"بینش، طعم و توزیع": نحوه تبدیل برنامه های کدگذاری شده به پول نقد
مدیر عامل ناشر اپلیکیشن، استن مارچند، آنچه را که یک محصول قابل خرید از یک حقه جدا می کند، تجزیه و تحلیل می کند
کدنویسی Vibe توسعه یک برنامه را به سادگی توصیف ایده شما می کند. با از بین رفتن موانع، به راحتی می توان فرض کرد که کسب درآمد از برنامه ها تمام شده است.
استن مارچند مخالف است. او بهعنوان مدیرعامل ناشر اپلیکیشن در پاریس، Rocapine، ثابت کرده است که برنامههای کدگذاری شده با vibe هنوز هم میتوانند درآمد واقعی ایجاد کنند - اما تنها در صورتی که سازندگان بر روی 20 درصد توسعه برنامه تمرکز کنند که فراتر از کد و به سمت صنایع دستی انسان حرکت میکند.
من با Stan صحبت کردم تا آنچه را که یک محصول قابل خرید از یک حقه خالی در سال 2026 جدا می کند، باز کنم.
کدنویسی Vibe ساخت اپلیکیشن ها را آسان تر از همیشه کرده است، اما آیا این اپلیکیشن ها واقعا درآمدزایی می کنند؟
ساخت و ساز در حال حاضر بخش آسان است. مهارت های کمیاب بینش، ذوق و توزیع است.
تعداد کمی هستند، اما بیشتر اینطور نیستند، و اغلب به این دلیل است که مردم تصور می کنند ساخت یک برنامه کاربردی بخش سخت است. این دیگر نیست.
برنامه نویسی Vibe تقریبا هزینه ساخت یک برنامه را کاهش داده است. اما 80 درصد کار اکنون میتواند خودکار شود و بیش از هر زمان دیگری این 20 درصد باقیمانده به دست انسانها است که تصمیم میگیرند آیا یک برنامه پول درآورد: پیدا کردن یک پیشنهاد ارزشی که واقعا طنینانداز باشد، ساخت محصولی با ذائقه انسانی، و روایت داستان آن به طور کارآمد.
برنامههایی که درآمد واقعی ایجاد میکنند، این سه چیز را درست انجام میدهند. سیل اپلیکیشن هایی که به نظر تمام شده اند اما هرگز بازاری پیدا نمی کنند، هیچ کدام از آنها را پیدا نکردند. ساخت و ساز در حال حاضر بخش آسان است. مهارت های کمیاب بینش، ذوق و توزیع است.
هنگام ارزیابی یک MVP با کد vibe، به دنبال کدام معیارها و سیگنال ها هستید تا یک برنامه «قابل خرید» را از یک حقه جدا کنید؟
خود کد ارزش زیادی ندارد.
چیزی که ارزش چیزی را دارد این است که آیا محصول با افراد واقعی طنین انداز می شود یا خیر. که با طرح دو سوال نشان داده می شود: آیا قابل فروش است؟ آیا میتوانید با هزینهای که کسبوکار میتواند از آن پشتیبانی کند، به کاربران دسترسی پیدا کنید، یا اینکه غولهایی که همین وعده را دادهاند، بازار از قبل اشباع شده است؟
آیا مردم پرداخت خواهند کرد؟ وقتی نصبش کردند تبدیل می کنند و می چسبند؟ KPIهایی که این را نشان می دهند هزینه به ازای هر نصب، تبدیل به پولی و نگهداری اولیه هستند. این سوالات را کنار هم بگذارید: این ROAS است- هزینه جذب یک کاربر در مقابل ارزش آن کاربر چقدر است.
یک نمونه اولیه خشن با هزینه کم در هر نصب و کاربرانی که پرداخت می کنند یک تجارت واقعی است. یک برنامه صیقلی با کد زیبا و هیچ کس تبدیل نمی کند یک حقه است.
این فرآیند ارزیابی در هنگام ارزیابی برنامههای کدگذاری شده در مقایسه با برنامههای سنتی ساخته شده توسط انسان چگونه متفاوت است؟
ما 20٪ را ارزیابی می کنیم که سازنده اضافه کرد: بینش، هنر، سلیقه.
کمتر از چیزی که فکرش را بکنید
دیگر هیچ کس کد را با دست نمی نویسد، بنابراین "ویبرکد شده" در مقابل "ساخت انسان" بدون تفاوت به یک تمایز تبدیل می شود.
آنچه تغییر می کند این است که زمان خود را در کجا می گذرانیم. با استفاده از برنامههای کدگذاری شده با vibe، بازسازی کد ارزان است، بنابراین ما کمتر به کیفیت آن اهمیت میدهیم و بیشتر به این موضوع اهمیت میدهیم که آیا این مفهوم طنیناندازی ثابتی دارد یا خیر.
ریسک کدهای نامرتب نیست، بلکه محصولی است که به این دلیل وجود دارد که ساختن آن آسان بود نه اینکه هر کسی به آن نیاز داشت. هوش مصنوعی به همه 80 درصد یکسان می دهد. ما 20 درصد را ارزیابی می کنیم که سازنده اضافه کرد: بینش، هنر، سلیقه.
کدهای تولید شده توسط هوش مصنوعی می توانند کثیف باشند. کدگذاران vibe چه اقداماتی را باید انجام دهند تا اطمینان حاصل کنند که برنامه آنها از نظر قانونی مطابقت دارد و از نظر ساختاری به اندازه کافی سالم است تا بررسی لازم را انجام دهد؟
سه چیز: پشته خود را بشناسید: کدام ابزارها چه چیزی را تولید کرده اند، تحت کدام مجوزها، و آیا کد یا دارایی های شخص ثالث دارای محدودیت هستند. کد هوش مصنوعی غیرمستند یک معامله شکن نیست. کد غیرقابل سند است.
روشهای دادهها را از روز اول پاک کنید: خطمشی رازداری، رضایت کاربر، انطباق با App Store و Play، و تجزیه و تحلیلهایی که واقعا میتوانید صادر کنید.
معیارهای خود را قابل تأیید کنید: درآمد از طریق فروشگاه ها، گروه های نگهداری، هزینه های خرید. ما از شراکت خارج شدیم نه به این دلیل که کد با هوش مصنوعی تولید شده بود، بلکه به این دلیل که هیچ چیز قابل بررسی نبود. چگونه یک سازنده برنامه باید در مورد تصمیم گیری در مورد اینکه آیا یک خرید کامل، یک معامله انتشار یا یک مدل سهم درآمد برای آنها مناسب است فکر کند؟
از خود بپرسید که در واقع چه می خواهید.
اگر پول نقد می خواهید و به سمت ایده بعدی حرکت می کنید، خرید کامل پاک است. اگر به برنامه اعتقاد دارید و میخواهید در بازی بمانید، یک معامله انتشار یا سهم درآمد به شما امکان میدهد تا در حالی که یک شریک چیزی را به ارمغان میآورد که یک سازنده انفرادی به ندرت دارد: تخصص کسب درآمد، بودجه بازاریابی رشد، زیرساخت برای مقیاسبندی.
خبر خوب این است که این مسیرها متقابل نیستند. Unchaind که از ابتدا با یک استودیوی در سنگاپور تحت یک مدل انتشاراتی توسعه دادیم، ۱۶ روز پس از عرضه به یک میلیون دلار ARR رسید. زمانی که توسعهدهنده میخواست به پروژه جدیدی برود، بعدا آن را به دست آوردیم.
با مدلی شروع کنید که متناسب با جایی که امروز هستید. خروج زمانی ممکن است رخ دهد که برای هر دو طرف منطقی باشد.
چه نکات دیگری را به کدنویسان vibe مشتاقی که به دنبال ساخت و فروش برنامههای با کد vibe هستند میدهید؟
بی امان با شیب هوش مصنوعی مبارزه کنید
برای جایگاهی که عمیقا درک میکنید بسازید، ظرف چند هفته ارسال کنید و فورا برای آن قیمت بگذارید. کاربران رایگان چیزی در مورد رزونانس به شما نمی گویند.
سپس بی وقفه با شیب هوش مصنوعی مبارزه کنید: جمله بندی عمومی، الگوهای طراحی الگو، سوارکاری که همه تشخیص می دهند. کاربران فورا آن را تشخیص می دهند و اعتماد را از بین می برد. وقت خود را روی 20 درصدی سرمایه گذاری کنید که محصول شما را متعلق به شما می کند. بقیه کالاست
و هنگامی که با ناشر صحبت می کنید، داده های گروه خود را بیاورید، نه لیست ویژگی های خود را.
متن اصلی (انگلیسی)
'Insight, taste, and distribution': How to turn vibe-coded apps into cash
App publisher CEO Stan Marchand breaks down what separates a buyable product from a gimmick