تحلیل خواندنی ویلسون از پرونده سیتی؛ پوچی، معنادارترین است
ویلسون میتوانست در فینال ۲۰۱۴ جام اتحادیه نخستین افتخار نیمقرن اخیر تیم محبوبش را جشن بگیرد.
به گزارش فوتبال ۳۶۰، جاناتان ویلسون، تحلیلگر و نویسنده مشهور فوتبال در گاردین به پرونده ۱۱۵ تخلف منچسترسیتی پرداخته و خلاصهای از نظرات او را میخوانید.
ساندرلند در نیمه اول فینال جام اتحادیه ۲۰۱۴ با نتیجه یک بر صفر از منچسترسیتی پیش افتاد. یحیی توره ۱۰ دقیقه پس از استراحت بین ۲ نیمه با یک ضربه درخشان راه دور بازی را به تساوی کشاند و سیتی در ادامه با نتیجه ۳ بر یک پیروز شد. اکنون به کمک کمیسیون مستقل میدانیم سیتی در آن زمان درگیر یک اقدام طولانی برای تقلب بود و اسناد منتشرشده در اشپیگل نشان میدهد توره از طریق یک قرارداد دوگانه حقوق میگرفت تا هزینههای واقعی سیتی پنهان بماند. اگرچه جزئیات دقیق به ضمایم واگذار شده، گزارش کمیسیون به پرداختهایی اشاره دارد؛ آنچه در یک تعهدنامه کاری نیست و در یک قرارداد جعلی مشاوره پرداخت شده است.
ساندرلند چنانچه پیروز میشد، نه تنها به انتظار ۴۱ ساله برای کسب یک جام پایان میداد، بلکه به لیگ اروپای فصل بعد هم صعود میکرد. شاید فشار بازیهای اضافی منجر به سقوط در سال ۲۰۱۵ میشد اما در عین حال ممکن بود حضور بیشتر در فوتبال اروپا و موج مثبتگرای یک جام ناآشنا و غیرمنتظره، به تثبیت در لیگ برتر، ثبات و صعود نیمهمنظم به رقابتهای اروپایی بینجامد.
ساندرلند میتواند احساس فریب خوردن داشته باشد؟ قطعاً همینطور است مانند کسانی که پس از لانس آرمسترانگ دوم شدند. لیورپول و آرسنال باید در مورد فینالهای جام اتحادیه ۲۰۱۶ و ۲۰۱۸ حس مشابهی بیابند؛ مانند استوک در فینال جام حذفی ۲۰۱۱، منچستریونایتد در لیگ برتر ۲۰۱۲ و ۲۰۱۸ و لیورپول در سال ۲۰۱۴. هر باشگاهی بین سالهای ۲۰۰۹ و ۲۰۱۸ در رقابتهای مشابه با سیتی بازی کرده، اوضاع اینچنینی دارد اما آیا جام اتحادیه ۲۰۱۴ باید از سیتی گرفته و به ساندرلند داده شود؟
این ۲ سؤال متفاوت است و احتمالاً باید ابتدا به سؤال دوم پرداخته شود. نمیتوانم از طرف سایر هواداران ساندرلند صحبت کنم اما شخصاً جام ۲۰۱۴ را نمیخواهم.
من هرگز ندیدهام باشگاه مورد علاقهام یک جام معتبر کسب کند. اگر این اتفاق بیفتد، میخواهم به شکلی خالص و بیجنجال به دست آید. تصاویری را میخواهم که برای نسلها به یادگار بماند، مانند لحظات برجسته سال ۱۹۷۳، گل ایان پورترفیلد، مهار جیم مونتگومری و پرشهای باب استوکو در سراسر زمین با بارانی و کلاه شاپو.
من موج آدرنالین هنگام به ثمر رسیدن گل، انتظار طاقتفرسای وقتهای تلفشده و هیجان سوت پایان را میخواهم. من اشکها و در آغوش گرفتنها و اجتماع و همبستگی را میطلبم؛ تمام چیزهایی که نسل پدرم درباره آن صحبت میکردند. مایلم سرمست شوم و در قطار آواز بخوانم. نمیخواهم ۱۲ سال پس از فینال جام اتحادیه، وقتی در حال خالی کردن ماشین ظرفشویی هستم از طریق یک هشدار روی تلفن همراهم متوجه قهرمانی تیمم شوم.
ممکن است دیگران احساس متفاوتی داشته باشند اما ریاضیات جامهای اهدایی بسیار کمتر از تجربه برنده شدن خاطرات و حس رفاقت اهمیت دارد. افتخار سلبشده نمیتواند یک نسل بعد توسط یک کمیسیون مستقل برگردد.
اعطای عناوین لیگ برتر به رقبا حتی کمتر رضایتبخش به نظر میرسد. برای مثال در فصل ۱۸-۲۰۱۷، لیگ عملاً تا پایان ژانویه با برتری ۱۵ امتیازی سیتی به پایان رسیده بود. وقتی سیتی به جمعآوری صد امتیاز ادامه داد، برای ۴ تیم پشت سر آنها یعنی منچستریونایتد، لیورپول، چلسی و تاتنهام (در فاصله ۵ امتیازی یکدیگر) دلیل کمی وجود داشت برای مهار سیتی به خودشان فشار بیاورند. اولویتهای آنها تغییر کرد. یونایتد، چلسی و اسپرز همگی به نیمهنهایی جام حذفی رسیدند و لیورپول به فینال لیگ قهرمانان اروپا راه یافت. در آن شرایط، چرا هر یک از آنها باید لیگ را در اولویت قرار میداد؟ اعطای عنوان قهرمانی به یونایتد (به عنوان تیم دوم نهایی)، نه تنها توخالی بلکه خودسرانه به نظر میرسد.
با تمام اینها، عناوین قهرمانی باید از سیتی گرفته شود. آنها این جامها را ناعادلانه کسب کردند چرا باید اجازه داده شود این جامها را نگه دارند؟ بله؛ میتوان جمله مشابهی را در مورد چلسی گفت اما این استدلالی برای سلب عناوین چلسی است، نه جلوگیری از پس گرفتن جامهای سیتی.
چگونه میتوان آن جامها را در کتاب رکوردها باقی گذاشت تا نسلهای آینده بدون هیچ پرسشی آنها را ببینند؟ چگونه سیتی میتواند به عنوان چهارمین تیم موفق در تاریخ لیگ شناخته شود؛ وقتی بخش زیادی از آن موفقیت با تقلب به دست آمده ؟
میگویند بازیکنان سیتی برای آن جامها سخت کوشیدند. بازیکنان سایر تیمها هم بدون تقلب همین کار را کردند. برنده شدن در یک ترکیب عمیق پر از بازیکنان درجه یک آسانتر است. این بازیکنان با پول پیشنهادی بالا جذب سیتی شدند و کمیسیون مستقل نتیجه گرفت منبع این مبالغ برخلاف قوانین لیگ برتر، پنهان شده بود.
خاطرات لذتبخش پاکشدنی نیست اما این بر عهده هواداران سیتی، بازیکنان، کادر مربیگری و مدیران است تصمیم بگیرند با خاطرات چه کنند. اگر هنوز میخواهند به گل پیروزیبخش دقیقه ۹۴ سرخیو آگوئرو برای کسب عنوان قهرمانی ۲۰۱۲ لیگ برتر ببالند، هیچکس نمیتواند آنها را متوقف کند. بقیه جهان اما میداند این جام بر چه اساسی به دست آمد. بقیه لیگ برتر بر اساس قوانین بازی میکردند اما سیتی نه!
به این ترتیب لیگ برتر در سالهای ۲۰۱۲، ۲۰۱۴ و ۲۰۱۸، هیچ قهرمانی نداشت. همینطور جام حذفی در سال ۲۰۱۱ و جام اتحادیه در سالهای ۲۰۱۴، ۲۰۱۶ یا ۲۰۱۸. اگر جاهای خالی در فهرست افتخارات باقی بماند، اشکالی ندارد.
بگذارید این فضای خالی به عنوان گواهی بر اتفاقات آن فصلها باقی بمانند؛ یادبودی برای سالهایی که یک نهاد خارجی خواست فوتبال انگلیس را مختل کند. وقتی یک نهاد خارجی بزرگترین حالت فرهنگی این کشور و تمام اشتیاق و احساس، غم و شادی و همه عشق فوتبال را گرفت و سعی کرد آن را برای اهداف سیاسی تحریف کند. بگذارید این فصلهای بدون قهرمان به عنوان هشداری از خطرات سرمایهداری آزاد باقی بمانند؛ وقتی هر چیزی به بالاترین پیشنهاد دهنده فروخته میشود.
بنای یادبودی برای لیگ برتر خواهد بود. این سازمان سرانجام با تأخیر وارد عمل شد اما استقلال خود را حفظ کرد، از رفاه و ثروت خود دست کشید و در نهایت عدالت و انصاف و نجابت را به معاملات کثیف با ثروتمندان و قدرتمندان ترجیح داد.
بگذارید سالهای بدون قهرمان برای همیشه خالی بماند؛ هم به عنوان سرزنش و هم به عنوان ادای احترام. گاهی اوقات، پوچی، رساترین بیان است.