جنایاتی که خاورمیانه مدرن را شکل داد
در اینجا مشترک شوید: پادکست های اپل | Spotify | YouTube در اپیزود این هفته نمایش دیوید فروم، دیوید فروم آتلانتیک با بحث در مورد حمله به ظاهر فراموش شده داعش به مردم ایزدی در سال 2014 آغاز می شود. سپس، سیمون سبگ مونته فیوره مورخ به دیوید می پیوندد تا درباره کتاب جدیدش، دیگ: ساخت خاورمیانه مدرن، بحث کند. دیوید و سایمون در مورد اینکه چه مقدار از میانه امروزی…
در اینجا مشترک شوید: پادکست های اپل | Spotify | یوتیوب
در قسمت این هفته نمایش دیوید فروم، دیوید فروم از آتلانتیک با بحث در مورد حمله به ظاهر فراموش شده داعش به مردم ایزدی در سال 2014 آغاز می شود.
سپس، دیوید توسط مورخ سایمون سبگ مونتفیوره همراه میشود تا درباره کتاب جدیدش، «دیگ: ساخت خاورمیانه مدرن» بحث کنند. دیوید و سایمون در مورد اینکه چه مقدار از خاورمیانه امروزی از ویرانههای امپراتوری عثمانی و خشونتهایی که هم قبل و هم بعد از فروپاشی امپراتوری رخ داده است، به وجود آمده است. دیوید و سیمون درباره این موضوع بحث میکنند که چگونه گروههای زبانی و گروههای مذهبی مختلف یکی پس از دیگری به تبعید رانده شدند یا به کلی حذف شدند.
سپس، دیوید با بحث در مورد دست پنهان: جنگ اطلاعات و ظهور تبلیغات یهودستیزی نوشته وارن کینزلا به پایان میرساند.
متن زیر متنی از این قسمت است:
Simon Sebag Montefiore: بنابراین، بارها و بارها، ما این الگو را داریم که در آن اگر شما دولتی ندارید، هیچ هستید، و اگر دولتی دارید، تنها راه برای اجرای آن با خودکامگی یا سرکوب است.
دیوید فروم: سلام، و به نمایش دیوید فروم خوش آمدید. من دیوید فروم، نویسنده کارکنان آتلانتیک هستم. مهمان من این هفته سایمون سبگ مونتی فیوره، مورخ تحسین شده بریتانیایی و نویسنده کتاب جدید دیگ: ساخت خاورمیانه مدرن خواهد بود. بحث کتاب در پایان نمایش شامل دست پنهان اثر وارن کینزلا با عنوان فرعی جنگ اطلاعات و ظهور تبلیغات یهودستیزانه خواهد بود.
اما قبل از گفتگو با سایمون سبگ مونته فیوره یا بحث کتاب دست پنهان، برخی از افکار آغازین در مورد موضوعاتی که تمام راه خود را در برنامه امروز خواهند داشت.
کتاب دیگ اثر سایمون سباگ، تحول خاورمیانه را از وجود آن تحت امپراتوری عثمانی در یک قرن و نیم پیش به منطقه امروزی که بین بسیاری از ملل تقسیم شده است، توصیف می کند. و با این حال، در حالی که نقشه خاورمیانه بسیار پیچیده تر از زمانی است که عثمانی ها تقریبا بر همه چیز از تونس تا عراق حکومت می کردند - اگرچه بخش هایی از آن تحت نفوذ خارجی بود: حکومت استعماری بریتانیا و فرانسه، حکومت استعماری ایتالیا - یک نقشه ساده، اما با واقعیتی پیچیده.
سایمون سبگ توضیح میدهد که چگونه گروههای زبانی، گروههای مذهبی مختلف، گروههای مختلف با تاریخهای متفاوت یکی پس از دیگری به تبعید رانده شدند یا به کلی حذف شدند.
من میخواهم تنها یکی از آن اقدامات حذفی را به نمایش بگذارم تا زمانی که درباره ساخت خاورمیانه مدرن صحبت میکنیم، به چه چیزی میگوییم.
در آگوست 2014، جنگجویان گروه تروریستی اسلامی داعش به اقلیت ایزدی در شمال غرب عراق حمله کردند. ایزدی ها مردمی بسیار قدیمی هستند که پیرو دین پیش از اسلام هستند. حدود 600000 نفر از آنها در اوت 2014 در شمال غربی عراق زندگی می کنند. داعش حدود 3000 تا 5000 نفر از آنها را که اکثرا مردان و زنان مسن بودند، به قتل رساند و 6800 زن و دختر را اسیر کرد و آنها را به بردگان جنسی برای جنگجویان داعش تبدیل کرد و جان تعدادی از آنها را نجات داد و آنها را به دستور پسران بسیار خردسال به نبرد مغزی برای آنها نجات داد.
اماکن مذهبی و فرهنگی متعلق به مردم ایزدی به طور سیستماتیک ویران شد و زیرساخت های غیرنظامی، به ویژه منابع آب، ویران شد. چهارصد هزار ایزدی از 600000 ایزدی به تبعید رانده شدند و تعداد کمی از این افراد هرگز به خانه های خود بازگشته اند.
حالا این یک نسل کشی واقعی بود. داعش خیلی صریح بود. هدف آنها از بین بردن مردم ایزدی بود، زیرا داعش از سنت های مذهبی آنها متنفر بود. داعش ایزدی های غیراسلامی را به عنوان شیطان پرستان محکوم می کرد و فکر می کرد که به دلیل دیدگاه های غیراسلامی آنها باید به عنوان یک مردم و حتی به عنوان انسان وجود نداشته باشند.
داستان یک معامله بزرگ موقتی بود. مردم در غرب از نسل کشی ایزدی ها آگاه بودند و برخی از ایزدی ها به ویژه در اروپا پناه گرفتند. اما با گذشت زمان، داستان از حافظه ها محو شد. دیگر چندان مورد توجه نیست. شما مطمئنا آن نوع راهپیمایی های بزرگ در کشورهای غربی توسط افراد مترقی یا انواع دیگر مردم را نمی بینید که در آن دیده اید، به عنوان مثال، جنگی که حماس در اکتبر 2023 آغاز کرد. به نظر می رسد داستان ایزدی ها اهمیتی ندارد.
و من فکر میکنم دلیل اینکه ما برای حفظ آن مشکل داریم، این است که بسیاری از افرادی که خاورمیانه را مطالعه میکنند، بهویژه افراد مترقی، نوعی بینش از وضعیت خاورمیانه دارند. این دیدگاهی است که در آن ناسیونالیسم عربی و هویت اسلامی بهعنوان مترقی، به معنای واقعی کلمه - روند آینده - و هر چیز دیگری بهعنوان نوعی عقبگرد تلقی میشود، و نباید وجود داشته باشد.
و از آنجایی که جمعیت مسیحی یا با زور حذف شدند یا به تبعید رانده شدند - همانطور که سیمون و من در مورد آن صحبت خواهیم کرد، قتل عام جمعیت مسیحی آشوری در عراق صورت گرفت. بسیاری از جمعیت مسیحی مصر به تبعید رانده شده اند. ارامنه قربانی دو موج نسل کشی در امپراتوری عثمانی شدند، یکی در دهه 1890 و دوباره در دهه 1910. کردها توسط عراق صدام حسین و رژیم ایران نیز مورد حمله مرگبار قرار گرفتند.
و البته، داستان یهودیان نیز وجود دارد که در جوامع باستانی در مکان هایی مانند اسکندریه و بغداد زندگی می کردند، جوامعی که قبل از آمدن اعراب یا اسلام به منطقه وجود داشته اند. و پس از سال 1945، آن جوامع - یا بعد از 1941 در مورد عراق - آن جوامع به قتل رسیدند، قتل عام شدند، غارت شدند، به تبعید رانده شدند، دیگر وجود نداشتند، در کشور اسرائیل جمع شدند، جایی که یهودیانی که قبلا در سراسر امپراتوری عثمانی زندگی می کردند در یک مکان پناه گرفته اند.
این سیستم بزرگ سادهسازی در هر مرحله با قساوت، تلاش برای نسلکشی، امتناع از تفاوت در چارچوب خاورمیانه مشخص میشد. به نظر نمی رسد که ما آن را چندان نگران کننده بدانیم زیرا ما یک ایده ضمنی از اینکه چه کسی باید در صدر باشد و چه کسی نباید در صدر باشد داریم. و این درک ضمنی ممکن است، به نظر من، زمینه ای را به این موضوع اضافه کند که چرا اتهامات نادرست علیه اسرائیل و یهودیان این همه شنیده شده است. زیرا به نوعی یهودیان و دولت اسرائیل به عنوان استثنای بزرگ در روند خاورمیانه برجسته می شوند.
این یک مکان است - همان جایی - که در آن مردمی که در زمان امپراتوری عثمانی اقلیتی بودند، دولت موفقی ساخته اند که می تواند خودکفا باشد. و این استثنا از روند در هر جای دیگر در خاورمیانه توسط بسیاری به عنوان نوعی انکار منطق تاریخ تلقی میشود، که از کل منطقه میخواهد که همه یک چیز تحت یک زبان – یا دو، ترکی و عربی – تحت یک ایمان، اسلام، و همه به دیوار رانده شوند.
ما در برنامه کمی در مورد این موضوع صحبت می کنیم، این که چگونه این اتفاق افتاد، و سعی می کنیم از دیدگاه تاریخی در مورد آن صحبت کنیم تا آن را درک کنیم. به نظر من، این روندی است که باید محکوم شود، اما ابتدا، قبل از محکوم کردن، روندی است که باید درک شود. و برای درک اینکه چرا دولت اسرائیل در تصور ما اینقدر بزرگ جلوه می کند، باید به چیزهایی که به طرز عجیبی کوچک به نظر می رسند، مانند داستان ایزدی ها توجه کنیم. خیلی وحشتناک، خیلی فراموش شده چرا؟
و حالا دیالوگ من با سایمون سبگ مونتفیوره.
[ موسیقی ]
فروم: سایمون سبگ مونته فیوره مورخ بریتانیایی روسیه و خاورمیانه است که کتاب هایش به بیش از 40 زبان منتشر شده است. آثار غیرداستانی او - او داستانهای تخیلی هم نوشته است - آثار غیرداستانی او عبارتند از: کاترین کبیر و پوتمکین. استالین: دادگاه تزار سرخ. و همچنین استالین جوان، و همچنین کتاب پرفروش بین المللی اورشلیم و تاریخ رمانوف ها: 1613-1918.
او دکترای خود را دریافت کرد. از کمبریج و عضو انجمن سلطنتی ادبیات است. او در لندن زندگی می کند. کتاب جدید او دیگ: ساخت خاورمیانه مدرن است که تاریخ منطقه از سالهای آخر سلطنت عثمانی تا امروز است. سیمون، از اینکه امروز در نمایش دیوید فروم به من ملحق شدید بسیار سپاسگزارم.
سایمون سبگ مونتفیوره: دوست دارم با تو باشم، دیوید.
فروم: پس ابتدا به خاطر تحسین شگفت انگیز The Cauldron تبریک می گویم. و از شما برای وقت گذاشتن در تور رسانه ای طاقت فرسا متشکریم. شما همه جا بوده اید، بنابراین بسیار مفتخرم که به آن ملحق می شوید.
مونتفیوره: متشکرم. و ممنون از اینکه من را در این مورد همراهی کردید. من همیشه می خواستم این کار را انجام دهم، بنابراین بالاخره اینجا هستیم.
فروم: دیگ این تاریخ روایی هیجان انگیز خاورمیانه از تقریبا سال 1900 تحت امپراتوری عثمانی تا امروز است، با شخصیت هایی که بسیار واضح ارائه می شوند: حکایات بسیار، نقل قول های فراوان از ادبیات منطقه. این کتاب یک دستاورد بزرگ زبانی است. و خواندنی هیجانانگیز است، اما همچنین خواندنی است که نه لزوما از ابتدا تا انتها قابل خواندن است، بلکه میتوانید از وسط شروع کنید و در صورت تمایل به سمت بیرون کار کنید، زیرا به صورت منطقهای به آن پرداخته میشود.
اما من می خواهم یک پایان نامه را روی شما آزمایش کنم. پس این یک تاریخ روایی است. این یک داستان و یک داستان هیجان انگیز است. اما شما یک مورخ استدلالی نیستید. ایده های شما به نوعی در پس زمینه حضور دارند اما در پیش زمینه نیستند. من می خواهم سعی کنم آنچه را که فکر می کنم به ما می گویید ارزیابی کنم. اجازه دهید آنچه را که فکر می کنم تز شما است، بیان کنم، و سپس می توانید به من بگویید که آیا آن را درست یا غلط می دانم. می توانم جلو بروم؟
مونتفیوره: لطفا انجام دهید.
فروم: باشه. بنابراین اگر از سال 1900 شروع کنیم - کمی قبل از آن شروع کنیم. بیایید 10 سال قبل از آن شروع کنیم. بیشتر مناطقی که اکنون خاورمیانه است تحت کنترل امپراتوری عثمانی است. بنابراین آنچه اکنون ترکیه است، بخش هایی از جنوب اروپا، آنچه اکنون عراق است، آنچه اکنون سوریه است، آنچه اکنون لبنان است، آنچه اکنون اسرائیل و کرانه باختری است. مصر از نظر تئوریک بخشی از امپراتوری عثمانی است، اگرچه عملا نه. تونس از نظر تئوریک بخشی از امپراتوری عثمانی است، نه عملا. لیبی هم همینطور
و در سراسر این مجموعه وسیع از فضا، گروههای مسلط، بهویژه مسلمانان سنی ترک زبان عثمانی وجود دارند، اما گروههای اقلیت بسیاری در بسیاری از شهرها وجود دارند. و این یک جامعه برابری طلب نیست، یک جامعه عادلانه نیست، و یک جامعه مترقی نیست. به نوعی عقب مانده است.
اما با این حال، اگر یونانی در اسمیرنا هستید، اگر یونانی در شهر اسکندریه در مصر هستید، اگر ارمنی در یکی از شهرهای امپراتوری هستید، اگر یهودی در بغداد هستید، اگر یک دهقان ایزدی، یک مسیحی آشوری هستید، راهی به جلو برای شما وجود دارد، هم به عنوان یک مردم و هم برای شما به عنوان فردی.
و ناگهان شروع به تغییر میکند - و شما میدانید که چرا من این را به سال 1890 برمیگردانم تا سال 1900 - با فرآیندی که در دهههای آینده آشکار میشود، سادهسازی وحشیانه. این دیگ است: ذوب بزرگ. ساده سازی بی رحمانه اقلیت ها قتل عام می شوند یا به تبعید رانده می شوند و دو گروه بزرگ مسلط - ترک زبان ها و عرب زبان ها - کنترل و عدم مدارا بیشتر و بیشتری بر منطقه اعمال می کنند و بقیه را بیرون می کنند. و این همان دیگ است.
پس آیا حق دارم؟
مونتفیوره: این بخشی از آن است. یکی از بخشهای آن، تشدید فزایندهی کنترل ملیگرایانه است که در نهایت منجر به چیزی میشود که در واقع بزرگترین نوع پاکسازی آهسته و قومیتی در 125 سال گذشته است، یعنی نابودی و ناپدید شدن مسیحیان خاورمیانه. و این یکی از بخشهایی است که در اینجا به آن اشاره میکنید. یکی نوعی تشدید کنترل ناسیونالیستی است. و دیگری بیرون راندن هرکسی است که با آن جور در نمی آید.
و جمعیت مسیحی - این یک چیز فوق العاده است. می دانید، در سال 630 پس از میلاد، خاورمیانه اساسا 90 درصد مسیحی بود، درست قبل از فتوحات اعراب. و سپس در طول هزار سال بعدی، 25 درصد مسیحی باقی ماندند. و بنابراین در سال 1900، زمانی که شما در مورد آن صحبت می کنید، یا در سال 1890، هنوز 25 درصد از خاورمیانه مسیحی هستند. و به امروز بروید و این جمعیت عملا ناپدید شده است. الان چیزی حدود 4 درصد است.
فروم: خب، اجازه دهید با یکی از آن جمعیتها شروع کنیم که تحت یک روند وحشیانه قتل قرار گرفتند. این یک روند تاریخی انتزاعی نیست. و البته من در مورد ارامنه صحبت می کنم - و به همین دلیل است که به سال 1890 بازگشتم، نه 1900، زیرا حملات به ارامنه در دهه 1890 آغاز شد.
داستان ارامنه در امپراتوری عثمانی را برای ما بگویید و چرا با آنها اینقدر وحشیانه رفتار می شود.
مونتفیوره: ارامنه از زمان های بسیار قدیم، از زمان های قدیم، در این منطقه زندگی می کردند. آنها وطن واحدی نداشتند. آنها در سراسر امپراتوری عثمانی پخش شدند. اما قبل از امپراتوری عثمانی، در اوایل دوره مدرن یا قرون وسطی، پادشاهی های ارمنی در آناتولی شرقی وجود داشته است.
و البته در زمان های قدیم در آن منطقه پادشاهی های کامل ارمنی وجود داشته و پادشاهی های ارمنی مناطق حائل بین امپراتوری ایران یا اشکانی و روم بوده اند. آنها از اولین کسانی بودند که از بت پرستی به مسیحیت گرویدند و هرگز به اسلام گرویدند. و در امپراتوری عثمانی، آنها یک جامعه قدرتمند باقی ماندند، یک جامعه خودمختار که مسیحی شناخته می شد، مشروط بر اینکه آنها مانند سایر جوامع غیر مسلمان جزیه را پرداخت کنند - این مالیات برای اهل کتاب است.
و جامعه آنها نیز مانند جامعه یونانی که جامعه بزرگ دیگری در داخل امپراتوری عثمانی بود به رسمیت شناخته شد. اما هر زمان که اقتصاد یا جنگ یا قحطی، یا بحرانی پیش می آمد که در آن یکی دیگری را در جامعه خود مقصر می دانست، خشونت علیه آنها وجود داشت.
اما به اواخر قرن نوزدهم بپرید. برای قرنها - شما این را به خوبی در مقدمه خود بیان کردید، داوود - اما برای قرنها، این اقلیتها اجازه داشتند خودشان را اداره کنند، اما آنها از حقوق مساوی با مسلمانان سنی ترکیه عثمانی حاکم برخوردار نبودند. اما این از دهه 1830 تغییر کرد و در دهه 1850 با تنظیمات تشدید شد. این باعث شد همه شهروندان عثمانی اعم از مسیحی، یونانی، ارمنی و یهودی برابر باشند.
فروم: تنظیمات به معنای اصلاح است. درست است؟
مونتفیوره: یعنی اصلاح. و ایده اصلاحات لزوما تبدیل امپراتوری عثمانی به یک لیبرال دموکراسی نبود، بلکه برای قدرتمندتر کردن آن، استثمار مردمان و قویتر کردن امپراتوری بود.
اما در واقع کاری که کرد تا حدی این بود که تا حدی این اقلیت ها را آزاد کرد و آنها را قادر ساخت که صاحب زمین شوند، تجارت خود را گسترش دهند و ثروتمند شوند. و بسیاری از سلسله ها در تجارت و غیره پدید آمدند که اکثرا ارمنی و یونانی بودند. و این باعث حسادت بسیار زیادی در میان جمعیت مسلمانی شد که در تمام این مدت طبقه حاکم یا طبقه حاکم در تمام این قرن ها بودند. و همچنین امپراتوری را از هم پاشید. و این سیاست فقط حدود 20 سال ادامه داشت.
در سال 1877، 1879، سلطان جدیدی که توسط روسیه مورد حمله قرار گرفت و برای موجودیت سلسله و امپراتوری خود می جنگید، بازگشت. مجلس جدیدی را که بخشی از این تنظیمات یا نقطه اوج این اصلاحات تنظیمات بود، لغو کرد و ایده جدیدی از امپراتوری اسلامی به نام عثمانیگرایی اسلامی را به راه انداخت که در آن مردم ارشد اکنون مسلمان بودند. و سلطان خود را به عنوان خلیفه سلطان امپراتوری معرفی کرد. و در آن نقطه -
فروم: سلطان به معنای «دارنده قدرت» است. خلیفه به معنای «رهبر مذهبی» است.
مونتفیوره: آره. به معنای جانشین پیامبر بود. و در این مرحله، عبدالحمید دوم، شخصیتی جذاب، شروع به ترویج مفهوم جدیدی در امپراتوری کرد که در آن اقلیتهای مختلف را در برابر سایر اقلیتها قرار داد تا اساسا ماهیت اسلامی دولت یا امپراتوری را ترویج کند. و این شامل استفاده از کردها، که به نوعی شهروندان مسلمان درجه دوم بودند، برای حمله به ارامنه، که در واقع شهروندان درجه سه عثمانی بودند، بود. و این باعث ایجاد انواع قتل عام بدنام شد.
قتل عام بلغارستان - این قتل عام ها پس از خود حمید، سلطان، به عنوان قتل عام حمیدیان نیز شناخته می شدند.
و در همان زمان اتفاق دیگری در حال رخ دادن بود. بهانه این امر این بود که ناسیونالیسم بین این مردم وارد شده است. و همانطور که ترک ها شروع به پذیرش ناسیونالیسم کردند، اعراب نیز شروع به پذیرش آن کردند، و صرب ها و تمام مردم مسیحی اروپا شروع به پذیرش آن کردند، ارمنی ها نیز چنین کردند. و برخی از ارامنه اکنون شروع کردند به این جمله که: ما هم دولت می خواهیم. هر کس دیگری یکی دارد. کجا می توانیم داشته باشیم؟ و آنها طبیعتا یک حامی در دشمن اصلی امپراتوری عثمانی پیدا کردند - که امپراتوری روسیه بود، که امپراتوری مسیحی ارتدکس رومانوف ها بود.
و حالا وقتی به عثمانی ها نگاه کردند، شروع کردند به فکر کردن، این افراد نه تنها عثمانی مسیحی هستند، بلکه در واقع ماموران روسیه مسیحی هستند که خنجر درست در قلب امپراتوری عثمانی به دست دارند.
و این بدتر شد زیرا، اگرچه ارامنه عمدتا در بخش شرقی ترکیه فعلی متمرکز بودند، اما در واقع در سراسر امپراتوری لکهدار بودند. ارامنه در اورشلیم بودند. در قسطنطنیه، پایتخت، و در سراسر امپراتوری ارامنه بودند. و بنابراین، آنها شروع به دیدن آنها کردند بسیار شبیه به آنچه آلمانی ها شروع به دیدن یهودیان در بین جنگ ها کردند. و البته در آنجا یک داستان آویزان است.
بنابراین تا زمانی که به جنگ جهانی اول میرسیم - اگر اجازه داشته باشم، کمی جلوتر میپرم - تا زمانی که به جنگ جهانی اول میرسیم و امپراتوری عثمانی وارد جنگ علیه متفقین از طرف آلمان میشود، البته روسیه در کنار متفقین و علیه امپراتوری عثمانی است و البته از ارمنیها حمایت میکند. و رژیم عثمانی در این مرحله از خودکامگی عثمانیگرایی عبدالحمید دوم به ناسیونالیسم اولترا نئوفاشیست و تقریبا پروتو نازی اصلاح طلب ترکهای جوان تغییر کرده است.
که توسط سه پاشا رهبری میشدند که از نوع سهگانهای بودند که در طول جنگ بر امپراتوری عثمانی حکومت میکردند و معتقد بودند که جنگ یک تجربه پاکسازی برای امپراتوری عثمانی خواهد بود.
فروم: و به جوامع ارمنی حمله کردند. در دهه 1890 شورش های عثمانی علیه ارامنه در شهرها برپا شد. و در طول جنگ، یک جنایت قتلآمیز علیه ارامنهای که در شهرها نیستند، وجود دارد.
مجموع تلفات ارامنه بین سالهای 1895 تا 1918 چقدر است؟
مونتفیوره: حدود 2 میلیون است.
فروم: حدود 2 میلیون.
مونتفیوره: منظورم این است که در طول جنگ جهانی اول، 1.1 میلیون عدد معمولا پذیرفته شده است، که بسیار بزرگ است. و این بخش بزرگی از ملت ارمنی است. و این لحظه بسیار تعیین کننده ای است زیرا به دلیل این نسل کشی است - و اتفاقا، این تنها نسل کشی نبود. آنها همچنین 300000 مسیحی مارونی را در لبنان کشتند. آنها همچنین بیش از 400000 یونانی یا یونانی پونتیک را که در سواحل دریای سیاه و در ایونیا بودند، کشتند. آنها همچنین چند صد هزار مسیحی آشوری را که در مرزهای ترکیه و عراق کنونی زندگی می کردند، کشتند. و بنابراین این یک پاکسازی عمدی بود.
و شواهدی وجود دارد، دستوراتی وجود دارد، دستوراتی از طلعت پاشا و دیگر رهبران وجود دارد که یا این مردم، مردان، زنان و کودکان را قتل عام کنند، یا آنها را به بیابان برانند تا از گرسنگی بمیرند. و این واقعا اولین نسل کشی مدرن است.
فروم: و این یک نسل کشی مدرن است بر خلاف کاری که استالین با مردم تابع خود انجام خواهد داد، جایی که او تلاش می کند مقاومت اقتصادی را بشکند. این حذف قومی توسط - شاید یک دولت کاملا مدرن، دولت عثمانی نباشد. بدیهی است که به اندازه آلمان کارآمد نیست و به اندازه روسیه استالین کارآمد نیست. اما حذف عمدی مقولههای قومیت به منظور سادهسازی دولت و قدرتمندتر کردن دولت است.
مونتفیوره: درست است. و همچنین برای از بین بردن باکتری های درون، برای از بین بردن خائنان درون.
متن اصلی (انگلیسی)
The Atrocities That Shaped the Modern Middle East
Subscribe here: Apple Podcasts | Spotify | YouTube On this week’s episode of The David Frum Show, The Atlantic’s David Frum opens with a discussion of the seemingly forgotten attack on the Yazidi people by ISIS in 2014. Then, David is joined by the historian Simon Sebag Montefiore to discuss his new book, The Cauldron: The Making of the Modern Middle East. David and Simon discuss how much of the present-day Middle…