پرش به محتوای اصلی

بیش از ۲ میلیارد نفر در جهان اختلال بینایی دارند؛ فناوری چگونه می‌تواند کمک کند؟

زومیت۱۴۰۵ مهر ۲۳, پنجشنبه، ساعت ۱۱:۳۰حدود 17 دقیقه مطالعه

۲٫۲ میلیارد نفر در جهان به اختلال بینایی دچارند و فناوری‌های مختلف مانند صفحه‌خوان‌ها می‌توانند به این افراد کمک بزرگی کنند.

۲٫۲ میلیارد نفر در جهان به اختلال بینایی دچارند و فناوری‌های مختلف مانند صفحه‌خوان‌ها می‌توانند به این افراد کمک بزرگی کنند.

فناوری برای همه، بدون استثنا؛ روز جهانی عصای سفید در زومیت

از گوشی‌هایی که متن را می‌خوانند تا هوش مصنوعی‌ای که محیط اطراف را توصیف می‌کند؛ فناوری راه‌های تازه‌ای برای دسترسی افراد نابینا و کم‌بینا به اطلاعات، آموزش و زندگی مستقل‌تر فراهم کرده است. بااین‌حال، دسترسی به این ابزارها و دقت‌شان همچنان چالش‌های مهمی به‌همراه دارد.

تصور کنید برای خواندن پیام تازه‌ای که روی گوشی‌تان دریافت کرده‌اید، تشخیص محصولی در فروشگاه، پیدا کردن درِ خروجی یک ساختمان یا فهمیدن محتوای یک تصویر به کمک دیگران نیاز داشته باشید. این موقعیت‌ها برای بسیاری از افراد نابینا و کم‌بینا بخشی از زندگی روزمره‌اند؛ اما فناوری در سال‌های اخیر راه‌های تازه‌ای برای انجام مستقل‌تر این کارها فراهم کرده است.

دست‌کم ۲٫۲ میلیارد نفر در جهان به اختلال بینایی در فاصله‌ی نزدیک یا دور دچارند

طبق تازه‌ترین برآورد سازمان جهانی بهداشت، دست‌کم ۲٫۲ میلیارد نفر در جهان به اختلال بینایی در فاصله‌ی نزدیک یا دور دچارند. در دست‌کم یک میلیارد مورد، مشکل بینایی قابل پیشگیری بوده یا هنوز به‌درستی درمان و رسیدگی نشده است.

عیوب انکساری اصلاح‌نشده، مانند نزدیک‌بینی و دوربینی، و آب‌مروارید از مهم‌ترین علت‌های اختلال بینایی به‌شمار می‌روند. گلوکوم، دژنراسیون ماکولا مرتبط با افزایش سن و رتینوپاتی دیابتی نیز از دیگر عوامل مهم‌اند.

اختلال بینایی به معنای نابینایی کامل نیست. بعضی افراد هیچ بینایی‌ای ندارند؛ گروهی دیگر فقط بخشی از میدان دید خود را از دست داده‌اند یا با تاری دید، حساسیت به نور و دشواری در تشخیص تضاد رنگ‌ها روبه‌رو هستند. به همین دلیل، فناوری‌های کمکی هم طیف گسترده‌ای دارند: از عینک و ذره‌بین گرفته تا صفحه‌خوان، نمایشگر بریل، دوربین‌های هوشمند و دستیارهای مبتنی بر هوش مصنوعی.

فناوری کمکی به ابزارها، نرم‌افزارها و خدماتی گفته می‌شود که به افراد کمک می‌کنند کارهای روزمره را انجام دهند، توانایی‌های خود را حفظ کنند یا استقلال بیشتری داشته باشند. این فناوری‌ها لزوماً پیچیده یا گران‌قیمت نیستند؛ عینک طبی، ذره‌بین، عصای سفید و نرم‌افزار خواندن متن با صدای بلند هم در همین دسته قرار می‌گیرند.

سازمان جهانی بهداشت تأکید می‌کند که دسترسی به ابزار کمکی مناسب، در کنار آموزش استفاده از آن و خدمات توان‌بخشی، برای مشارکت افراد دارای معلولیت در آموزش، اشتغال و زندگی اجتماعی اهمیت دارد. فناوری زمانی بیشترین فایده را دارد که متناسب با نیاز فرد انتخاب شود؛ برای مثال، ابزاری که به فرد کم‌بینا در بزرگ‌نمایی متن کمک می‌کند، لزوماً برای فرد نابینا کاربرد مشابهی ندارد.

در ادامه، مهم‌ترین فناوری‌های موجود و کاربردهای آن‌ها را بررسی می‌کنیم.

صفحه‌خوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای دسترس‌پذیری برای افراد دارای اختلال بینایی است. این نرم‌افزار محتوای صفحه‌نمایش را به گفتار تبدیل می‌کند یا آن را برای نمایش روی دستگاه بریل آماده می‌سازد. به کمک صفحه‌خوان، کاربر می‌تواند پیام‌ها را بخواند، در اینترنت جست‌وجو کند، ایمیل بفرستد، از نرم‌افزارهای اداری استفاده کند و بسیاری از کارهایی را انجام دهد که پیش‌تر به مشاهده‌ی مستقیم صفحه نیاز داشتند.

صفحه‌خوان فقط متن را نمی‌خواند؛ بلکه اطلاعات مربوط به دکمه‌ها، پیوندها، عنوان‌ها، فیلدهای ورود اطلاعات و ساختار صفحه را هم در اختیار کاربر می‌گذارد. برای مثال، کاربر می‌تواند با حرکت بین عنوان‌های یک مقاله، بخش موردنظرش را پیدا کند یا از نام یک دکمه بفهمد که با انتخاب آن چه اتفاقی می‌افتد.

صفحه‌خوان به‌تنهایی تضمین نمی‌کند که همه‌ی نرم‌افزارها برای افراد نابینا قابل استفاده باشند. اگر یک برنامه دکمه‌هایش را بدون برچسب مناسب طراحی کند یا اطلاعات مهم را فقط با رنگ و تصویر نمایش دهد، صفحه‌خوان ممکن است نتواند آن اطلاعات را به‌شکل معنادار منتقل کند.

بسیاری از افراد دچار اختلال بینایی، بخشی از توانایی دیدن را حفظ کرده‌اند. برای این گروه، بزرگ‌کردن متن و تصویر یا تغییر کنتراست می‌تواند تفاوت زیادی در تجربه‌ی استفاده از گوشی، رایانه و محیط اطراف ایجاد کند.

ابزارهای بزرگ‌نمایی صفحه، نوشته‌ها و اجزای رابط کاربری را بزرگ‌تر می‌کنند. تنظیم اندازه‌ی قلم، افزایش کنتراست، استفاده از رنگ‌های معکوس، کاهش نور آزاردهنده و تغییر فاصله‌ی متن‌ها نیز می‌تواند خواندن را آسان‌تر کند. برخی کاربران به‌جای بزرگ‌نمایی کل صفحه، فقط بخش کوچکی از آن را بزرگ می‌کنند تا هنگام کار، جایگاه خود را در رابط کاربری از دست ندهند.

قابلیت Magnifier در محصولات اپل از دوربین دستگاه برای بزرگ‌نمایی نوشته‌ها و اشیای واقعی استفاده می‌کند. کاربر می‌تواند روشنایی، کنتراست و فیلترهای رنگی را تغییر دهد یا تصویری را ثابت نگه دارد تا جزئیات آن را راحت‌تر بررسی کند.

در دستگاه‌های سازگار، این قابلیت امکانات دیگری هم دارد؛ از جمله تشخیص برخی عناصر محیطی و خواندن متن روی وسایلی که دکمه‌ها یا نوشته‌های ریز دارند. قابلیت‌هایی مانند تشخیص درها، افراد و مبلمان به سخت‌افزار و مدل دستگاه وابسته‌اند و در همه‌ی محصولات یا مناطق در دسترس نیستند.

در اندروید نیز تنظیمات بزرگ‌نمایی، اندازه‌ی متن و کنتراست در کنار ابزارهایی مانند حالت خواندن وجود دارد؛ اما این قابلیت‌ها بین نسخه‌های سیستم‌عامل و مدل‌های مختلف گوشی تفاوت دارند.

یکی از مهم‌ترین تغییرات سال‌های اخیر، ورود هوش مصنوعی و بینایی ماشین به ابزارهای کمکی است. این فناوری‌ها می‌توانند تصویر دوربین را تحلیل کنند، متن را تشخیص دهند، اشیا را شناسایی کنند و توضیحی گفتاری درباره‌ی آنچه در تصویر دیده می‌شود ارائه دهند.

برای مثال، فردی نابینا می‌تواند دوربین گوشی را به‌سمت یک بسته‌ی مواد غذایی بگیرد و از برنامه بخواهد نوشته‌ی روی بسته را بخواند؛ از آن بخواهد تصویری را توضیح دهد یا درباره‌ی اجزای یک صحنه اطلاعات بیشتری بدهد. این قابلیت‌ها در بعضی موقعیت‌ها به فرد کمک می‌کنند بدون درخواست کمک از دیگران، اطلاعات بیشتری به دست آورد.

توصیف تولیدشده با هوش مصنوعی همیشه درست یا کامل نیست. سامانه ممکن است شیئی را اشتباه تشخیص دهد، نوشته‌ای را نادرست بخواند یا جزئیاتی را که برای تصمیم‌گیری مهم‌اند نادیده بگیرد. بنابراین، خروجی این ابزارها باید اطلاعات کمکی تلقی شود، نه حقیقتی تضمین‌شده.

Seeing AI اپلیکیشنی است که مایکروسافت برای افراد نابینا و کم‌بینا توسعه داده است. این برنامه از دوربین گوشی برای خواندن متن، شناسایی برخی اشیا و محصولات، تشخیص اسکناس و توصیف تصاویر استفاده می‌کند. برای نمونه، کاربر می‌تواند از آن برای خواندن نامه، بررسی برچسب محصول یا شنیدن توضیحی درباره‌ی یک عکس کمک بگیرد.

مایکروسافت در ۲۰۲۳ نسخه‌ی اندرویدی Seeing AI را معرفی کرد؛ این برنامه پیش‌تر روی آیفون در دسترس بود. قابلیت‌ها و زبان‌های پشتیبانی‌شده ممکن است با نسخه‌ی برنامه و منطقه تغییر کنند.

اپلیکیشن Lookout گوگل برای کمک به افراد نابینا و کم‌بینا طراحی شده است. این برنامه با استفاده از دوربین و حسگرهای گوشی، متن و اشیای مقابل دوربین را تشخیص می‌دهد و اطلاعات مربوط به آن‌ها را در اختیار کاربر می‌گذارد.

Lookout حالت‌های مختلفی برای کارهایی مانند خواندن متن، بررسی اسناد، شناسایی برخی اسکناس‌ها و دریافت توضیح درباره‌ی تصاویر دارد. در برخی نسخه‌ها و مناطق، امکانات مبتنی بر مدل‌های هوش مصنوعی نیز به کاربر اجازه می‌دهند درباره‌ی تصویر پرسش‌های تکمیلی مطرح کند.

این قابلیت‌ها به‌ویژه برای کارهایی مانند خواندن بسته‌بندی محصولات، بررسی نامه‌ها یا درک محتوای عکس‌های دیجیتال مفیدند. البته زبان پشتیبانی‌شده و امکانات برنامه در همه‌ی کشورها یکسان نیست؛ بنابراین، پیش از اتکا به آن باید وضعیت پشتیبانی از زبان و دستگاه بررسی شود.

Be My Eyes در ابتدا با هدف ارتباط دادن افراد نابینا و کم‌بینا به داوطلبانی شکل گرفت که می‌توانند از راه دور در تشخیص اطلاعات بصری کمک کنند. برای مثال، داوطلب می‌تواند در تماس تصویری به فرد بگوید کدام محصول را در دست گرفته یا نوشته‌ی روی یک بسته چیست.

این سرویس بعدها قابلیت Be My AI را نیز اضافه کرد؛ دستیار مبتنی بر هوش مصنوعی که تصاویر را توصیف می‌کند و می‌تواند به پرسش‌های کاربر درباره‌ی آن‌ها پاسخ دهد. ترکیب توضیح خودکار تصویر با امکان دریافت کمک انسانی، به کاربر اجازه می‌دهد بسته به نوع مسئله، روش مناسب‌تری را انتخاب کند.

تفاوت مهم این است که هوش مصنوعی معمولاً پاسخ سریع و خودکار ارائه می‌دهد؛ اما برای موقعیت‌های مبهم یا حساس، امکان مراجعه به انسان همچنان اهمیت دارد.

مدل‌های هوش مصنوعی چندوجهی می‌توانند متن، تصویر و گاهی ورودی‌های صوتی را در یک گفت‌وگو تحلیل کنند. در کاربردهای دسترس‌پذیری، این توانایی به کاربر اجازه می‌دهد به‌جای دریافت یک توضیح کوتاه، درباره‌ی جزئیات تصویر پرسش کند؛ مثلاً بخواهد نوشته‌ی روی یک تابلو خوانده شود یا تفاوت میان چند شیء توضیح داده شود.

با این حال، توانایی تحلیل تصویر در یک مدل هوش مصنوعی به معنای مناسب‌بودن آن برای همه‌ی نیازهای افراد نابینا نیست. کیفیت پاسخ، پشتیبانی از زبان فارسی، دسترسی به دوربین، سرعت اینترنت، هزینه‌ی استفاده و حفظ حریم خصوصی از عواملی هستند که کاربرد واقعی چنین ابزارهایی را تعیین می‌کنند.

به‌خصوص نباید برای کارهایی که خطا در آن‌ها خطر جدی دارد، مانند تشخیص قطعی دارو، شناسایی موانع خطرناک یا تصمیم‌گیری پزشکی، فقط به توضیح یک مدل هوش مصنوعی تکیه کرد.

در ابزارهای پوشیدنی، دوربین و پردازشگر اطلاعات بصری را دریافت می‌کنند و نتیجه را از طریق اسپیکر، هدفون یا نمایشگر در اختیار کاربر قرار می‌دهند. هدف این است که فرد برای هر کار مجبور نباشد گوشی را مقابل شیء بگیرد یا در دست نگه دارد.

این محصولات یک گروه یکسان نیستند: بعضی برای خواندن متن و شناسایی اشیا طراحی شده‌اند؛ برخی دیگر تصویر را برای افراد کم‌بینا بزرگ‌تر و واضح‌تر می‌کنند. تفاوت این دو گروه مهم است، چون دستگاهی که تصویر را برای فرد دارای مقداری بینایی تقویت می‌کند، لزوماً برای فرد نابینا کاربرد ندارد.

OrCam MyEye دستگاهی پوشیدنی است که به عینک متصل می‌شود و با کمک دوربین و پردازش داخلی، اطلاعات بصری را به گفتار تبدیل می‌کند. این دستگاه برای کارهایی مانند خواندن کتاب، نامه، روزنامه و نوشته‌های روی محصولات طراحی شده است. بسته به مدل و قابلیت‌های آن، امکاناتی مانند شناسایی برخی محصولات و اسکناس‌ها و تشخیص چهره‌های ثبت‌شده نیز ارائه می‌شود.

کاربر می‌تواند از فرمان صوتی، لمس یا روش‌های کنترلی دستگاه برای شروع کار استفاده کند. یکی از مزیت‌های چنین ابزاری این است که دست‌ها برای انجام کارهای دیگر آزاد می‌مانند؛ اما قیمت، پشتیبانی از زبان و نوع قابلیت‌های هر مدل باید پیش از خرید بررسی شود.

عینک‌های الکترونیکی eSight رویکرد متفاوتی دارند. دوربین دستگاه از محیط تصویر می‌گیرد و سامانه‌ی پردازش آن را برای نمایش روی صفحه‌های نزدیک چشم بهینه می‌کند. قابلیت‌هایی مانند بزرگ‌نمایی، تغییر کنتراست، فیلتر رنگ و تنظیم زاویه‌ی تصویر می‌توانند به برخی افراد کم‌بینا کمک کنند جزئیات را بهتر ببینند.

این فناوری برای همه‌ی انواع نابینایی مناسب نیست و نتیجه‌ی استفاده به علت اختلال بینایی و شرایط فرد بستگی دارد. به همین دلیل، ارزیابی تخصصی و آزمایش دستگاه پیش از خرید اهمیت زیادی دارد.

عینک‌های هوشمند ممکن است به شارژ باتری، اتصال به گوشی یا اینترنت نیاز داشته باشند و در محیط‌های شلوغ یا کم‌نور عملکرد متفاوتی نشان دهند. وزن، راحتی استفاده‌ی طولانی‌مدت، حریم خصوصی افراد حاضر در میدان دید دوربین و قیمت نیز در انتخاب آن‌ها مؤثر است.

مهم‌تر از همه، ابزار پوشیدنی جایگزین کامل عصای سفید، سگ راهنما یا آموزش جهت‌یابی نیست. این دستگاه‌ها اطلاعات بیشتری فراهم می‌کنند، اما لزوماً تمام خطرهای مسیر را تشخیص نمی‌دهند.

یکی از دشوارترین چالش‌ها برای بسیاری از افراد نابینا و کم‌بینا، حرکت ایمن در محیط‌های ناآشنا است. فناوری می‌تواند در شناخت مسیر، تشخیص موقعیت و دریافت اطلاعات محیطی کمک کند؛ اما مسیریابی برای این گروه فقط پیدا کردن مسیر روی نقشه نیست. تشخیص موانع، پیدا کردن ورودی ساختمان، عبور از خیابان و فهمیدن محل دقیق ایستگاه یا سکوی حمل‌ونقل هم اهمیت دارد.

برنامه‌های مسیریابی می‌توانند مسیر حرکت، نام خیابان‌ها و اطلاعات مربوط به مقصد را با صدا اعلام کنند. این قابلیت به کاربر کمک می‌کند مسیر کلی را دنبال کند و در بعضی شرایط، اطلاعات بیشتری درباره‌ی مکان خود به دست آورد.

بااین‌حال، GPS برای تشخیص دقیق موانع نزدیک، اختلاف ارتفاع، چاله‌ها یا محل دقیق عبور عابر پیاده طراحی نشده است. دقت موقعیت نیز در خیابان‌های باریک، زیر سقف یا داخل ساختمان‌ها ممکن است کاهش پیدا کند. به همین دلیل، راهنمایی صوتی نقشه نباید تنها ابزار تصمیم‌گیری برای حرکت ایمن باشد.

عصای سفید همچنان یکی از ابزارهای اصلی جهت‌یابی و تشخیص موانع برای افراد نابینا است. در نسخه‌های هوشمند، حسگرهایی مانند حسگر فراصوت می‌توانند موانعی را که در مسیر قرار دارند شناسایی کنند و با لرزش یا هشدار صوتی به کاربر اطلاع دهند.

برخی محصولات پیشرفته‌تر تلاش می‌کنند قابلیت‌هایی مانند راهنمایی مسیر یا اتصال به گوشی را هم اضافه کنند. با این حال، عملکرد این ابزارها به نوع حسگر، ارتفاع و جنس مانع، شرایط محیط و طراحی دستگاه بستگی دارد. هیچ عصای هوشمندی را نباید بدون ارزیابی و آموزش مناسب، تضمین‌کننده‌ی تشخیص همه‌ی خطرها دانست.

پژوهشگران روی سامانه‌هایی کار می‌کنند که با ترکیب دوربین، حسگرهای عمق‌سنج، هوش مصنوعی و بازخورد صوتی یا لمسی، اطلاعات دقیق‌تری درباره‌ی محیط فراهم می‌کنند. چنین سامانه‌هایی می‌توانند برای شناسایی موانع، یافتن درها و مسیرهای داخل ساختمان یا ارائه‌ی نشانه‌های جهت‌یابی مفید باشند.

با وجود پیشرفت‌ها، این حوزه هنوز با چالش‌هایی روبه‌رو است: نقشه‌های داخلی دقیق در دسترس نیستند، موقعیت‌یابی در محیط‌های شلوغ دشوار می‌شود و تشخیص بعضی موانع یا تغییرات ناگهانی محیط ممکن است خطا داشته باشد. یک پژوهش مروری در سال ۲۰۲۴ درباره‌ی سامانه‌های مسیریابی افراد دارای اختلال بینایی، فناوری‌هایی مانند حسگرها، هوش مصنوعی و روش‌های مختلف بازخورد را بررسی کرده است؛ اما وجود این پژوهش‌ها به معنای فراگیرشدن همه‌ی راهکارها در زندگی روزمره نیست.

با وجود گسترش ابزارهای صوتی، بریل همچنان نقشی مهم در سوادآموزی و دسترسی به اطلاعات دارد. خواندن با بریل به افراد نابینا امکان می‌دهد شکل نوشتاری کلمات، املای آن‌ها، نشانه‌گذاری و ساختار متن را به‌صورت لمسی درک کنند؛ موضوعی که شنیدن متن به‌تنهایی همیشه نمی‌تواند به همان شکل منتقل کند.

نمایشگر بریل قابل‌نوسازی دستگاهی است که با پین‌های متحرک، حروف و نشانه‌های بریل را روی سطحی لمسی نمایش می‌دهد. این دستگاه می‌تواند به گوشی یا رایانه متصل شود و محتوای صفحه‌خوان را به بریل تبدیل کند.

برای مثال، کاربر می‌تواند متن یک ایمیل را بخواند، در سندی جست‌وجو کند یا با استفاده از صفحه‌کلید دستگاه متن بنویسد. برخلاف کتاب‌های بریل چاپی، نمایشگر دیجیتال می‌تواند متن‌های گوناگون را روی یک دستگاه نمایش دهد؛ البته مدل‌های مختلف از نظر تعداد سلول‌های بریل، امکانات ورودی و قابلیت‌های مستقل تفاوت دارند.

در نمایشگرهای بریل معمولی، معمولاً یک خط متن در هر لحظه نمایش داده می‌شود. دستگاه‌های چندخطی جدیدتر تلاش می‌کنند حجم بیشتری از اطلاعات را هم‌زمان در دسترس قرار دهند و حتی نمودارها، شکل‌ها و طرح‌های لمسی را نمایش دهند.

برای نمونه، دستگاه Monarch که با همکاری شرکت‌های فعال در حوزه‌ی فناوری نابینایان توسعه یافته، از نمایشگر بریل قابل‌نوسازی چندخطی برای ارائه‌ی متن و محتوای گرافیکی لمسی استفاده می‌کند. چنین ابزارهایی می‌توانند در آموزش ریاضی، علوم، نمودارخوانی و دسترسی به کتاب‌های درسی دیجیتال مفید باشند.

با این حال، نمایشگرهای پیشرفته‌ی بریل گران‌قیمت‌اند و دسترسی به آن‌ها در همه‌ی کشورها یکسان نیست. تولید محتوای آموزشی لمسی نیز به ابزارها و مهارت‌های تخصصی نیاز دارد.

فناوری‌های تبدیل متن به گفتار و گفتار به متن از ابزارهای پایه‌ای دسترس‌پذیری‌اند. اولی متن دیجیتال را می‌خواند و دومی گفتار را به متن قابل‌ویرایش تبدیل می‌کند.

ترکیب این فناوری‌ها به کاربران اجازه می‌دهد پیام بنویسند، اسناد را بخوانند، در وب جست‌وجو کنند و با دستیارهای صوتی تعامل داشته باشند. در بسیاری از گوشی‌ها و کامپیوترها، امکان شنیدن متن انتخاب‌شده یا خواندن تمام محتوای صفحه به‌صورت داخلی وجود دارد.

کیفیت این ابزارها به زبان، لهجه، کیفیت صدا و نوع متن بستگی دارد. در زبان فارسی نیز پشتیبانی از نیم‌فاصله، اعداد، نشانه‌گذاری و واژه‌های تخصصی می‌تواند بر تجربه‌ی کاربر اثر بگذارد. در نتیجه، نباید فرض کرد هر ابزار تبدیل متن به گفتار یا هر صفحه‌خوانی، تمام زبان‌ها را با کیفیت یکسان پشتیبانی می‌کند.

فناوری فقط به کمک‌های روزمره محدود نیست؛ دسترسی به کتاب، محتوای آموزشی و ابزارهای یادگیری نیز برای استقلال فردی اهمیت دارد. کتاب‌های صوتی، کتاب‌های دیجیتال سازگار با صفحه‌خوان، محتوای بریل و نرم‌افزارهای آموزشی دسترس‌پذیر به دانش‌آموزان و دانشجویان نابینا امکان می‌دهند منابع بیشتری را مطالعه کنند.

در محیط آموزشی، فایل‌های متنی قابل‌جست‌وجو و سازگار با صفحه‌خوان معمولاً از اسکن‌هایی که صرفاً تصویر صفحات کتاب‌اند، کاربردی‌ترند. فناوری تشخیص نوری نویسه‌ها (OCR) می‌تواند نوشته‌ی موجود در تصویر یا سند اسکن‌شده را به متن دیجیتال تبدیل کند؛ سپس صفحه‌خوان آن را بخواند. البته کیفیت تبدیل به وضوح تصویر، زبان، نوع قلم و پیچیدگی صفحه بستگی دارد و جدول‌ها، فرمول‌ها و چیدمان‌های پیچیده ممکن است به اصلاح دستی نیاز داشته باشند.

ابزارهای آموزشی دسترس‌پذیر همچنین باید نمودارها و تصاویر را با توضیح متنی یا نسخه‌ی لمسی در اختیار کاربر بگذارند. صرف تبدیل یک کتاب به فایل دیجیتال کافی نیست؛ ساختار محتوا و نحوه‌ی ارائه‌ی اطلاعات هم باید برای افراد نابینا قابل استفاده باشد.

حتی بهترین صفحه‌خوان یا ابزار هوش مصنوعی هم نمی‌تواند تمام مشکلات را برطرف کند، اگر وب‌سایت‌ها و اپلیکیشن‌ها از ابتدا دسترس‌پذیر طراحی نشده باشند. دسترس‌پذیری دیجیتال یعنی افراد با نیازهای متفاوت بتوانند اطلاعات را دریافت کنند و با رابط کاربری تعامل داشته باشند.

کنسرسیوم جهانی وب (W3C) در راهنمای دسترس‌پذیری خود بر چند اصل تأکید می‌کند:

برای مثال، اگر تصویر نموداری در یک مقاله فقط به‌صورت تصویر درج شده باشد و هیچ توضیحی از داده‌های آن وجود نداشته باشد، کاربر نابینا ممکن است بخش مهمی از اطلاعات را از دست بدهد. همچنین اگر فرم خرید آنلاین برچسب درست نداشته باشد، صفحه‌خوان شاید نتواند به کاربر بگوید کدام فیلد مربوط به نشانی یا شماره‌ی تماس است.

بخش مهمی از فناوری‌های کمکی برای انجام کارهایی ساخته شده‌اند که ممکن است ساده به نظر برسند، اما به اطلاعات بصری وابسته‌اند: تشخیص مبلغ اسکناس، خواندن برچسب مواد غذایی، پیدا کردن محصول موردنظر، بررسی نامه یا تشخیص نوشته‌های روی وسایل خانگی.

از دست دادن بینایی به‌معنای از دست رفتن زندگی مستقل نیست

برنامه‌هایی مانند Seeing AI و Lookout می‌توانند در برخی از این کارها کمک کنند. دستگاه‌های پوشیدنی مانند OrCam MyEye نیز برای خواندن نوشته‌ها و شناسایی برخی محصولات طراحی شده‌اند. در عین حال، ابزارهای ساده‌تری مانند برچسب‌های بریل، نشانگرهای لمسی، تنظیمات صوتی وسایل و چیدمان ثابت اشیا می‌توانند در کنار فناوری دیجیتال مفید باشند.

برای نمونه، فردی که می‌خواهد از وسیله‌ی خانگی استفاده کند، ممکن است با قابلیت خواندن متن در دوربین گوشی بتواند نوشته‌های روی کنترل را بشنود؛ اما اگر نوشته‌ها کوچک، کم‌نور یا پوشیده باشند، تشخیص خودکار ممکن است با خطا روبه‌رو شود. در کارهای حساس، بهتر است ابزار دیجیتال در کنار روش‌های مطمئن‌تر استفاده شود.

فناوری در حوزه‌ی بینایی فقط به کمک افراد نابینا و کم‌بینا پس از بروز مشکل محدود نیست. ابزارهای تصویربرداری پزشکی، سامانه‌های غربالگری و هوش مصنوعی می‌توانند به شناسایی بعضی بیماری‌های چشمی و تشخیص زودهنگام کمک کنند.

باید میان فناوری کمکی و درمان پزشکی تفاوت قائل شد

برای مثال، رتینوپاتی دیابتی از بیماری‌هایی است که غربالگری منظم آن می‌تواند در جلوگیری از کاهش شدید بینایی نقش داشته باشد. سامانه‌های تحلیل تصویر شبکیه در برخی برنامه‌های پزشکی برای کمک به شناسایی نشانه‌های بیماری استفاده می‌شوند؛ اما عملکرد و کاربرد هر سامانه به مجوزهای پزشکی، شرایط استفاده و ارزیابی بالینی آن بستگی دارد.

باید میان فناوری کمکی و درمان پزشکی تفاوت قائل شد. صفحه‌خوان یا عینک الکترونیکی، به‌خودی‌خود علت بیماری چشم را درمان نمی‌کند. از سوی دیگر، بسیاری از موارد اختلال بینایی با خدماتی مانند اصلاح عیوب انکساری، جراحی آب‌مروارید یا مراقبت از بیماری‌های زمینه‌ای قابل پیشگیری یا درمان‌اند. سازمان جهانی بهداشت تأکید می‌کند که برای افرادی که اختلال بینایی آن‌ها برگشت‌پذیر نیست، توان‌بخشی بینایی، آموزش مهارت‌های روزمره و ابزارهای کمکی اهمیت زیادی دارد.

پیشرفت ابزارهای کمکی چشمگیر است، اما نباید توانایی آن‌ها را بیش از حد واقعی جلوه داد. چند محدودیت مهم همچنان وجود دارد:

خطای تشخیص: سامانه‌های بینایی ماشین ممکن است اشیا، نوشته‌ها یا موقعیت‌ها را اشتباه تشخیص دهند. توضیح تصویری که در ظاهر قانع‌کننده است، لزوماً دقیق نیست.

ایمنی در محیط واقعی: تشخیص مانع در تصویر با تضمین حرکت ایمن تفاوت دارد. دوربین ممکن است مانعی را نبیند، فاصله را اشتباه تخمین بزند یا به تغییر ناگهانی محیط واکنش کافی نشان ندهد.

هزینه و دسترسی: نمایشگرهای بریل، عینک‌های الکترونیکی و برخی ابزارهای تخصصی ممکن است گران باشند. افزون بر هزینه‌ی خرید، باتری، تعمیر، آموزش و دسترسی به خدمات پشتیبانی هم اهمیت دارند.

زبان و سازگاری: برخی برنامه‌ها فقط از زبان‌های محدودی پشتیبانی می‌کنند. در نتیجه، ممکن است ابزاری در یک زبان بسیار کاربردی باشد، اما برای کاربر فارسی‌زبان امکانات محدودی ارائه دهد.

نیاز به اینترنت و برق: بخشی از قابلیت‌های هوش مصنوعی به اتصال اینترنت وابسته‌اند. در مکان‌هایی با اینترنت ناپایدار یا هزینه‌ی بالای داده، استفاده از این ابزارها دشوارتر می‌شود.

حریم خصوصی: دوربین‌های پوشیدنی و برنامه‌های تحلیل تصویر ممکن است اطلاعاتی درباره‌ی افراد حاضر در محیط، اسناد شخصی یا فضای خصوصی ثبت کنند. لازم است کاربران بدانند تصویرها کجا پردازش یا ذخیره می‌شوند و چه کسی به آن‌ها دسترسی دارد.

طراحی نامناسب خدمات دیجیتال: اگر یک وب‌سایت یا نرم‌افزار دسترس‌پذیر نباشد، حتی بهترین فناوری کمکی هم ممکن است نتواند اطلاعات آن را به‌درستی در اختیار کاربر قرار دهد.

در نهایت، فناوری باید به‌عنوان بخشی از راه‌حل دیده شود، نه جایگزینی برای دسترس‌پذیری محیط، خدمات درمانی، آموزش و حمایت اجتماعی.

ترکیب هوش مصنوعی چندوجهی، دوربین‌های کوچک‌تر، حسگرهای دقیق‌تر و ابزارهای پوشیدنی می‌تواند تعامل افراد نابینا با محیط را تغییر دهد. در آینده، دستیارهای هوشمند ممکن است بتوانند به‌صورت گفت‌وگویی و با توجه به پرسش کاربر، اطلاعات بیشتری درباره‌ی تصاویر و محیط ارائه کنند. نمایشگرهای لمسی پیشرفته نیز می‌توانند دسترسی به نمودارها و محتوای آموزشی پیچیده را آسان‌تر کنند.

خواندن متن کامل در زومیتبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شودهمه‌ی اخبار فناوری