پرش به محتوای اصلی

تونل زمان - ۸ آبان؛ روزی که جهان لرزید

زومیت۱۴۰۵ آبان ۸, جمعه، ساعت ۰۹:۰۰حدود 6 دقیقه مطالعه

بزرگ‌ترین انفجار بشر، حمله‌ی خیالی مریخی‌ها و معامله‌ای که سرنوشت جنگ ستارگان را تغییر داد

بزرگ‌ترین انفجار بشر، حمله‌ی خیالی مریخی‌ها و معامله‌ای که سرنوشت جنگ ستارگان را تغییر داد

گاهی یک روز تاریخی بیشتر به اتاقی پر از اشیای نامتجانس شباهت دارد؛ میکروفن رادیویی، قارچ اتمی، قیچی مولکولی، کلیه‌ی پیوندی و قراردادی چندمیلیارددلاری.

رشته‌ی مشترک میان همه‌ی آن‌ها قدرت فناوری است؛ قدرتی که می‌تواند وحشت بسازد، جان نجات دهد، ژن‌ها را رمزگشایی کند یا یک جهان داستانی را به دارایی تجاری بدل سازد.

صدای موسیقی قطع شد و گوینده از انفجاری در مریخ و سقوط جسمی ناشناس در نیوجرسی خبر داد. ۸۸ سال پیش، اورسن ولز و گروه تئاتر مرکوری، نمایش رادیویی یک‌ساعته‌ی «جنگ دنیاها» (The War of the Worlds) را چنان شبیه پوشش زنده‌ی خبری اجرا کردند که بعضی شنوندگان دیررس، حمله‌ی خیالی مریخی‌ها را واقعی پنداشتند.

گاهی قالب خبر از خود واقعیت باورپذیرتر می‌شود

برنامه چهار بار داستانی‌بودن اجرا را اعلام کرد؛ اما قالب بولتن‌های فوری قدرتی بیش از هشدارها داشت. پژوهش‌های بعدی نشان داد روایت «وحشت سراسری» عمدتا محصول تیترهای اغراق‌آمیز روزنامه‌ها بود؛ نظرسنجی همان شب نیز سهم مخاطبان برنامه را حدود ۲ درصد برآورد می‌کرد.

میراث پخش رادیویی فقط در تاریخ سرگرمی نماند. ماجرا یادآوری می‌کند که لحن معتبر، تدوین حساب‌شده و شباهت به خبر می‌تواند یک داستان را باورپذیر کند؛ همان سازوکاری که امروز در ویدئوهای دیپ‌فیک، حساب‌های جعلی و خبرهای ساختگی با ابزارهای نیرومندتری بازگشته است.

چتر ۸۰۰ کیلوگرمی باز شد تا خدمه‌ی بمب‌افکن توپولف Tu-95 چند دقیقه برای فرار داشته باشند. ۶۵ سال پیش، تزار بومبا در ارتفاع حدود ۴ کیلومتری میدان آزمایش نوایا زملیا منفجر شد و انرژی نزدیک به ۵۰ مگاتن تی‌ان‌تی آزاد کرد؛ رکوردی که هنوز به بزرگ‌ترین انفجار مصنوعی تاریخ تعلق دارد.

بزرگ‌ترین انفجار بشر بیش از آنکه سلاح باشد، نمایش قدرت بود

بمب گرماهسته‌ای با همجوشی هسته‌های سبک انرژی آزاد می‌کرد و یک مرحله‌ی شکافت، فرایند را به راه می‌انداخت. طرح اولیه برای قدرتی نزدیک به ۱۰۰ مگاتن آماده شده بود، اما سازندگان توان آن را نصف کردند تا بارش رادیواکتیو کاهش یابد و هواپیما شانس بیشتری برای گریز پیدا کند. حسگرها موج فشار را پس از چند گردش پیرامون زمین ثبت کردند.

تزار بومبا سلاحی کارآمد برای میدان نبرد نبود؛ وزن و ابعادش حمل عملیاتی را دشوار می‌کرد. ارزش اصلی آزمایش در نمایش قدرت سیاسی نهفته بود و همین افراط، منطق هولناک رقابت هسته‌ای را آشکار ساخت؛ فناوری زمانی به اوج رسیده بود که بزرگ‌ترین دستاوردش توان نابودی بیشتر بود.

ژنوم ویروس SV40 تنها حدود ۵ هزار جفت‌باز داشت، اما برای دنیل ناتانز به نقشه‌ای از آینده‌ی زیست‌شناسی تبدیل شد. ناتانز که ۹۸ سال پیش در دلاور زاده شد، آنزیم‌های محدودکننده را برای بریدن دی‌ان‌ای در جایگاه‌های مشخص به کار گرفت و قطعات حاصل را کنار هم چید.

نتیجه یکی از نخستین نقشه‌های ژنتیکی بود که با روشی شیمیایی ساخته شد. آنزیم‌های محدودکننده نقش قیچی‌هایی دقیق را داشتند؛ هرکدام توالی معینی را می‌شناختند و ماده‌ی ژنتیکی را همان‌جا می‌بریدند. ناتانز در سال ۱۹۷۸ همراه ورنر آربر و همیلتون اسمیت جایزه‌ی نوبل پزشکی را دریافت کرد.

پژوهش او راه را برای کلون‌سازی ژن، ساخت دی‌ان‌ای نوترکیب، تشخیص بیماری‌های ارثی و توالی‌یابی هموار کرد. ابزارهای امروزی ویرایش ژن بسیار پیشرفته‌تر شده‌اند، اما منطق پایه پابرجا مانده؛ برای شناخت یا بازنویسی ژنوم، نخست باید بتوان آن را در نقطه‌ی درست برید.

زخم عفونی دست دختر گرهارد دوماک می‌توانست به بهای جانش تمام شود. روایت مشهور زندگی دوماک می‌گوید او برای نجات دخترش به پرونتوسیل روی آورد؛ ترکیبی قرمزرنگ که پیش‌تر در آزمایش‌هایش موش‌های گرفتار عفونت استرپتوکوکی را درمان کرده بود.

پرونتوسیل پیش از پنی‌سیلین دروازه‌ی درمان عفونت را گشود

دوماک که ۱۳۱ سال پیش در لاگوو زاده شد، همراه همکارانش در سال ۱۹۳۲ اثر ضدباکتریایی پرونتوسیل را نشان داد. کشف مزبور به گسترش سولفونامیدها انجامید؛ نخستین خانواده‌ی داروهای ضدباکتری که پیش از فراگیرشدن پنی‌سیلین، شانس بقای بیماران مبتلا به ذات‌الریه، عفونت زخم و مسمومیت خونی را بالا برد.

جایزه‌ی کامل نوبل پزشکی سال ۱۹۳۹ به دوماک رسید، ولی حکومت نازی او را وادار کرد آن را رد کند. مدال و دیپلم در سال ۱۹۴۷ تحویلش شد. میراث علمی دوماک امروز چهره‌ای دوگانه دارد؛ داروهای ضدباکتری میلیون‌ها نفر را نجات داده‌اند، اما مصرف نادرستشان مقاومت میکروبی را به تهدیدی جهانی بدل کرده است.

عدد ۴٫۰۵ میلیارد دلار فقط بهای چند فیلم نبود. ۱۴ سال پیش، دیزنی توافق خرید لوکاس‌فیلم از جرج لوکاس را اعلام کرد و همراه آن، حقوق «جنگ ستارگان»، «ایندیانا جونز» و مجموعه‌ای از زیرساخت‌های پیشرفته‌ی صنعت سرگرمی را به دست آورد.

دیزنی فقط چند فیلم نخرید؛ یک جهان و فناوری ساخت آن را خرید

نزدیک به نیمی از مبلغ معامله نقدی و بخش دیگر با حدود ۴۰ میلیون سهم دیزنی پرداخت می‌شد. اینداستریال لایت اند مجیک و اسکای‌واکر ساوند نیز در بسته‌ی خرید قرار داشتند؛ دو مجموعه‌ای که جلوه‌های بصری و طراحی صدای سینما را طی چند دهه دگرگون کرده بودند. هنگام اعلام قرارداد، جهان جنگ ستارگان بیش از ۱۷ هزار شخصیت و چند هزار سیاره داشت.

خرید لوکاس‌فیلم نشان داد ارزش یک مجموعه‌ی داستانی از گیشه فراتر می‌رود. فیلم، سریال، بازی، اسباب‌بازی، پارک تفریحی و سرویس استریم می‌توانند از یک جهان مشترک تغذیه کنند. معامله‌ی دیزنی الگویی روشن برای دوره‌ای شد که مالکیت شخصیت‌ها و فناوری تولید، به‌اندازه‌ی خود استودیو اهمیت دارد.

لوئیس ابوت با نارسایی شدید کلیه، گزینه‌های اندکی پیش رو داشت؛ دیالیز هنوز درمانی محدود و دشوار بود و داروهای سرکوب ایمنی دوران ابتدایی خود را می‌گذراندند. ۶۶ سال پیش، برادر دوقلوی همسانش مارتین ابوت یک کلیه به او اهدا کرد.

شباهت ژنتیکی دو برادر، فرصتی کم‌نظیر برای غلبه بر پس‌زدن ساخت

مایکل وودراف پیوند را در بیمارستان سلطنتی ادینبرو انجام داد و جیمز راس مسئول برداشت عضو از اهداکننده بود. یکسان‌بودن ژنتیکی دوقلوهای ۴۹ ساله احتمال پس‌زدن را به حداقل رساند. مارتین پس از ۳ هفته و لوئیس پس از ۱۵ هفته به کار بازگشتند و کلیه‌ی پیوندی نزدیک به ۶ سال به فعالیت ادامه داد.

موفقیت ادینبرو ثابت کرد جایگزینی یک عضو ازکارافتاده می‌تواند از تجربه‌ای جسورانه به درمانی عملی بدل شود. داروهای دقیق‌تر، آزمایش سازگاری بافتی و جراحی‌های کم‌تهاجمی امروز دامنه‌ی اهداکنندگان را گسترش داده‌اند، هرچند کمبود عضو همچنان بزرگ‌ترین مانع پیوند کلیه باقی مانده است.

خانواده از هومی جهانگیر بهابها انتظار داشتند مهندس مکانیک شود و به صنعت بپیوندد. او در کمبریج مسیر دیگری برگزید و سراغ فیزیک نظری رفت؛ تصمیمی که سرنوشت علمی هند را نیز تغییر داد. بهابها صدوهفده سال پیش در بمبئی متولد شد.

پژوهش درباره‌ی پرتوهای کیهانی و پراکندگی بهابها جایگاهش را در فیزیک تثبیت کرد، اما اثر ماندگارترش در نهادسازی پدیدار شد. او در سال ۱۹۴۵ مؤسسه‌ی تحقیقات بنیادی تاتا را بنیان گذاشت و از سال ۱۹۴۸ ریاست نخستین کمیسیون انرژی اتمی هند را بر عهده گرفت. هدفش تربیت متخصصانی بود که کشور برای فناوری هسته‌ای به خارج وابسته نماند.

مرگ بهابها در ۵۶سالگی، براثر سقوط پرواز Air India Flight 101 در کوه مون‌بلان، برنامه‌ی بلندمدتش را متوقف نکرد. مؤسسه‌ها و شبکه‌ی آموزشی ساخته‌شده زیر نظر او باقی ماندند و نشان دادند استقلال فناوری تنها با خرید تجهیزات به دست نمی‌آید؛ آزمایشگاه، نیروی انسانی و پژوهش بنیادی باید هم‌زمان رشد کنند.

خواندن متن کامل در زومیتبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شودهمه‌ی اخبار فناوری