پرش به محتوای اصلی

دانیال اسماعیلی‌فر در «لایو 360»؛ برای بازی در جام ملت‌های آسیا تمام تلاشم را می‌کنم

فوتبال ۳۶۰۱۴۰۵ مهر ۷, سه‌شنبه، ساعت ۰۱:۰۰حدود 15 دقیقه مطالعه

مدافع 33 ساله تراکتوری‌ها با انگیزه و نگاهی خاص از شانس خودش برای رسیدن به جام ملت‌های آسیا 2027 صحبت کرد.

به گزارش فوتبال 360، دانیال اسماعیلی‌فر یکی از آن بازیکنانی است که طی سال‌های اخیر بارها مسیر فوتبالش را در سطح اول ایران تغییر داده، اما همواره در جمع مدعیان باقی مانده است. مدافع کناری‌ای که پس از تجربه حضور در سپاهان و پرسپولیس، حالا یکی از مهره‌های باتجربه تراکتور محسوب می‌شود و در تیمی که در لیگ بیست‌وچهارم به قهرمانی رسید، نقش مهمی برعهده داشت.

اسماعیلی‌فر طی سال‌های اخیر بارها در کوران رقابت برای قهرمانی قرار گرفته و حالا با تراکتور باید در چند جبهه برای رسیدن به اهداف بزرگ این باشگاه بجنگد. حضور در مسابقات داخلی و آسیایی شرایط متفاوتی برای او ساخته است.

با این حال، اسماعیلی‌فر پس از پایان جام جهانی 2026 تا حدودی امیدش را برای رسیدن دوباره به پیراهن تیم ملی و تجربه حضور در چنین تورنمنتی از دست داده است. مدافعی که طی سال‌های اخیر یکی از بازیکنان مهم فوتبال ایران بوده و در قهرمانی تیم‌هایش در لیگ برتر نیز نقش داشته است. او در «لایو 360» میهمان عادل فردوسی‌پور بود و درباره شرایط تراکتور، مصدومیت مهدی ترابی، تیم ملی، شجاع خلیل‌زاده، علیرضا بیرانوند، حضور جواد نکونام روی نیمکت تراکتور و البته شرایط خودش صحبت کرد. گفت‌وگوی جذاب اسماعیلی‌فر را در ادامه می‌خوانید.

*13 سال است که در لیگ بازی می‌کنی و هر جا بودی، تیمت مدعی بوده. امسال هم برای چهارمین قهرمانی در لیگ تلاش می‌کنی؟

بله، ولی خیلی سخت است. الان حرف زدن از قهرمانی واقعا سخت است و شاید حتی توهین به رقبا باشد. فصل طولانی‌ای پیش روی ماست و شرایط سختی را تا همین‌جا پشت سر گذاشته‌ایم. چند هفته با 14-13 بازیکن به بازی‌ها رسیدیم و اصلا فکر نمی‌کردیم شرایط این‌طور شود.

جدای از مسائل فنی، نبود مهدی ترابی هم خیلی به تیم آسیب زد. او از نظر انرژی و شخصیت، بازیکن مثبتی است. ما قبل از بازی با شمس‌آذر و استقلال خوزستان او را با عصا دیدیم و همین موضوع روی روحیه ما هم تأثیر گذاشت. دردی که خودش در عضله و رباطش احساس می‌کرد، ما هم از ته دل حس می‌کردیم. نبود او به ما ضربه زد، چون مهدی در هر تیمی بازیکنی بدون جانشین است.

*با کی‌روش زمانی صحبت می‌کردم و می‌گفت از ایران دو بازیکن خیلی راحت باید در اروپا بازی کنند؛ یکی مهدی طارمی و یکی مهدی ترابی، اما می‌گفت ترابی تنبل است.

مهدی روحیه و انگیزه زیادی برای برگشت دارد و خیلی زود هم برمی‌گردد. ما کادر پزشکی خوبی داریم و خود مهدی هم قول داده همکاری کند تا هرچه سریع‌تر به تیم برگردد. واقعا از نظر فنی و روحی به او نیاز داریم و امیدوارم خیلی زود دوباره کنار ما باشد.

*در لیگ 13 گل و 19 پاس گل داشتی. بهترین آمار فوتبالت هم در همین تراکتور بوده. خودت کدام مقطع را بهترین دوره فوتبالت می‌دانی؟

فوتبالم چند فاز مختلف داشته است. اوایل خیلی جوان بودم و آقای یحیی گل‌محمدی و آقای مجتبی حسینی من را تحمل کردند، چون واقعا چیز زیادی بلد نبودم. بعد از آن شرایط جدیدی را در سپاهان تجربه کردم و در پرسپولیس هم دوباره همه‌چیز تغییر کرد و توانستیم سه‌گانه بگیریم.

با آقای اسکوچیچ هم به یکی از بهترین شرایط فوتبالی‌ام رسیدم. البته فقط من نبودم و کل تیم فصل خیلی خوبی داشت. فوتبالی که بازی می‌کردیم به شکلی بود که تماشاگر خسته نمی‌شد. اگر به جای 90 دقیقه، 200 دقیقه هم بازی می‌کردیم، فکر نمی‌کنم خسته می‌شدند. انگیزه تیم خیلی بالا بود و خود آقای اسکوچیچ هم این حس را داشت و به نوعی می‌خواست خودش را ثابت کند. واقعا از فوتبال لذت می‌بردیم و دوره خیلی خوبی بود.

بازی کردن در تراکتور برای من راحت‌تر از بازی در پرسپولیس و استقلال است. اگر هوادار بفهمد که تو تمام توانت را می‌گذاری، تو را می‌پذیرد. حتی اگر بازیکن ضعیفی باشی اما تمام تلاشت را بکنی، هوادار تو را پس نمی‌زند و اتفاقا حمایتت می‌کند.

آمار سلامتی‌ام را چک می‌کنند. من یک‌بار هم به اردو رفتم. به نظرم آدم‌ها همیشه حق را برای خودشان می‌دانند و همه چیزهای خوب را حق خودشان می‌دانند. اگر با یک بازیکن لیگ سه هم صحبت کنید، می‌گوید حقش دعوت شدن به تیم ملی است.

من یک‌بار در یک برنامه این حرف را زدم که من را ببینید و احساس کردم شاید کمی بی‌انصافی باشد. دور از مرام و معرفت است که بخواهم درباره تیم ملی نقدی داشته باشم. وقتی وارد یک خانواده می‌شوی، شرایط و فضایی را می‌بینی که شاید کسی بیرون از آن خانواده متوجهش نشود. مسائل و اتفاقاتی وجود دارد که از بیرون مشخص نیست.

وقتی کسی به تو اعتماد کرده، تو را وارد آن خانواده کرده و گفته که به دردت می‌خورم، به نظرم درست نیست بعد از بیرون آمدن از آن فضا علیه آن صحبت کنی. اگر به خاطر یک اردو یا یک تورنمنت بخواهی انتقاد کنی، شاید بیشتر شبیه خودخواهی باشد و حتی بی‌معرفتی در حق کسی باشد که یک‌بار به تو اعتماد کرده است.

من گفته بودم دوست دارم به تیم ملی دعوت شوم، اما هیچ‌وقت از مربی خودم انتقاد نمی‌کنم چون به نظرم حرکت درستی نیست. حتی تعریف کردن بیش از حد هم درست نیست؛ چون ممکن است حس چاپلوسی بدهد و من این حس را دوست ندارم. از طرف دیگر، انتقاد کردن هم شاید این معنا را بدهد که من بهتر از سرمربی می‌فهمم.

به من اعتماد شد، بازی ملی انجام دادم و این فضا را لمس کردم. دوست داشتم در تیم ملی بازی کنم و هر بازیکنی دوست دارد جام جهانی را تجربه کند. این بزرگ‌ترین حس دنیاست. اما اگر به جام جهانی نرسی، دنیا تمام نمی‌شود. بازیکنی که به جام جهانی می‌رود، همان کسی است که کنار تو بازی کرده و اگر بخواهی بگویی این تیم ملی به درد نمی‌خورد، از نظر انسانی برای من آزاردهنده است.

با حرف زدن نباید گفت چه چیزی حق من است. من اصلا نگفتم حقم چیست. آمار، مهم‌ترین مدافع هر آدمی است. دنیا تمام نشده؛ سه ماه تا جام ملت‌ها مانده و بازی‌های زیادی پیش رو داریم. من تلاشم را می‌کنم. در پرسپولیس یک مثال می‌زدیم که می‌گفتیم یک درصد شانس داری، اما باید 100 درصد امید داشته باشی. من هم بالای یک درصد شانس دارم! دو سال قبل هم در همین برنامه گفتم؛ توپ فوتبال گرد است و مسیر خودش را پیدا می‌کند.

*همان برنامه هم صحبتی درباره علی نعمتی داشتی.

علی واقعا حقش است و بازیکن زحمتکشی است. من قبلا در برنامه خود شما، زمانی که نعمتی نیمکت‌نشین پرسپولیس بود، گفتم اگر علی نعمتی دفاع وسط باشد، حتما در جام جهانی بازی می‌کند. او بازیکن خوبی است، به‌خصوص کنار شجاع خلیل‌زاده.

شجاع خیلی صحبت می‌کند و دلیلش هم این است که بیش از حد تلاش می‌کند. وقتی با شجاع بازی می‌کنی، دلیلی ندارد به مساوی و باخت فکر کنی. در همه بازی‌ها با او باید برای بردن بروی. شجاع پدل بلد نیست، اما وقتی صحبتش می‌شود خودش را نفر اول می‌داند! او رکن اصلی تراکتور است و اگر نبود، شرایط ما خیلی سخت‌تر می‌شد.

شجاع با حضورش خیلی از مسائل را حل می‌کند. اگر یک روز فشار روی تیم باشد، هم از نظر فنی و تاکتیکی نقش مربی را بازی می‌کند، هم کاپیتان است، هم رفیق و هم داداش. او یک کاپیتان واقعی است. با احترام به قاسم حدادی‌فر و آقای رجب‌زاده که بهترین کاپیتان‌های دوران فوتبالی من بوده‌اند، شجاع خلیل‌زاده هم یکی از بهترین کاپیتان‌هایی است که با او کار کرده‌ام.

*کمی باید حواسش به ادبیاتش باشد دیگر. مثلا در بازی‌ها که صدا قطع است، صدایش پخش می‌شود و خیلی جالب نیست.

شرایط بازی است. آنجا دیگر خبری از این حرف‌ها نیست. وقتی عامیانه با دوستان‌تان صحبت می‌کنید، مثلا عزیزم و فلان می‌گویید؟ یک لحظه است. به خودش بگویید، می‌خندد. شجاع خیلی شیرین است و هیچ‌وقت از بودن کنارش خسته نمی‌شوید. این حرف‌ها هم بیشتر از سر دلسوزی است. ما خودمان همیشه از دست شجاع می‌خندیم.

*یک روز هم باید یک گفت‌وگویی با هم داشته باشیم!

شجاع بعد از آن اتفاق آمد و طوری صحبت کرد که کسی در ورزشگاه علیه شما حرف نزند. واقعا همه چیز را آرام کرد. کار سختی است که یک بازیکن در سن شجاع، در همه مسابقات و تورنمنت‌ها با این حجم از فشار بازی کند. او با وجود این فشار، همچنان بازی می‌کند و مسئولیت‌های زیادی برعهده دارد.

خودش هم نمی‌داند. من علیرضا را بعد از این قضیه ندیدم. ما خودمان هم چیزی نمی‌دانیم و فکر نمی‌کنم کسی در ایران واقعا بداند چه اتفاقی قرار است بیفتد.

*علیرضا واقعا بازیکن باهوشی است و هوشش را در همان گل بازی با گل‌گهر هم نشان داده. خودت هم روی آن گل تأثیر داشتی.

یکی از نکاتی که آقای نکونام به ما گفت، درباره کرنرها بود. به ما گفت هنگام اعلام کرنر خیلی جلو نیایید، چون احتمال دارد داور اوت اعلام کند. دقیقا همین نکته را اول فصل به ما گفته بود و قبل از بازی هم دوباره تأکید کرد.

ما همه فهمیدیم چه اتفاقی افتاده است. من از بازیکنان گل‌گهر عقب‌تر بودم و وقتی علی توپ را کاشت، فقط من و امیرحسین حسین‌زاده آنجا بودیم.

*تو هم مثل علیرضا از پرسپولیس به تراکتور رفتی، ولی آن‌قدر زیر فشار نرفتی.

میزان محبوبیت، نحوه جدایی و شرایط ما در باشگاه با هم فرق داشت. علی محبوب‌تر از من بود. او قرارداد داشت و رفت و در آن مقطع هم گلر اول تیم ملی بود و سالیان سال در تیم بازی کرده بود. من بازیکن بی‌آزاری بودم و در سکوت جدا شدم. این چند سال هم در تراکتور کسی را اذیت نکردم.

تصمیم علی ناخواسته بود و فشار زیادی روی او آمد. کیفیت علی بیرانوند بالاست و خودتان هم می‌بینید که هنوز شماره یک تیم ملی است.

*جواد نکونام خیلی صحبت می‌کند و تو هم که لب خط هستی، فکر می‌کنم خیلی اذیت می‌شوی!

آقا جواد که آمد، ما اصلا فرصت نکردیم با هم صحبت کنیم. قبل از شروع لیگ آمد و هنوز حتی یک تمرین کامل برای ایشان انجام نداده بودیم. بیشتر درگیر ریکاوری بودیم تا تمرین کردن. مجبور است صحبت کند! گیر نمی‌دهد و سریع هم می‌کشد بیرون.

این‌قدر دیدگاه و ایده دارد که نمی‌تواند خودش را کنترل کند. در یک صحنه ممکن است یک لحظه 20 نکته بگوید. اصلا صحبتی برای پیش‌فصل با هم نداشتیم.

صبح روزی که آقای نکونام آمد. یعنی تا زمانی که ایشان را ندیدم، فکر می‌کردم قرار است با آقای ربیعی کار کنیم.

هیچ‌وقت فرصت تشکر کردن از آقای ربیعی نشد. او خیلی زحمت کشید و وقت گذاشت. داشت متد خودش را پیش می‌برد و هر مربی سبک خودش را دارد. تیم ما شرایط سختی داشت؛ برخی بازیکنان تازه از جام جهانی آمده بودند و بعضی‌ها هم شش ماه فوتبال بازی نکرده بودند. شرایط جذب بازیکن هم مهیا نبود. حالا نمی‌دانیم چرا از تیم جدا شد، اما به هر حال برای او آرزوی موفقیت دارم.

*با آمدن نکونام، شرایطتان در بین مدعیان بهتر شده. به نظرم تیم شما می‌تواند تا هفته پایانی در کورس قهرمانی لیگ باشد. با آمدن نکونام یک وزن و پرستیژ جدید به لیگ اضافه شده. شما هم پرسپولیس و سپاهان، دو رقیب اصلی و مستقیم‌تان را شکست داده‌اید.

روز اولی که آقای نکونام آمد، تکلیفش را مشخص کرد. 10 قانون داشت و آن‌ها را در رختکن زد و گفت مدل کاری من این است.

مثلا اگر در لیست نباشی و به ورزشگاه نیایی، پاداش آن بازی را نمی‌گیری. اگر با گوشی در رختکن صحبت کنی، جریمه می‌شوی. املت و نیمرو ممنوع است و صبحانه خوردن اجباری است. اگر کسی بد تمرین کند، دهانش سرویس است!

خودش هم خیلی تلاش می‌کند. فوتبال و فیلم زیاد می‌بیند. چون در اسپانیا بوده، دوست دارد چنین شرایطی را در تیم ایجاد کند. ما هم با این موضوع آداپته شدیم. برای ما سخت نیست که در این فضا قرار بگیریم، چون عملا کاری جز باشگاه نداریم و تمام تمرکزمان روی فوتبال است.

*مصدومیت‌ها خیلی اذیت‌تان کرده. خودت از دفاع راست رفتی وینگر چپ.

مصدوم زیاد داشتیم و مجبور بودیم. وقتی شرایط تیم این‌طور باشد، بازیکن باید در پست‌های مختلف به تیم کمک کند.

*با بازگشت مهدی هاشم‌نژاد به پست خودت برمی‌گردی؟ خودت هم پست دفاع راست را دوست داری؟

صددرصد. هاشم‌نژاد یکی از مهره‌های قهرمانی ما در سال اول بود. یک‌بار هم در یک مصاحبه گفتم اگر قرار باشد برای تماشای یک بازی در لیگ ایران بلیت بخرم، بلیت بازی‌ای را می‌خرم که مهدی در آن بازی می‌کند.

او فوتبالیست بااستعداد و تکنیکی است و پتانسیل خیلی بالایی دارد. باهوش است و ضربه خوبی هم می‌زند. وقتی برگردد، تیم ما قطعا شرایط بهتری پیدا می‌کند و تا حدی می‌تواند خلأ مهدی ترابی را هم پر کند. ما امیدواریم که خود مهدی ترابی هم هرچه زودتر برگردد.

*مهدی ترابی به خاطر تو از حضور در تیم ملی انصراف داد؟

نه، اصلا. من مسئله خاصی نبودم که بخواهد به خاطر من نرود.

بله، بازی را دیدم. به نظرم این تیم خیلی خوب بود و واقعا حیف شد که این‌طور از مسابقات کنار رفت. خودم فکر می‌کردم می‌توانند تا چهار تیم برتر هم پیش بروند. بازی با کره‌شمالی برای‌شان یک شوک بود و بعد از گلی که خوردند، شرایطشان خوب پیش نرفت. به نظرم آن بازی خیلی متفاوت با چیزی بود که از تیم امید انتظار داشتیم.

*یک ژست مورینیویی هم خداداد عزیزی گرفته و در این نقش رفته.

تیم ما چه حاشیه‌ای دارد که بخواهد خودش را به آن بکشد؟ او مدیر است و طبیعتا نقش خودش را دارد. ولی حس می‌کنم کل فوتبال کشورمان همین شده است. شرایط طوری شده که اگر حرف نزنی، انگار یک ایرادی وجود دارد و باید حتما درباره همه چیز صحبت کنی.

گاهی پیش خودم فکر می‌کنم فوتبالی که ورزشگاه درست، پول‌سازی، چمن مناسب، حق پخش تلویزیونی و شرایط درست برای لژیونر شدن ندارد و هیچ‌کدام از این مسائل سر جای خودش نیست، واقعا چه سودی دارد؟ فوتبال ما سر هیچی است!

در لیگ انگلیس حتی بین رتبه پانزدهم و چهاردهم از نظر درآمدی تفاوت وجود دارد. حالا مالک باشگاه ما خصوصی است؛ اگر قهرمان شویم چه سودی برای او دارد؟ این‌ها باید مشخص باشد. شباب‌الاهلی دوره قبل مقابل ما مساوی کرد، بعد رفت و کلی هزینه کرد و امسال آمد و ما را برد. هوادار که این تفاوت‌ها را نمی‌بیند. پارسال را دیده و با خودش می‌گوید امسال هم باید مقابل آن‌ها مساوی کنیم.

آن‌ها برای اینکه ما را شکست بدهند، حدود 30 میلیون دلار هزینه کرده‌اند. ما نه‌تنها ثابت نمانده‌ایم، بلکه در شرایطی که بقیه پیشرفت می‌کنند، پسرفت هم داشته‌ایم. دغدغه ما این شده که «VAR» چه زمانی اعلام شود یا چمن ورزشگاه چه شرایطی داشته باشد.

همین مسیر ورودی ورزشگاه خودمان را ببینید. من اگر خودم باشم، شاید اصلا نیایم! فاصله جاده تا ورزشگاه 45 دقیقه است و ماشین هم نباید وارد شود؛ یعنی باید بخش زیادی از این مسیر را پیاده بروید. اگر من مدیر یک تیم باشم، اصلا وارد چنین داستانی نمی‌شوم. دعواهای فوتبال ما خیلی وقت‌ها سر هیچ است.

*هواداران تراکتور واقعا دوست‌داشتنی هستند و همیشه همراه شما بوده‌اند. در لیگ نخبگان هم فصل گذشته عملکرد خیلی خوبی داشتید.

ما سورپرایز فصل گذشته بودیم. با تفاضل گل سوم شدیم و حتی می‌توانستیم شرایط بهتری داشته باشیم. تمام تمرکز آقای اسکوچیچ روی لیگ نخبگان بود و همه تیم هم برای این مسابقات انرژی گذاشتیم.

با تیم‌های عربستانی بازی نکردیم، اما مقابل هر هشت تیمی که به میدان رفتیم، شرایط خوبی داشتیم و نتایج آن تیم‌ها هم نشان می‌دهد سطح مسابقات چقدر بالا بود. ما شانس خوبی برای صعود داشتیم.

در شرایط عادی حتی فکر می‌کنم بازی شباب‌الاهلی را می‌بردیم. ما حتی برای آن مسابقه فرصت تمرین درست و حسابی نداشتیم. دقیقه 55 علیرضا بیرانوند اخراج شد و با یک پنالتی عجیب بازی را باختیم که به نظرم اصلا پنالتی نبود. ما دو بار بدون علیرضا مقابل آن‌ها بازی کردیم و یک‌بار هم اخراجی دادیم. با این شرایط، نتیجه می‌توانست کاملا متفاوت باشد.

نه. پستی که من دارم، خروج از ایران را واقعا سخت می‌کند. یا باید خیلی جوان باشی یا در پست دفاع میانی بازی کنی. به جز صادق محرمی، بازیکن زیادی نداشتیم که در این پست از ایران به اروپا برود و موفق هم باشد.

رامین رضاییان هم رفت، اما به نظرم مسیرش متفاوت بود. صادق محرمی در دیناموزاگرب بازی کرد، جام‌های زیادی برد و تجربه موفقی داشت. برای یک دفاع راست ایرانی، رفتن به فوتبال اروپا و موفق شدن واقعا مسیر ساده‌ای نیست.

*اینکه دو دفاع راست دارید، سخت نیست؟ بالاخره پست‌تان طوری است که اگر یکی بازی کند، دیگری باید نیمکت‌نشین باشد.

صادق شخصیت فوق‌العاده‌ای دارد و انگار نه انگار که هم‌پست هستیم. برای ما واقعا بازی کردن یکی فرقی با دیگری ندارد و مهم‌تر از همه موفقیت تیم است.

اگر الان نیمکت‌نشین شوم، دیگر دیوانه نمی‌شوم! سه سال قبل شاید شرایط فرق می‌کرد، اما الان برای من مهم‌تر از هر چیزی بردن تیم است.

البته اگر فوتبالیستی بازی نکند و ناراحت نشود، باید فوتبال را کنار بگذارد و به خانه برود. طبیعتا همه دوست دارند بازی کنند و من هم همین‌طور هستم. اما باید ببینی چه کسی بهتر از توست. اگر بازیکنی بهتر از تو وجود دارد، یعنی باید بیشتر تلاش کنی، خودت را بهتر کنی و برای رقابت آماده باشی. این بخش طبیعی فوتبال است.

صددرصد دوست داشتم تیم ملی صعود کند. بالا رفتن تعداد بازی‌های ایران در چنین تورنمنت‌هایی به نفع فوتبال و فوتبالیست‌های ماست. اگر تیم ملی همین حالا در جام ملت‌های آسیا هم موفق شود، نگاه‌ها و دیدگاه‌ها دوباره به سمت فوتبال ایران می‌آید. الان چرا همه به ژاپن نگاه می‌کنند؟ چون موفق هستند و توانسته‌اند خودشان را در سطح بالاتری نشان بدهند. موفقیت تیم ملی می‌تواند نگاه‌ها را دوباره به فوتبال ما برگرداند.

*به حسین‌زاده هم گفتم اگر قدر خودش را بداند، برود بهتر است.

امیرحسین حتی همین امسال هم به خاطر ما ماند. پیشنهاد داشت که برود. قهرمانی فقط به جامی که می‌گیری مربوط نیست؛ یک مسئله شخصیتی هم هست. اگر او لژیونر می‌شد، می‌توانست با یک شخصیت و تجربه متفاوت برگردد. به نظرم هم مهدی و هم حسین‌زاده باید بروند و لژیونر شوند. البته فعلا شرایط برای لژیونر شدن بازیکنان ایرانی واقعا سخت شده و مسیر ساده‌ای نیست، اما اگر فرصتی ایجاد شود، به نظرم باید از آن استفاده کنند.

من اشرف حکیمی و دنزل دومفریس را خیلی دوست داشتم، اما حیف شد که به رئال مادرید رفت.

فکر نمی‌کنم بتوانم یک نفر را به‌عنوان بهترین انتخاب کنم. هر کسی در مقطعی و در بخش خودش کار خودش را انجام داده است. یک بخش را آقای گل‌محمدی به من داد، یک بخش را اوسمار، یک بخش را اسکوچیچ و آقای حسینی. حتی آقای قلعه‌نویی هم باعث شدند که بتوانم در تیم ملی بازی کنم.

هر کدام از این مربیان بخشی از مسیر فوتبالی من را ساختند و چیزی به من اضافه کردند. واقعا از تک‌تک کسانی که در این مسیر کمک کردند تشکر می‌کنم؛ چون هر کسی به شکلی باعث شد دانیال بهتری شوم.

خواندن متن کامل در فوتبال ۳۶۰به زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شودهمه‌ی اخبار ورزش