جنگ یوم کیپور: چگونه اسرائیل علائم هشدار را قبل از حمله غافلگیرانه از دست داد - نظر
بزرگترین شکست اسرائیل در جنگ یوم کیپور به خودی خود تحمیل شد، زیرا اعتماد رئیس اطلاعات الی زیرا به ارزیابی خود باعث شد که اسرائیل هشدارهای فزاینده درباره حمله اعراب را رد کند.
ساعاتی پس از حمله غافلگیرانه یوم کیپور توسط مصر و سوریه در سال 1973، در جلسه توجیهی دیوید الازار، رئیس ستاد ارتش اسرائیل، بوی نامطمئنی وجود داشت. او به کابینه گفت: «این اولین بار است که اسرائیل در حال جنگ دفاعی است. ما میدانیم چگونه این کار را از روی کتابها انجام دهیم، اما هرگز آن را انجام ندادهایم.» پنج روز بعد، در ارزیابی به وزیر دفاع موشه دایان، پیام الازار صریحتر بود. ما نمی توانیم در این جنگ پیروز شویم.
کجا متوقف می شود؟ الازار گفت آنچه که کشور اکنون به آن نیاز دارد، آتش بس پایداری بود که به آن امکان می داد ارتش را «به مدت 100 سال» بازسازی کند. آنها توسط بیش از 10000 مستشار نظامی شوروی بازآموزی شده بودند و با تسلیحات مدرن، که اسرائیل برخی از آنها را قبلا ندیده بود، دوباره مسلح شده بودند. موشک ضد تانک جمع و جور ساگر، پیاده نظام تا آن زمان ضعیف آنها را به چالشی بزرگ برای تانکهای افتخارآمیز اسراییل و ضدهوایی SAM تبدیل کرده بود.
جنگ، برتری هوایی اسرائیل بر میدان نبرد را تهدید کرد و حتی آن را نفی کرد. اعراب این بار در انور سادات، رئیس جمهور مصر، رهبر خردمند و جسوری داشتند. شکست بزرگ اسرائیل در آستانه جنگ یوم کیپور، به خودی خود تحمیل شد و به یک شخص - سرلشکر نسبت داد. الی زیرا. به عنوان رئیس اداره اطلاعات نظامی (MID)، او به خود اجازه داده بود که از مرز بین اعتماد به نفس و غرور عبور کند. در یک دوره بحرانی مشابه نیم سال قبل، او تنها کسی بود که در ستاد کل گفت با وجود علائم هشدار جدی جنگی در کار نخواهد بود.
او ثابت کرد که درست است اما به دلایل اشتباه. او معتقد بود که سادات خواهان جنگ نیست زیرا از عواقب آن می ترسید. سالها بعد، معلوم شد که سادات تنها به درخواست حافظ اسد، رئیسجمهور سوریه، که منتظر ارسال تسلیحات حیاتی از سوی اتحاد جماهیر شوروی، از جمله موشکهای زمین به هوا بود، کنارهگیری کرده است. اما پیروزی ظاهری زیرا، مافوقهایش را از به چالش کشیدن قضاوت او در مقابل نیروهای اسرائیلی در هفته آینده در مقابل نیروهای اسرائیلی دلسرد کرد. خطوط میتوانست شاهد استقرار بیسابقه اعراب در مقابل خود باشند، اما هشدارها در این منطقه نادیده گرفته شدند
زنجیره فرماندهی بر اساس ارزیابی جسورانه زئیرا در مورد کم خطر بودن جنگ. گزارشهای منابع اطلاعاتی خارجی (11 در سپتامبر) نیز در مورد نیات جدی اعراب برای آغاز جنگ در روزهای آینده هشدار داد.
تنها در مصاحبه ای در بستر مرگ در سال گذشته (2025) در سن 97 سالگی اعتراف کرد که اشتباه کرده است. از قضا این MID بود که در دوران تصدی وی دستگاهی را به عنوان بیمه برای ردیابی تصمیم اعراب برای رفتن به جنگ ابداع کرد. در بهار 1973، یک هلیکوپتر حامل تکنسین های ارتباطی و یک کماندو در نزدیکی اسکورت ارتش مصر به پرواز درآمد. شیرهای مخصوصی را وارد کرده بود که میتوانست از اسرائیل - بنا بر گزارشها از دفتر زیرا - فعال شود.
تلفن هایی که شنود می شد مربوط به واحدهای مصری بود که در تدارکات جنگ شرکت داشتند. پس از اینکه آزمایشها تأیید کرد که شیرها کار میکنند، دستگاه خاموش شد. شکست اطلاعاتی که اسرائیل را کور کرد، تنشها در هفته قبل از یوم کیپور (که در 6 اکتبر سقوط کرد) ایجاد شد، الازار دو بار از زئیرا پرسید که آیا چیز مرتبطی را دریافت کرده است. زیرا به الازار داد تا بفهمد که دستگاه فعال شده است اما هیچ چیز مرتبطی تولید نمی کند. اما شیرها فعال نشده بود. زیرا می ترسید که فعال سازی در معرض خطر قرار بگیرد.
یوئل بن پورات، رئیس بخش اطلاعات سیگنال های حیاتی که دستگاه های الکترونیکی را در جهان عرب شنود می کرد، با توجه به افزایش تنش ها، درخواست مجوز برای بسیج 200 نیروی ذخیره اطلاعاتی کرد. زیرا گفت: «یول، خوب گوش کن. من به شما اجازه نمی دهم حتی به بسیج بخشی از نیروهای ذخیره فکر کنید.
این وظیفه اطلاعاتی نیست که مردم را دیوانه کند و یا اقتصاد را تضعیف کند.» وقتی افسر اطلاعاتی کهنه کار پیشنهاد فعال کردن ابزار ویژه را داد، زئیرا نپذیرفت. بن پورات خشمگین پرسید: «این منابع برای چه چیزی وجود دارد، اگر برای موقعیتهایی مانند آن چیزی که با آن روبرو هستیم؟» این دستگاه روشن است، زیرا او، همانطور که در بهار مطمئن بود، مطمئن بود که سادات جنگ را بسیار خطرناک میدانست.
برای فعال کردن دستگاه در این دوره پرخطر، خطر کشف آن توسط مصری ها وجود داشت. دو روز قبل از یوم کیپور دایان پرسید که این دستگاه چه چیزی تولید می کند. دایان را نمی توان انکار کرد. دستگاه برای چند ساعت روشن بود، اما مکالمههایی که برداشته شد پیش پا افتاده بود. پس از جنگ، دفتر خاطرات یک سرباز مصری در میدان جنگ پیدا شد و به تحلیلگران اطلاعاتی تحویل داده شد. گروهبان. محمود ناده خود را در دفتر تازه اش در ساحل دریاچه تلخ معرفی کرد. "ما از ابتدا شروع می کنیم. من به عنوان گروهبان در نیروهای مسلح خدمت می کنم.
ما در چند روز آینده به جنگ خواهیم رفت. من 2.5 کیلومتر هستم. از دشمن به ما گفته شده است که ما اولین کسی هستیم که از کانال [سوئز] عبور می کنیم تا سرزمین هایمان را آزاد کنیم و دشمن را بیرون کنیم.» او به نام «حقیقت تاریخی» قول داد که گزارش دقیق وقایع را حفظ کند. این دفترچه بینشی از ذهن یک سرباز مصری تحصیل کرده دانشگاهی ارائه می دهد که اکنون به تعداد زیادی در نیروهای مسلح و دانشجویان سال سوم در کنار دهقانان دیده می شد. اسکندریه، او به عنوان کماندو آموزش دیده بود، اما اکنون به یک واحد زرهی آبی خاکی متصل شده بود.
عبور از دریاچه تلخ بود. "ما باید با تمام سرعت ممکن بعد از رگبار توپخانه 50 دقیقه ای به سمت گذرگاه میتلا حرکت کنیم. امیدوارم زنده از نبرد بیرون بیایم زیرا به خدا ایمان دارم. لبخند بر لبان همه حتی افسر من وجود دارد." چهار روز قبل از یوم کیپور، گروهبان. جوخه یورام کریوین Strongpoint 111 در خط آتش بس جولان را تصرف کرد. این یک چرخش معمولی از واحدها بود، اما به چترباز 21 ساله برخورد کرد که به نظر می رسید سربازان از رفتن به طرز غیرمعمولی خوشحال بودند.
صخرههای بازالتی تیره قلعه ایگلو مانند آنقدر محکم به نظر میرسیدند که حتی در برابر حملات مستقیم توپخانه مقاومت کنند. تپهای که 111 روی آن قرار داشت، نمایی از دشت صخرهای سوریه را نشان میداد. کریوین میتوانست تعداد بیشماری توپخانه، تانک و نیمراه را ببیند که زیر شبکههای استتاری لانه کرده بودند. در مقابل تل کودن قرار داشت، یک موقعیت قوی سوریه بر روی یک مخروط آتشفشانی. صد متری 111 یکی از پستهای دیدهبانی سازمان ملل بود که در امتداد خط آتشبس قرار داشت. یک افسر اطلاعاتی وابسته به واحدی که در حال امدادرسانی بودند، به تازهواردها اطلاع رسانی شد.
این افسر واحدهای سوری را که با آنها روبرو بودند شناسایی کرد. او در پایان گفت: «تمام ارتش سوریه آنجا هستند. «خوشحالم که وقتی جنگ شروع شود اینجا نخواهم بود.» هشدارهای خط مقدم نخست وزیر گلدا مایر در دیدار جنجالی با برونو کریسکی صدراعظم اتریش در مورد تصمیم او برای بستن یک اردوگاه عبوری برای یهودیان از اتحاد جماهیر شوروی در راه اسرائیل در روز بعد، چهارشنبه، 3 اکتبر، هنوز در ذهن او بود. او گفت. جلسه در دفتر نخست وزیری شرح داده شد
مشاوره ای از موشه دایان است که درخواست کرده بود. دایان اگرچه یک نماد نظامی بود، اما با احترامی که به مادربزرگ 75 ساله داشت به دلیل موقعیتش ارتباط داشت. او گفت که گزارش هایی وجود داشت که مصر به جنگ تمایل داشت، اما وضعیت در جبهه سوریه نگران کننده تر بود. سوریها پیشرفتهترین موشکهای ضدهوایی سام خود را نه در اطراف دمشق، پایتخت خود، بلکه در پوشش جولان مستقر کرده بودند. او خاطرنشان کرد: «این یک استقرار دفاعی عادی نیست.» دایان گفت، اگر مصریها از کانال عبور میکردند، خود را در بیابان میبینند و تانکهای اسرائیلی از هر طرف به آنها حمله میکردند.
اما سوریها، تنها با یک ضربه سریع، میتوانستند امیدوار باشند که اسراییل را از جولان بیرون برانند و سپس توسط ارتفاعات شیبدار و رودخانه اردن در زیر آن در برابر حملات متقابل محافظت شوند. در جبهه سوئز، شالوف گفت، ارتش مصر درگیر یک رزمایش نظامی گسترده بود. افسر MID گفت: «به نظر من، بر اساس مطالب زیادی که در روزهای اخیر دریافت شده است، مصر معتقد است که هنوز آماده جنگ نیست. و اگر مصر به جنگ نمی رود، سوریه نیز موافق نیست.»
او گفت که اگر سوریه به تنهایی به حمله فکر می کرد، اسرائیل از این موضوع مطلع می شد. هنگامی که یک ماشین بزرگ شروع به حرکت می کند، نشتی وجود خواهد داشت.» میر تصمیم به به چالش کشیدن یک اتاق مملو از ژنرال های مشاوره ای برای آرامش نداشت، اما همچنان ناآرام بود. نگرانی های امنیتی دیگر از سوی MID آنقدر سنگین تلقی نمی شد که در دستور کار جلسه کابینه قرار گیرد که برای روز بعد، پنجشنبه، 4 اکتبر، برای شنیدن گزارش مایر در مورد سفر اروپایی خود برنامه ریزی شده بود.
بنابراین دولت غافل ماند که احتمال جنگ در نقاط مرتفع مطرح می شد. همچنین استقرار جسورانه اعراب در جلسه ستاد کل مورد اشاره قرار نمی گرفت. تنها موضوع در دستور کار آن - دو روز قبل از یوم کیپور - نظم و انضباط بود، به ویژه لزوم رعایت قوانین لباس نظامی توسط سربازان. به طوری که فرماندهی عالی اسرائیل در مورد وضعیتی که هیچ عکس هوایی از خطوط مصری بین 25 سپتامبر و 1 اکتبر گرفته نشده بود، هفته ای که کاروان های بزرگی هر شب به سمت منطقه کانال حرکت می کردند.
علت دید ضعیف برای روز بعد برنامه ریزی شد، اما وقتی هواپیما برگشت، مشخص شد شاتر دوربین باز نشده است. تا بعدازظهر روز بعد، پنج شنبه، سرانجام مأموریت اجرا نمی شد. پردازش و تجزیه و تحلیل عکسها تمام شب طول میکشد. در همین حال، سادات در قاهره، ولادیمیر وینوگرادوف، سفیر شوروی را در 3 اکتبر احضار کرده بود تا به او اطلاع دهد که مصر و سوریه تصمیم به جنگ با اسرائیل برای شکستن بنبست خاورمیانه گرفتهاند. «روش شوروی چگونه خواهد بود؟» او پرسید. پاسخ رهبری شوروی
لئونید برژنف باحال بود. او گفت که تصمیم در مورد جنگ تنها بر عهده رهبری مصر بود. هیچ آرزوی خوبی برای موفقیت اعراب وجود نداشت. برژنف اجازه گرفت تا روز بعد هواپیماهای مسافربری بزرگ را در یک پایگاه هوایی مصر فرود آورد تا خانواده های مستشاران شوروی را تخلیه کند. سادات هیچ بخشی از این پاسخ را دوست نداشت اما به آن توجهی نکرد. تیم های مترجم عکس اسرائیلی هر پنجشنبه شب فیلم هایی را که توسط قطعه تانک و هواپیمای تجسسی به دست می آورد بررسی می کردند.
عکسها تجمع خیرهکننده مصری را در طول کانال نشان میدهند. دایان گفت: «شما میتوانید فقط از روی اعداد سکته کنید. 1100 توپ در مقایسه با 802 قبضه هشت روز پیش وجود دارد. شما اعراب را به اندازه کافی جدی نمی گیرید. بسیاری از سربازان خط مقدم قرار بود در ساعات آینده برای یوم کیپور آزاد شوند. هدایت یک کشور به سمت جنگ نقشی نبود که مایر تا به حال برای خودش تصور می کرد.
اما او تا اینجای کار با ثباتی که نشاندهنده کار طولانیمدت عمومی او بود، کنار آمده بود، نکات ظریفی را که مردان نظامی میگفتند و سؤالات مربوطه میپرسیدند. الازار در پاسخ به نزدیکترین مشاور مایر، وزیر اسرائیل گالیلی، گفت که او ذخیرهها را بسیج نخواهد کرد مگر اینکه نشانههای بیشتری از جنگ وجود داشته باشد. آغاز بسیج می تواند به راحتی منجر به تشدید تنش از سوی طرف مقابل شود. هشداری که سرانجام به Zvi Zamir، رئیس اسرائیل موساد رسید، در ساعت 2:30 بامداد بیدار شد.
در تلآویو با تماسی از رئیس دفترش، فردی عینی، که به او اطلاع داد که مهمترین عاملش، اشرف مروان، مایل است شب آینده با ضمیر در لندن ملاقات کند. مروان داماد جمال عبدالناصر، رئیس جمهور سابق مصر و یک جاسوس پرکار بود. از جمله، او نسخه ای از نقشه های مصر برای حمله اولیه به اسرائیل را به ضمیر مخابره کرده بود. ضمیر از عینی خواست تا در اولین پرواز صبح به لندن برای او بلیط رزرو کند و ترتیبی دهد که تیم های امنیتی او را در پرواز و در لندن همراهی کنند. در حالی که روی تخت نشسته بود و مشغول صحبت کردن بود، تلفن دوباره زنگ خورد.
این بار زیرا بود که کمتر او را در خانه صدا می کرد. او میخواست ضمیر را از تخلیه خانوادههای مشاوران خود توسط شوروی مطلع کند و بداند که ضمیر از آن چه ساخته است. ضمیر نیز به نوبه خود از پیام تلفنی مروان و برنامه خود برای پرواز صبح به لندن برای ملاقات با او گفت. او همچنین از کلمه رمزی که نشان دهنده جنگ است گفت. او نمی خواست گلدا را در این ساعت از خواب بیدار کند، بنابراین از زئیرا خواست تا صبح او را از سفر خود مطلع کند.
این دو مرد، چه به دلایل حرفه ای و چه شخصی، از یکدیگر متنفر بودند، اما آنها موفق شدند این گفتگوی آموزنده را به صورت متمدنانه انجام دهند. برای فرماندهان مصری، فقدان نشانه ای مبنی بر اینکه اسرائیل ممکن است از حمله آینده آگاه باشد، دلیلی برای نگرانی یا آرامش بود. ممکن است اسرائیلی ها در حال برنامه ریزی یک کمین بزرگ باشند؟ یا کاملا غافلگیر خواهند شد؟ نزدیک نیمه شب، تیم های پیشاهنگ در چند نقطه از کانال فرستاده شدند تا در مورد هر فعالیتی که دیدند گزارش دهند. همه قبل از سپیده دم با همین پیام برگشتند: یهودیان خوابند. یک یهودی کاملا بیدار ضمیر بود.
در لندن روزه نمی گرفت و نشنیده بود که یک خوانند دعای کل ندره را بخواند. اما هیچ یهودی در این شب یوم کیپور بیشتر از آنچه که او بود گرفتار حس دنیوی نبود. او در یک آپارتمان شخصی با مروان ملاقات می کرد. مروان گفت: "او [سادات] فردا جنگ را آغاز می کند." اول، حمله هوایی به خط بار-لو - 16 "قلعه" در امتداد ساحل شرقی کانال سوئز به طول نزدیک به 200 کیلومتر. گلوله باران شدید در پی خواهد داشت.
سپس پنج لشکر پیاده نظام با قایق های لاستیکی از کانال عبور می کردند، عبوری که تکمیل آن دو روز طول می کشد. آنها دو سر پل در کرانه سینا ایجاد کردند. سپس پلهای پیشساختهی پانتونی را در آب پایین میآورند و روی آن شناور میکردند. پس از تاریک شدن هوا، یگانهای کماندویی با هلیکوپتر به عمق سینا میرفتند تا برای واحدهای ذخیره اسرائیلی که ظرف یک یا دو روز راهی جبهه میشدند، کمین کنند. یکی دو بار، مروان گفت مطمئن است که وضعیت مانند اقدامات لازم برای اسرائیلیها روشن است. سو
دوباره ضمیر میگوید: «چطور نمیبینید که این جنگ است؟» ضمیر فکر میکرد این اظهارات عجیب ممکن است ناشی از چیزی باشد که منابعش در قاهره به او گفته بودند، شاید مصر از هرگونه اقدام متقابل اسرائیل بیاطلاع بود.
سفارت اسرائیل به دلیل روز مقدس بسته شد و تنها راه برای انتقال پیام او - مهمترین چیزی که ضمیر تا به حال ارسال می کرد - از طریق تلفن بود. قبل از عزیمت به لندن، او با رئیس دفتر خود، عینی، هماهنگ کرده بود که پیام خود را به عنوان یک نامه تجاری بی مزه و خسته کننده با کلمات رمزی بنویسد که عینی را قادر می سازد تا یک میز را با قلم و کاغذی را در Z بنویسد.
او سپس پیامی را درباره بازدیدکنندگانی که علیرغم تعطیلات به اسرائیل میآیند، تهیه کرد. پیام پنهانی که عینی فاش میکند خیرهکننده خواهد بود - قبل از انفجار شوفار، پایان یوم کیپور در این شب آینده، قبل از آخرین دعا که از خدا میخواهد دروازههای بهشت را باز کند و دعای مردمش را دریافت کند، اسرائیل با دو جبهه ذخیرهشده خود در حال جنگ خواهد بود. نویسنده، خبرنگار سابق The Jerusalem Post، نویسنده جنگ یوم کیپور (Schocken)، قایق های شربورگ (انتشارات موسسه نیروی دریایی ایالات متحده) و The Battl است.
e برای اورشلیم (انجمن انتشارات یهودی). جدیدترین کتاب او اورشلیم روی زمین (نسخه به روز شده) است. abra@netvision.net.il
متن اصلی (انگلیسی)
The Yom Kippur War: How Israel missed the warning signs before the surprise attack - opinion
Israel’s greatest failure in the Yom Kippur War was self-inflicted, as intelligence chief Eli Zeira’s confidence in his own assessment led Israel to dismiss mounting warnings of an Arab attack.