تابعیت از اصل و نسب نژادپرستانه نیست و آزمون های زبان کاملا منطقی است
مردمی که دولت ملی را یک اختراع اساسا منسوخ بورژوازی می دانند، ریزه کاری وجود انسان را نادیده می گیرند.
برخلاف آنچه برخی افراد ادعا می کنند، در قانون ملیت و شهروندی ایرلند هیچ چیز نژادپرستانه وجود ندارد. هنگامی که ایالت مستقل ایرلند در سال 1922 ایجاد شد، قانون اساسی آن در ماده 3 مقرر می داشت که شهروندان ایالت آزاد ایرلند کسانی هستند که در ایرلند به دنیا آمده اند یا هر یک از والدین آنها در ایرلند به دنیا آمده اند، یا در آن زمان به طور معمول حداقل هفت سال در حوزه قضایی ایالت آزاد ایرلند اقامت داشته اند. تابعیت از اصل و نسب نژادپرستانه نیست. این به سادگی به برخی از افراد دارای نسب یا نسب اخیر ایرلندی این حق را می دهد که به عنوان شهروند ایرلندی در نظر گرفته شوند.
قانون اساسی 1937 قانون اساسی یک دولت ملی است. ماده 1 Bunreacht na hÉireann "حق مسلم، غیرقابل انکار و حاکمیتی" "ملت ایرلند" را برای انتخاب مستقل "شکل حکومتی خود، تعیین روابط خود با سایر ملل و توسعه زندگی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود مطابق با نبوغ و سنت های خود" تأیید می کند.
بین اقامتگاه و ملیت تفاوت اساسی وجود دارد. تابعیت ایرلندی یک وضعیت ملیت است. سکونت نیست. شهروندی صرفا یک طبقه پیشرفته از حقوق اقامت نیست.
در اصل 9 قانون اساسی آمده است: «وفاداری به ملت و وفاداری به دولت از وظایف اساسی سیاسی همه شهروندان است». فقط کسانی که در ملت ایرلند متولد شدهاند یا میخواهند از طریق تابعیت بخشی از ملت ایرلند شوند، از حقوق کامل قانون اساسی اعطا شده به شهروندان برخوردارند. اما قانون اساسی حقوق اساسی بشر را برای همه افراد اعم از شهروند یا غیر شهروند در اجرای قوانین ایرلند به رسمیت می شناسد.
به نظر می رسد این ایده که شهروندی یک بیانیه ملیت است و افرادی که برای شهروندی ایرلندی درخواست می کنند به دنبال پذیرش در کشور ایرلند هستند در گفتمان عمومی در مورد حقوق مهاجران فراموش شده است. حق حاکمیت ملت ایرلند که در ماده 1 قانون اساسی تأیید شده است به مردم ایرلند واگذار شده است که به تنهایی به عنوان شهروند حق اصلاح قانون اساسی ایرلند را دارند.
شهروندان از قانون اساسی حق دارند «حکام دولت را تعیین کنند، و در فرجام نهایی، در مورد همه مسائل مربوط به سیاست ملی، مطابق با الزامات منافع عمومی تصمیم گیری کنند».
زندگی در میلواکی با مادربزرگ مایو به طور خودکار شما را ایرلندی می کند. زندگی در اینجا اینطور نیست
داشتن پاسپورت ایرلندی نشانه ظاهری تابعیت و ملیت ایرلندی است. به همین دلیل است که وقتی قانون شهروندی در سال 2004 تغییر کرد، مقرراتی را برای ممنوعیت آنچه قبلا به عنوان «گذرنامه برای فروش» توصیف میشد، گنجانده شد - اعطای تابعیت کامل به خارجیها با اشاره به کسانی که سرمایهگذاری اقتصادی در ایرلند انجام دادند.
از آنجا که تابعیت یکی از ویژگی های ملیت است، اساسا با حق اقامت صرف در جمهوری ما تفاوت دارد. وظایف اساسی سیاسی شهروندان به عنوان اتباع ایرلندی - یعنی وفاداری به ملت و وفاداری به دولت ایرلندی - به طور رسمی توسط کسانی انجام می شود که به دنبال پذیرش تابعیت و تابعیت ایرلندی هستند.
تابعیت و تابعیت صرفا انتزاعات قانونی نیستند. آنها را نمی توان خرید. آنها عناصر تعلق به یک جامعه ملی مستقل و به دولتی هستند که توسط آن ملت ایجاد شده است.
آزمون های زبان در فرآیندهای تابعیت در سراسر اروپا رایج است. در واقع دشوار است که ببینیم چگونه بزرگسالانی که توانایی درک و برقراری ارتباط به هر یک از زبان های رسمی شناخته شده در ماده 8 قانون اساسی را ندارند، چگونه می توانند به طور مؤثر از حقوق مدنی و سیاسی محفوظ در این ایالت برای شهروندان ایرلندی استفاده کنند. بسیاری از کشورهای اروپایی، از جمله فرانسه، آلمان، اتریش، جمهوری چک و سوئیس نیز از متقاضیان شهروندی میخواهند که آزمونهای مربوط به تاریخ، فرهنگ و ارزشهای مشترک قانون اساسی را انجام دهند.
نگرانی در مورد سوء استفاده از قوانین پناهندگی توسط مهاجران اقتصادی نژادپرستانه نیست
در سراسر اروپا، حق درخواست برای تابعیت با اقامت قانونی ساده «کسب» نمی شود - حتی با استفاده از حق اقامت اتباع اتحادیه اروپا برای اهداف اقتصادی. حداقل الزامات اقامت تقریبا در سراسر جهان به عنوان یک پایه ضروری - اما نه به عنوان کافی - برای اعطای تابعیت و شهروندی در نظر گرفته می شود.
البته، عده ای عمدتا در جناح چپ هستند که دولت ملت را یک اختراع اساسا منسوخ بورژوایی می دانند که باید از بین برود و با نظم جهانی جایگزین شود که در آن هر کس آزاد است به هر کجا که می خواهد مهاجرت کرده و اقامت کند و در زندگی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هر منطقه ای که برای سکونت انتخاب می کند، شرکت کند. اما آن ایدئولوژی که مفاهیم ملیت را بی ارزش می کند و حقوق فردی انسان را به یک جهان اخلاقی متعالی ارتقا می دهد، به کلی ریزه کاری وجود انسان را نادیده می گیرد.
مهاجرت اغلب برای مهاجر و دولت پذیرنده بسیار ارزشمند است. اما هیچ حق مهاجرتی وجود ندارد که حق شهروندان دولت های ملی را برای تعیین افرادی که به آنها تابعیت می دهند نادیده بگیرد. مواد 2 و 3 قانون اساسی ما به رسمیت میشناسد که ملت ایرلند وابستگی خود را با افراد ایرلندی تبار ساکن خارج از کشور که هویت و میراث فرهنگی ما مشترک هستند، گرامی میدارد. این مقالات همچنین تشخیص میدهند که ایرلندی از هویتها و سنتهای متنوعی تشکیل شده است.
به طور خلاصه، خطر اشتباه گرفتن تابعیت و ملیت با حقوق اقامت و اسناد مسافرتی وجود دارد. شهروندی بسیار بیشتر از آن امتیازات بیرونی است. شهروندی همچنین در مورد وظایف، همبستگی، ارزش های مشترک، میراث، جامعه و مسئولیت است.
متن اصلی (انگلیسی)
Citizenship by descent is not racist, and language tests make perfect sense
People who regard the nation state as a fundamentally outdated bourgeois invention ignore the granularity of human existence