بین کریستی رینگ و میک مکی چه گفته شد؟ کتاب جدیدی به شرح زندگی قهرمانان پرتاب میپردازد
عکس جاستین نلسون در سال 1957 دو نفر از مهمترین افراد را در انفجار محبوبیت پرتاب کرد.
با یک عکس شروع میشود، قدیمی و معروف و به نوعی هنوز محل رقابت، حتی الان. سال 1957 است. محل برگزاری مسابقات گیلیک گراندز در لیمریک است. قهرمانان دو تا از خدایان هستند.
حلقه کریستی در جلو است، مچ دست راست او در یک زنجیر، دست چپ او هارلی خود را گرفته است. سرش روی شانهاش به عقب برگردانده شده است، و اگر بخواهید حدس بزنید، میتوانید حساب کنید که او عصبانی است. چشمها به همین مقدار باریک شدهاند، فکها سفت شدهاند، سوراخهای بینی همیشه کمی باز شدهاند. او در حال دور شدن است اما عقب نشینی نمی کند.
میک مکی پشت سر اوست، با کت و شلوار یکشنبه با کت داوری که دکمه های شکمش را بسته است. او دست هایش را پشت سر گذاشته و به سمت رینگ خم شده است و به وضوح چیزی در جهت او می گوید. کوچکترین اشاره پوزخند روی صورت مکی نشان می دهد که این یک نوع خرافات عاقلانه است – و نه چیزی که رینگ به طور خاص از آن استقبال می کند.
برای دههها، این عکس در دنیایی محدود زندگی میکند، غیرقابل مقاومت، اما غیرقابل توضیح، جذاب، اما تجزیه نشدن. مکی به رینگ چه گفت؟ هیچ کس نمی دانست. اما به نوعی، هرگز اهمیتی نداشت زیرا خود تصویر بسیار قانع کننده بود. در نهایت هیچ کس اهمیتی نمی دهد که جیمی هندریکس Kiss The Sky را خوانده باشد یا Kiss This Guy. آنها فقط وقتی آن را می شنوند می دانند که در آن هستند.
این نقطه شروع برای آرتور جیمز اودی بود. نه اینکه دقیقا چه چیزی بین آنها رد و بدل شده است - اگرچه به طور طبیعی یک فرو رفتن عمیق در آن تمرکز فصلی از Mackey & Ring، کتاب جدید O'Dea است. اما به طور گستردهتر، اودی میخواست دو تن از مشهورترین چهرههای تاریخ پرتاب را به تصویر بکشد. عکس دوام آورده چون تحمل کرده اند. چگونه؟ چرا؟
اودی میگوید: «ایده درک دو شخصیتی که در زمان خود بسیار لرزهخیز در نظر گرفته میشدند، فوقالعاده جذاب بود. و اگرچه آنها واقعا ارتباط زیادی با یکدیگر نداشتند - زمان آنها فقط کمی همپوشانی داشت و آنها همیشه در دو طرف زمین بودند - عکس آنها را به نوعی به هم مرتبط می کند.
واضح است که میتوانید یک داستان را بدون دیگری تعریف کنید. داستانهای رینگ پایانی ندارد و حتی اگر داستان مکی آنقدرها هم شناخته شده نباشد، در طول سالها نیز انجام شده است. اما من فقط احساس میکنم که حتی دورههای آنها فقط از یکی به دیگری، از مکی به رینگ میخورد، یک همترازی طبیعی بین آنها وجود داشت.» Mackey & Ring در مورد چیزهای زیادی است. البته، اساسا در مورد دو چهره اصلی است. مکی اولین بازی خود را در لیمریک در سال 1930 انجام داد. رینگ آخرین بازی خود را برای کورک در سال 1962 بازی کرد.
آنها برای چند سال در آغاز دهه 1940 از آنجا عبور کردند، اما اساسا یک دوره به دوره بعدی منتهی شد، به این معنی که به مدت سه دهه در اواسط قرن بیستم، مردم پرتاب کننده سنگ محک داشتند، کسی که هاله اش فراتر از مرزهای منطقه خود سفر می کرد.
شاید بیش از دوازده بازیکن از این دست در تاریخ GAA وجود نداشته باشد، و در اینجا دو نفر از آنها هستند که به موقع دستگیر شده اند. مکی، بت ماتینی لیمریک، پسر یکی از اولین پرتابگرهای بزرگ لیمریک، تایلر مکی، نیروی محرکه سه ایرلند. و حلقه، یکبار مصرف، بهترین کاری که تا به حال انجام شده است، اکنون قدیمیتر اما هنوز حیاتی است.
این عکس توسط جاستین نلسون برای روزنامه ناسیونالیست در کلونمل گرفته شده است. او در این کتاب نیز شخصیتی است، بیش از این که خوش شانس باشد. از همان ابتدا، جهان پرتاب شد - دفتر ملی گرایان با درخواست هایی از سراسر مانستر برای کپی به محض انتشار در هفته بعد غرق شد.
اودی میگوید: «این یک فرصت عالی برای صحبت با اشلی نلسون، که دختر جاستین بود، بود. و بعد از گپ زدن با او، او توضیح میداد که چقدر کاری را که انجام میداد جدی میگرفت. مانند هر عکسی، یک عنصر مهم در کل ماجرا وجود دارد. اما این هم تصادفی نبود. او میدانست که باید کجا باشد تا به آنچه که به دست آورده است برسد.»
شاید جالب ترین جنبه شهرت آن باشد. مکی و رینگ قبل از اینکه کسی واقعا معنای شهرت را بفهمد، مشهور بودند. شهرت قبل از تلویزیون بود، شهرت دهان به دهان، نوعی شهرت که از دیدن آنها در جسم یا اصلا ندیدن آنها ناشی می شود. آنها به نوبه خود، شناختهشدهترین چهرههای بازی را در یک بازه زمانی پرتاب میکردند که محبوبیت بازی فراتر از هر انتظاری افزایش یافت.
حضور در سراسر دوران حرفه ای آنها منفجر شد. برای اولین بار در ایرلند مکی در سال 1934، جمعیت در کروک پارک 34876 نفر بود – و 30250 نفر برای پخش مجدد یک ماه بعد. زمانی که رینگ آخرین فینال خود را در ایرلند در سال 1956 بازی کرد، این تعداد به 83096 افزایش یافت. هارلینگ تخیل مردم را به خود جلب کرده بود، حداقل تا حدی به دلیل مهارت مکی و رینگ. چند سال پس از این عکس، رینگ برای کارش در شرکت نفت شل در واترفورد بود، که منجر به انتشار تیتر روزنامه محلی "حلقه کریستی در شهر" شد.
مکی مدتها پس از دوران بازیگریاش برای مردمش یک قهرمان باقی ماند و به جایگاه اصلی در همان زمینهای گیلیک که عکس گرفته شد، به نام جایگاه مکی منتهی شد. O'Dea خود را در حال بررسی این شهرت و معنای آن یافت.
خندهدار است، من دکترای خود را در DCU انجام دادم، و آن در مورد باب دیلن بود. موضوع اصلی آن این بود که بسیاری از آن به شهرت مربوط میشد. در دهه 60، این یک مفهوم نسبتا جدید بود که شما در آن کار میکنید یا باید در اطراف آن کار کنید - بتهوون هرگز مجبور به تور استرالیا نشد، این نوع چیزها. بنابراین من در تلاش برای مدتهای طولانی به این ایده و درک مردم از آن علاقه داشتم. بافت ایرلندی جذاب بود،” اودی می گوید.
"من هنوز به ایده حضور رینگ به اسلایگو برمی گردم. در سال 1955، زمانی که پارک مارکیویچ افتتاح شد، آنها پرتاب کننده های کورک را برای بازی گالوی بالا آوردند. مانند تصور آن - رسیدن از کورک به اسلایگو در آن روزها آسان نبود، و حتی در روزنامه محلی اشاره ای به شوخی وجود داشت که در ساخت بازی "بازی خارجی" به بازی تبدیل شد. "اما او رفت. او حتی در این بازی به دلیل مصدومیت بازی نکرد. تیم کورک با این استقبال عظیم روبرو شد، اما او تنها کسی بود که در اسلایگو واقعا میشناخت.
او همه جا رفت، حدس میزنم، چون احساس وظیفه میکرد. او در واقع در حالی که بازی در جریان بود در ماشین خود بیرون از پارک مارکیویچ نشست.
حالا فکر کردن به آن خندهدار است. اگر سیان لینچ در خیابان گرافتون راه میرود، آیا او را متوقف میکنند؟ شاید، فکر میکنم، زمان عجیبی است. اما شهرت اکنون با آنچه در آن زمان بود متفاوت است.»
در نهایت، کتاب در مورد دو زندگی منحصر به فرد و ایرلندی است که آنها در آن زندگی می کردند. در مورد آنچه بین آنها گفته شد، به هدفی رسید که مکی به آن حلقه فکر نمی کرد که باید می داشت. تمام آن سالها، آن همه حدس زدن، تمام رمز و راز و رمز و راز در سراسر جهان پرتاب روی آن سرمایهگذاری شده بود، و اساسا قدیمیترین داستان بازی بود. یک بازیکن ناراضی که در یک تماس بداخلاق می شود.
خدایا خودشون اهمیت میدن
*Ring & Mackey، منتشر شده توسط Gill Books، اکنون منتشر شده است.
متن اصلی (انگلیسی)
What was said between Christy Ring and Mick Mackey? A new book details the lives of hurling’s heroes
Justin Nelson’s 1957 photograph caught two of the most important people in the explosion of hurling’s popularity