توقف کامل صادرات نفت ایران؛ تورم، فشار بر ارز و سفره مردم
در حالی که صادرات نفت از تنگه هرمز افزایش یافته، فروش نفت ایران بهشدت محدود شده است. ادامه این وضعیت میتواند درآمد ارزی ایران را کاهش دهد و از مسیر افزایش نرخ ارز و تورم، فشار بیشتری بر معیشت مردم وارد کند.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا میگوید ایران احتمالا طی دو هفته آینده آخرین محمولههای نفتی خود را به چین تحویل خواهد داد و پس از آن "چیزی برای مبادله" نخواهد داشت. به گفته وزیر خزانهداری ایالات متحده حدود ۱۵ میلیون بشکه نفت ایران که پیشتر بارگیری شده، هنوز در مسیر تحویل است.
همزمان شرکت دادهپردازی نفت و کالا (کپلر) روز دوشنبه ۶ مهر (۲۸ سپتامبر) اعلام کرد صادرات نفت خام تولیدکنندگان عمده خاورمیانه در سپتامبر به حدود ۱۲.۸ میلیون بشکه در روز رسیده؛ بالاترین میزان از آغاز جنگ. صادرات از مسیر تنگه هرمز نیز به حدود ۷.۴ میلیون بشکه در روز افزایش یافته است.
بخش عمده رشد صادرات اخیر نفت مربوط به دیگر کشورهای خلیج فارس، بهویژه عربستان سعودی است. در نتیجه، دو روند همزمان در جریان است؛ نفت بیشتری از خلیج فارس وارد بازار جهانی میشود، در حالی که صادرات نفت ایران بهشدت محدود شده است.
دویچهوله در گفتوگو با احمد علوی، اقتصاددان و استاد دانشگاه، و همایون فلکشاهی، کارشناس ارشد شرکت دادهپردازی نفت و کالا "کپلر"، ابعاد تحولات اخیر در بازار نفت و پیامدهای کاهش صادرات نفت ایران بر اقتصاد کشور و معیشت مردم را بررسی کرده است.
فلکشاهی میگوید صادرات نفت از تنگه هرمز اکنون به بیش از ۹۰ درصد سطح پیش از جنگ نزدیک شده است، اما این بازگشت عمدتا مربوط به دیگر تولیدکنندگان خلیج فارس است.
دادههای کپلر نیز نشان میدهد با وجود افزایش صادرات منطقه، میزان صادرات هنوز حدود شش میلیون بشکه در روز کمتر از سطح فوریه و پیش از آغاز جنگ است.
فلکشاهی تاکید میکند که درباره ایران باید میان "صادرات جدید" و نفتی که پیشتر بارگیری شده و اکنون در مسیر چین است، تفاوت گذاشت. کارشناس کپلر افزود "بارگیری جدید نفت ایران برای چند هفته بهشدت محدود شده است".
فلکشاهی میگوید نفت شناور ایران که پیش از تشدید محدودیتها از کشور خارج شده، بهتدریج در بنادر چین تخلیه میشود و با ادامه روند فعلی میتواند به سمت صفر حرکت کند.
اما این به معنای فروش تازه این نفت در دو هفته آینده نیست. به گفته فلکشاهی، این محمولهها پیشتر فروخته شدهاند و اکنون در انتظار تحویل و تخلیه هستند. پرداخت پول آنها نیز میتواند با فاصله زمانی انجام شود و تشدید فشارهای مالی آمریکا ممکن است دسترسی ایران به این درآمد را دشوارتر کند.
بنابراین مسئله فقط توقف نفتکشها نیست؛ زمان دریافت پول نفت و امکان دسترسی ایران به درآمد حاصل از آن نیز اهمیت دارد.
احمد علوی معتقد است برای ایجاد شوک اقتصادی، صادرات نفت ایران لازم نیست به صفر مطلق برسد. ایران در دورههای گذشته با استفاده از " ناوگان موسوم به سایه ، شرکتهای واسطه، انتقال کشتیبهکشتی و تخفیف نفت" توانسته است بخشی از محدودیتها را دور بزند.
با این حال، علوی میگوید کاهش صادرات از حدود دو میلیون بشکه در روز به چند صد هزار بشکه، حتی بدون رسیدن به صفر هم میتواند شوک بزرگی به درآمد ارزی وارد کند. او میگوید کاهش درآمد نفتی از مسیر کاهش دسترسی به ارز، محدودیت واردات و فشار بر بودجه دولت به سایر بخشهای اقتصاد منتقل میشود.
قیمت نفت خام برنت صبح روز دوشنبه ۶ مهر در معاملات آسیا با افزایش سه درصدی به ۱۰۷ دلار رسید. نفت خام وست تگزاس اینترمدیت نیز با رشدی دو درصدی به ۹۴ دلار افزایش یافت. اما این افزایش همزمان با افزایش صدور نفت از تنگه هرمز اتفاق افتاده است.
فلکشاهی میگوید بازار تنها به مقدار نفتی که امروز عرضه میشود نگاه نمیکند؛ خطر اختلال در عرضه آینده نیز در قیمتها منعکس میشود. نگرانی از "تشدید درگیری و حمله به زیرساختهای انرژی منطقه" همچنان وجود دارد. بنابراین افزایش فعلی صادرات لزوما به معنای اطمینان بازار از تداوم این جریان نیست.
کارشناس کپلر میگوید افزایش تقاضای چین نیز به بالا ماندن قیمت نفت کمک کرده است. پالایشگاههای چینی که در آغاز جنگ فعالیت خود را کاهش داده بودند، اکنون بخشی از تولید خود را افزایش دادهاند و در نتیجه به نفت بیشتری نیاز دارند. با این حال، ادامه گرانی نفت میتواند سود این پالایشگاهها را کاهش دهد و دوباره تقاضای آنها را پایین بیاورد.
فلکشاهی همچنین میگوید حملات اوکراین به پالایشگاههای روسیه، فعالیت آنها را کاهش داده و عرضه فرآوردههایی مانند گازوئیل را محدود کرده است.
به باور کارشناس کپلر مجموع این عوامل باعث شده افزایش صادرات نفت خام از خلیج فارس هنوز به کاهش محسوس قیمت نفت منجر نشود.
فلکشاهی در ادامه خاطرنشان کرد توقف صادرات جدید لزوما به معنای صفر شدن فوری درآمد نفتی نیست، زیرا پول محمولههای قبلی ممکن است با تاخیر به ایران برسد. اما با پایان یافتن این جریان، دسترسی دولت به ارز محدودتر خواهد شد.
علوی هم میگوید کاهش عرضه ارز، در صورت نبود منابع جایگزین، فشار بیشتری بر ریال وارد میکند. افزایش نرخ ارز نیز هزینه واردات کالاهای مصرفی، مواد اولیه، قطعات و ماشینآلات را بالا میبرد و از این مسیر به قیمت کالاهای داخلی منتقل میشود.
همزمان، کاهش درآمد نفتی بودجه دولت را نیز تحت فشار قرار میدهد. به گفته این کارشناس اگر کسری بودجه از طریق شبکه بانکی یا افزایش پایه پولی تامین شود، فشار تورمی میتواند بیشتر شود. بنابراین شوک نفتی از دو مسیر اصلی به تورم میرسد؛ افزایش نرخ ارز، هزینه واردات و افزایش کسری بودجه و نتیجه این روند برای خانوارها در قدرت خرید دیده خواهد شد.
احمد علوی همچنین تاکید میکند ادامه محدودیت صادرات نفت ایران برای چند ماه میتواند سه فشار را همزمان تشدید کند؛ "کاهش ارزش ریال، افزایش تورم و افت قدرت خرید". این عوامل نیز یکدیگر را تقویت میکنند؛ افت ریال قیمتها را بالا میبرد و افزایش تورم میتواند تقاضا برای ارز و فشار بر پول ملی را بیشتر کند.
اما کاهش شدید صادرات نفت به معنای توقف کامل اقتصاد کشور نیست؛ بخشهای خدمات، صنعت، کشاورزی و صادرات غیرنفتی همچنان فعال هستند. اما نفت یکی از منابع مهم ارز و درآمد دولت است و طولانی شدن محدودیت صادرات ، فشار بر واردات، تولید و بودجه را افزایش میدهد.
از این جهت اهمیت سخنان اسکات بسنت، وزیر خزانهداری ایالات متحده درباره "دو هفته دیگر" تنها در این نیست که صادرات ایران دقیقا به صفر میرسد یا نه. پرسش مهمتر این است که کاهش درآمد نفتی تا چه مدت ادامه خواهد یافت و دولت چگونه کمبود ارز و کسری بودجه ناشی از آن را مدیریت خواهد کرد.
برای خانوار ایرانی، در نهایت معیار بحران تعداد نفتکشهای عبوری از تنگه هرمز نیست؛ معیار، قیمت مواد غذایی، مسکن، دارو و خدمات و قدرت خریدی است که از درآمد ماهانه باقی میماند.