ترامپ در حال برچیدن دنیایی است که آمریکا ساخته است
انقلاب MAGA برای از بین بردن نظم جهانی که معتقد است ایالات متحده را تضعیف می کند، در عوض، خلأ ایجاد می کند که روسیه، چین و دیگران برای پر کردن آن عجله دارند.
اوضاع از کنترل خارج می شود. جنگ هایی که قرار بود مهار شوند، در سراسر مرزها گسترش می یابند و قدرت های جدید را به درگیری هایی می کشاند که به راحتی نمی توانند کنترل شوند.
«جنگ تمام عیار» روسیه علیه اوکراین با حملات مخفیانه که متحدان اروپایی کیف و حتی ایالات متحده را هدف قرار میدهند، از میدان نبرد فراتر میرود. در خاورمیانه، جنگی که رهبران آمریکا تصور میکردند یک کمپین کوتاه و تند برای سرنگونی رژیم ایران است، به یک درگیری بدون خروج تبدیل شده است، منطقه را بیثبات میکند، بازارهای جهانی انرژی را مختل میکند، و متحدان ایران را در یمن و عراق به رویارویی با عربستان سعودی میکشاند، در حالی که چین تسلیحات و اطلاعات به تهران میدهد.
ما وارد دوره بزرگ بینالسلطنه شدهایم - شکاف بین سلطنت حاکمان، در مقیاس جهانی.
این فضای مرزی بین قرن آمریکایی و هر چیزی است که بعدا می آید. نمیتوانیم با قاطعیت بگوییم چه قدرت یا ایدهای هدایتگر جهان را در قرن آینده نظم خواهد داد. اما می توانیم مطمئن باشیم که هرج و مرج پیش از آن خواهد بود.
MAGA تصمیم گرفت تا نظم پس از جنگ را از بین ببرد زیرا معتقد بود که نظم آمریکا را تضعیف کرده است. به آمریکاییها گفته شد که «اول آمریکا» با رد محدودیتها و تلقی قدرت آمریکا بهعنوان چیزی که باید بدون عذرخواهی از آن استفاده کرد، کشور را قویتر خواهد کرد. در عوض، عقبنشینی از رهبری جهانی، خلاء ایجاد میکند که قدرتهای دیگر در حال پر کردن آن هستند - باعث میشود جهان از ثبات و امنیت آمریکا کمتر شود.
دشمنانی مانند روسیه و چین نه تنها نسبت به همسایگان خود، بلکه نسبت به خود ایالات متحده نیز تهاجمی تر می شوند. آنها احساس ضعف می کنند زیرا آمریکا اتحادهای خود را رها می کند، زیرا مفاهیم مبهم مانند حقوق بشر و قوانین جنگ را منسوخ اعلام می کند، و در حالی که متعهد به اقدام نظامی پرهزینه یکجانبه در سراسر جهان است.
توماس هابز، در لویاتان، ناامنی را به عنوان حالتی توصیف می کند که ناشی از «عدم قدرت مشترک برای ترس» است. مهم نیست که شما در مورد سازمان ملل چه فکر می کنید، هرگز یک دولت جهانی وجود نداشته است. اما از سال 1945، نظام بینالملل چیزی شبیه نظم داشته است - و تهدید آرماگدون هستهای مانع از آتشسوزی جهانی شد. انتخاب سردبیر 250 آلبوم برتر قرن 21 تا کنون 100 بهترین قسمت تلویزیونی تمام دوران 500 آلبوم برتر تمام دوران 100 بهترین فیلم قرن 21
قدرتهای بزرگ هماکنون در حال جنگ هستند، نه مستقیما با یکدیگر - و سایه یک جنگ جهانی بیش از پیش بزرگتر میشود.
برای بیش از هشت دهه، اگر بحرانی نظام بینالملل را تهدید میکرد، میتوانستید روی حضور آمریکا حساب کنید. واشنگتن گروههای جنگی را مستقر کرد، برنامههای کمکی ایجاد کرد، اقدامات مخفیانه انجام داد و فضایل یک نظم مبتنی بر قوانین را تبلیغ کرد. گاهی آن رهبری نجیب بود، گاهی مصیبت بار. اما فرض اساسی این بود که قدرت آمریکا می تواند ثبات ایجاد کند - و این ثبات در خدمت منافع آمریکاست.
در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ، هیچ کس نمی داند که آیا یا چه زمانی آمریکا ظاهر خواهد شد. تضمین های واشنگتن مشروط، وعده هایش بی معنی و انگیزه هایش مبتذل است.
برخی این را بازگشتی به واقعگرایی میدانند: دولتها دوستی ندارند، فقط منافعی دارند. شاید. انتظار اینکه ایالات متحده به طور نامحدود بر جهان تک قطبی تسلط داشته باشد، هرگز واقع بینانه نبود. رؤسای جمهور هر دو حزب محدودیت های قدرت آمریکا را درک کردند.
رئیس جمهور ریچارد نیکسون در سال 1969 گفت: "آمریکا نمی تواند - و نمی تواند - همه برنامه ها را طراحی کند، همه برنامه ها را طراحی کند، همه تصمیم ها را اجرا کند و تمام دفاع از ملت های آزاد جهان را به عهده بگیرد." مطالب مرتبط کن کیسی از Dropkick Murphys میگوید اد شیران با مکلمور زانو زد: «درست با من نمینشیند» اد شیران بازکننده آرون رو از خواننده دفاع میکند، میگوید تمرکز باید روی رابرت کرافت باشد. هوش مصنوعی ساختگی ارتش با چین جنگ شروع شده است
: گزارش خودخوانده مدافع آزادی بیان ممنوعیت CNN، MSNOW، Politico از کاخ سفید
اما نه نیکسون و نه کلینتون استدلال نکردند که به رسمیت شناختن این محدودیت ها مستلزم کنار گذاشتن رهبری آمریکا است.
حتی پس از حملات تروریستی 11 سپتامبر 2001، زمانی که تشکیلات سیاسی کشور غرق در هراس، اندوه و خشم بود، تعداد کمی به طور جدی فکر می کردند که به درون خود نگاه کنند و به تنهایی ادامه دهند. پرزیدنت جورج دبلیو بوش به دنبال حمایت بین المللی برای تهاجم به افغانستان بود و آن را به دست آورد. او حتی برای حمله به عراق، با وجود همه تفاوتهایی که ایجاد کرد، به دنبال تایید سازمان ملل بود.
درک شورش MAGA بدون آنچه بعد از آن اتفاق افتاد دشوار است: دو دهه جنگ، هزاران تلفات، هزینه های هنگفت، عقب نشینی نیمه تمام از عراق که به پیدایش دولت اسلامی کمک کرد - و در نهایت، خروج مفتضحانه آمریکا از کابل.
با طولانی شدن جنگ ها، تشخیص سخت تر شد: آمریکا نه به دلیل پیچیدگی و مبهم بودن وظیفه ای که برای دستیابی به آن در نظر گرفته بود، بلکه به این دلیل که رهبران آن دشمن را اشتباه درک کرده بودند، شکست می خورد. این منطق دشمن ساده تری را به وجود آورد. مبارزات انتخاباتی ترامپ در سال 2015 زمانی که مردی در نیوهمپشایر به او گفت: "ما در این کشور مشکل داریم. اسمش مسلمان است" و پرسید: "چه زمانی می توانیم از شر آنها خلاص شویم؟" جورج دبلیو اعلام کرده بود که اسلام دین صلح است. بسیاری از آمریکایی ها آن را نخریدند.
تشکیلات سیاست خارجی پس از 11 سپتامبر نوید پیروزی و شکست را داد. نخبگانی که آن سیستم را ساختند ثابت کردند که نمی توانند توضیح دهند که چرا قدرت آمریکا شکست خورده است.
MAGA به جای زیر سوال بردن مفروضات ناقص پشت جنگ علیه تروریسم، به طور فزاینده ای «جهانی گرایان» را که این سیستم را ساخته بودند برای عقب نگه داشتن قدرت آمریکا سرزنش می کرد. اگر آمریکا می توانست بیست سال در خارج از کشور بجنگد و باز هم شکست بخورد، شاید خود اتحادها، نهادها و تعهدات بین المللی مشکل ساز باشند.
حمله به اسرائیل در 7 اکتبر 2023 این ایده را تقویت کرد که آمریکا درگیر درگیری تمدنها، اگر نه با اسلام، با تهدیدی بزرگتر از تروریستهای تصادفی است. زمانی که ترامپ به قدرت بازگشت، منطق قدیمی جنگ علیه تروریسم به دنبال یک هدف جدید بود و به یک مورد علاقه قدیمی بازگشت: ایران.
متأسفانه، دیگر واقعا مهم نیست که چرا ترامپ با ایران وارد جنگ شد. ایالات متحده نمی تواند هیچ استراتژی معناداری را اجرا کند. در پاسخ به رویدادها باقی مانده است. تنها برنامه رئیس جمهور این است که امیدوار باشد رژیم ایران قبل از اینکه اقتصاد جهانی فرو بریزد.
راز اتاق را ترک کرده است، جنگ با ایران حقیقت را فاش کرده است: شبکه جهانی تأسیسات نظامی آمریکا که با هزینههای هنگفت در طول دههها ساخته شده است تا قدرت آمریکا را به نمایش بگذارد، دیگر یک مزیت استراتژیک نیست - بلکه یک مسئولیت است. بسیاری از پایگاههای پیشروی که در سراسر خاورمیانه پراکنده شدهاند، اکنون ویرانههایی در حال دود شدن هستند. واقعیت استراتژیک جدید این است که فناوری ارزان - پهپادها، موشکها، هوش مصنوعی و حسگرها - حتی پیشرفتهترین ارتشها را تهدید میکند. زمین بازی مساوی شده است.
MAGA به گذشته ای خیالی از قدرت بی بند و بار آمریکایی نگاه می کند و اعلام می کند که جهانی که کشورشان از سال 1945 به بعد ساخته است یک اشتباه است. بدون شک سیستم پس از جنگ واقعا نیاز به اصلاح دارد. اما اصلاح نظم موجود با کنار گذاشتن آن تفاوت اساسی دارد.
آمریکایی ها مدت هاست متقاعد شده اند که داستان آنها یک داستان پیشرفت ابدی است. از شهر روی تپه تا دره سیلیکون، آمریکاییها با خوشبینی در جهان قدم میزنند. آمریکایی ها که همیشه به آینده نگاه می کنند، در بازسازی یا اصلاحات خوب نیستند، زیرا برای آنها «تاریخ باستانی» 20 سال پیش است.
در بیشتر نقاط جهان، یادگارهای گذشته در همه جا هستند - خاک را خراش دهید، و می توانید نشانه هایی از عظمت را پیدا کنید که مدت ها فراموش شده اند. اما تنها تعداد انگشت شماری مکان در آمریکای شمالی وجود دارد که می توانید بقایای تمدن های ناپدید شده را تماشا کنید.
شاید به همین دلیل است که آمریکایی ها به سختی فکر می کنند که ممکن است ثروت و عظمتی را که اجدادشان آفریده اند از دست بدهند. آنها به ندرت باید به ویرانه های گذشته نگاه کنند و به زودگذر بودن قدرت دنیوی فکر کنند.
متن اصلی (انگلیسی)
Trump Is Dismantling the World America Built
The MAGA revolution set out to dismantle a global order it believes weakens the U.S. Instead, it’s creating a vacuum that Russia, China, and others are rushing to fill