پرش به محتوای اصلی

حماسه نیل یانگ با مرگ و میر

آتلانتیک۱۴۰۵ شهریور ۲۷, جمعه، ساعت ۱۵:۳۰حدود 6 دقیقه مطالعه

در ابتدا گوش دادن، آهنگ جدید نیل یانگ به نام Soon I Might Be Going مانند یک تکان غم انگیز سر در گرم و ترامپی 2020 به نظر می رسد. گیتارهای الکتریک با شکوه آهسته آتش کمپ در حال مرگ می سوزند. صدای زاغ خروس یانگ خسته و خشن به نظر می رسد. او از یک رئیس جمهور در تلویزیون می خواند که کاخ سفید قدیمی را خراب می کند. او کریسمس را در کوه‌های راکی ​​توصیف می‌کند که مانند تابستان گرم است، در طی آن «ابرهایی که قبلا…

در ابتدا گوش دادن، آهنگ جدید نیل یانگ به نام Soon I Might Be Going مانند یک تکان غم انگیز سر در گرم و ترامپی 2020 به نظر می رسد. گیتارهای الکتریک با شکوه آهسته آتش کمپ در حال مرگ می سوزند. صدای زاغ خروس یانگ خسته و خشن به نظر می رسد. او از یک رئیس جمهور در تلویزیون می خواند که کاخ سفید قدیمی را خراب می کند. او کریسمس را در کوه‌های راکی ​​توصیف می‌کند که مانند تابستان گرم است، که در طی آن «ابرهایی که باران می‌باریدند / بادگیر و عجیب هستند». او متوجه ماشین‌های جدید در خیابان، ساختمان‌های جدید در شهرش می‌شود و احساس می‌کند که واقعیت شروع به شبیه شدن به داستان کرده است.

اما این یک نوحه برای حال حاضر نیست - یا حداقل نه تنها این. یک خط به یک فیلم "جدید" به نام دزد دریایی زرشکی اشاره می کند که در سال 1952 اکران شد، زمانی که یانگ حدود 7 ساله بود. در آن زمان، رئیس‌جمهور در تلویزیون هری ترومن بود که خودش بر بازسازی کاخ سفید نظارت داشت. یانگ 80 ساله می تواند یک کریسمس گرم را از دوران کودکی به یاد بیاورد. او شباهت‌هایی را بین روزهای اولیه‌اش و اکنون فهرست می‌کند – از جمله این حس که «انقلاب در راه است/مثل یک مبارز با مشت».

یانگ خود نماد انقلابی است که بیبی بومرها را در مقابل بزرگترهایشان قرار داد - اما در تمام طول این مدت، او بیشتر به پیوندهای بین نسل‌ها علاقه داشت. او با صدایی ترکیبی از معصومیت گروه کر-پسر و تجربه کابوی فرسوده، احساسات شناخت بین مرد جوان و پیرمرد، کودک و والدین، مدرن و تاریخی را به تصویر کشید. دیسکوگرافی او، مملو از دنباله‌ها و فراخوان‌ها، بین سکوت عامیانه و بی‌رحمی راک حرکت کرده است، به گونه‌ای که کمتر شبیه پیشروی یک داستان است تا چرخه فصل‌ها.

همانطور که او یک بار روی صحنه گفت، موسیقی او "همه یک آهنگ است". اکنون آخرین آلبوم استودیویی او، Second Song، تجربه ای خاص از سفر در زمان را ارائه می دهد.

در زمانی که بسیاری از معاصران او خروجی خود را کاهش داده اند، یانگ بیقراری نوجوانی را حفظ کرد. در 10 سال گذشته حداقل 13 آلبوم جدید به ارمغان آورده است - برخی با آهنگ های تازه نوشته شده، برخی با آهنگ های کشف شده، برخی با ضبط های زنده - و همچنین تعدادی از مجددا و پروژه های غیرموسیقی. او با اتخاذ مواضع مهم در اخبار ماندگار شد، مثلا با بیرون کشیدن موسیقی خود از Spotify به مدت دو سال در اعتراض به پلتفرم شدن جو روگان، در حالی که روزنامه آنلاینی به نام NYA Times Contrarian داشت (عنوان اخیر: «الون ماسک – در میان شرورترین میلیاردرها»).

طرفداران سرسخت ادامه دادند، اما جادوی اواخر دوره او این است که بدون توجه به اینکه چه کسی به او توجه می کند، اتفاق می افتد. ممکن است در هر نقطه‌ای، یک ضبط مجدد از یک شاهکار پروتوگرانج، کتابی درباره فناوری صوتی با کیفیت بالا، یا یک آهنگ خوب در مورد اعمال ناشایست سفیدپوستان پیدا کنید.

اما آلبوم جدید یانگ - دومین تلاش استودیویی او با کروم هارتز، گروهی که در سال 2024 و زمانی که گروه دیرینه اش، Crazy Horse، شروع به کار کرد، تشکیل داد - یک نقطه عطف جزئی به نظر می رسد. شاید به این دلیل است که به مرگ و میر به گونه‌ای اشاره می‌کند که برای هنرمندی که اوایل امسال تور خود را متوقف کرده بود، به این دلیل است که به گفته او «به بدن من گوش می‌داد» (او اکنون دوباره اجرا می‌کند). یا شاید به این دلیل است که آلبوم به طور غیرعادی منسجم به نظر می رسد.

یانگ به خاطر چیزی که همکارم جیمز پارکر زمانی آن را «زیبایی‌شناسی بسیار تکامل‌یافته و بسیار منضبط نیمه‌سوختگی» می‌نامید، پربار باقی مانده است. (خود یانگ برخی از کلاسیک‌ترین اشعار خود را به‌عنوان «بی‌هوایی» رد کرده است.) اولین آلبوم Chrome Hearts، در سال 2025، Talkin to the Trees، مجموعه‌ای متنوع از طرح‌های کوتاه و پر سر و صدا بود. آهنگ دوم متفاوت است: ابزار دقیق، زمان‌های اجرا طولانی، هدف واحد. او توضیح می‌دهد که در «روز پس از روز»، «چیزی هست که می‌خواهم بگویم و آهسته بگویم».

[ بخوانید: چه اتفاقی می افتد وقتی یک ستاره راک محبوب خسته می شود؟ ]

در بازکن، «لبه مه‌آلود زمان»، نبض ثابت یک پیانو با لیس‌های گیتار که به نظر می‌رسد به سمت عقب می‌نوازند، ترکیب می‌شود و حس یک حس واهی را ایجاد می‌کند. تورهای جوان در طول زندگی‌اش، کنار هم قرار دادن نکات برجسته (مانند تولد سه فرزندش) با «برآمدگی‌های سر راه». سپس او به آهنگی می رسد که کمی خنده دار خوانده می شود: "الکل / الکل". اثر این است که به طرز وحشتناکی چیزی را که ممکن است مانند یک تمرین مه آلود و احساسی به نظر برسد، روشن می کند. در طول آلبوم، مشاهدات خیره کننده با مشاهدات مسخره یا به وضوح نوشته شده مخلوط شده است.

رویکرد خلاقانه و بداهه معروف یانگ (یا، بله، نیمه کاره) یکی از چیزهایی است که او در حال بررسی آن است: در «آهنگ دوم»، او با «یک ملودی و یک قافیه» در سرش از خواب بیدار می‌شود و می‌افزاید: «کلمات به جلو افتادند».

با این حال، مقیاس آن سقوط حماسی است. «روز پس از روز» هفت دقیقه‌ای فهرستی از مناسبت‌های معمولی است: درست کردن قهوه، گوش دادن به چکه‌های آب شدن برف، معاشرت با همسرش، داریل هانا. یک ریف آکوستیک درایو می‌کند و یک ارگ زمزمه می‌کند، در حالی که بخش ریتم زمان را کاملا ثابت نگه می‌دارد، گاهی اوقات عقب می‌افتد. گوش دادن روشی را متبلور می کند که یکنواختی زندگی می تواند یک موهبت باشد. با انباشته شدن پیش پاافتادگی های آهنگ، درک این موضوع که دیر یا زود، روتین باید به پایان برسد، بیشتر می شود.

او این فکر را در 9 دقیقه «به زودی ممکن است بروم» به صراحت بیان می کند، که در آن شباهت بین گذشته و حال به عنوان اطمینان خاطر است که «اگر برای دیدن آن اینجا نباشم / به این معنی نیست که از بین رفته است». اما برای یانگ، همیشه معترض، پذیرش گذر زمان با شانه انداختن در برابر آن یکسان نیست. او در عنوان آهنگ (بیش از 11 دقیقه)، نسل های جوانی را توصیف می کند که خوش بینی والدین خود را در سن خود انکار می کنند. یانگ آواز می خواند و هجای آخر را تکان می دهد و می خواند: "خیلی چیزها در اطراف ما تغییر کرده است / اما ما می توانیم به نحوی آن را بازگردانیم."

علاوه بر این سفرهای خاطره‌ای - و یک کتاب کوتاه برای هانا - این آلبوم شامل دو ضبط مجدد از آهنگ‌هایی است که او در اوایل زندگی حرفه‌ای‌اش نوشته بود، قبل از رسیدن به ستاره. آهنگ 1964 "I'll Love You Forever" که با گروه نوجوانش Squires خوانده شد، یک ادای احترام به بیچ بویز بود. نسخه جدید یک آهنگ کانتری فرسوده با لمس درخشش گرمسیری است.

همان‌طور که یانگ قول می‌دهد تا ابد به یک معشوق ارادت داشته باشد - عهد و پیمانی که در سن او نشان‌دهنده چیزی متفاوت از زمانی است که برای اولین بار آن را نوشت - او راهی را نشان می‌دهد که راهپیمایی دهه‌ها می‌تواند معنای ساده‌ترین ترانه‌های غزلی پاپ را تغییر دهد. اما آنچه شگفت‌انگیزتر است این است که چگونه آهنگ تغییر نکرده است - چگونه در طول دوره‌ها، در میان انواع صداها، همان مغز در کار بوده و به راز ابدیت فکر می‌کند.

خواندن متن کامل در آتلانتیکبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شود
متن اصلی (انگلیسی)

Neil Young’s Epic Reckoning With Mortality

At first listen, Neil Young’s new song “Soon I Might Be Going” comes across like a sad shake of the head at the hot and Trumpy 2020s. Electric guitars fizzle with the slow majesty of a dying campfire; Young’s rooster-crow voice sounds tired and hoarse. He sings of a president on TV tearing down the old White House. He describes a Christmas in the Rockies that’s warm as summer, during which “the clouds that used to…

همه‌ی اخبار سیاست