تراژدی هکر ۱۵ سالهای که پنتاگون را لرزاند و بهایش را با جانش داد
مأموران سرویس مخفی در سال ۲۰۰۸ به خانهی هکر جوانی هجوم بردند که سالها پیش ناسا را هک کرده بود، غافل از اینکه طوفانی مرگبار در راه است.
مأموران سرویس مخفی در سال ۲۰۰۸ به خانهی هکر جوانی هجوم بردند که سالها پیش ناسا را هک کرده بود، غافل از اینکه طوفانی مرگبار در راه است.
وقتی نام پنتاگون و ناسا به میان میآید، ذهنها به سمت ارتشهای سایبری، جاسوسان بینالمللی و لایههای امنیتی نفوذناپذیر میرود. اما در سال ۱۹۹۹، تمام این ابهت پوشالی توسط یک نوجوان ۱۵ ساله، آن هم صرفاً از اتاق خواب خانهاش در فلوریدا فرو ریخت.
جاناتان جیمز، نابغهای که فقط برای تمرین زبان برنامهنویسی به حساسترین شبکههای نظامی جهان نفوذ کرد و بزرگترین آژانسهای امنیتی آمریکا را به زانو درآورد، هرگز تصور نمیکرد که این کنجکاوی کودکانه، او را به تاریکترین مسیر زندگیاش بکشاند؛ مسیری که در نهایت به یک تراژدی هولناک ختم شد و او بهایش را با جانش پرداخت .
داستان از سال ۱۹۸۹ در یکی از شهرکهای حومهای جنوب فلوریدا آغاز شد، وقتی جاناتان جیمز پسربچهای ششساله بود. در ساعاتی که همسنوسالهایش در کوچهها میدویدند و بازی میکردند، جاناتان در خانه میماند و به نمایشگر کامپیوتر خانوادگی خیره میشد.
پدر جاناتان برنامهنویس بود و بهمرور زمان نگران وابستگی شدیدش به سیستم شد و تصمیم گرفت با نصب نرمافزار کنترل روی سیستم، دسترسی پسرش را محدود کند؛ اما جاناتانِ خردسال خیلی زود قفل نرمافزار پدر را شکست و راه خود را به درون سیستم باز کرد.
با ورود به سالهای نخست نوجوانی، بازیهای کامپیوتری جای خود را به کتابهای قطور آموزش زبان برنامهنویسی C و سیستمعامل یونیکس دادند؛ جاناتان ساعتهای طولانی، اغلب تا دل شب، مینشست و کدهای منبع را میخواند و با دیگر علاقهمندان کامپیوتر در تالارهای آنلاین حرف میزد.
روزی سیستمعامل ویندوز را به طور کامل از روی کامپیوتر خانواده پاک و بهجای آن لینوکس نصب کرد؛ کاری که از یک سو نبوغ سرکش او را نشان میداد و از سوی دیگر، مشاجرههای بیپایانی را با والدینش رقم زد. خرید یک کامپیوتر شخصی مجزا هم کمکی به آرامکردن تنشها نکرد و کار به جایی رسید که پدر و مادرش برای بازگرداندن او به زندگی عادی، کامپیوترش را توقیف کردند.
جاناتان از کودکی کامپیوتر را ابزاری برای محک زدن مرزهای تواناییاش میدانست
جاناتان سیزدهساله، از خانه بیرون رفت و به مادرش تلفن زد و گفت تا کامپیوترش را پس نگیرد، به خانه برنمیگردد. بالاخره والدینش او را در کتابفروشی نزدیک خانه پیدا کردند. جاناتان کامپیوتر را فقط برای سرگرمی نمیخواست؛ سیستم به او فرصتی میداد مرز تواناییاش را محک بزند و هر بار کمی جلو برود. دیگر حاضر نبود ازآندست بکشد.
در آن روزها، والدینش تلاش میکردند او را از صفحهکلید و مانیتور دور نگه دارند؛ اما خیلی زود، دولت فدرال آمریکا وظیفه جداکردن جاناتان از کامپیوتر را بر عهده گرفت.
کنجکاوی جاناتان بهتدریج از کامپیوتر خودش به شبکههای دیگر رسید. او در پانزدهسالگی، از پسرکی کنجکاو به هکری تمامعیار تبدیل شده بود که در دنیای زیرزمینی اینترنت با نام مستعار «c0mrade» شناخته میشد. بسیاری از مواقع به تخریب سیستمها یا سرقت اطلاعات مالی فکر نمیکرد. چیزی که به او حس خوب و وصفناپذیری میداد، این بود که در نبردهای فکر پیروز شود و کنترل را در دست بگیرد. «در داشتن کنترل» مجذوب، شیفته و وسوسهاش میکرد.
ارسال ایمیل به مدیران شبکه برای اصلاح آسیبپذیریها، غالباً بینتیجه میماند
هرچه دیوارهای امنیتی یک شبکه ضخیمتر و پیچیدهتر به نظر میرسیدند، جاذبهی بیشتری برای جاناتان داشتند. او وارد سیستم میشد، آسیبپذیری شبکه را به خودش ثابت میکرد و سپس بدون دستزدن به فایلها یا آلودهکردن سیستم به ویروس، آنجا را ترک میکرد.
گاهی پس از یافتن آسیبپذیریها، به مدیران شبکه ایمیل میزد و نقاط ضعف و روش برطرفکردنشان را توضیح میداد، هرچند به گفتهی خودش، مدیران غالباً هیچ توجهی نشان نمیدادند.
ژوئن ۱۹۹۹، جاناتان به دنبال چالش جدیدی میگشت و تصمیم گرفت مرکز پروازهای فضایی مارشال ناسا در هانتسویل آلاباما را هدف قرار دهد. او از طریق روشهایی که جزئیات فنی آن تا به امروز در هالهای از ابهام قرار دارد، به ۱۳ کامپیوتر این مرکز دسترسی پیدا کرد و تصمیم گرفت برای اولینبار، فایلی را از سرورهای هدف دانلود کند.
فایل در اصل نرمافزار اختصاصی کنترل دما و رطوبت ایستگاه فضایی بینالمللی بود که وزارت دادگستری آمریکا ارزشش را ۱٫۷ میلیون دلار برآورد میکرد. جاناتان بعدها در مصاحبهای درباره انگیزهاش از دانلود این فایل گفت:
در واقعیت هم دانلودکردن نرمافزار به جاناتان اجازه نمیداد سیستمهای ایستگاه فضایی را از راه دور کنترل کند. ارسال دستور به فضاپیما، با اختیار داشتن سورس کد با فاصلهی زیادی داشت و مراحل بسیار پیچیدهتر و دسترسیهای متفاوتی را میطلبید. ایستگاه فضایی هم در آن زمان هنوز خدمه دائمی نداشت.
با این حال کاری که جاناتان کرد نقض امنیتی مهمی محسوب میشد و شوک بزرگی به ناسا وارد کرد. آژانس فضایی مجبور شد سیستمهای خود را به مدت سه هفته به طور کامل خاموش کند که این تعطیلی، حدود ۴۰ هزار دلار خسارت مستقیم روی دست آنها گذاشت.
سرک کشیدن به سرورهای ناسا و پنتاگون، تنها برای اثبات تواناییهای شخصی بود
دو ماه پس از ماجرای ناسا، جاناتان پنتاگون را بهعنوان هدف بعدیاش انتخاب کرد و بعد آژانس کاهش تهدیدات دفاعی (DTRA) را نشانه گرفت؛ نهادی فوقالعاده حساس که وظیفه تحلیل و مقابله با تهدیدات هستهای، شیمیایی و بیولوژیکی علیه آمریکا را بر عهده دارد.
جیمز از اواخر اوت تا اواخر اکتبر ۱۹۹۹ به بخشی از شبکه مورداستفاده این آژانس نفوذ کرد. روی یک سرور در دالس ویرجینیا در پشتی گذاشت تا راهی پنهان برای بازگشت به سیستم داشته باشد. برنامهی او بیش از ۳۳۰۰ پیام الکترونیکی و نام کاربری و گذرواژه ۱۹ نفر از کارمندان را رهگیری کرد که دستکم ده مورد از آنها به کامپیوترهای نظامی دسترسی داشتند.
در ذهن نوجوان ۱۵ساله، تمام این ماجراجوییها کاوشی سرگرمکننده به نظر میرسید؛ اما مقامات قضایی و امنیتی آمریکا، دیدگاه کاملاً متفاوتی داشتند. چیزی که بعدها در مصاحبهاش چالش مینامید، در پروندهی قضایی به دسترسی غیرمجاز و شنود ارتباطات تبدیل شد.
سپیدهدم یکی از روزهای ژانویه سال ۲۰۰۰، درست یک ماه پس از آنکه جاناتان شمع تولد ۱۶ سالگیاش را فوت کرد، کابوس از راه رسید. او حالا چندین کامپیوتر در اتاقش داشت، با شبکه وسیعی از هکرها در ارتباط بود و ترفندها و راهکارهایش را با آنها ردوبدل میکرد. اوقات فراغتش را هم با مطالعه کتابهای پیشتازان فضا میگذراند.
آن روز صبح، مادرش وارد اتاق شد، او را بیدار کرد و با صدایی لرزان گفت: «جاناتان عزیزم، مأموران افبیآی پشت در هستند، نمیدانم چه شده ولی خوب نیست.»
مأموران فدرال خانه را محاصره کرده بودند. آنها پنج دستگاه کامپیوتر، دستیار دیجیتال شخصی (Palm Pilot)، تعدادی سیدی و به شکلی عجیب، کتاب داستان پیشتازان فضای او را بهعنوان مدرک جرم ضبط کردند. جاناتان در جریان بازجویی، با صداقت تمام کارهایش را گردن گرفت و قول داد که برای همیشه از هککردن دست بکشد.
سپس سه ماه سکوت مطلق برقرار شد تا اینکه صدور کیفرخواست رسمی، مسیر زندگی این نوجوان را برای همیشه تغییر داد. جاناتان جیمز به جوانترین فرد در تاریخ ایالات متحده تبدیل شد که به جرم نقض قوانین جرایم سایبری محکوم میشد.
تجربهی تلخ کانون اصلاح و تربیت، روحیه نابغه جوان را در هم شکست
اگر در زمان ارتکاب جرم به سن قانونی رسیده بود، دستکم یکدهه در زندان فدرال نگهش میداشتند، اما بهخاطر سن کمش دادگاه میامی او را به شش ماه حبس خانگی، ممنوعیت کامل استفاده از کامپیوتر برای امور تفریحی و نوشتن نامههای عذرخواهی رسمی به ناسا و وزارت دفاع محکوم کرد.
اندکی بعد، تست مواد مخدر جاناتان مثبت شد؛ تخلفی آشکار در آزادی مشروط و قاضی حکم داد او شش ماه را در کانون اصلاح و تربیت نوجوانان بگذراند. تجربهی همسلولی شدن با مجرمان واقعی، روحیه جاناتان را بهشدت در هم شکست. پدرش بعدها تعریف کرد که زندان، پسرش را به انسانی خاموش، بیانگیزه و منزوی تبدیل کرد.
او در همان سالهای آغازین پرونده گفته بود که هک برایش «تفریح و بازی» بوده، اما رفتن به زندان ارزش تکرارش را ندارد. اما زندگیاش پس از پرونده نیز شباهتی به مسیر سادهی نوجوانی مستعد نداشت. سال ۲۰۰۲ وقتی ۱۸ساله بود، مادرش بر اثر سرطان سینه درگذشت.