تحلیل ویلسون از لیگ ملتهای اروپا؛ جام هدفمند و مفید
تقابل با رقبای همسطح در یک تورنمنت نیمهرقابتی هم به پیشرفت تیمها کمک میکند و هم برای هواداران جذاب است.
به گزارش فوتبال ۳۶۰، همزمان با برگزاری مرحله گروهی رقابتهای فصل ۲۷-۲۰۲۶ لیگ ملتهای اروپا، جاناتان ویلسون، مفسر فوتبال در گاردین با نگاهی مثبت به این مسابقات پرداخته است.
نخستین بازی انگلیس پس از جامهای جهانی اخیر با برد ۲ بر یک خارج از خانه مقابل ایتالیا، شکست ۲ بر یک برابر اسپانیا، پیروزی یک بر صفر دوستانه مقابل نروژ در سال ۲۰۱۴ و مجددا برد با نتیجه ۲ بر یک مقابل مجارستان در سال ۲۰۱۰ همراه شد.
بازی با ایتالیا و اسپانیا شاید جذابیت داشت اما حس افت هیجان کاملاً ملموس بود. این البته اجتنابناپذیر است. یک تیم یا هوادارانش چگونه میتوانند پس از درام بینظیر جام جهانی دوباره خود را جمعوجور کنند؟ تورنمنتهای بزرگ صرفنظر از عملکرد با حداکثر احساسات انجام میشوند. هیچ چیزی جز فروکش کردن احساسات بعد از جام اتفاق نمیافتد؛ چه پس از یک پیروزی باشکوه، چه شکست هیجانانگیز یا حذف شرمآور.
لیگ ملتها اما نعمت بزرگی به نظر میرسد. این یک بازی دوستانه بیمعنی نیست و فوراً در میان پرواز دستههای موشک کاغذی تماشاگران در ومبلی فراموش نمیشود. آغاز روند مقدماتی برای یک تورنمنت دور دیگر نیست. مسابقات به اندازه تصمیم سرمربی تیم اهمیت دارد. شاید بخواهد دست به آزمایش و تجربه بزند و میتواند این کار را انجام دهد؛ با این اطمینان که هیچکس از نتایج ضعیف زیاد ناراحت نخواهد شد. به همان اندازه، پیروزی در مسابقات به جایزهای در پایان منجر میشود؛ حتی اگر دفاع روبرتو مارتینس، سرمربی پرتغال از کارنامه خود با اشاره به موفقیت در لیگ ملتها در سال ۲۰۲۵ کمی ناامیدکننده به نظر میرسید.
به عنوان یک آزمایش سریع در مورد اهمیت لیگ ملتها، از خود بپرسید نام چند تیم قهرمان سابق آن را به یاد میآورید. از این نظر، رقابتها نقشی مشابه جام اتحادیه دارد. بیارزش نیست اما خیلی هم مهم دیده نمیشود. رقابتها در تقویم مسابقات ملی به عنوان یک تغییر ذائقه عمل میکند.
بازی روز شنبه بین انگلیس و اسپانیا به دلیل اخبار فوری در مورد پرونده منچسترسیتی، تقریباً دور از توجه رسانهای فرا رسید. هنوز بحثهای ملایم درباره حذف انگلیس از جام جهانی برابر آرژانتین شنیده میشد. جدال انگلیس برابر قهرمان جهان در ومبلی به یک رقابت جاندار و جذاب تغییر وجهه داد.
این نتیجه بسیار شبیه به نتیجه انگلیس برابر آرژانتین در آتلانتا بود. انگلیس تا دقیقه ۵۵ با یک گل از مدافع عنوان قهرمانی جهان پیش افتاد، سپس فرو پاشید و ۲ گل دریافت کرد. اما از جهات دیگر، یک پیشرفت قابل توجه به نظر میرسد. ۲ مورد از ۳ گل اسپانیا نتیجه اشتباهات فردی بود و هر ۲ مورد به طرز عجیبی توسط بازیکنان سیتی رخ داد. افشاگریهای روز قبل چقدر ذهن آنها را درگیر کرد؟. هری کین هنگام زدن پنالتی میتوانست بازی را ۳ بر یک کند اما لغزید و توپ را به تیر دروازه کوبید. اگرچه اسپانیا فرصتهایی را از دست داد و اختلاف پیروزی آنها میتوانست بیشتر باشد اما انگلیس هم به راحتی قادر بود با اختلاف ۲ گل به برتری برسد. در تقابل با تیم خوبی مثل اسپانیا، شاید به طور واقعبینانه میتوان به انگلیس امیدوار شد. هیچ تیمی قادر نیست آنها را کاملاً تحت فشار قرار دهد اما تبدیل آن به یک بازی قابل برد در هر ۲ سوی میدان به خودی خود یک دستاورد است؛ حتی با وجود برتری جزئی اسپانیا.
اگر کین گل میزد و انگلیس با نتیجه ۳ بر یک پیروز میشد، فوتبال انگلیس ناگهان نجات مییافت؟ قطعاً نه. ناامیدیهای شکست آرژانتین همچنان پابرجا به نظر میرسد. به همان اندازه این فرصتی برای انگلیس بود تا پیش برود و توماس توخل روند درس گرفتن از اشتباهات نیمهنهایی را آغاز کند.
شاید انگلیس برابر کرواسی و جمهوری چک نتایج مثبتی کسب کند و در ماه مارس آینده به یکچهارم نهایی برسد، شاید هم نه. بسیار مهمتر است روند آمادهسازی خود برای یورو ۲۰۲۸ را ادامه دهند. انجام چنین کاری در ساختار مسابقاتی دستکم نیمهرقابتی آسانتر به نظر میرسد. این بازیها به طور همزمان کماهمیتتر و دردسربرانگیزتر از بازیهای مقدماتی جام جهانی دیده میشوند.
صعود به تورنمنتهای بزرگ برای انگلیس تقریباً تضمینشده تلقی میشود. لیگ ملتهای اروپا به کشورهای کوچکتر هم کمک کرده. همه از بازی برابر حریفانی در سطح تقریبی خود سود میبرند. هیچکس نمیخواهد تیمهایی مثل آندورا و لیختناشتاین از رقابتهای ملی حذف شوند اما دفاع ناامیدانه برای جلوگیری از شکست سنگین مقابل حریفان متوسط به نفع هیچکس نیست. اگر تیمهای کوچکتر با یکدیگر بازی کنند، شانس یک بازی مناسب با حمله و دفاع عادی وجود دارد. همچنین به لطف ساختار جدید مسابقات انتخابی یورو، یک مسیر احتمالی به یورو از طریق پلیآف وجود دارد. مسیر برای یک نسل بااستعداد، میانبری ایجاد میکند تا روند پیشرفت را سریعتر کنند. قبلا ممکن بود یک دهه یا بیشتر برای بهبود تدریجی طول بکشد!
وقتی لیگ ملتها در سال ۲۰۱۸ معرفی شد با درجاتی از شک و تردید روبهرو بودبم و به نظر نمیرسد تمام تغییرات در ساختار این رقابتها کاملاً مفید باشد. جام جدید در کل، کارساز شده و به عنوان یک یادآوری خوشایند عمل میکند. گاهی اوقات، مدیران این ورزش کارها را درست انجام میدهند!