داغه یا نه؟ سرنوشت اقتصاد به پاسخ کوین وارش به یک سوال کلیدی بستگی دارد
نفت نزدیک به 110 دلار، بازدهی 5 درصدی خزانه داری، رونق سرمایه گذاری در هوش مصنوعی و تورم سرسخت سوالی را که فدرال رزرو سال هاست با آن مواجه نبوده را احیا کرده است: آیا آمریکا بیش از حد گرم می شود؟
اسکات بسنت، وزیر خزانه داری، هفته گذشته در حالی که از رویکرد مداخله جویانه دولت در بازار اوراق قرضه دفاع می کرد، به معامله گران گفت: «من اکنون خانه هستم. او افزود که درباره اقدامات بعدی سیاستگذاران «اطلاعات نامتقارن» دارد و سرمایهگذاران را جرأت میکند: «اگر بخواهید علیه من شرطبندی کنید».
در روز چهارشنبه، کوین وارش، رئیس فدرال رزرو ممکن است به طور موثر طرف دیگر شرط را بگیرد.
تابستان گرم آمریکا بود. نفت داغ است و در حدود 110 دلار در هر بشکه است. بازده اوراق قرضه نیز داغ است: بازدهی 10 ساله خزانه داری به بالای 5 درصد رسیده است، در حدود بالاترین سطح خود از سال 2007. بازارهای اعتباری نیز داغ هستند: صدور بدهی دلاری ایالات متحده برای تامین مالی هوش مصنوعی و توسعه مرکز داده تا ماه جولای به 308 میلیارد دلار رسید. و تمام این استقراض در حال رقابت با بدهی ملی ایالات متحده است که کمتر از یک ماه پیش از 40 تریلیون دلار گذشت. سهام، علیرغم چند روز سخت، هنوز حدود 11 درصد در سال جاری افزایش یافته است. این در حالی است که تورم بالای 3 درصد باقی مانده است.
همه این گرما را کنار هم بگذارید، و فدرال رزرو به سوالی که در سه سال اخیر به طور جدی با آن مواجه نشده است، خیره شده است: آیا واقعا اقتصاد ایالات متحده بیش از حد گرم می شود؟ بازارها شرط میبندند که فدرال رزرو فکر میکند پاسخ حداقل «شاید» باشد. معامله گران قیمت روز چهارشنبه را با اطمینان تقریبا یک چهارم افزایش داده اند.
اما اینکه چهارشنبه برابر با یک بار اصلاح دوره است یا شروع یک چرخه سختگیرانه جدید بستگی به این دارد که دقیقا چه چیزی اقتصاد آمریکا را داغ می کند. آخرین باری که فدرال رزرو شروع به افزایش نرخ کرد، در مارس 2022، فدرال رزرو جروم پاول در نهایت نرخ پایه خود را در طی 16 ماه 525 واحد افزایش داد.
محمد الاریان، استاد کار وارتون و مشاور ارشد اقتصادی در آلیانز، شور و نگرانی فعلی را در روز سه شنبه X به چهار سوال تجزیه و تحلیل کرد: آیا اختلالات عرضه نفت همچنان ادامه دارد و چین به طور بالقوه به عنوان یک "مصرف کننده نوسان" عمل می کند؟ آیا اسکات بسنت، وزیر خزانه داری، مجددا برای تأثیرگذاری بر بازدهی بلندمدت مداخله می کند یا خیر. آیا صعود این هفته ثابت میکند که «یک و تمام شده» یا شروع یک چرخه. و اینکه چگونه بازارها وعده عظیم هوش مصنوعی را در مقابل خطرات عظیم آن متعادل می کنند.
سوال نهایی این است که آیا دوره تورمی که در حال تجربه آن هستیم به دلیل انباشت غیرمعمول شوک های عرضه است یا شواهدی مبنی بر اینکه تقاضای کل خیلی سریع است که اقتصاد نمی تواند آن را مدیریت کند.
جان هیلسنراث، خبرنگار سابق فدرال رزرو وال استریت ژورنال و بنیانگذار Serpa Pinto Advisory، در اردوگاه گرمای بیش از حد سقوط می کند. شواهد او از معیارهای مورد علاقه او ناشی می شود: تولید ناخالص داخلی اسمی، ارزش کل دلاری آنچه اقتصاد تولید می کند، بدون تعدیل تورم. او به فورچون گفت که تولید ناخالص داخلی اسمی حدود 6 درصد نسبت به سال قبل در سه ماهه اول و بیش از 6.5 درصد در سه ماهه دوم رشد داشته است.
اگر اقتصاد هر سال حدود 2 درصد کالاها و خدمات بیشتری تولید کند و فدرال رزرو بخواهد قیمت ها حدود 2 درصد افزایش یابد، رشد اسمی حدود 4 درصد تعادل خواهد بود. در 6 درصد یا 7 درصد، چیزی باید ارائه شود: یا آمریکا رونق بهره وری غیرعادی را باز کرده است، یا تقاضای زیادی برای مقدار مواد تولید شده وجود دارد.
هیلسنراث گفت: «به نظر می رسد که اقتصاد بیش از حد گرم می شود. او به چند دلیل تقریبی اشاره کرد: کسری بودجه فدرال که حدود 6 درصد تولید ناخالص داخلی دارد، رونق تاریخی سرمایه گذاری در هوش مصنوعی، و تأثیرات تاخیری 175 واحد کاهش نرخ بهره در سال های 2024 و 2025 که همه به یکباره رخ می دهد.
اما گلدمن ساکس اقتصاد تقریبا مخالف را می بیند. اقتصاددانان آن استدلال می کنند که اصلا «مورد اقتصادی قوی» برای پیاده روی وجود ندارد. «ردیاب گلوگاه» آنها به دنبال محدودیتهای ظرفیت کارخانه، کمبود نیروی کار و فشار دستمزدها است - علائم معمول گرمای بیش از حد. اما این محدودیتها اکنون کمی کمتر از قبل از همهگیری شیوع یافتهاند، مگر برای چند صنعت که به شدت با رونق هوش مصنوعی مرتبط هستند.
گلدمن استدلال میکند که بسیاری از افزایش تورم امروز ناشی از تعرفهها و سایر شوکهای عرضه است که نرخهای بهره بالاتر برطرف نمیشوند. اقتصاددانان آن نوشتند: «اقتصاد بیش از حد گرم نشده است، که دلیل معمول افزایش نرخ است.»
به همین دلیل الاریان به هر چهار عامل به عنوان علامت سوال اشاره کرد. نفت میتواند یک شوک موقت عرضه باشد که بدون کمک فدرال رزرو از بین میرود، یا یک اختلال مداوم که به انتظارات تورمی منجر میشود. بازار اوراق قرضه می تواند کار فدرال رزرو را انجام دهد، زیرا 10 سال 5 درصد هزینه های استقراض را افزایش می دهد. یا افزایش بازدهی می تواند هشداری باشد مبنی بر اینکه تورم، کسری بودجه و صدور بدهی در حال قوی شدن هستند.
و سپس هوش مصنوعی وجود دارد. اگر صدها میلیارد پولی که به مراکز داده سرازیر میشود، بهرهوری را افزایش میدهد، «محدودیت سرعت» 2 درصدی قدیمی میتواند بسیار کم باشد. اما در کوتاهمدت، همین رونق یک شوک تقاضای سرمایهگذاری عظیم است که به طور فزایندهای از طریق بازارهای اعتباری تأمین مالی میشود و در میان شرکتهایی که آنقدر ثروتمند هستند متمرکز میشود که افزایش یک چهارم واحدی دیگر ممکن است به سختی برنامههای آنها را تغییر دهد.
وزارت خزانه داری Bessent که بیش از این تصمیم را در پیش گرفته است، علیرغم این واقعیت که می داند فدرال رزرو در نظر دارد در پایان کوتاه مدت، بازپرداخت بدهی های با تاریخ طولانی تر را افزایش داده است. این باعث میشود که این دو مؤسسه بازی طناب کشی را در بخشهای متفاوتی از یک منحنی بازده انجام دهند.
این داستان در ابتدا در سایت Fortune.com منتشر شد
متن اصلی (انگلیسی)
Hot or not? The economy’s fate rests on Kevin Warsh’s answer to one key question
Oil near $110, 5% Treasury yields, an AI investment boom and stubborn inflation have revived a question the Fed hasn’t faced in years: Is America overheating?