خطرات ذهن خوانی در تنگه تایوان
بدون گفتوگوی مستمر بر سر تایوان، پکن و واشنگتن هر دو در برابر برداشتهای نادرست خطرناک از نیات یکدیگر آسیبپذیر هستند.
کمتر از دو هفته قبل از سفر پرمخاطره شی جین پینگ، رئیس جمهور چین به واشنگتن، پکن تهدید کرده بود در صورت موافقت ایالات متحده با فروش بیشتر تسلیحات به تایوان، نشست برنامه ریزی شده با دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده را لغو خواهد کرد. علیرغم سکوت کاخ سفید در مورد فروش تسلیحات، فرستاده ارشد این کاخ در تایپه هفته گذشته تامین صلح در تنگه تایوان را «یکی از اولویتهای اصلی آن» برای ایالات متحده خواند.
در زیر این تبادل معمول لفاظی، مشکلی همیشگی نهفته است: با وجود تمام توجهی که پکن و واشنگتن به تایوان اختصاص میدهند، ارتباطات پایدار بر سر این موضوع همچنان ضعیف است. در حالی که هر دو طرف نسخه خود را از ابهام استراتژیک اعلام میکنند، بسیاری از آنچه برای ارتباط به دست میآید در عوض از طریق بیانیههای عمومی، فروش تسلیحات، استقرار نظامی و تمرینها صورت میگیرد. در نتیجه، ذهن خوانی استراتژیک به بخشی عادی از رابطه تبدیل شده است.
اما حدس زدن مداوم می تواند بیشتر از تشدید قضاوت، مفروضات را سخت کند و دقیقا نوعی از محاسبات نادرست را ایجاد کند که بحران را به سمت درگیری سوق می دهد. با وجود تمام اختلافاتشان، نه پکن و نه واشنگتن از این خطر مصون نیستند. به نظر می رسد پکن در بازی ذهن خوانی مزیتی دارد. بر خلاف چین، ایالات متحده بسیاری از اصطکاک داخلی خود را در معرض دید عموم قرار میدهد: موضوعاتی مانند هزینههای دفاعی، ذخایر تسلیحاتی و ساخت و ساز صنعتی آشکارا مورد بحث و بررسی قرار میگیرند.
دشواری آشکار واشنگتن در بسیج منابع و هماهنگی تلاشهای متحدان بر سر اوکراین و ایران، در برابر سیاست داخلی که به طور فزایندهای از هم گسیخته میشود، به راحتی میتواند به عنوان شاهدی بر افول قدرت آمریکا خوانده شود. این تصور احتمالا به محاسبات پکن در مورد تایوان وارد شده است، جایی که یکی از سختترین سؤالات این نیست که آیا ایالات متحده توانایی مداخله را دارد یا خیر، بلکه این است که آیا به اندازه کافی سریع انجام میدهد تا روند یک بحران را شکل دهد.
بنابراین، استراتژیستهای چینی ممکن است وسوسه شوند که نشانههای ناکارآمدی سیاسی آمریکا و تاخیرهای بسیج را به عنوان شواهدی علیه مداخله به موقع ایالات متحده در نظر بگیرند. پیش از این، مشاوران برجسته دولت چین بر موانع عملی مداخله به موقع ایالات متحده، از گلوگاههای تولید دفاعی ناشی از جنگ در اوکراین گرفته تا اتکای واشنگتن به پایگاههای متحدان و پشتیبانی لجستیکی، تاکید کردهاند. اما پیشینه نشان می دهد که چنین قرائتی می تواند به طور خطرناکی ناقص باشد.
در خلال بحران تنگه تایوان در سالهای 1995-1996، گزارشها حاکی از آن است که پکن واکنش محدود واشنگتن به مانورهای نظامی قبلی چین را به عنوان مدرکی برای محدود کردن خود به اعتراض دیپلماتیک تفسیر کرد. در عوض، با تشدید تنشها، دولت کلینتون با استقرار دو گروه جنگی ناو هواپیمابر به سمت تایوان، به شدت خطرات را افزایش داد و طبق گزارشها، پکن را غافلگیر کرد. کسانی که در پکن به تمایل واشنگتن برای مداخله شک دارند، ممکن است از مزیتهای نظامی رو به رشد چین در نزدیکی خود اطمینان بیشتری پیدا کنند.
اما هشدار گستردهتر همچنان اعمال میشود: الگوهای آشنای خویشتنداری آمریکا میتوانند به محض تغییر مخاطرات سیاسی، به راهنمای غیرقابل اعتماد تبدیل شوند. اگر پکن محدودیتهای قابل مشاهده بر قدرت آمریکا را با پیشبینی قابلاعتماد رفتار ایالات متحده در مورد تایوان اشتباه بگیرد، میتواند پیش از برانگیختن واکنش غیرمنتظرهای، فضای کافی برای اجبار را بیش از حد برآورد کند. عدم تقارن اطلاعاتی واشنگتن را حداقل به همان اندازه به ذهن خوانی وابسته می کند. جستوجوی «زمانبندی» چینی برای تصرف تایوان به چیزی شبیه یک صنعت کلبه تبدیل شده است.
برخی ارزیابیها بر سال 2027 متمرکز شدهاند، زمانی که شی به ارتش آزادیبخش خلق (PLA) دستور داد تا به اهداف مهم مدرنسازی دست یابد. دیگران اکنون به چرخه انتخابات 2028 تایوان نگاه می کنند. برخی دیگر افق بسیار طولانی تری را از پیوند اتحاد پکن با «جوان سازی ملی»، هدفی مرتبط با سال 2049، استنباط کرده اند. گسترش تاریخ های رقابتی نشان می دهد که خارجی ها تا چه اندازه نسبت به منطقی که در واقع تصمیمات پکن در مورد تایوان را هدایت می کند، نامطمئن هستند. این عدم اطمینان به طور طبیعی واشنگتن را به سمت آنچه می تواند مشاهده کند سوق می دهد.
فعالیتهای نظامی چین در اطراف تایوان یک نماینده آشکار ارائه میدهد: فراوانی و مقیاس مانورها و گشتها همگی برای سرنخهایی در مورد نیات پکن بررسی میشوند. با این حال، تفسیر این سیگنالها سختتر میشود، نه آسانتر، زیرا چین سرعت بالاتری از فعالیت نظامی در اطراف جزیره را عادی میکند. همین تمرین میتواند بهعنوان سیگنالدهی اجباری، آمادهسازی اضطراری، و تمرین برای عملیاتهایی که پکن روزی تصمیم بگیرد – یا ممکن است – اجرا نکند، به یکباره عمل کند. نتیجه یک ابهام ناراحت کننده است.
فعالیت فشرده تر PLA لزوما تصمیم به استفاده از زور را نشان نمی دهد، در حالی که فعالیت معمول ممکن است تغییر معنی داری را در قصد پنهان کند. هنگامی که رفتار استثنایی عادی می شود، واشنگتن خطر خواندن سیگنال ها را در هر دو جهت دارد: دیدن اقدام قریب الوقوع در جایی که فقط اجبار وجود دارد، یا نادیده گرفتن تغییر واقعی در نیات پکن به عنوان تمرینی دیگر. خطر بزرگتر این است که این دو شکل از اشتباه خوانی می توانند یکدیگر را در یک بحران تقویت کنند.
اگر پکن انتظار دارد واشنگتن به آرامی پاسخ دهد، ممکن است با این باور که هنوز جا برای مانور وجود دارد، اجبار را بیشتر پیش ببرد. واشنگتن، با مشاهده تشدید تنش شدیدتر از حد انتظار، ممکن است آن را به عنوان شاهدی بر این که پکن در حال حاضر از آستانه سیاسی عبور کرده است تعبیر کند و با قدرت بیشتری پاسخ دهد. این پاسخ به نوبه خود می تواند پکن را متقاعد کند که مداخله ایالات متحده قریب الوقوع است و فضا را برای خویشتن داری در هر دو طرف تنگ می کند. بحران بعدی زمان کمی برای مرتب کردن سیگنال از قصد باقی خواهد گذاشت.
به همین دلیل است که ارتباطات سیاسی و نظامی پایدار - که اکنون در بحبوحه تعامل در سطح بالا بین شی و ترامپ دوباره شروع به احیاء شده است - باید حتی در غیاب اعتماد استراتژیک عمیقتر دنبال شود، حتی اگر تنها برای تقویت بازدارندگی و کاهش خطر اشتباه محاسباتی باشد. تماس منظم به هر دو طرف این فرصت را می دهد تا توضیح دهند که چه اقدامات خاصی قرار است منتقل شوند، یاد بگیرند که چگونه آن اقدامات دریافت می شوند و تفسیرهای خطرناک را قبل از شروع شکل دادن به حرکت بعدی تصحیح کنند.
پکن و واشنگتن به نظارت نزدیک یکدیگر در سراسر تنگه تایوان ادامه خواهند داد. آنها همچنین باید راهی برای خود بگذارند تا بپرسند واقعا چه چیزی می بینند.
متن اصلی (انگلیسی)
The Perils of Mind-Reading in the Taiwan Strait
Without sustained dialogue over Taiwan, Beijing and Washington are both vulnerable to dangerous misreadings of each other’s intentions.