حلقههای اتصال در جهان نابینایان؛ از شعر و غزل تا ورزش و سفر
اگر همین فردا دیگر چشمهایتان جایی را نبیند چطور باید با این موضوع کنار بیایید؟ چطور باید به قدمهای بعدی ادامه دهید؟
اگر همین فردا دیگر چشمهایتان جایی را نبیند چطور باید با این موضوع کنار بیایید؟ چطور باید به قدمهای بعدی ادامه دهید؟
چطور کار کردن با لپتاپ را یاد بگیرید؟ چطور خط بریل را و چطور زندگی را؟ هزاران فرد نابینا و کمبینا در کشور گروههای مختلفی تاسیس کردهاند که تبدیل به حلقههای اتصال بین آنها شده است. هر کدام برای کاری، گروه سنی، شهری و مکانی.
سارا یوسفی، بلاگر و فعال حوزه نابینایان، درباره مواجهه اولیه افراد با آسیب بینایی و مسیر رسیدن به پذیرش میگوید که گروههایی مانند «مشاوران همسان» تشکیل شدهاند تا به این افراد کمک کنند. یوسفی توضیح میدهد که مشاوران همسان افرادی هستند که خودشان چالش نابینایی را تجربه کردهاند و پس از گذراندن دورههای آموزشی تخصصی، به کسانی که به تازگی بینایی خود را از دست دادهاند مشاوره میدهند تا بتوانند با شرایط جدید سازگار شده و دوباره به زندگی عادی و اجتماع برگردند .
آنها به کسانی که بهتازگی بینایی خود را از دست دادهاند مشاوره میدهند تا بتوانند دوباره به زندگی عادی برگردند
به گفته یوسفی، اگرچه سازمانهایی مانند بهزیستی وجود دارند، اما توانبخشی و پذیرش روحی نیازمند اینگونه حمایتهای همسان و غیررسمی است.
در بخش ساختاری و تشکلها، سهیل معینی، مدیر تشکلهای نابینایان، که پیش از این سالها سردبیر روزنامه محبوب «ایران سپید» بوده است در گفتوگو با زومیت به تشریح وضعیت انجمنها در کشور میپردازد.
به گفته معینی، در حال حاضر حدود ۶۰ تشکل و انجمن نابینایان در سطح شهرستانها و استانها فعالیت میکنند که در یک شبکه ملی تلاش میکنند صدای واحد جامعه نابینایان باشند و مطالبات قانونی و ملی را از طریق دولت و مجلس پیگیری کنند. معینی اشاره میکند که البته با وجود این شبکهها، کشور در این زمینه با نقایصی روبهروست؛ از جمله این که در همه شهرستانها انجمن وجود ندارد و مراكز توانبخشی ویژه نابینایان با چالشهای جدی مواجه هستند.
انجمن «موج نور» در استان اصفهان سالهاست به تولید خودآموزهای صوتی و فایلهای آموزشی نرمافزارهای رایانهای و گوشی برای نابینایان میپردازد
او تاکید میکند که باید مراکزی در شهرهای مختلف وجود داشته باشد تا افراد مجبور نشوند برای دریافت خدمات پایه توانبخشی به شهرهای بزرگتر مهاجرت کنند. همچنین معینی اشاره میکند که پیشتر تنها روزنامه بریل جهان یعنی «ایران سپید» در ایران منتشر میشد که متاسفانه از سال ۱۴۰۰ انتشار نسخه بریل آن متوقف شده است .
در زمینه نحوه یادگیری کار با لپتاپ و ابزارهای هوشمند، هر دو مصاحبهشونده به نقش پررنگ گروههای کوچک آنلاین و تخصصی اشاره میکنند. به گفته سهیل معینی، نرمافزارهای صفحهخوان مانند سیستمعامل متنباز NVDA برای کامپیوتر و قابلیتهایی مثل TalkBack در گوشیهای سامسونگ و VoiceOver در اپل، دستگاهها را کاملا گویا میکنند تا فرد نابینا مانند یک فرد بینا از تمامی امکانات آن استفاده کند.
انجمن «موج نور» در استان اصفهان سالهاست به تولید خودآموزهای صوتی و فایلهای آموزشی نرمافزارهای رایانهای و گوشی برای نابینایان میپردازد. همچنین ماهنامه «نسل مانا» به صورت صوتی، الکترونیکی و بریل منتشر میشود و ستونهای تخصصی آموزشی برای یادگیری نرمافزارها و مهارتهای جدید دارد. از سوی دیگر، جوانان نابینای متخصص مدرس این نرمافزارها شدهاند و در انجمنها کلاسهای آموزشی برگزار میکنند. مثلا یک فرد نابینا در شیراز همین آموزشها را به جامعه خود میدهد.
از سوی دیگر سارا یوسفی به زومیت میگوید همه فضاهای آموزشی لزوما سازمان و نهاد و گروه نیستند. گاهی یک ارتش یکنفره به جماعتی از نابینایان کمک میکند.
به گفته او، این شبکههای تکنفره هستند که عمدتا تلاش میکنند که اتفاقی را رقم بزنند. مثلا برای اطلاعرسانیها کانال «محله نابینایان» را دارند و کانالهای تلگرامی و گروههای واتساپی دیگر مانند گروه «ویپس» مرجع اخبار، فیلمهای توضیحدار شده و فایلهای آموزشی برای آنها هستند.
یوسفی تاکید میکند که اگرچه حضور در کلاسهای آموزشی برای یادگیری پایه کار با لپتاپ و صفحهخوانها لازم است، اما مهمترین عامل رشد فرد نابینا «جستجوگری» (سرچ کردن) است. به باور او، با رشد روزافزون فناوریهای کمکی و هوش مصنوعی، فردی که رویکرد پژوهشی داشته باشد میتواند پاسخ بسیاری از نیازهای خود را شخصاً پیدا کند.
علاوه بر مباحث آموزشی، نابینایان در زمینههای زیست اجتماعی و هنری نیز فعال هستند. به گفته سهیل معینی محفل ادبی «غزل سپید» که در بخش نابینایان کتابخانه پارک شهر تهران برگزار میشود، محلی است که شاعران نابینا از تهران و سایر شهرستانها (به صورت آنلاین) دور هم جمع میشوند و شعرهای خود را دور هم میخوانند. انجمنهای مشابه این در برخی شهرهای دیگر هم وجود دارد.
سارا یوسفی میگوید که اجتماعات و فعالیتهای مجازی به تجربههای سفر دستهجمعی میان افراد نابینا و کمبینا و گاهی افراد بینا هم منجر شده است که نقش مهمی در پویایی و کیفیت زندگی آنها دارد.
این حلقههای اتصال که بخش زیادی از آنها به صورت غیررسمی و خودجوش شکل گرفتهاند، همان پاسخی هستند که سارا یوسفی و سهیل معینی بر آن تاکید دارند: نابینایان از طریق همین شبکهها و آموزشهای متقابل به یکدیگر متصل میشوند تا مسیر زندگی، کار و حضور در جامعه را هموارتر سازند.