پرش به محتوای اصلی

"تنزل شناختی"؛ چرا مغز انسان داوطلبانه تسلیم الکل می‌شود؟

دویچه‌وله فارسی۱۴۰۵ مهر ۹, پنجشنبه، ساعت ۱۴:۵۵حدود 6 دقیقه مطالعه

"نظریه فرار" بررسی می‌کند که چگونه مصرف الکل به عنوان شکلی شیمیایی از "مازوخیسم روان‌شناختی" عمل می‌کند. انسان با نوشیدن الکل مغز را مختل می‌‌سازد تا از بار دردناک خویشتن‌داری و آگاهی بگریزد.

"نظریه فرار " (Escape Theory) بررسی می‌کند که چگونه مصرف الکل به عنوان شکلی شیمیایی از " مازوخیسم روان‌شناختی " عمل می‌کند. انسان با نوشیدن داوطلبانه یک سم عصبی (نوروتوکسین) جهت ایجاد "تنزل شناختی"، پیشرفته‌ترین پردازنده عصبی خود را به طور سیستماتیک مختل می‌‌کند تا از بار دردناک خویشتن‌داری و آگاهی بگریزد .

میلیون‌ها سال تکامل، شکل‌گیری و توسعه قشر پیش‌پیشانی مغز، توانایی تفکر انتزاعی، برنامه‌ریزی بلندمدت و خودآگاهی پیچیده را به انسان اعطا کرد .

اما این سطح بالای آگاهی، بهایی بسیار سنگین دارد. برخلاف سایر گونه‌های حیات، انسان‌ها همواره درگیر قضاوت کردن خود، اضطراب‌های وجودی و آگاهی دردناک از محدودیت‌ها و نیستی خویش هستند. از این رو، آگاهی هم‌زمان به عنوان یک مزیت عالی تکاملی و یک منبع مداوم رنج روان‌شناختی زیست می‌کند .

بر اساس "نظریه فرار" که توسط پروفسور روی باومایستر (Roy F. Baumeister) مطرح شده، زمانی که الزامات و فشار حفظ تصویر از خود (Self-concept) بیش از حد سنگین می‌شود، انگیزه‌ای قوی برای فرار از خودآگاهی در فرد شکل می‌گیرد .

" خویشتن" تنها یک هویت منفعل در ذهن نیست؛ بلکه یک قاضی سخت‌گیر، فعال و پرتوقع است. هنگامی که استانداردهای درونی انسان برآورده نمی‌شوند یا زمانی که رنج وجودی غیرقابل تحمل می‌شود، مغز به دنبال مکانیزمی می‌‌گردد تا این تک‌گویی و قضاوت درونی را خاموش کند. در این سیاق، سوءمصرف مواد، به‌ویژه مصرف الکل نه صرفا جستجوی لذت، بلکه فراری آگاهانه و داوطلبانه از بار سنگین شناخت خویشتن است .

از دیدگاهی صرفا زیست‌شناختی و منطقی، مصرف الکل نشان‌دهنده یک عدم انطباق تکاملی و یک پارادوکس عمیق رفتاری است. انسان‌ها منابع مالی، اقتصادی و جسمی خود را صرف خریداری یک سم عصبی شیمیایی و قوی می‌کنند .

این ماده سمی پس از بلع، مستقیما قشر پیش‌پیشانی مغز یعنی همان مرکز عصبی مسئول پردازش‌های منطقی و تصمیم‌گیری‌های پیچیده را هدف قرار داده و فعاليت آن را کند می‌‌کند. این رفتار بازتابی از مازوخیسم (خودآزاری) کلاسیک روان‌شناختی است: آسیبی داوطلبانه و خودخواسته با هدف تغییر دادن سطح آگاهی. فرد با مسموم کردن سیستم عصبی خود. فرد آگاهانه قدرت پردازش ذهن را مختل می‌سازد تا هوش پیچیده را با بی‌حسی موقت معاوضه کند .

اکثر مردم تصور می‌کنند چون الکل قانونی است، پس کاملا بی‌خطر است. واقعیت این است که الکل در صورت سوءمصرف می‌تواند به اندازه بسیاری از مواد غیرقانونی و حتی بیشتر از آن‌ها خطرناک باشد. برای درک آسیبی که الکل ایجاد می‌کند، بررسی مسئله الکلیسم و تاثیری که اعتیاد به الکل بر مغز می‌گذارد، بسیار حائز اهمیت است .

تشخیص اینکه چه زمانی مصرف الکل از نوشیدن اجتماعی عبور کرده و به " حد مشکل‌ساز " تبدیل می‌شود دشوار است. برای اکثر مردم، این اتفاق حتی بدون آنکه خودشان متوجه شوند رخ می‌دهد. اما زیر این سطح، اتفاقات زیادی در مغز در حال رخ دادن است .

تحقیقات به دانشمندان کمک کرده تا کشف کنند که مصرف مداوم و منظم الکل می‌تواند باعث تغییرات ساختاری در مغز شود. سوءمصرف مداوم الکل باعث می‌شود مغز خود را با حضور مستمر این ماده شیمیایی تطبیق دهد و به نوعی، مسیرهای عصبی خود را از نو حول محور آن بازسیم‌کشی (Rewire) کند. این فرآیند تغییر، به عنوان پلاستیسیته عصبی (Neuroplasticity) شناخته می‌شود .

نتیجه این تغییرات آن است که افراد الکلی توانایی کمتری در اتخاذ تصمیم‌های درست و اعمال خودکنترلی پیدا می‌کنند. توانایی متوقف کردن نوشیدن به شدت مختل می‌شود و این موضوع مطلقا هیچ ربطی به اراده یا ضعف شخصیتی ندارد .

ماده شیمیایی ایجادکننده حس خوب در مغز دوپامین نام دارد و این همان ماده‌ای است که هنگام مصرف مواد تغییردهنده خلق‌وخو (مانند الکل) ترشح می‌شود. اولین باری که الکل نوشیدید، مغز شما با آزاد کردن دوپامین واکنش نشان داد و این امر احتمالا منجر به تجربه احساس لذت شدید در شما شد .

دوپامین همچنین بر " مرکز پاداش " مغز تاثیر می‌گذارد، بنابراین وقتی احساس لذت می‌کنید، یاد می‌گیرید که آن رفتار را تکرار کنید.

با این حال، در برخی افراد، الکل می‌تواند سیستم پاداش را به شدت تحت تاثیر قرار داده و آن را بیش از حد تحریک کند که منجر به آزاد شدن مقادیر زیادی دوپامین می‌شود. برای این افراد، الکل حتی لذت‌بخش‌تر است و آن‌ها به زودی شروع به جستجوی مکرر و بیشتر آن می‌کنند .

در روزهای اول، بعید است این مسئله باعث ایجاد مشکلات جدی شود، اما با مرور زمان، ساختار مغز می‌تواند دستخوش تغییر شود. در برخی موارد، تعامل بین نورون‌های خاص و ناقل‌های عصبی تحت تاثیر قرار می‌گیرد. نورون‌ها می‌توانند از نظر فیزیکی تغییر کنند و برخی از مسیرهای داخل مغز تقویت شده یا به طور کامل آسیب ببینند .

با بروز تغییرات در مغز، رفتار شما نیز تغییر خواهد کرد. ممکن است بیشتر و بیشتر دچار اشتغال ذهنی با الکل شوید و حتی زمانی که الکل به زندگی روزمره شما آسیب می‌زند، توانایی متوقف کردن آن را نداشته باشید .

نیاز به الکل شروع به تداخل در مسئولیت‌ها و فعالیت‌ها می‌کند و همه چیزهای دیگر در درجه دوم اهمیت قرار می‌گیرند. پس از مدتی، برای اینکه فقط احساس طبیعی بودن بکنید، به الکل نیاز خواهید داشت .

اگرچه بسیاری از تغییراتی که به دلیل اعتیاد به الکل در مغز رخ می‌دهد می‌تواند دائمی باشد، اما دانشمندان کشف کرده‌اند که با بهبودی و درمان، بازسیم‌کشی مجدد مغز امکان‌پذیر است. همان‌‌طور که نوشیدن مداوم می‌تواند منجر به تغییرات ساختاری در مغز شود، پرهیز مداوم نیز می‌تواند به تغییرات مثبت بینجامد .

با این حال، باید آگاه باشید همان‌طور که اعتیاد به الکل یک‌شبه ایجاد نشده است، بهبودی نیز فرآیندی طولانی‌مدت خواهد بود. اما اگر فرد آماده ایجاد تغییرات و همکاری با ارائه‌دهنده خدمات درمان خود باشد، می‌تواند بر اعتیاد خود غلبه کند .

برای مقابله با رفتارهای اعتیادآور و بازسیم‌کشی مجدد مغز، تعهد به یک برنامه گام‌به‌گام و علمی ضروری است. اگر احساس می‌کنید که شما هم جزو افراد آسیب‌دیده هستید، باید برخی اقدامات را مدنظر قرار دهید، از جمله:

بر اساس استانداردهای بهداشتی، حد مجاز برای کاهش خطر، حداکثر ۱۴ واحد الکل در هفته است. توصیه می‌شود این مقدار را در ۳ روز یا بیشتر تقسیم کنید و حداقل ۳ تا ۴ روز متوالی در هفته را کاملا بدون الکل بگذارید تا مغز فرصت بازسازی داشته باشد .

از ابزارها و اپلیکیشن‌های هوشمند یا یک دفترچه یادداشت استفاده کنید تا هر واحد نوشیدنی را ثبت کنید. آگاهی از میزان دقیق مصرف، اولین قدم برای کنترل رفتار است .

فرد آسیب‌دیده باید در محیط‌های اجتماعی یا هنگام استراحت در خانه، از جایگزین‌های غیرالکلی مانند آب‌های گازدار طعم‌دار، موکتل‌ها، یا نوشیدنی‌های صفر درصد استفاده کند. همچنین قانون " یک لیوان آب بین هر نوشیدنی " را رعایت کنید تا سرعت مصرف کاهش یابد .

نوشیدنی‌ها را با جرعه‌های کوچک‌تر میل کنید، لیوان‌های کوچک‌تر را انتخاب کنید و از خرید نوشیدنی‌های با درصد الکل بالاتر بالا خودداری کنید .

بررسی کنید چه زمان‌ها، مکان‌ها یا احساساتی (مانند استرس کاری، تنهایی، یا حضور در جمع‌های خاص) شما را به سمت مصرف سوق می‌دهند. با شناسایی این عوامل، برنامه‌ای جایگزین برای آن لحظات تدوین کنید .

از نگهداری الکل در خانه خودداری کنید. نبود الکل در دسترس مستقیم، زمان تصمیم‌گیری را افزایش داده و مانع از تصمیمات لحظه‌ای و تکانه‌ای می‌شود .

برنامه‌های اجتماعی خود را حول محور فعالیت‌هایی تنظیم کنید که شامل نوشیدن نمی‌شوند؛ مانند ورزش، رفتن به سینما، رستوران‌گردی یا فعالیت‌های فضای باز .

تصمیم خود را با دوستان نزدیک و خانواده‌ای که از شما حمایت می‌کنند در میان بگذارید. همراهی یک فرد پشتیبان، انگیزه و تعهد شما را به شدت افزایش می‌دهد .

در صورتی که مصرف الکل سنگین یا مداوم بوده است، ترک ناگهانی می‌تواند خطرات جسمی (مانند سندرم محرومیت) داشته باشد. در این شرایط، بهره‌گیری از سم‌زدایی تحت نظارت پزشکی (Medical Detox) و مراجعه به متخصصین اعتیاد یا پزشک عمومی ضروری است .

خواندن متن کامل در دویچه‌وله فارسیبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شودهمه‌ی اخبار جهان