ترامپ فقط توضیح داد که چرا یک آژانس هوش مصنوعی نمی تواند کار کند. او حق دارد
شرکت های هوش مصنوعی در حال حاضر سیستم های ایمنی داخلی دارند. آنچه آنها نیاز دارند تنظیم استاندارد و ممیزی مستقل است - نه یک تنظیم کننده تحت کنترل کاخ سفید.
روز دوشنبه، رئیس جمهور آمریکا اعلام کرد که تنها چیزی که به هوش مصنوعی نیاز دارد، «یک رئیس جمهور قوی و باهوش (IQ بالا!) است. رفلکس در واشنگتن و در آزمایشگاه ها این است که با آن به عنوان یک مانع برخورد کنند. بهتر است به عنوان یک هشدار درک شود. از زمانی که دادگاه عالی در ماه ژوئن تصمیم ترامپ علیه اسلتر را صادر کرد، همه آژانسهای فدرال پاسخهای فدرال رزرو را به کاخ سفید میدهند. تنظیم کننده هوش مصنوعی نیز از این قاعده مستثنی نخواهد بود. برنی سندرز می خواهد تا زمانی که آژانس کابینه جدید تشکیل شود، مکث کند. جان تون دفتری میخواهد که بتواند جلوی انتشار یک مدل را بگیرد، مجری که نشان نظارت را بر تن دارد.
وزارت خزانه داری یک FINRA برای هوش مصنوعی می خواهد که به یک مقام وزارت خزانه داری گزارش دهد. هر پیشنهاد با یک مقام فدرال خاتمه می یابد که برای رئیس جمهور کار می کند و رئیس جمهور می تواند به میل خود او را اخراج کند.
آزمایشگاه ها این را می دانند. به همین دلیل است که داریو آمودی، سام آلتمن و ایلان ماسک هرکدام در فهرست های خود گفته اند که قوانین می خواهند و از تنظیم کننده می ترسند. آنها گزینه بهتری از آنچه که تصور می کنند دارند و آن نشستن در کابینت پرونده خودشان است.
هر موضعی در این بحث فرض میکند که حکومت از زمانی آغاز میشود که دولت اقدام کند. گزارش خلاف این را می گوید. قبل از انتشار AlphaFold، DeepMind با بیش از سی متخصص خارجی در زمینههای زیستشناسی، امنیت زیستی، اخلاق زیستی و حقوق بشر مشورت کرد و توصیههای آنها باعث شکلگیری این انتشار شد. اکنون هر آزمایشگاه بزرگ یک چارچوب ایمنی منتشر میکند که قابلیتهایی را که میتواند پرتاب را متوقف کند، منتشر میکند، و از ژانویه، کالیفرنیا بزرگترین آنها را ملزم میکند که این چارچوب را منتشر کند و حوادث جدی را ظرف 15 روز گزارش کند.
هر مدلی با یک کارت سیستم ارسال میشود، معادل درج بستهبندی دارو، که فهرستی از کارهایی که نمیتواند انجام دهد و کجاها خراب میشود، ارائه میشود. خارجی ها اکنون قبل از انتشار آزمایش می کنند. موسسه امنیت هوش مصنوعی بریتانیا قبل از راه اندازی GPT-5.5 OpenAI را دریافت کرد، یک جیلبریک جهانی پیدا کرد و نتیجه را منتشر کرد. METR، یک ارزیاب مستقل، یک ماه در بهار امسال با مدلهای منتشرنشده در چهار آزمایشگاه در یک زمان فرصت داده شد.
در ماه آوریل، آنتروپیک به این نتیجه رسید که توانمندترین مدل آن برای انتشار عمومی بسیار خطرناک است، آن را به گروه کوچکی از شرکای دفاعی امنیت سایبری محدود کرد و تنها در ماه ژوئیه پس از امضای دولت فدرال، دسترسی را گسترش داد. مایکروسافت یک دولت داخلی کامل ایجاد کرد. کمیته ای از مدیران ارشد استاندارد هوش مصنوعی مسئول خود را می نویسد. یک دفتر هوش مصنوعی مسئول آن را از طریق قهرمانان تعبیه شده در هر تیم مهندسی اجرا می کند.
بررسی Sensitive Uses بیش از 1900 پرونده را از سال 2019 رسیدگی کرده است، 450 مورد از آنها در سال گذشته، دلایلی از سابقه، به رئیس اجرایی افزایش یافته است، و زمانی از قرار دادن تشخیص چهره در زمان واقعی در دوربین های بدن پلیس خودداری کرده است. یک کمیته هیئت مدیره بر همه آن نظارت دارد.
من این ساختارها را در کتابی در مورد نحوه اداره شرکتها قبل از رسیدن قانون ثبت کردم. یافته قابل توجه این بود که دولت ها چه کردند. قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپا رژیمی را اختراع نکرد. از همان چیزی که شرکت ها ساخته بودند، با قوانین، بازبینی اجرایی و نظارتش تقریبا دست نخورده کپی کرد. در هوش مصنوعی، مقررات از حکمرانی ناشی می شود، نه برعکس.
چیزی که شرکت ها نمی توانند بسازند تنها چیزی است که هر یک از اینها را برای یک خارجی معتبر می کند. هیچ کس مستقل بررسی نمی کند که این روند اتفاق افتاده است. ما قبلا آزمایش ساختار اعتماد را به جای آن اجرا کرده ایم. هیئت غیرانتفاعی OpenAI به عنوان چک مدیر اجرایی آن طراحی شد و در تماس با او منحل شد. منشورها و بیانیه های ماموریت خود به خود اجرا نمی شوند. آنچه الزام آور است، رویه ای است که شخص بیرونی آن را بازرسی می کند. کالیفرنیا هفته گذشته بازرسان را ثبت کرد.
اما آنها در برابر چه چیزی بازرسی می کنند؟ قطعه گمشده یک استاندارد مکتوب است که الزاماتی را تعیین میکند که آزمایشگاههای مرزی باید برآورده شوند، بهعلاوه گروهی از حسابرسان که تأیید میکنند هر آزمایشگاه آنچه استاندارد میگوید را انجام داده است. حسابداری دقیقا این مشکل را پنجاه سال پیش حل کرد، و من بخش زیادی از زندگی حرفهای خود را صرف مطالعه این موضوع کردهام.
استانداردهای حسابداری توسط دولت نوشته نشده است. در سال 1973، نهادهای خود این حرفه کمیته استانداردهای حسابداری بین المللی را در لندن راه اندازی کردند و برای یک ربع قرن یک باشگاه بود. سپس SEC از به رسمیت شناختن قوانین خود امتناع کرد، مگر اینکه باشگاه تغییر کند. در سال 2001، هیئت تنظیم استاندارد از صنعتی که هزینه آن را پرداخت می کرد، جدا شد. اعضای آن تمام وقت شدند، وابستگی های شرکتی خود را رها کردند و از بنیادی که تحت کنترل خود نبودند حقوق می گرفتند.
در سال 2009، هیئت نظارت بر تنظیمکنندگان اوراق بهادار، از جمله کمیسیون بورس و اوراق بهادار و کمیسیون اروپا، در مورد اینکه چه کسی در هیئت مدیره حضور دارد و نه چیز دیگری، حق وتو گرفتند. امروزه بیش از 140 حوزه قضایی به این استانداردها نیاز دارند. ایالات متحده هرگز آنها را قبول نکرد و هرگز مجبور نشد. هیئت مدیره خود، FASB، همان طرحی است که تحت پرچم دیگری قرار دارد و قوانین آمریکا دقیقا به دلیل خصوصی بودن آن را به رسمیت می شناسد.
در اینجا چیزی است که باید این کاخ سفید را مورد توجه قرار دهد. هر آنچه که یک آژانس فدرال هوش مصنوعی تأیید کند، در بروکسل، توکیو، دهلی یا ریاض قابل باور نخواهد بود، زیرا اکنون همه می دانند چه کسی آن را کنترل می کند. هیئتی که مالک ملی ندارد، می تواند بدون خجالت توسط دولت های دیگر پذیرفته شود. این تمام جایزه برای شرکت های آمریکایی است. قانونی که یک تنظیم کننده خارجی به آن اعتماد دارد پاسپورتی است که یک مدل آمریکایی باید در آنجا فروخته شود. این کشور اقدام آمریکا را بدون معاهده، بدون آژانس و بدون خرج کردن یک دلار فدرال صادر می کند.
رئیس جمهور یک صندلی در هیئت نظارت را حفظ می کند و قدرت نه گفتن را حفظ می کند.
آزمایشگاه ها از ماه جولای تشکیل شده اند. مشاور هوش مصنوعی کاخ سفید، دیوید ساکس، پیش از این به آنها هشدار داده بود که "از تظاهر به تعلیق قانون ضد انحصار دست بردارند تا بتوانید یک کارتل تشکیل دهید." آزمایشگاهها سالها از طریق تالار گفتمان مدل مرزی و به اشتراک گذاشتن هنجارهای تیم قرمز، روی تمرین هماهنگ شدهاند، و نتیجه مدلهای ایمنتر بود، نه قیمتهای بالاتر. چیزی که یک کارتل را از یک استانداردساز جدا می کند، نیات افراد حاضر در اتاق نیست، بلکه خود فرآیند تنظیم استاندارد است. افرادی که استاندارد را می نویسند باید تمام وقت و بدون هیچ گونه ارتباط مالی با صنعتی که تنظیم می کنند باشند.
پول باید در بنیادی باشد که شرکت ها سرمایه گذاری می کنند اما هدایت نمی کنند. دولت هایی که این استاندارد را اتخاذ می کنند باید بر روی انتصاب ها حق وتو داشته باشند و نه بیشتر. و انطباق باید توسط حسابرسان ثبت شده تأیید شود، نه توسط شرکت هایی که خود رتبه بندی می کنند.
این تفاوت بین صنعتی است که از خود محافظت می کند و صنعتی که خود را مسئول می کند. آزمایشگاهها بهتر از هر تنظیمکنندهای میدانند که چه زمانی یک مدل آماده است، و آنها فرآیندهایی را برای برقراری این تماس ایجاد کردهاند. کاری که آنها اکنون باید انجام دهند این است که این تماس را به کسی برسانند که نمی توانند بر او غلبه کنند. آژانس نمی تواند این نقش را ایفا کند. یک هیئت استاندارد می تواند، و به شرکت های آمریکایی قانونی می دهد که بقیه دنیا مایل به اعتماد هستند.
نظرات بیان شده در نظرات Fortune.com صرفا نظرات نویسندگان آنها است و لزوما منعکس کننده نظرات و اعتقادات Fortune نیست.
این داستان در ابتدا در سایت Fortune.com منتشر شد
متن اصلی (انگلیسی)
Trump just explained why an AI agency cannot work. He is right
AI companies already have internal safety systems. What they need is independent standard-setting and auditing—not a White House-controlled regulator.