جنون SCG و نکته Plugger: The Swans-Bombers مقدماتی، 30 سال بعد
سی سال پیش در چنین روزی، سیدنی سوانز در فینال مقدماتی اعصاب خرد کن در SCG مقابل اسندون تاریخ ساز شد. دیل لوئیس، تروی لاف و متیو لوید خاطرات خود را از یک بازی معروف به اشتراک می گذارند.
پنجشنبه، 3 سپتامبر، 20:10، امتیاز نهایی، داکرز 40، هاکس 72
جمعه، 4 سپتامبر، 19:40، امتیاز نهایی، Cats 107، Blues 74
شنبه، 5 سپتامبر، 15:15، امتیاز نهایی، Swans 141، Lions 88
شنبه، 5 سپتامبر، 7:35 بعد از ظهر، امتیاز نهایی، Crows 90، Bulldogs 68
جمعه، 11 سپتامبر، 20:10، امتیاز نهایی، Dockers 120، Cats 106
شنبه، 12 سپتامبر، 19:35، امتیاز نهایی، Lions 144، Crows 91
جمعه، 18 سپتامبر، 7:40 بعد از ظهر، امتیاز نهایی، سوانز 71، داکرز 83
شنبه، 19 سپتامبر، 17:15، امتیاز نهایی، هاکس 122، لاینز 131
شنبه، 26 سپتامبر، 2:30 بعد از ظهر، بازی شروع نشده است، Dockers در مقابل Lions
یک برد مقدماتی هیجان انگیز مقابل اسندون، سوانز را در اولین فینال بزرگ خود در بیش از نیم قرن گذشته قرار داد. ( گتی ایماژ )
وقتی دیل لوئیس حضور در سیدنی سوانز در دهه 1990 را به یاد می آورد، مطمئنا همه چیز مربوط به بازی های بزرگ و جمعیت زیاد نبود.
او میگوید: "ما در حال تمرین هستیم، پیش فصل را در زمینهای نمایشگاهی مجاور [SCG] انجام میدهیم و یکی از روزها، Big Day Out در این زمینهای نمایشگاهی برگزار میشد. ما مجبور شدیم تا بیضی شکل راه برویم، بازوهایی که به هم متصل شدهاند، مثل اینکه در یک گروه جستجو هستیم و قبل از تمرین، سوزنها و خرابیها را در چمن بررسی میکنیم."
"قوها محبوبیتی نداشتند. ما جمعیت 5000 نفری داشتیم. من یک روز از حصار پریدم تا پای داور مرز را بگیرم.
"من یک همسر عالی دارم... برادرش می آمد، و او عادت داشت که این کار را دوست داشته باشد، زیرا می توانست هر جایی بنشیند، و وقتی خوب شدیم، همه چیز را خراب کرد، زیرا او مجبور بود برود یک بلیط بخرد و نمی توانست یک صندلی مناسب پیدا کند و جایی که می خواست بنشیند."
همه چیز در اواسط دهه 1990 تغییر کرد، زمانی که قوها از زیرزمین به پنت هاوس رفتند.
آنها با سه قاشق چوبی مستقیم بین سالهای 1992 و 1994، از پیروزی در یک بازی در سال 1993 به چهار برد در سال 1994 و هشت برد در سال 1995 رسیدند، سپس به 16 برد و بالاترین نردبان در سال 96 رسیدند.
30 سال پیش در چنین روزی، یک پیروزی در فینال مقابل هاثورن، آنها را در یک فینال مقدماتی خانگی مقابل اسندون در یک SCG بالا برد.
تروی لوف، شرکت Swans، فرصت خود را در آن فصل به دست آورده بود. او که اصالتا اهل تراالگون در ویکتوریا بود، مانند بسیاری از بچهها وابسته به یک کودک بزرگ شد، سپس او و خانوادهاش به خلیج نلسون در نزدیکی نیوکاسل نقل مکان کردند.
او در حالی که برای سرگرمی در شکارچی گل می زد، دیده شد، اما تلاش کرد تا با سوانز تحت هدایت ران باراسی، علامتی بگذارد.
سپس مربی جدید رادنی اید همه چیز را تغییر داد زیرا لوف به یک ثابت ثابت در تیم تبدیل شد.
تروی لوف در سال 1996 فرصت بزرگ خود را برای تیم سیدنی سوانز به دست آورد و با این حرکت به مرحله مقدماتی رسید. (ای بی سی نیوز: بیلی کوپر)
لوف میگوید: «این بیشتر هیجان بود تا فشار.
"اگر ببازیم، بازنده ایم. ما به اینجا رسیدیم، اما همه فقط به آنجا رفتند و از خود لذت بردند و نتایج به دست ما رسید."
او میگوید: «هیچکدام از ما آمدن آن را ندیدیم، اما بهعنوان مسیح، وقتی شروع به برنده شدن کردی، اعتیادآور بود، بهویژه در خانه.
چون فکر میکنم آن سالی بود که ما شروع کردیم. در نهایت در SCG 22 یا 3 پیروزی متوالی به دست آوردیم.
و هنگامی که در اولین مرحله مقدماتی [نهایی] هاثورن را شکست دادیم، انتظار این بود که چرا نه؟
در فصل 93-1992، قوها 26 بازی متوالی را باختند.
لوئیس، که در سال 1990 توسط سیدنی بر خلاف ترجیحات خود درافت پیشنویس شد، هفتهای که آنها در برابر ملبورن شکست خوردند، غایب بود و در نهایت در 33 باخت متوالی بازی کرد. او در سال 1994 سعی کرده بود از سیدنی خارج شود، اما در نهایت ماند.
در سال 1995، یک سری از ورودیهای مهم وجود داشت که هیچ کدام بزرگتر از کتابفروشیهای معروف، پل روس و تونی «پلاگر» لاکت نبودند.
لاکت، فوق ستاره سابق سنت کیلدا، سومین مدال کلمن خود را (و اولین مدال در سیدنی) در سال 1996 با زدن 114 گل در فصل خانگی و خارج از خانه به دست آورد.
روس بازیکن سابق پست کلیدی فیتزروی مهارت، رهبری و تجربه را به ارمغان آورد.
حالا آنها و سوانز یک برد دور از یک فینال بزرگ بودند.
درهای اولیه خشن و دیوانه کننده بود. انبوهی از خونسردی نشان داده نشد، با تعداد زیادی ضربات اسکرابی تحت فشار، با هدف قلمرو، نه دقت.
در اوایل بازی، اسندون به دنبال جیمز هیرد بود که - همراه با مایکل ووس از خرس های بریزبن - دو روز بعد مدال براونلو را به دست آورد. هیرد از روی 60 ضربه بلندی زد و استیون آلسیو قبل از اینکه از 20 به گل تبدیل شود، گلزنی کرد.
بلافاصله پس از آن، لوئیس علامت زد، سپس روی هیرد زمین خورد و در یک تکل کرانچ شد. هیرد توپ را گرفت و گل زد. طرفداران سوانز عصبانی بودند، اما اسندون با دو گل پیش افتاد.
سوانز سعی کردند به لاکت ضربه بزنند، اما اسندون پاک کرد – حرکت آنها بهتر بود، و هیرد یک گل آزاد روی 50 بدست آورد.
سیدنی نمی توانست حقه ای بکند. لوئیس توپ را در میدان مرکزی گرفت و به سرعت دوباره به سمت لاکت رفت. در نهایت جیسون مونی با زدن یک امتیاز 3.1 بر 0.1 شد.
هیرد پس از اینکه او و اندرو دانکلی توپی را با هم رقابت کردند، در حالی که خون از گونه چپش جاری شد، از زمین خارج شد، مدافع قوها در حالی که روی زمین دراز کشیده بود و دانکلی بالای سرش بود، ستاره بمب افکن را خشن می کرد.
یک امتیاز بری یانگ برتری را افزایش داد، سپس گری اودانل توپ را در اختیار گرفت و به سمت Che Cockatoo-Collins رفت، که آن را علامت گذاری کرد و از داخل 50 سوراخ کرد.
بمبافکنها بر فضاهای خالی مسلط بودند، و دیمین هاردویک Mick Symons را برای یک امتیاز مورد بحث قرار داد، اما رادار ضربهای او خاموش بود. حملات رو به جلو سوانز در مقایسه با دون ها مانند توپ های آشوب بود.
دیل لوئیس با ضربات بلند و سبک نشانه گذاری قوی او را به بازیکن مهمی برای سوانز در مقابل بمب افکن ها تبدیل کرد. ( گتی ایماژ: اعتبار اجباری: Allsport Australia/ALLSPORT)
یک سری امتیاز دیگر، سپس وید چپمن یک ضربه استوارت ماکسفیلد را نزدیک به افقی در نیمه جلو نشان داد. ضربه او وارد شد و لوئیس از کناره بیرون رفت تا یک علامت عالی کسب کند. او به آن ضربه زد و سوانز در وقت یک چهارم 19 عقب افتاد.
لوئیس میگوید: «بخشی از کار شما این است که به گلها و هر چیز دیگری ضربه بزنید، اما امتیاز بزرگی بگیرید.
فکر میکنم آن هم جلوی جایگاه بانوان بود. خانه قوهای دیوانه و دیوانه آنجا. انجام این کار همیشه خوب است.
لوف میگوید که قوها در طول فصل اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرده بودند.
هرگز این نگرش وجود نداشت که "اوه عزیز، آنها سه گل به ما زده اند، ما این را از دست خواهیم داد." ما میگفتیم «نه، نه، آن را پس خواهیم گرفت».
در طرف اسندون، متیو لوید مهاجم، در بازی 16 دوران حرفهای خود، تنها در 18 سالگی، یک بازی مقدماتی بازی میکرد.
لوید که در ۱۶ سالگی پیشنویس شد، به لطف تغییر یکباره قوانین به دلیل پیشنویس امتیازات برای طرف جدید Fremantle، بسیار مورد توجه قرار گرفت.
او در اولین بازی مقابل کلاغ ها در سال 1995 سه ضربه را زد و قبل از بازی در چند فینال به عنوان یک بچه مدرسه ای.
در سال 1996 او 7 ضربه دیگر را در برابر آدلاید زد و سپس درست قبل از فینال، سه ضربه را در مقابل سوانز در MCG زد.
لوید می گوید: "من در سال 1993 وسترن جتز بازی می کردم و در سال 94 به عنوان یک نوجوان 17 ساله بازی می کردم. بنابراین بله، همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد، اما من خیلی رانده بودم."
«[تمرکز] تماما پا بود، پا، پای، من 78 کیلو بودم و در واقع کارم را در 92 تا 94 کیلو به پایان رساندم.
"بنابراین من از نظر فیزیکی از عمق خودم خارج شدم. من در اولین بازی سه ضربه را انجام دادم و در فینال اول [1995] سه ضربه را زدم، بنابراین لحظات خوبی داشتم."
متیو لوید در آگوست 1996 سه ضربه به سوانز زد، اما یک ماه بعد در دیگ مقدماتی SCG با مشکل مواجه شد. ( گتی ایماژ، عکس فایل )
حرکت سریع به مقدمات در سال 1996. داستان متفاوتی بود
لوید میگوید: «من فقط احساس میکردم SCG، جایی که قبلا در آن بازی نکرده بودم، جمعیت بالای سر شما بود، صدای بلند و فیزیکی بود.
من یک تیپ بسیار عصبی بودم. ترس زیادی از شکست داشتم. نمیتوانستم دستم را روی پا بگذارم؛ بیشتر جو آن استادیوم و برخی از بازیکنان بزرگ سیدنی بود که روی آنها بازی میکردم [که ترسناک بود].»
در کوارتر دوم، سیدنی در تلاش برای ضربه زدن بود و فاصله را از طریق گلها به کاپیتان پل کلی و دارین کرسول کاهش داد. برتری چهار امتیاز بود.
لوید تلاش می کرد تا تأثیر بگذارد. تقریبا در نیمه راه، ضربه بزرگ مارک هاروی به سمت مرز در نیمه جلو میرفت.
مارک بیز و هیرد یک طرفه می دویدند، و لوید از 50 به جلو می دوید. همانطور که لوید به یاد می آورد، آنچه بعدا اتفاق افتاد "بسیار بی خطر" بود زیرا او سعی کرد با بیز برخورد کند.
او میگوید: "شما با کسی برخورد میکنید، و در عوض آرنجم به پهلوی من برگشت. نفسم بند آمد، و احساس باد کردم. بقیه کوارتر دوم را بازی کردم، اما احساس میکردم از نظر سلامتی در حال بدتر شدن هستم."
بازبینی ویدیو نشان نمیدهد که مشکل بزرگی وجود داشته است - لوید مدام خود را به دستهها پرتاب میکرد، اگرچه اگر به جای توپ به او توجه میکردید، هر بار بلند شدن او بیشتر طول میکشید.
او میگوید: «همه چیز برای من کمی مبهم است، زیرا به یاد دارم که نمیتوانستم تمرکز کنم؛ واقعا نمیتوانستم آدرس نیمهوقت [از کوین شیدی] را بگیرم».
من در حال از دست دادن رنگ در صورت و بدنم بودم. به پزشک باشگاه گفتم، حالم خیلی خوب نیست و آنها تصمیم گرفتند که کوارتر سوم را شروع کنم و بعد از پنج دقیقه ببینم چه احساسی دارم.
"من مطمئن نیستم که چه مدت در کوارتر سوم بودم که در نهایت از زمین خارج شدم... اما آنها می دانستند که در آن لحظه مرا به بیمارستان برسانند."
لوید در بیمارستان کینگز کراس به اورژانس رفت.
او میگوید: «فقط به یاد میآورم که با لباس کامل اسندون، شلوارک، جوراب، و چکمههای فوتبالی که فکر میکنم، دراز کشیده بودم، و فقط درد داشتم، فقط با درد بسیار.»
به او مورفین دادند و درد کمی فروکش کرد.
او میگوید: «آنها از من خواستند پرش کنم، من پریدم و گفتم: «در واقع احساس بهتری دارم».
نمیتوانم به خاطر بیاورم که آنها فکر میکردند چه میتوانست باشد، اما گفتند، حق دارد به هتل برگردد.»
در بازگشت به SCG، اوضاع برای سیدنی رو به بهبود بود.
پس از آن دو گل اولیه، قوها یک فرصت را حس کردند. درک کیکت از جیب راست به میدان ضربه زد تا لاکت علامت بزند و گل بزند. ازدحام جمعیت به راه افتاد و سیدنی با 9:26 به پایان رسید و سیدنی با دو گل پیش افتاد.
یک توپ به هم ریخته دیگر توسط لاکت به سمت دروازه فرستاده شد، اما شان دنهام آن را مانند دروازه بان با کف دست دور کرد.
به نحوی لاکت آن را به لوف رساند، او ضربه ای به دروازه زد و سیدنی با هشت امتیاز پیش افتاد. در SCG هیاهو بود.
لوف به یاد میآورد: «از حافظه، او نفوذ کرد و یک نفر را از راه دور کرد، سپس آن را با دست در بالای میدان به من زد و من گل را زدم.
"و شما فقط پمپ میشوید؛ این به شما کمک میکند تا از لحظهها به ساختن ادامه دهید، چه یک تکل خوب باشد یا یک غنیمت خوب [یا یک گل]."
دوش های بری یانگ و هیرد، حاشیه را به شش بازگرداند.
بازی سریع تر و آشفته تر می شد و توپ از 50 به سیدنی می خورد. یک ضربه سبک کونگ فو از سوی لوف، گرگ استافورد را پیدا کرد که قبل از اینکه کرسول ضربه دوم خود را بزند، یک پلاگر خشمگین را نادیده گرفت. سوانز در نیمه دوم با 12 برتری پیش افتاد.
در اوایل بازی سوم، یک ضربه لوئیس، لاکت را در نزدیکی پست نقطه پیدا کرد - او علامت زد، سپس زمین خورد و افتاد. ضربه او به تیرک دروازه برخورد کرد.
در پخش رادیو ABC، مفسر پیتر لانگمن گفت: "او کارهای خوبی انجام داده است، لاکت، اما اگر او یک اسب مسابقه بود، او را پشت موانع بررسی می کردند و او را غیر شروع کننده اعلام می کردند، مطمئن هستم."
لوف میگوید: "یک پلاگر 80 درصدی بهتر از این است که اصلا او را در کنار نداشته باشید، حتی 70 درصد پلاگر. او به همین خوبی بود."
رفت و برگشت ادامه داشت، با نوعی بن بست.
لوف از روی شانه اش ضربه خورد، اما به عرض 15 متر از تیرک ها به بیرون پرید. لوف سپس به کلی ضربه زد، او دو قدم برداشت و برای گل سیدنی ضربه زد. سرودهای عظیم وفاداران سرخ و سفید را بخوان.
تروی لوف Utility به چالش مقدماتی تاریخی سوانز کمک کرد و یک هدف را ایجاد کرد و یکی از آنها را ضربه زد. (ای بی سی نیوز: بیلی کوپر)
لوف میگوید: "وقتی پل روس مصدوم شد، دفاع را شروع کردم. در هافبک میانی بازی میکردم. اندرو دانکلی مصدوم بود، دفاع کناری بازی میکردم. پلاگر بیرون بود، فوروارد کامل بازی میکردم. بنابراین هر نقشی را که تیم نیاز داشت [از جمله راک] بازی میکردم."
آن شب 41731 نفر در SCG حضور داشتند - و آنها کاملا اخراج شدند و سر و صدای جمعیت بسیار بیشتری را ایجاد کردند.
لوئیس می گوید: "دیوید مورفی قبل از آن سال به من می گفت، 50000 نفر، شما فقط می توانید هم تیمی خود را بشنوید. [با] 75000 جمعیت، شما به سختی می توانید هم تیمی خود را بشنوید."
"هر چیزی بیش از 85، 95،000، شما نمی توانید هم تیمی خود را بشنوید، و حتی نمی توانید احساس کنید که ضربه خورده اید. سروصدا و آدرنالین چنین است، شما حتی نمی دانید چه اتفاقی دارد می افتد.
«پیامرسانی همیشه این بود، [فینالها] سریعتر، سریعتر و سختتر خواهد شد. و هیچ کدام مزخرف نیست."
درست زمانی که هواداران سوانز کمی اعتماد به نفس داشتند، بمب افکن ها یک توقف 50 رو به جلو داشتند. ضربه به هاروی رسید و سپس اودانل که از 35 ضربه زد و برتری 13 امتیازی بود.
اما سیدنی از راهرو پایین رفت و لوئیس علامت گذاری کرد. غرش بزرگی به گل او رسید و یک هوادار از حصار پرید و کنار داور دوید تا سیگنال گل پشت سر هم انجام دهد. سپس با هوشیاری سریع از آنجا خارج شد.
در 19 نقطه پایین تر، بمب افکن ها تمام نشد. دین والیس در جیب علامت زد، سپس سیدنی 50 گل داد. دانکلی در صورت داور بود - والیس گل زد، سپس با مدافع کناری سیدنی روبرو شد.
بمب افکن ها موفق به کسب امتیاز بعدی شدند و آلسیو هیرد را در میدان پیدا کرد تا گلزنی کند. 3:00 مانده به پایان ترم، بازی هفت امتیازی بود.
در دقیقه پایانی، آلسیو 50 دقیقه را به ثمر رساند و تبدیل به گل شد. یک ربع مانده به پایان، سیدنی با امتیاز انفرادی، 8.7 به 8.6 پیشتاز شد.
تروی لوف مربی سوانز رادنی اید را به یاد می آورد که از بازیکنان خواسته بود تا شرایط را برای شروع کوارتر پایانی در SCG حفظ کنند. ( گتی ایماژ، عکس فایل )
لوف میگوید: «به یاد میآورم که راکت (رادنی اید) فقط گفت که ما باید در شروع کوارتر آخر آن را تعطیل کنیم، نه اینکه بیرون برویم و تلاش کنیم و یک گل بزنیم.
"اگر آنها گل اول را به ثمر رسانده اند، چهار ضربه متوالی زده اند، و ممکن است به آن ادامه دهند. اما اگر فقط این حرکت را متوقف کنیم، برای شروع کمی دفاعی بازی کنیم، پس از پایان بازی، می توانیم بیرون برویم و حمله کنیم."
تنها سه گل از 16 گل زده شده به سمت چپ بود. بمبافکنها در کوارتر پایانی به این هدف خواهند رسید.
در اوایل، اودانل به Che Cockatoo-Collins غذا داد که از سمت راست شکسته شد. ضربه او هیرد را پیدا کرد و قهرمان اسندون سرعتش را کاهش داد، سپس به جلو دوید و ضربه ای محکم زد. داور دور و برش پرید. بمب افکن ها هدف اولیه خود را داشتند.
در فاصله 18:27 باقی مانده، اسندون با پنج برتری پیش افتاد. همه خسته بودند و بازی تا حد زیادی بین قوس ها گیر کرده بود. زمان به آرامی می گذشت بعد از یک سری از دست دادن 9.9 به 8.9 بود.
تنش داشت بالا می رفت. Denham Essendon ممکن است یک دنده ترک خورده باشد. مایکل اولافلین از سیدنی زانویش آسیب دید. پیاده شد و برگشت و همچنان لنگید.
از یک پرتاب مرزی 40 متری بیرون، هاروی با دست به سایمونز دوید.
"او این کار را انجام داد! بمب افکن ها با 12 امتیاز پیش افتادند! سیمونز، بازیکنی که از یک شروع ایستاده بود، یک ضربه کناری از فاصله 35 متری داشت و او آن را به پایان رساند - و ممکن بود بمب افکن ها را در فینال بزرگ هفته آینده قرار دهد."
لوئیس احساس بیماری داشت، فکر می کرد که آیا این کار چگونه تمام می شود.
او میگوید: "چیزی را که در کودکی، به عنوان یک فوتبالیست ارشد، به عنوان یک بازیکن AFL خیلی بد میخواستید، در اختیار شماست، اما نمیتوانید آن را لمس کنید... واقعا به قلب شما ضربه میزند. نمیخواهم به شما دروغ بگویم، وقتی او آن یکی را لگد کرد، احساس بدی بود."
دونده به لوئیس گفت که هیرد را به سمت جلو بکشد زیرا سیدنی به گل نیاز دارد.
لوئیس به یاد می آورد: «بنابراین من آن را از آنجا بیرون کشیدم.
Essendon آن را به جلو هک کرد. آدام هیوسکس به کلی تسویه حساب کرد. او مکسفیلد را پیدا کرد که از وسط تعقیب شده بود و همزمان با ایجاد غرش، دو پرش داشت. یک ضربه از 60 به هیرد و لوئیس - و لوئیس آن را گرفت و به دروازه ضربه زد. شش امتیاز، 2:48 باقی مانده است.
از این هم دیوانه تر شد، توپ در وسط گیر کرد. سوانز پاکسازی کرد و به سایمون گارلیک، سپس چپمن، سپس ماکسفیلد به لاکت رسید، که بازی کرد اما به گل نرسید و تصمیم گرفت به درون کرسول ضربه بزند. Cresswell مشخص شد و سپس دراز کشید و گرفتگی گرفت.
او بلند شد و با لگد به آن ضربه زد و در 89 ثانیه مانده به پایان، امتیازات مساوی شد.
کرسول دست هایش را به سمت آسمان بلند کرد. منع آمد و شد در فرودگاه سیدنی هنوز نیم ساعت از شروع آن فاصله داشت، اما صدای غرش با بلند شدن از Mascot مطابقت داشت.
ساعت پایین آمد، توپ آپ با 1:02 باقی مانده، بدون پیشرفت واقعی.
بازی وحشیانه بود زیرا بازیکنان با هم برخورد کردند. توپ به داخل 50 رفت. قوها نتوانستند علامت گذاری کنند. بلومفیلد با ناامیدی آن را پاک کرد و چپمن سمت راست میدان مرکزی را علامت زد. او به عقب رکاب زد، سپس با لگد بالا به سمت چپ 50 ضربه زد.
از سمت راست، تونی لاکت آمد تا آن را از آسمان کنده و هر دسی بل را از حومه اطراف در 17 ثانیه باقیمانده بکشد.
او در فاصله 52 متری دروازه با مصدومیت کشاله ران بود و گزینه دیگری نداشت. ساعت پایین آمد.
لوف به یاد میآورد: "این ویدیو نشان میدهد که من از کنارش رد میشوم در حالی که او میخواهد برای گرفتن عکس در صف قرار بگیرد. من فقط به سمت او برگشتم و گفتم: "تنها کاری که باید انجام دهید این است که آن را از روی خط عبور دهید. مهم نیست چه چیزی باشد، فقط آن را از روی خط عبور دهید."
آژیر از بین رفته بود، فشار خون جمعی جمعیت به استراتوسفر رسیده بود، اما پلاگر آن را داشت.
همه پرواز توپ به سمت دروازه را تماشا کردند. اونجا بود؟ یک نکته کافی بود؛ خروج کامل یا کوتاه به معنای زمان اضافی بود.
غرش جمع شد. داور یک انگشتش را برای علامت دادن به عقب شلیک کرد و بدبختی مطلق در SCG رخ داد. بمب افکن ها ناراحت بودند. قوها به وجد آمده بودند.
تمام شد. دو فصل حذف شده از قاشق چوبی، سوانز در اولین فینال بزرگ خود پس از تصمیم بدنام "حمام خون" ملبورن جنوبی مقابل کارلتون در سال 1945 بود.
لوئیس احساس زمانی که لاکت چنگ زد را به یاد می آورد.
او میگوید: «آن را گستاخی بدانیم، اما لحظهای که او آن را علامتگذاری کرد، میدانستم که قرار است در یک فینال بزرگ بازی کنیم.
در مورد کشاله ران پلاگر، فاصله، درد، تلاش مورد نیاز چطور؟
لوئیس میگوید: «هیچکدام مربوط به این موضوع نشد زیرا او تونی لاکت است.
ما او را از هر کجا، از هر زاویه و از هر فاصله ای انتخاب می کردیم. زیرا این کاری است که او انجام می دهد. نه تنها کار او بود، بلکه اعتقادی که ما به او داشتیم وقتی توپ را در دست داشت، ضربه ای به گل زد یا تبدیل به گل کرد و تمام کرد، شگفت انگیز بود."
تونی لاکت، بازیکن سیدنی، به خاطر مهمترین بازی حرفهایاش که سوانز را در فینال بزرگ قرار داد، خود را به نهایت رساند. (عرضه شده: عکس های AFL)
ما می گوییم، "این گل می زند." و سپس هیجان به ما رسید. و من یکی از اولین کسانی بودم که روی پلاگر پریدم، و بعد بقیه روی هم جمع شدند."
و چیزی که من به یاد دارم این است که Plugger در پایین می گوید: «از من بیا، از من خارج شو». او آنقدر از ناحیه کشاله رانش درد داشت که هرکسی روی آن می پرید کمکی به او نکرد.
سپس [ما] بلند شدیم و می گوییم، ما در فینال بزرگ هستیم. ما در فینال بزرگ هستیم. به وجد آمده بود. فوق العاده بود."
لوئیس به استافورد در میدان برگشت و متوجه شد که از قبل فرار کرده است.
او میگوید: «من کمی دیر وارد میشوم، و تنها کاری که میتوانم انجام دهم این است که به چند بازیکن دست بزنم... زیرا من خیلی مشغول جشن گرفتن در میدان گل بودم و به دنبال کمی عشق از هم تیمیهایی بودم که قبلا این کار را انجام داده بودند».
دیل لوئیس میگوید هجوم طرفداران سرخوش سوانز به SCG پس از مقدمات سال 1996، پیشروی "لحظه رفاقت" در سال 2022 بود. (گتی ایماژ: AFL Photos/Michael Willson)
جمعیت سرخوش از طرفداران سوانز روی زمین ریختند.
لوئیس میگوید: «این پیشروی لحظه بادی (1000 گل لنس فرانکلین) از نظر تماشاگران روی زمین در SCG است.
"تو نمی خواستی [از زمین] پیاده شوی، اما می خواستی پیاده شوی، زیرا می خواستی وارد آن اتاق کوچک طبقه پایین بشوی و همه چیز را با همدیگر خیس کنی و فقط برو، "F***، این چقدر خوب است. ما در یکی هستیم."
در بازگشت به هتل بمب افکن، متیو لوید با والدینش در اتاقش بود. بازیکنان می آمدند، اما مورفین در حال از بین رفتن بود.
هنگامی که مردم رفتند، لوید از والدینش خواست که به او کمک کنند تا به حمام برود، جایی که او خون را از دست داد.
دکتر بروس رید از اسندون آمد و لوید می گوید که او "در رختخواب غلت می زد، بدترین درد زندگی من." رید از او پرسید که آیا شانه درد دارد؟
"یک ثانیه ایستادم و گفتم: "آره، درد شانه واقعا قوی است." فقط یادم میآید که گفت: «برایش آمبولانس بیاور. لوید به یاد می آورد که او طحال پاره شده است.
متن اصلی (انگلیسی)
SCG madness and Plugger's point: The Swans-Bombers prelim, 30 years on
Thirty years ago today, the Sydney Swans made history in a nerve-shredding preliminary final at the SCG against Essendon. Dale Lewis, Troy Luff and Matthew Lloyd share their memories of a famous game.