تولید مواد مخدر در سایتهای هستهای؛ ادعای ترامپ زیر ذرهبین
اظهارات ترامپ درباره وجود کارخانه مواد مخدر در سایتهای هستهای ایران موجی از شگفتی ایجاد کرده است. برخی تحلیلگران این ادعا را فاقد هرگونه منطق فنی، پدافندی و حقیقت میدانی میدانند.
«و بعد در ساعت ۱ بامداد بدون وجود ماه، در تاریکی مطلق، این ماشینهای باورنکردنی به رهبری فوقالعادهترین خلبانان جهان، بار خود را تخلیه کردند؛ تکتک بمبها مستقیما از کانالهای هوارسان فرو رفتند به داخل این، آه، کارخانههای مواد مخدر، واقعا. این کاری بود که میکردند: هم هستهای بودند و هم مواد مخدر. آنها مشغول مواد مخدر بودند، اما کار هستهای هم میکردند. اما این کارخانههای مواد مخدر- هستهای بسیار سخت ضربه خوردند.»
با این ادعای بیسابقه، دونالد ترامپ ، رئیس جمهور ایالات متحده، در جریان یک سخنرانی انتخاباتی در ایالت اوکلاهما در روز ۱ اکتبر (۱۰ مهر) بار دیگر توجه رسانههای جهان را به پرونده ایران جلب کرد.
ترامپ با اشاره به حملات هوایی ارتش آمریکا در قالب عملیات موسوم به " چکش نیمهشب " که در ۲۲ ژوئن ۲۰۲۵ توسط بمبافکنهای استراتژیک B-2 انجام شد، ادعا کرد که ارتش آمریکا نه فقط سایتهای غنیسازی، بلکه "کارخانههای تولید مواد مخدر" را در دل کوهها هدف قرار داده است.
دونالد ترامپ ادعاهای زیادی درباره سه مرکز هستهای ایران که سال گذشته مورد حمله آمریکا قرار گرفتند، بر زبان آورده است. اما تا پنجشنبهشب، او هرگز بهطور علنی ادعا نکرده بود که این تاسیسات، کارخانههای مواد مخدر نیز بودهاند. ترامپ بدون ارائه توضیح بیشتر در این زمینه مجدد تاکید کرد که آمریکا هیچ چارهای جز حمله به این مراکز نداشته و مجددا برای چندمین بار تاکید کرد که فاصله ایران با دستیابی به بمب هستهای بسیار کوتاه بوده است.
اشاره مستقیم ترامپ به سه مرکز اصلی هستهای ایران یعنی کلیدسایتهای فردو در قم، نطنز در اصفهان و مجتمع تحقیقاتی اصفهان است. مراکزی که در جریان حمله بمبافکنهای B2 و شلیک موشکهای توماهاک آسیبهای ساختاری بسیار سنگینی را متحمل شدند.
در پاسخ به این ادعای جنجالی، نمایندگی دائمی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد با انتشار بیانیهای تند، ادعای تولید مواد مخدر در تاسیسات هستهای را "دروغ بزرگ جدید واشنگتن" خواند و خواستار واکنش رسمی آژانس بینالمللی انرژی اتمی شد.
تهران با تاکید بر اینکه تمامی سایتهای هستهای کشور تحت پادمان و نظارت شبانهروزی و ۲۴ ساعته بازرسان آژانس قرار داشتهاند، ادعا کرد که کارنامه ایران در مبارزه با مواد مخدر نیز همواره مورد تایید نهادهای تخصصی نظیر دفتر مواد مخدر و جرم سازمان ملل و هیئت بینالمللی کنترل مواد مخدر بوده است. نمایندگی ایران با مخاطب قرار دادن مستقیم دونالد ترامپ، طرح چنین ادعاهایی را صرفا "بهانهتراشی برای پوشش دادن اهداف سلطهجویانه، تجاوز نظامی و دستاندازی به منابع استراتژیک، نفت و گاز ایران " توصیف کرد.
طرح این ادعا بسیاری از پژوهشگران برجسته حوزه تسلیحات هستهای در آمریکا را نیز شگفتزده کرد. جیمز اکسیون، مدیر مشترک برنامه سیاست هستهای در موسسه کارنگی برای صلح بینالمللی، در پاسخی مکتوب به شبکه سیانان با بیان اینکه "این ادعا کاملا برایم جدید است"، تاکید کرد: «تا جایی که من میدانم، تاسیسات فردو که ترامپ از ویرانی آن سخن میگوید، هرگز برای تولید مواد مخدر استفاده نمیشد و پیش از این نیز هیچ ادعای معتبر یا غیرمعتبری در این باره نشنیده بودم.»
از سوی دیگر، پاسخ کاخ سفید به پیگیریهای رسانهها ابهامات را دوچندان کرد. طبق گزارش سیانان، کاخ سفید از ارائه هرگونه مدرک یا توضیح تکمیلی در دفاع از این ادعای ترامپ امتناع و تنها به این جمله بسنده کرد: «به سخنان رئیسجمهور رجوع کنید.»
به عقیده برخی از ناظران، این ادعا نه تنها با دههها گزارش، بازرسی و پایش مستمر آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) تناقض دارد، بلکه با ابتداییترین منطق پدافندی و امنیتی نیز همخوانی ندارد.
برخی تحلیلگران این موضعگیریهای متناقض ترامپ را دستاویزی تازه برای مشروعیتبخشی به تداوم فشارهای نظامی، فرار از بنبستهای دیپلماتیک و ایجاد خوراک تبلیغاتی برای افکار عمومی در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا ارزیابی میکنند.
بهروز بیات، مشاور پیشین آژانس بینالمللی انرژی اتمی در گفتوگو با بخش فارسی دویچه وله با تاکید بر فقدان انسجام فنی در این ادعا تصریح میکند که ادعاهای ترامپ معطوف به اینکه جمهوری اسلامی در مراکز تاسیسات هستهایاش به تولید مواد مخدر هم دست زده، عاری از هرگونه منطق درونی است: «به عبارت دیگر، دولتی مانند جمهوری اسلامی که توانایی احداث زیرساختهای بزرگ غنیسازی و تاسیسات جانبی آن را دارد، منطقا نیازی ندارد دست به چنین کاری در همان مکان بزند؛ محلی که به هر حال با محدودیتهای شدید از نظر فضا مواجه است.»
در همین زمینه، آلن ایر، دیپلمات سابق ارشد آمریکایی و یکی از اعضای کلیدی تیم مذاکرهکننده واشنگتن در توافق هستهای ایران در سال ۲۰۱۵ موسوم به برجام نیز با رویکردی صریح، تمامی پایه و اساس این ادعای ترامپ را زیر سؤال میبرد.
ایر در گفتوگو با دویچه وله تاکید میکند: «بر اساس آنچه در گزارشهای منابع آشکار خواندهام، این ادعا از نظر من بههیچوجه معتبر و باورپذیر به نظر نمیرسد.»
آلن ایر همچنین در پاسخ به امکانپذیری فنی چنین اقدامی از منظر عملیاتی توضیح میدهد که از دیدگاه تحلیلی و زیرساختی باور ندارد که تاسیسات غنیسازی اورانیوم مانند فردو اساسا بتواند به صورت همزمان یا موازی برای تولید مواد مخدر مورد استفاده قرار گیرد.
یکی از محکمترین مستندات بینالمللی که ادعای اخیر ترامپ را به چالش میکشد، اسناد و گزارشهای رسمی آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) است.
بر اساس گزارشهای رسمی آژانس و بیانیههای رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، بازرسان این سازمان در طول سالها پایش مستمر تحت نظام پادمانها، تمامی فعالیتهای سایتهای ایران را ثبت کردهاند. حتی پس از حملات سنگین سال ۲۰۲۵، گروسی در سپتامبر همان سال تایید کرد که با وجود تخریب تجهیزات در فردو و نطنز، بازرسان آژانس حوزههای غنیسازی را زیر نظر دارند.
بهروز بیات با ارجاع مستقیم به این واقعیت بازرسیها میگوید: «آژانس بینالمللی انرژی اتمی تا همین اواخر به طور پیوسته روی این تاسیساتی که ترامپ مدعی است نابود و منهدم کرده، نظارت داشت و هیچگونه گزارشی مبنی بر اینکه در کنار خطهای سانتریفیوژ، خطوط دیگر شیمیایی هم وجود داشته باشد، منتشر نشد.»
جیمز اکسیون با ارائه یک فرض دیگر میافزاید، شاید ترامپ کلمه قانونی رادیوداروها را که گاهی در راکتورهای هستهای برای مقاصد پزشکی تولید میشوند، با مواد مخدر اشتباه گرفته باشد؛ هرچند این تفسیر نیز سخن ترامپ را توجیه نمیکند، چرا که سایت فردو یک مرکز غنیسازی اورانیوم است و اصلا راکتوری برای تولید دارو ندارد.
به گفته اکسیون بنابراین، اینکه ترامپ صرفا دچار لغزش کلامی شده باشد، در واقع محترمانهترین دفاع ممکن از اظهارات او درباره کارخانههای مواد مخدر است.
استفاده از اتهام قاچاق یا تولید مواد مخدر به عنوان پوشش حقوقی و ابزار فضاسازی برای حملات نظامی، سابقهای مشخص در سیاست خارجی ایالات متحده دارد. نمونه بارز و معاصر آن، حملات موشکی و هوایی ستاد فرماندهی جنوبی ارتش آمریکا در قالب عملیات موسوم به پیکان جنوبی به شناورها، قایقهای تندرو و نیمهزیردریاییها در آبهای بینالمللی دریای کارائیب و شرق اقیانوس آرام بود که با هدف فشار بر دولت نیکلاس مادورو در ونزوئلا انجام شد.
بر اساس مستندات، واشنگتن با الصاق برچسب نارکو-تروریسم دست به انجام بیش از بیست حمله هوایی و موشکی کشنده زد؛ اقداماتی که واکنش تند نهادهای بینالمللی را به همراه داشت، تا جایی که ولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد در بیانیهای رسمی این حملات را به دلیل عدم ارائه اسناد قضایی و مدارک اطلاعاتی مستقل از وجود محمولههای مواد مخدر، مصداق بارز اعدامهای فراقضایی و نقض صریح قوانین بینالمللی خواند.
بهروز بیات با مقایسه این تاکتیکهای نظامی واشنگتن میگوید: «یک فرضیه دیگر این است که آمریکا بخواهد همان الگوی ونزوئلا را تکرار کند. علیرغم این که ونزوئلا در آمریکای جنوبی کشور اصلی صادرکننده مواد مخدر نیست، آمریکا با این اتهام شناورها را در کارائیب منهدم کرد. اما آیا ترامپ چنین قصدی را در قبال ایران دارد و میخواهد بهانه جدیدی برای جنگ بتراشد؟ من بعید میدانم؛ زیرا ادعای وجود کارخانه مواد مخدر در سایتهای غنیسازی به قدری فاقد اعتبار و بیاساس است که هر مخاطب آگاهی بلافاصله متوجه پوچ بودن آن میشود.»
طرح این ادعای تازه از سوی ترامپ بیش از یک سال پس از آغاز حملات عملیات چکش نیمهشب علامت سوالهای بزرگی را درباره انگیزههای واقعی سیاسی او ایجاد کرده است.
آلن ایر، سخنگوی سابق وزارت خارجه آمریکا، علت انگیزه و زمانبندی طرح این ادعا را مستقیما به خصوصیات رفتاری و سیاسی دونالد ترامپ مربوط میداند. ایر با صراحت بیان میکند: «ترامپ دارای سابقه و تاریخچهای کاملا ثبتشده و مشخص در بیان ادعاها و اظهارات نادرست است.»
آلن ایر در پاسخ به اینکه آیا ترامپ میخواهد با این ادعا حمله نظامی به ایران را بیشتر توجیه کند، میگوید: «شاید اینطور باشد؛ ولی قاعدتا همان ادعای اول او درباره نابودی برنامه هستهای ایران برای توجیه حملات کافی بود و نیازی به بهانه جدید نداشت.»
او همچنین درباره میزان تاثیرگذاری این ادعا بر افکار عمومی بینالمللی و بازتعریف روایتهای متقابل ایران و آمریکا تاکید میکند: «این ادعا هیچ تاثیری بر روایات متقابل دو کشور یا افکار عمومی بینالمللی ندارد؛ زیرا افکار عمومی دیگر به شنیدن سخنان ناهمخوان و ادعاهای نامعقول از سوی ترامپ عادت کردهاند.»
چه ادعای ترامپ حاصل یک اشتباه گفتاری باشد و چه تحرکی سنجیده برای باز بازکردن پرونده و فضاسازی تازه سیاسی، نشانههای میدانی و ارزیابی ناظران از یک واقعیت حاکی است: افکار عمومی و نهادهای تخصصی، روایتها را نه بر اساس خطابههای انتخاباتی ، بلکه بر پایه اسناد، گزارشهای بازرسی و فکتهای اثباتپذیر سنجش میکنند.