیزی که آن را قدرتمند کرد تصور چیزی بود که میتوانست جایگزین آن شود: آموزش زبان انگلیسی در خارج از کشور، گذراندن بعدازظهرها به نقاشی، دنبال کردن شعر، جمعآوری مدرکهایی مانند پوکمون، قرار ملاقات قبل از مستقر شدن برای کسی که به اندازه کافی خوب بود، کشف وحشیانهترین رویاهای خود را 8 سال قبل از آن.
ما نمیتوانیم به نقاط عطفی برسیم که مدتهاست بزرگسالی را اندازهگیری کردهاند. فکر میکنم از بزرگ شدن نمیترسم، بلکه از بزرگتر شدن میترسم، قبل از اینکه فرصتی را داشته باشم که نسخه بزرگسالی را که انتظارش را داشتیم تجربه کنم. نویسنده فکر می کرد که به جای نقاط عطف نگران چین و چروک است. با حسن نیت از نویسنده "دهه 30 دهه 20 جدید است" قدرت بخش به نظر می رسد. و از جهاتی اینطور است. اما سیستم تولید مثل زنان کند نمی شود تا زمان بیشتری برای پس انداز بگذارد و پس انداز بازنشستگی ما بر اساس تعداد ماه هایی که ساختمان آپارتمان من قبل از افزایش اجاره به ما می دهد ترکیب نمی شود.
وقتی مردم این را میگویند، من راههای زیبایی را میبینم که درست است، اما نمیتوانم از خود فکر کنم که آیا این نیز راهی برای عقلانی کردن جهان و اقتصادی است که بزرگسالی را بیش از پیش از دسترس خارج کرده است.
نزدیک به 26 سالگی، شغلی ایجاد کرده ام که به عنوان سفرنامه نویس و روزنامه نگار به آن افتخار می کنم. من به مکانهای عجیب و غریب میروم، در هتلهای مجلل اقامت میکنم، با دوست پسرم در شهرهای مختلف زندگی میکنم و به بسیاری از اهدافی که زمانی آرزویش را داشتم دست یافتهام. با این حال، هنوز در این فکر هستم که افراد هم سن و سال من چگونه باید به مرحله بعدی زندگی برسند. دوستانی که شغل خوبی دارند ازدواج، مالکیت خانه و فرزندان را به تعویق می اندازند زیرا نمی توانند اعداد را برای رسیدن به چنین نقاط عطفی به کار گیرند.
وقتی جوانتر بودم، تصور میکردم که از چین و چروکها میترسم و به شکم نیاز دارم، اما اکنون میترسم بزرگتر شوم، قبل از اینکه فرصت تجربه نسخه بزرگسالی را داشته باشم که به ما قول داده بودند.
مقاله اصلی را در Business Insider بخوانید
متن اصلی (انگلیسی)
We're told Gen Z is redefining adulthood. Sometimes I think we just can't afford the old definition.
The author worries that adulthood will never come for her. Courtesy of the author I'm almost 26 and have built a career I'm proud of as a travel journalist. Many of my friends have good jobs but can't afford homes, weddings, or children. I worry my generation is growing older before getting the adulthood we expected. In the weeks that followed high school graduation, I recall the collective panic among some of my…