حامد لک؛ «اسکارفیسی» که بلد نبود مجسمه بسازد!
حامد لک یکی از چهرههای ویژه تقابل پرسپولیس با فولاد در هفته دهم لیگ برتر است.
به گزارش فوتبال 360، حامد لک، دروزاه بان فولاد، این روزها با تمرینات سفتوسختی که پشت سر گذاشته، مهیای تقابل با پرسپولیس، عشق دوران کودکیاش به گواه اظهارات پیشین این بازیکن، میشود. شاید در روزگارانی که وحید امیری و رامین رضاییان در صف اول چنین تقابلهایی قرار میگیرند، حامد لک چندان به چشم نیاید؛ ولی بر کسی پوشیده نیست که اگر پرسپولیس بخواهد از سد فولاد عبور کند، ابتدا باید صخره آهنینی که مقابل قفس توری ایستاده را فرو بریزد. کاری که روی کاغذ و غیره، چندان راحت نیست.
حامد لک چهره متمایزی در فوتبال ایران است؛ در فوتبالی که بار اصلی تماشایی بودنش را مهاجمان و هافبکهای خلاق به دوش میکشند، سخت است یکی از راه برسد و در قامت دروازهبان خودش را متفاوت جلوه کند. او «هشتپای» سابقی است که علیه قشر خلاق فوتبال ایستادگی کرده. البته که کم هم روی اعصاب مخاطب و رقیب راه نرفته. شمار ثانیههایی که حامد به بهانه درد همسترینگ در فوتبال کُشته از دست خیلیها در رفته. حامد میتواند برای بسیاری همان چهره دمدمیمزاجی باشد که در طرفهالعینی از کوره در میرود و با توپجمعکنها درگیر میشود. او میتواند هرکدام از کاراکترهای «بد» این فوتبال تلقی شود ولی در عین حال، کاری میکند تا کسی توان و شهامتی برای از یاد بردنش نداشته باشد؛ به ویژه همین پرسپولیسیها که اگر این روزها به حضورشان در فینال آسیا میبالند، به لطف همین حامدی است که قرار است این هفته مقابلشان بایستد.
حامد لک برای هواداران سرخ، چهره محبوبی است؛ نمیتوانند هم دوستش نداشته باشند. او روزهایی که بیرانوند تیم را در ازای پیشنهاد خوب خارجی رها کرد، از راه رسید و خیلی زود کاری کرد تا کسی دلتنگ بیرانوند نشود. لک با مهارت ستودنیاش نه تنها بیشترین تعداد کلینشیت در لیگ برتر را در همان فصل به نام خودش کرد بلکه پرسپولیس را با واکنشهای تماشایی به فینال آسیا هم رساند. بیدلیل نبود که بسیاری میگفتند جایش در بالاترین سطح فوتبال ایران خالی است و در تیم ملی به او کملطفی میشود که بازی نمیکند. اگرچه کیروش یکی دو بار به او فرصت داد ولی از بد زمانه، حامد شبیه به عدهای خاص نبود که بتواند با ادبیات خاص، برای خودش جایگاه بخرد.
لک دروازهبان کهنهکاری در فوتبال ایران به شمار میرود؛ از صبای قم در آن سال 89 تا همین فولادِ این روزها، بیشتر سالهای 35 سالگیاش را در سطح برتر فوتبال ایران سپری کرده. او رفتهرفته کاراکتر خاصتری هم پیدا کرد و بعدها با ادبیات متفاوتی که داشت، به میزان خاص بودنش افزود. حالا دیگر بعید است کسی از مصاحبت با این دروازهبان لذت نبرد؛ خاطراتی شیرین و بیانی شیرینتر دارد که در عین صخره بودن، دلنشینش میکند. کافی است به ویدیوهایی که از او در این چندساله وایرال شده نگریست تا متوجه تغییرات او در طول این همه سال شد. البته که چنین کاراکتری نباید باعث شود، اصلِ حامد لک زیر سوال برود؛ اصلی که او را یک دروازهبان حرفهای در فوتبال ایران معرفی میکند.
شاید شنیدنش برای بسیاری جای تعجب داشته باشد ولی حامد لک همین حالا با ثبت 149 کلینشیت در رده سوم برترین دروازهبانهای تاریخ فوتبال ایران به لحاظ بسته نگهداشتن دروازه است؛ یک کلینشیت مانده به همین علیرضا بیرانوند که سالهاست در کانون توجه در رسانههای ریزودرشت است. لک در سالهای اخیر هم همواره کیفیت بالایی داشته و حتی همین فصل هم از 9 بازی 5 کلینشیت در کارنامه داشته که همچنان در بین برترین دروازهبانهای کنونی قرارش میدهد. او که پس از ضربه بازیکن ذوبآهن به صورتش به جای از کوره در رفتن خودش را «اسکارفیس» توصیف کرد داشتههای فنی بیشتری هم داشته ولی در طول این همه سال، دیده نشده و یا نخواستند دیده شود.
لک در مقایسه با دروازهبانهای تاریخ فوتبال ایران فوکوس نمیکشد؛ احتمالا خودش هم از مقایسه خوشش نیاید و بپذیرد که در مقام مقایسه با تعدادی از قدیمیها فاصله دارد؛ اما اگر او در سالهای گذشته، نه این روزها که 35 ساله شده و فرصت را هدر داده، بلد بود مجسمهسازی کند، شاید جایگاه بیشتری در عرصه ملی داشت و تعداد حضورش در تیمهای پایتختنشین پرهوادار بیش از چیزی بود که مقابل اسمش درج شده است. با این وجود، حامد از جنس دیگری نشان داد؛ او خواست در مسیری متفاوت با مجسمهسازها، اسمش را در فوتبال ایران ماندگار کند.