حتی اگر از هوش مصنوعی استفاده نکنید، ممکن است هزینهاش را بپردازید!
با سرازیر شدن حق بیمه عمر و پسانداز میلیونها شهروند به بازار تاریک اعتبارات خصوصی، ترکیدن حباب هوش مصنوعی، زندگی روزمرهی مردم را هدف میگیرد.
با سرازیر شدن حق بیمه عمر و پسانداز میلیونها شهروند به بازار تاریک اعتبارات خصوصی، ترکیدن حباب هوش مصنوعی، زندگی روزمرهی مردم را هدف میگیرد.
در گوشهای از تگزاس یا لوئیزیانا، بولدوزرها در حال شکافتن زمینهای بایر هستند تا اسکلتهای فولادی دیتاسنترهای عظیمی را بالا ببرند که روزی میزبان هزاران تراشهی هوش مصنوعی خواهند بود. چند صد کیلومتر آنطرفتر، معلمی بازنشسته که شاید در تمام عمرش یکبار هم با چتباتها گفتوگو نکرده باشد، حساب بیمهی عمرش را بررسی میکند؛ بیخبر از اینکه پول بازنشستگیاش تحتتأثیر کابلهای برق و لولههای خنککنندهی دیتاسنتر قرار میگیرد.
در تابستان ۲۰۲۶ برای نخستینبار از زمان پایان جنگ جهانی دوم، سهم بازار سهام از ثروت خانوادههای آمریکایی از ارزش املاک و مستغلات آنها پیشی گرفت و به رکورد ۳۴ درصد رسید. حدود یکسوم از کل این سهام در حسابهای بازنشستگی و صندوقهای مستمری کارگران نگهداری میشود.
همزمان خود بازار بورس نیز حالت متمرکزتری دارد؛ بهطوری که تا اکتبر ۲۰۲۶، ده شرکت بزرگ فناوری بیشاز ۴۶ درصد از کل ارزش شاخص S&P 500 را در اختیار دارند و اگر شرکتهای کوچکتر مرتبط با هوش مصنوعی را به آنها اضافه کنیم، آیندهی هوش مصنوعی، رشد یا سقوط ارزش بیش از نیمی از بازار سهام آمریکا را رقم خواهد زد.
مسلماً کارگران و بازنشستگان داوطلبانه پولشان را وارد بازی پرریسک هوش مصنوعی نمیکنند. شاید به یاد داشته باشید که در ژوئن ۲۰۲۶، شرکت اسپیسایکس که چند ماه پیشتر استارتاپ هوش مصنوعی xAI را در خود ادغام کرده بود، با عرضهی ۷۰ میلیارد دلار سهام، بزرگترین ورود به بورس در تاریخ را رقم زد.
ورود غولهای نوظهور به بورس، پول خانوادهها را وارد پرریسکترین بازی قرن میکند
مدیران اسپیسایکس پیشاز عرضهی اولیه، مؤسسات ادارهکنندهی شاخصهای بزرگ بورس مانند نزدک و راسل را تحتفشار گذاشتند تا قوانین خود را تغییر دهند و سهام اسپیسایکس را با سرعتی خارج از روال عادی وارد شاخصهای اصلی کنند.
صندوقهای سرمایهگذاری غیرفعال که پول حسابهای بازنشستگی مردم را براساس این شاخصها مدیریت میکنند، به شکل خودکار خریدار سهام شرکتی شدند که بخشیاز آیندهی تجاریاش را ایدهی پرهزینهی ساخت دیتاسنترهای هوش مصنوعی در فضا میداند. با آمادهشدن شرکت آنتروپیک برای ورود به بورس در پاییز ۲۰۲۶ و برنامهی مشابه OpenAI برای سال ۲۰۲۷، پای پسانداز مردم عادی بیشازپیش به این میدان باز میشود.
اکتبر ۲۰۲۶، متیو شرر و مایا جنکینز از مؤسسهی بازارهای باز و صندوق آموزشی آمریکاییها برای اصلاحات مالی در گزارش تحلیلی Brace for Impact هزینههای احتمالی ترکیدن حباب هوش مصنوعی را بررسی کردند و هشدار دادند که شرکتهای فناوری برای جبران فاصلهی عظیم هزینهها و درآمدهایشان به استقراض کلان روی آوردهاند؛ بهتبع سقوط احتمالی آنها بهطور مستقیم، خانوادهها و اقتصاد واقعی را درگیر خواهد کرد.
شاید وقتی روی گوشیتان با چتباتها حرف میزنید، به این موضوع فکر نکنید که حتی پلنهای رایگان مدلهای هوش مصنوعی هم برای خود شرکتها پرهزینهاند. طبق برآورد گلدمن ساکس، هزینههای سرمایهای جهانی برای ساخت زیرساختهای هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۶ از مرز یک تریلیون دلار عبور میکند.
تنها چهار غول بزرگ ابری، مایکروسافت، آلفابت، آمازون و متا که به «هایپراسکیلرها» شهرت دارند، قصد داشتند در سال ۲۰۲۶ حدود ۷۴۵ میلیارد دلار صرف توسعهی زیرساختهای هوش مصنوعیشان کنند، یعنی پنج برابر مخارج سرمایهای آنها در سال ۲۰۲۳ و پیشبینی میشود مجموع مخارجشان تا سال ۲۰۳۰ به ۵٫۳ تریلیون دلار برسد.
نویسندگان گزارش یادآوری میکنند که ابعاد سرمایهگذاری غولهای فناوری نسبت به تولید ناخالص داخلی آمریکا، از پروژهی منهتن، برنامهی فضایی آپولو و ساخت شبکهی بزرگراههای بینایالتی هم فراتر میرود. چنین مخارجی در صورتی توجیه اقتصادی دارند که بازگشت سرمایهی متناسبی داشته باشند؛ اما پولی که مشتریان واقعی بابت خرید محصولات هوش مصنوعی میپردازند، کفاف هزینهها را نمیدهد.
مخارج سرمایهای زیرساختهای هوش مصنوعی از ابعاد پروژه منهتن و برنامههای فضایی آپولو نیز فراتر میرود
مؤسسهی گارتنر کل هزینهکرد کاربران نهایی در سراسر جهان برای مدلها و پلتفرمهای هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۵ را حدود ۳۹ میلیارد دلار و در سال ۲۰۲۶ حدود ۶۴ میلیارد دلار برآورد میکند؛ بهبیان ساده، درآمد واقعی این صنعت از مشتریان بیرونی، بهزحمت به ۱۰ تا ۲۰ درصد از پولی میرسد که صرف ساخت زیرساختهایش میشود.
شرکتهای پیشتازی مانند OpenAI و آنتروپیک که طبق دادههای Ramp بیشاز ۹۸ درصد بازار تجاری رابطهای برنامهنویسی هوش مصنوعی را در اختیار دارند، در سال ۲۰۲۵ بهترتیب ۳۸ و ۴۲ میلیارد دلار زیان خالص ثبت کردند و xAI نیز پیشاز ادغام با اسپیسایکس، حاشیه سود منفی ۱۱۰۰ درصدی داشت. برای مقایسه، آمازون که در دههی نخست فعالیتش به زیاندهی مشهور بود، طی ۹ سال در مجموع تنها ۳ میلیارد دلار ضرر کرد.
چطور شرکتهای هوش مصنوعی در گزارشهای مالیشان همیشه تصویری از رونق بازار را پیش روی مخاطبان میگذارند؟
بخشی از رونقی که در گزارشهای مالی شرکتهای هوش مصنوعی دیده میشود، به «تأمین مالی حلقهای» برمیگردد. غولهای فناوری در استارتاپهای سازندهی مدلها سرمایهگذاری میکنند و استارتاپها همان پول را برای خرید تراشه یا اجارهی سرور به سرمایهگذارانشان بازمیگردانند.
برای مثال مایکروسافت در OpenAI سرمایهگذاری میکند و OpenAI خدمات ابری آژور را از مایکروسافت میخرد؛ آمازون و آلفابت نیز رابطهی مشابهی با آنتروپیک دارند و انویدیا با تأمین مالی استارتاپها و شرکتهای ابری، هزینهی خرید تراشههای خودش را در اختیار آنها میگذارد. بررسیها نشان میدهد حدود ۷۰ درصد درآمد هوش مصنوعی مایکروسافت و ۶۰ تا ۷۰ درصد درآمد مشابه آمازون، از OpenAI و آنتروپیک بهدست میآید.
گردش پول درونخانوادگی، تصویری توهمی از تقاضای انفجاری ایجاد میکند. طبق تحلیل دادههای شرکت Ramp در آگوست ۲۰۲۶، حدود ۸۰ درصد از کل درآمد سازمانی OpenAI و آنتروپیک تنها از یک درصد مشتریانشان بهدست میآید که خود آنها نیز عمدتاً شرکتهای فناوری هستند.
غولهای فناوری با خرید خدمات از یکدیگر، چرخهای توهمی از تقاضای میلیاردی و درآمدهای کاغذی ساختهاند
ازسویدیگر در سهماههی دوم سال ۲۰۲۶، از مجموع ۲۸۵ میلیارد دلار سودی که پنج شرکت آلفابت، آمازون، متا، مایکروسافت و انویدیا گزارش کردند، ۱۶۰ میلیارد دلار حاصل از فروش محصول نبود و صرفاً از بالارفتن ارزش کاغذی سهام آنها در شرکتهایی مانند آنتروپیک و اسپیسایکس ناشی میشد.
در کنار چرخش پول، استارتاپهای خصوصی که الزامی به ارائهی گزارشهای حسابرسیشده ندارند، گاهی بهجای درآمد واقعی سالانه، «نرخ درآمد سالانهشده» را اعلام میکنند؛ یعنی درآمد یک ماه را در دوازده ضرب میکنند؛ همان کاری که آنتروپیک در پایان سال ۲۰۲۵ با اعلام درآمد ۹ میلیارددلاری انجام داد؛ اما بعدتر در اسناد دادگاه مشخص شد کل درآمد واقعی شرکت در مجموع سه سال ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ به حدود ۵ میلیارد دلار میرسید.
تا اواسط سال ۲۰۲۵، غولهای فناوری هزینهی ساخت دیتاسنترها را از محل درآمدهای نقدی سایر بخشهای سودآور خود مانند تبلیغات اینترنتی و فروش آنلاین تأمین میکردند؛ اما هزینهی پروژهها بهقدری بالا رفت که جریان پول نقد آزاد شرکتهایی مانند آلفابت و آمازون در سال ۲۰۲۶ برای نخستینبار پس از دههها منفی شد و مایکروسافت و متا نیز در آستانهی وضعیت مشابهی قرار گرفتند. اینجا بود که صنعت هوش مصنوعی برای ادامهی مسیر به بازار بدهی هجوم برد.
شرکتهای فناوری برای اینکه ترازنامههای رسمی خود را در برابر سهامداران کمریسکتر نشان دهند، بخش عمدهای از بدهیهایشان را خارج از دفاتر نگه میدارند. امروز ۹ شرکت بزرگ حوزهی هوش مصنوعی شامل آلفابت، آمازون، متا، مایکروسافت، انویدیا، اوراکل، اسپیسایکس، برودکام و AMD حدود ۵۹۵ میلیارد دلار بدهی بلندمدت در ترازنامههای رسمی خود دارند؛ اما محاسبات والاستریت ژورنال در آگوست ۲۰۲۶ نشان داد که آنها ۳٫۱ تریلیون دلار تعهد و بدهی دیگر را خارج از ترازنامههای خود انباشتهاند.
بدهیهای سوداگرانه دیتاسنترهای هوش مصنوعی، در قالب بستههای مالی جدید به صندوقهای بازنشستگی و صندوقهای موقوفه دانشگاهی فروخته میشوند
برای اینکه ببینید بدهیهای پنهان چطور مهندسی میشوند، بهسراغ یکی از مستندترین پروندههای گزارش، یعنی پروژهی دیتاسنتر عظیم شهر ابیلین در ایالت تگزاس میرویم که نویسندگان، آن را «کیک لایهای شرکتی» مینامند. در بالاترین لایهی کیک، شرکت OpenAI قرار دارد که از تراشههای انویدیا در دیتاسنتر ابیلین برای آموزش مدلهایش استفاده میکند؛ اما مالک ساختمان یا تراشهها نیست؛ بلکه آنها را با پولی که از سرمایهگذارانی چون سافتبانک و خود انویدیا گرفته، از اوراکل اجاره کرده است.
در لایهی بعدی، کاشف بهعمل میآید که اوراکل هم که برای جانماندن از قافله، تعهد خرید میلیاردها دلار تراشه را به انویدیا داده؛ مالک دیتاسنتر ابیلین نیست و آن را از یک شرکت ابری نوظهور یا نئوکلاد بهنام Crusoe Energy اجاره کرده است و ماجرا وقتی عجیبتر میشود که بدانیم خود Crusoe هم مالک کامل پروژه نیست!
شرکت Crusoe بههمراه غول اعتبارات خصوصی، Blue Owl Capital و یک صندوق زیرساخت دیجیتال، یک «شرکت کاغذی» یا نهاد با اهداف ویژه (SPV) تأسیس کردهاند. سه شریک، ۵ میلیارد دلار پول نقد گذاشتهاند و این نهاد هم ۱۰ میلیارد دلار از بانک جیپیمورگان چیس وام میگیرد تا دیتاسنتر را روی زمینی متعلق به شرکت ششمی بهنام Lancium بسازد؛ همان شگردی که پیشتر در رسوایی ورشکستگی انران در سال ۲۰۰۱ دیده شده بود.
شرکتهای هوش مصنوعی بخش زیادی از بدهیشان را خارج از ترازنامه نگه میدارند
بهطور مشابه، متا نیز بدهی دیتاسنتر ۲۶میلیارددلاری خود در لوئیزیانا را با همکاری Blue Owl و پیمکو بهنام نهادی با اهداف ویژه ثبت کرد تا در ترازنامهی رسمی شرکت دیده نشود.
بخش بزرگی از بدهیهای خارج از ترازنامه در قالب اجارههای بلندمدت و تعهد خرید در سالهای آینده پنهان شدهاند. تعهدات اجارهی دیتاسنتر پنج غول فناوری از زمان انتشار چتجیپیتی در اواخر ۲۰۲۲ تا میانهی ۲۰۲۶ یازده برابر شد و از ۱٫۱ تریلیون دلار گذشت.