دالی پارتون، گلوریا استاینم و چرا سوگواری یک سلبریتی اینقدر شخصی است
لیزا مک کارتی می نویسد: تحقیقات نشان داده اند که سوگواری با هم سودمندتر از انجام آن بدون کمک است.
طرفداران از نقاشی دیواری دالی پارتون در شیکاگو در 26 اوت 2026 بازدید می کنند. —اسکات اولسون—گتی ایماژ
اخیرا، جهان به طور جمعی در سوگ از دست دادن غیرمنتظره چندین چهره عمومی مشهور، از دالی پارتون و گلوریا استاینم گرفته تا باب مکی و تیم کاری، سوگواری کرده است. مرگ آنها ضربه سختی به طرفداران، دنبال کنندگان و همکاران صنعتی وارد کرده است و ادای احترام آنها در فضای مجازی پخش می شود.
اگرچه این سلبریتی ها در درجه اول برای ما روی صفحه نمایش یا روی صحنه ظاهر می شوند، بسیاری از مردم به دلیل تأثیر معناداری که بر زندگی آنها داشته اند احساس می کنند که آنها را شخصا می شناسند. در مجله Current Opinion in Psychology اینها به عنوان روابط فرااجتماعی یا "ارتباطات اجتماعی-عاطفی غیر متقابل" با چهره های عمومی و افراد مشهور شناخته می شوند.
وقتی یک شخصیت عمومی یا سلبریتی می میرد، ما به طور جمعی غمگین می شویم. به گفته جینا موفا، درمانگر غم و اندوه و نویسنده کتاب، حرکت به معنای رها کردن نیست، این اتفاق زمانی می افتد که گروه بزرگی از مردم همزمان عزاداری می کنند. موفا میگوید: «این میتواند احساس شود حتی اگر آنها هرگز آن فرد یا جامعه را نشناختند یا مستقیما تحت تأثیر رویداد قرار نگرفته باشند». و محدود به درگذشت چهره های عمومی و افراد مشهور نیست. بسیاری از مردم پس از 11 سپتامبر، سندی هوک، کووید-19 و سیلهای نپال خسارت مشترکی را تجربه کردند.
در این لحظه فرهنگی کنونی، ما شاهد تلاقی سوگ جمعی با پدیدهای روانشناختی به نام سوگ فرااجتماعی هستیم. به گفته اولیویا ورهولست، رواندرمانگر و استاد دانشگاه نیویورک، این میتواند زمانی اتفاق بیفتد که یک حس آشنایی یک طرفه با یک شخصیت عمومی پس از مرگ وجود داشته باشد. ورهولست میگوید: «برای اینکه احساسات واقعی باشند، نیازی نیست که روابط متقابل باشند. "از دست دادن چیزهای زیادی را برای همه ما به ارمغان می آورد، مهم نیست به چه شکلی باشد، خواه شوک، ناباوری، یا رویارویی با مرگ و میر خودمان."
یک مطالعه کوچک در سال 2025 در مجله Acta Psychologica نشان داد که اندوه فرااجتماعی می تواند بر سلامت روان تأثیر منفی بگذارد و می تواند به مکانیسم های مقابله ای ناسالم مانند مصرف مواد منجر شود.
در مقایسه با اندوه فردی، سوگ مشترک پراکنده تر است. موفا توضیح میدهد: «آیینهایی که ما به آنها تکیه میکنیم، مانند تجربیات مراسم تشییع جنازه و تعطیلی سنتی، ندارد. بنابراین، هنگامی که افراد مشهور یا شخصیت های عمومی می میرند، اکنون معمول است که به صورت آنلاین پست کنید و در بخش نظرات با سایر سوگواران شرکت کنید. به این ترتیب بخش های نظرات به یادبود عمومی تبدیل می شوند.
پس از درگذشت استاینم، مردم با گذاشتن گل و کارت در بیرون از خانه او، قدردانی و ناراحتی خود را ابراز کردند. وقتی پارتون درگذشت، طرفداران آیفون خود را با چراغ قوه روشن در طول کنسرت هری استایلز در مدیسون اسکوئر گاردن در حالی که آهنگ او با نام "I Will Always Love You" پخش می شد، به دست گرفتند. هر دوی این ادای احترام حضوری در رسانه های اجتماعی پخش شد و به طور گسترده به اشتراک گذاشته شد.
ورهولست استدلال می کند که مهم ترین تفاوت در غم و اندوه متقابل «شاهد شدن» آن است و می تواند اعتبار بیشتری نسبت به اندوه فردی ارائه دهد. او میگوید: «با توجه به اینکه انسانها اساسا برای اتصال سیمکشی شدهاند، این حس گستردهتر از دست دادن مشترک میتواند از بسیاری جهات آرامشبخش باشد».
سوگ مشترک ایده جدیدی نیست. قدمت آن به قرن ها قبل برمی گردد. برخی از نمایانترین بازنماییها در دهههای اخیر، سرازیر شدن حمایتها پس از مرگ پرزیدنت جان اف کندی، کشیش دکتر مارتین لوتر کینگ جونیور و پرنسس دایانا بوده است. در مراسم تشییع جنازه او، حدود یک میلیون نفر به صورت حضوری و تقریبا 2.5 میلیارد بیننده آن را از تلویزیون تماشا کردند.
جامعه اغلب افراد سوگوار را تحت فشار قرار می دهد تا از دست دادن های خود عبور کنند، و آنها را برای بهبودی قبل از آماده شدن عجله می کند، که می تواند منجر به این شود که افراد بیشتری به تنهایی مبارزه کنند. اما در فرهنگ کنونی ما، سوگ مشترک به طور گسترده پذیرفته شده است. موفا میگوید: «رسانههای اجتماعی به نوعی «مراسم تدفین مدرن» تبدیل شدهاند، فضایی که مردم میتوانند به صورت آنلاین گرد هم بیایند، بدون اینکه موانع جغرافیای فیزیکی مانعی در راه باشد. "برای بسیاری از مردم، این مکان اصلی است که عزاداری در حال حاضر برگزار می شود."
تحقیقات نشان داده است که سوگواری با هم سودمندتر از انجام آن بدون کمک است. یک بررسی متا از سال 2022 در ژورنال Frontiers in Psychology، نظریه جوشش جمعی را مورد بحث قرار می دهد، عبارتی که توسط جامعه شناس امیلی دورکیم ابداع شده است، زیرا به شیوه های عزاداری، یادبودهای عمومی و داستان سرایی عمومی پس از از دست دادن یک شخصیت عمومی مربوط می شود. این «وضعیت شدید فعالسازی عاطفی مشترک و احساس وحدت» میتواند به افراد کمک کند در درازمدت با دیگرانی که درد آنها را درک میکنند، ارتباط برقرار کنند.
موفا میگوید: «وقتی استاینم و پارتون چند روز از همدیگر گذشتند، بخشهای نظرات به مکانهایی برای تجمع واقعی تبدیل شدند و به یکدیگر میگفتند که این زنان چگونه زندگیشان را شکل دادهاند. این احساس را کمتر منزوی کرد و بیشتر شبیه چیزی بود که به جای تنهایی در کنار یک جامعه حمل میکردند.
کار با یک درمانگر، به ویژه برای درمان شناختی رفتاری، نیز می تواند موثر باشد. درمان میتواند به افراد فضای امنی بدهد تا در مورد ناراحتی صحبت کنند و احساسات از دست دادن شخصی را که شخصا نمیشناختند، با تأیید و بدون شرم آشکار کنند. این می تواند بینش بیشتری در مورد وضعیت عاطفی فرد ارائه دهد تا ببیند آیا غم و اندوه حل نشده یا طولانی مدت وجود دارد یا خیر.
یکپارچه سازی روش مفید دیگری است. موفا پیشنهاد میکند یک مراسم کوچک به افتخار آن شخص ایجاد کنید، مانند پخش موسیقی، خواندن کتابهای او، یا تماشای مجدد یک کلیپ ویدیویی مورد علاقه. سپس، بنویسید که آن شخص برای شما چه معنایی داشته است، نه اینکه چه معنایی برای دنیا داشته است و در مورد آن با کسی صحبت کنید. او میافزاید: «این میتواند اعتبار و اتصال را به جای اینکه آن را به تنهایی حمل کند، فراهم کند. در واقع، یک مطالعه اخیر در مجله Death Studies در سال 2026 نشان داد که به اشتراک گذاشتن احساسات، مراسم و آیینها «حسسازی، همبستگی و شفابخشی» را در عزاداری مشترک ارائه میدهد.
در حالی که اینها راههای موثری برای کنترل درد هستند، اما تنها راهها نیستند. این کلیدی است که آنها را با نیازهای خود منطبق کنید و تعیین کنید چه چیزی برای شما مفید است.
ورهولست خاطرنشان کرد: یک ایده قدیمی وجود دارد مبنی بر اینکه اندوه در مراحل ثابتی رخ می دهد که به نوعی خطی است. اما، او می گوید، واقعا هیچ مرحله جهانی برای بهبودی از دست دادن وجود ندارد و هیچ راه درستی برای غمگین شدن وجود ندارد.
گاهی اوقات بهترین راه برای عزاداری با هم بودن است.
متن اصلی (انگلیسی)
Dolly Parton, Gloria Steinem, and Why Grieving a Celebrity Feels So Personal
Research has found grieving together is more beneficial than doing so without help, writes Lisa McCarty.