خبرسازان: استودیو ما کریستیانا ماس در مورد ساخت موزه برای دنیای داغتر و گرانتر
من فکر می کنم ارتباط بیشتر با طبیعت و تعامل هنر و طبیعت در حال تبدیل شدن به موضوع کار است.»
موزه روح غربی در اسکاتسدیل، آریزونا، زمانی که معمار کریستیانا ماس شروع به طراحی کرد، پیشنهاد عجیبی بود. یک سایت وجود داشت که توسط شهر ارائه شده بود، اما پول زیادی نداشت. حتی یک مجموعه دائمی هم وجود نداشت. همانطور که ماس می گوید، ساختمان باید مانند "سوپ سنگ" کنار هم جمع شود.
کار کرد. این موزه که توسط شرکت مستقر در فینیکس Moss Studio Ma طراحی شده است، همچنین به عنوان Western Spirit: Scottsdale’s Museum of the West نیز شناخته می شود، در سال 2015 افتتاح شد و در سال اول به یکی از شعبه های اسمیتسونیان تبدیل شد. اما شاید مهمتر از آن این بود که شروع به جذب مجموعه ها کرد – تعداد زیادی از آنها. چیزی که در ابتدا عمدتا به عنوان یک موسسه وام دهنده تصور می شد، اکنون بیش از 3000 اثر و اشیاء تاریخی را در خود جای داده است و مجموعه رو به رشد آن آشناترین مشکلات موزه را ایجاد کرده است: جایی که همه چیز را قرار دهیم.
در مارس امسال، موزه مرکز لوئیس ساندز چهارم را افتتاح کرد، یک توسعه 12 میلیون دلاری که توسط استودیو ما طراحی شده است. حدود 12000 فوت مربع مساحت موزه را به 55000 فوت مربع رساند و با چهار نمایشگاه برگرفته از مجموعههای خصوصی بزرگ، از جمله اولین نمایش عمومی آثار مجموعه ادی باشا، افتتاح شد.
برای ماس، یکی از سه مدیر مؤسس استودیو ما در استودیو ما، این پروژه همچنین نمایش مفیدی است از آنچه موزهها اکنون از معماران میخواهند انجام دهند. ساختمان اصلی با استفاده از بتن شیب دار ساخته شد، روشی ارزان که معمولا با مراکز تجاری نواری و فروشگاه های بزرگ مرتبط است. استودیو Ma از آن برای تحویل ساختمانی به موزه استفاده کرد که تقریبا یک سوم قیمت سازههای مشابه قیمت داشت، سپس محدودیتهای صحرای آریزونا را به بخشی از خود معماری تبدیل کرد.
دنده های عمیق نما را از خورشید سایه می اندازند. شیشه به مقدار کم استفاده می شود. یک حیاط نور روز را به ساختمان می آورد. و آب جمعآوریشده از سیستم مکانیکی و بارانهای فصلی بهطور قابلتوجهی راه خود را در موزه باز میکند.
این رویکرد به ویژه در زمانی که از موزهها خواسته میشود کارهای بیشتری را با کمتر انجام دهند، مرتبط به نظر میرسد. ماس هنوز معتقد است موزه ها باید زیبا و حتی نمادین باشند. اما «اثر بیلبائو»، این ایده که پس از افتتاح نمایشگاه گوگنهایم بیلبائو اثر فرانک گری در سال 1997 مطرح شد، مبنی بر اینکه یک ساختمان موزه تماشایی میتواند به خودی خود به مقصد تبدیل شود و حتی شهری در اطراف خود را متحول کند، حفظ آن دشوارتر است. ماس استدلال میکند که معمارانی که امروزه کار میکنند باید در مورد انرژی، هزینههای عملیاتی، سازگاری و آنچه برای یک ساختمان دههها پس از بریدن روبان اتفاق میافتد، فکر کنند.
او گفت: «شما باید به نوعی مورد تجاری آن را ثابت کنید.
ARTnews با ماس در مورد ساخت موزه ای مانند یک فروشگاه بزرگ، طراحی برای بیابان، آنچه که او با بازگشت به همان ساختمان یک دهه بعد آموخته است، و اینکه چگونه موزه ها شروع به تجدید نظر در مورد آنچه معماری باید برای آنها انجام دهند، صحبت کرد.
این مصاحبه برای وضوح و شفافیت کمی ویرایش شده است.
ARTnews: شما موزه اصلی وسترن اسپریت را در سال 2015 طراحی کردید و اکنون برای توسعه بازگشته اید. از تماشای یک دهه عملکرد ساختمان چه آموختید؟
کریستیانا ماس: زمانی که ما شروع به کار کردیم آنها هیچ مجموعه ای نداشتند. واقعا در ابتدا طوری طراحی شده بود که تقریبا یک موزه قرض دهنده باشد. طراحی گالری ها ویژگی بسیار کمی داشت، زیرا قرار بود بسیار انعطاف پذیر باشد. سپس، با دستیابی به کارهای بیشتر، مشخص شد که آنها به فضاهایی نیاز دارند که انواع خاصی از اشیا و نقاشی ها را در خود جای دهد. این بخشی از چالش طراحی برای توسعه شد.
این بسط اساسا حول مجموعه هنرهای غربی ادی باشا طراحی شده بود. او یک مجموعه واقعا نفیس داشت، واقعا برجسته، و آن را به موزه هدیه داد. یکی دیگر از اهداکنندگان جلو آمد و هزینه ساخت این مجموعه را پرداخت کرد. بنابراین بین این دو نفر، این یک هدیه بزرگ بود، و اضافه شده به طور خاص در اطراف آن مجموعه طراحی شده بود.
بنابراین به نوعی شما دو موزه متفاوت طراحی کردید: اولی بدون مجموعه و دومی در اطراف یک.
این درست است. اکنون، ذخیره سازی چالش بعدی است. چیزی که در مورد مسیر موزه شگفت انگیز است این است که این موزه به عنوان مکانی پیش بینی شده بود که داستان غرب را روایت کند و به موزه هنر برجسته غربی تبدیل شود. از نظر جذب کلکسیونرها برای هدیه دادن به مجموعه هایشان، بسیار موفق بوده است. مجموعه آن به سرعت در حال رشد است، زیرا مردم واقعا به سمت آن کشیده می شوند، چه مجموعه داران محلی و چه کلکسیونرهای ملی.
نمای بیرونی وسترن اسپیریت: موزه غرب اسکاتسدیل، با روکش فلزی فرسوده که بر فراز درختان صحرا بلند شده و در حالی که بازدیدکنندگان در خارج از موزه قدم میزنند، محوطهسازی شده است.
شما یک بار موزه را به عنوان "ساختمان سوپ سنگی" توصیف کردید. منظورت از اون چی بود؟
زمانی که ما شروع کردیم، آنها هیچ مجموعه ای نداشتند. این سایت توسط شهر هدیه داده شده بود و واقعا هیچ بودجه ای وجود نداشت. شهر Scottsdale برای یک اوراق قرضه خارج شد و بودجه برای هسته و پوسته موزه دریافت کرد. سپس بنیادی که موزه را اداره می کند، در حالی که ساختمان در حال ساخت بود، پول را برای فضای داخلی جمع آوری کرد. و حتی قبل از اینکه کارمان تمام شود، آنها قبلا یک مجموعه هدیه دریافت کرده بودند. بنابراین واقعا تکه تکه جمع شد.
روش ساخت و ساز مورد استفاده شما، بتن شیب دار، چیزی است که ما معمولا با ساختمان های تجاری مرتبط می کنیم. چگونه آن را به موزه تبدیل کردید؟
از آنجایی که این یک پروژه با بودجه شهرداری بود، بودجه بسیار چالش برانگیزی داشتیم. برای هسته و پوسته، ما 190 دلار در هر فوت مربع برای فاز یک داشتیم. ما آن را به عنوان یک قرارداد طراحی و ساخت انجام دادیم، بنابراین مستقیما از طریق طراحی با پیمانکار کار کردیم و به ما گفتند که تنها راهی که میتوانیم از عهده آن برآییم این است که آن را مانند یک ساختمان بزرگ، مانند والمارت، بسازیم. ما مجبور بودیم از همان روشهای ساخت و ساز مانند Sam’s Club استفاده کنیم که به معنای تیرچههای بتنی و فولادی کجشده بود. ما گفتیم: "بسیار عالی. ما این کار را می کنیم."
ما متوجه شدیم که راهی برای دادن شخصیت به آن و ایجاد احساس در جایگاهش این است که در مورد مادیات خشن باشیم. ما دنده های بسیار اغراق آمیزی و عمیق در بتن ساختیم. ما به آن سایه زنی می گوییم. تا آنجا که ممکن است ساختمان را سایه می اندازد که در بیابان کار خوبی است. دنده ها همچنین دنده های ساگوارو [کاکتوس] را تداعی می کنند.
و برخی از ظاهر آن بتن به طور تصادفی اتفاق افتاده است؟
فکر میکردیم دندهها نسبتا تمیز بیرون میآیند. اما وقتی پیمانکار برای برداشتن قالب رفت، گیر کرد و شروع به ترک خوردن کردند. وقتی نتیجه را دیدیم، گفتیم: "این زیباست. فقط بگذارید ترک بخورد." آن را بسیار ارگانیک تر و خشن تر کرد. آن بافت به نوعی تصادف بود و با این حال به یکی از مشخص ترین ویژگی های ساختمان تبدیل شد.
موزه ها به دلیل اشیاء درونشان به کنترل آب و هوای زیادی نیاز دارند. آیا آن مدل تغییر می کند؟
تحولاتی در جهت داشتن دامنه کمی وسیع تری از تحمل وجود داشته است. استانداردهایی برای کارآمدتر کردن موزه ها در مصرف انرژی ایجاد شده است. اما واقعا با این واقعیت شروع می شود که ما اشیاء حساس داریم. عایق سازی پاکت خود تا حد امکان و کاهش میزان دریافت گرمای مستقیم خورشیدی از نظر کاهش انرژی مورد نیاز برای نگه داشتن موزه در محدوده دما و رطوبت مناسب بسیار زیاد است.
وقتی طراحی غیرفعال خوبی داشته باشید بسیار کمک می کند: آن را سایه بزنید، خود سایه بزنید. شیشه را فقط در نمای شمالی ساختمان و فقط در نواحی گردش قرار دهید. واقعا مسئولیت پذیر بودن و دقت در استفاده از شیشه کمک بزرگی کرد. ما در حدود 35 تا 40 درصد از انرژی یک موزه معمولی مصرف می کنیم.
نمای حیاط در وسترن اسپیریت: موزه غرب اسکاتسدیل، نمای بتنی آجدار موزه، دیوارهای فولادی فرسوده، و محوطه سازی را نشان می دهد.
آیا موزهها سؤالات متفاوتی نسبت به 10 یا 15 سال پیش از معماران میپرسند؟
من فکر میکنم مسئولیت بزرگی مبنی بر مباشرت و انعطافپذیری بیشتر نهادها در برابر تغییر شرایط اقتصادی وجود دارد. انجام کارهای بیشتر با کمتر به یک موضوع تبدیل شده است. دستیابی به چیزی که نمادین است در حالی که آن را به شیوه ای مسئولانه و مقرون به صرفه انجام می دهیم، چیزی است که مشتریان را بیشتر و بیشتر به سراغ ما می آورند. ما احساس مسئولیت عمیقی نسبت به ارائه ایده هایی داریم که واقعا پایدار و انعطاف پذیر هستند تا مؤسسات رشد کنند.
برای مدتی، به نظر میرسید که ایده غالب اثر بیلبائو باشد: موزهای بسازید که به اندازه آنچه داخل آن است جذاب باشد. آیا از آن دور می شویم؟
من فکر می کنم ما هنوز هم به داشتن تجربیات شگفت انگیز و هیجان انگیز، همیشه معتقدیم. اما آنها باید در احساس مسئولیت مالی ریشه داشته باشند. برای انجام آن سطح از سرمایه گذاری، باید مورد تجاری آن و معیارها را ثابت کنید. استفاده مجدد مسئولانه از ساختمان ها و استفاده مجدد تطبیقی واقعا موثر بخشی از آن است. من فکر میکنم مردم در حال حاضر این احساس مسئولیت را حتی بیشتر از قبل احساس میکنند.
با وجود اینکه در مکانی که آب کمیاب است، در موزه غرب بسیار قابل مشاهده است. چرا؟
این برای داستان آب واقعا مهم بود که بخشی از موزه باشد. ما چگالش را از سیستم مکانیکی جمع آوری می کنیم. در فصل باران های موسمی، زمانی که رطوبت بیش از حد داریم، از آن به همراه آب ناشی از باران استفاده می کنیم. آن را جمع می کنیم و به حیاط کانال می دهیم. یک ویژگی به نام دیوار گریه در وجه شمالی حیاط وجود دارد و آب ظاهر می شود و از روی دیوار فولادی Cor-Ten می چکد. این نماد تنش های اطراف آب در جنوب غربی است.
سپس میتوانید حرکت آن را از طریق حیاط از طریق یک سری رولها، به داخل یک منطقه کاشتهشده، زیر ساختمان و به میدان جلویی ببینید. این در مورد استفاده از ساختمان به عنوان وسیله نقلیه ای است که از طریق آن داستان هایی از مکان آن تعریف می شود. کمبود، به ویژه در اطراف آب، همیشه بخشی از داستان ما بوده است.
چندین پروژه موزه دارید که هنوز در دست بررسی هستند. بدون نام بردن، آیا می بینید که ایده هایی تکرار می شوند که به شما می گوید طراحی موزه به کجا می رود؟
من فکر می کنم ارتباط بیشتر با طبیعت و تعامل هنر و طبیعت در حال تبدیل شدن به موضوع کار است. همچنین میتوانم بگویم که فضاسازی برای فناوری، گفتگوی بیشتر با فناوری، بدون به خطر انداختن تجربه فردی شما از یک اثر هنری، موضوع دیگری است. من این تجربه شگفت انگیز را در بازدید از موزه هنر دانشگاه پرینستون با یک متصدی اروپایی داشتم. احساس می کردم در یک بعد از ظهر یک ترم کامل تاریخ هنر را گذرانده ام. اگر مردم بتوانند در مدت زمان کوتاه تری به آن نوع یادگیری باورنکردنی دسترسی داشته باشند، بسیار بزرگ است.
توانایی هدایت دانش متصدیان و ترجمه آن برای افرادی که از فناوری استفاده می کنند می تواند شگفت انگیز باشد. اما ما هم باید به شما اجازه دهیم که هنر ببینید و بدون اکران و میانجیگری در فضای هنر باشید. ایجاد تعادل در آن یک چالش طراحی فوق العاده خواهد بود.
متن اصلی (انگلیسی)
Newsmakers: Studio Ma’s Christiana Moss on Building Museums for a Hotter, More Expensive World
"I think connecting more to nature and the interplay of art and nature is becoming a theme of the work."